گروه آموزشی علوم اجتماعی طبس


  سوالات درس اول کتاب علوم اجتماعی پیش دانشگاهی جدیدالتالیف چاپ  شهریور1391  تهیه وتنظیم : حسین بیکی مدرس استانی پیش دانشگاهی علوم اجتماعی  شهریور 91

-    جهان انسانی وجهان فرهنگی راتعریف کنید.جواب: جهانی که محصول زندگی ، اندیشه وعمل انسان است ، جهان انسانی است . به هویت فرهنگی جهان اجتماعی جهان فرهنگی گفته می شود.

2-   جهان انسانی وجهان فرهنگی چه رابطه ونسبتی با یکدیگردارند؟ جواب :  جهان فرهنگی و جهان اجتماعی بخشی از جهان انسانی است زیرا جهان انسانی دارای بعدفردی وبعداجتماعی است.

3-  جهان انسانی به چند بخش تقسیم می شوند؟  جواب: بخش فردی که مربوط به زندگی شخصی ، اخلاقی وروانی فرد است . بخش اجتماعی که مربوط به زندگی اجتماعی وارتباطات انسان هاست.

4-  بخش های فردی واجتماعی جهان انسانی هریک به چه نام های دیگری نامیده می شوند؟ جواب :  بخش فردی رابه جهان ذهنی وبخش اجتماعی رابه جهان فرهنگی  تعبیر می کنند. وقتی اندیشه محصور درذهن است جهان فردی ( ذهنی ) است. وقتی اندیشه دیگران تحت تاثیر قرار می دهد جهان فرهنگی ( اجتماعی ) است .

5-   جهان ذهنی باجهان فرهنگی چه رابطه ای دارند؟ جواب :  وقتی اندیشه ی فردی ازذهن به عمل درآید ودیگران را متاثرسازد  جهان فردی با جهان اجتماعی ( فرهنگی ) رابطه برقرارکرده است .  مثلا اندیشه ی خودمان را به صورت  گفتارونوشتاردرآوریم وبه دیگران تحویل دهیم .

6-  لایه های عمیق ( بنیادین ) ولایه های غیربنیادین ( سطحی) فرهنگ رابنویسید.  جواب : عقاید وارزش لایه های بنیادین ( عمیق ) وهنجارها ورفتارها غیربنیادین ( سطحی ) فرهنگ  هستند.

7-  لایه های عمیق فرهنگ بالایه های غیربنیادین فرهنگ چه رابطه ای دارند؟ جواب:  هرفرد براساس لایه های بنیادین فرهنگ خود(ارزش ها وعقاید ) رفتارمی کند  ،زندگی روزمره خودراتفسیر می کند ودرباره ی آنها تصمیم می گیرد.

8-  جهان فرهنگی  وجهان ذهنی چه رابطه ای بایکدیگردارند؟جواب : هراندیشه فردی ( ذهنی ) جهانی است که تفکراجتماعی را رشد می دهد. تفکراجتماعی برتک تک  افراد اثر می گذارد.این دوجهان  بایکدیگرتعامل متقابل دارند .جهان فرهنگی ارزش ها وعقایدرابرای فرد به وجودمی آورد. جهان ذهنی ارزش ها وعقایدرادرقالب هنجارها ورفتارهای عملی درمی آورد. مثلا جهان فرهنگی می گوید  خداپرست باش وظلم بداست. جهان ذهنی می گوید دزدی نکن وروزه بگیرو..

. 9-   منظورازجهان عینی چیست؟ چه ویژگی هایی دارد؟  جواب : جهان عینی جهانی است که خارج از اراده وفعل انسان هااست .1-محدودبه طبیعت نیست. 2- شامل  موجودات تکوینی  هم هست. 3- باجهان انسانی درارتباط است ولی تحت امرانسان نیست.

10-کسانی که جهان عینی رابه طبیعت محدود می کنند جهان راچگونه تقسیم بندی می کنند؟  جواب: 1- جهان طبیعت ( محسوسات ) 2- جهان ذهن( روان واندیشه انسان) 3- جهان فرهنگ ( عقاید،ارزش ها وآرمان های انسان )

11- متفکران مسلمان جهان عینی راچگونه یاد می کنند؟   جواب :  جهان تکوین  هم می گویند چون  محدودبه  طبیعت ومحسوسات نیست  وشامل امورعالم دیگر هم می باشد. مانند آخرت ، شهادت ، فرشته آسمانی  ، بهشت ، جهنم ، ملکوت ،کهکشان ها،  دنیا و...

12-                       جهان انسانی باجهان عینی چه ارتباط وپیوندی دارد؟   جواب : جهان عینی با پدیده های  طبیعی وفوق طبیعی  خود درعالم هستی  برذهن  ( اندیشه ، روان ، اخلاق ) وفرهنگ ( عقاید،ارزش ها ورفتارها) اثرمی گذارد .

13-                       درخصوص اهمیت ، ارتباط وتاثیرجهان های مختلف چه دیدگاه هایی وجوددارد؟  جواب : دیدگاه اول : جهان عینی همان جهان طبیعی است وتفاوتی بین علوم طبیعی وعلوم انسانی وجودندارد.ذهن وفرهنگ هم  هویتی مادی دارند مانند مارکسیست ها دیدگاه دوم :  طبیعت ماده بی جان وآماده برای پذیرش  انسان ها است  جهان فرهنگی است که طبیعت را معنا وشکل می دهد وفرهنگ فراتراز جهان ذهنی وجهان عینی وجهان طبیعی است مانند رئالیست ها دیدگاه سوم : هردوجهان  فرهنگی عینی  درتعامل هستندوجهان عینی  محدود به جهان طبیعی نیست وادراک هم محدودبه انسان ها نیست براساس حکمت خداونداست ولی این حکمت الهی  جهان فردی را بی مسئولیت نمی داند.

14-                       نگاه قرآنی درخصوص جهان های عینی ،فرهنگی وانسانی چگونه است ؟  جواب : 1- جهان عینی فراتراز محسوسات وطبیعت است.  2- اداراک محدودبه جهان انسان ها نیست .  3- جهان عینی براساس حکمت الهی با انسان ها  ارتباط دارد. 4-  انسان هادرقبال  جامعه و فرهنگ خود مسئولیت دارند.

  15-                        ازمنظرقرآن درچه صورتی جهان عینی برکات خودرابه روی انسان ها می گشاید ودرچه صورتی آنهارا پنهان می سازد؟  جواب :     هرگاه انسان ها اخلاق الهی داشته وجامعه نیز ازفرهنگ توحیدی برخوردارباشد جهان عینی برکات خودرا به روی انسان ها می گشاید واگررفتارافراد وفرهنگ آنها هویتی  مشرکانه داشته  باشد ظرفیت های الهی  وآسمانی پنهان می شوند.      

  فعایت های درس یک 16-                       چگونه اندیشه فردی وارد حوزه فرهنگی می شود؟ جواب :  وقتی فردی  ذهنیت خودرابه عمل درمی آورد جهان فرهنگی راگسترش داده و اندیشه وارد حوزه فرهنگ شده است .  راه های ورود اندیشه به حوزه فرهنگ هنر ورفتارهای اجتماعی است.

17-                       تفاوت موجودات جهان عینی با موجودات جهان انسانی درچیست؟ جواب :  جهان انسانی تحت امر اراده ی انسان است وبا انسان به وجود می آید ولی  جهان عینی خارج از فعل انسان است  وقبل وبعدازانسان هم وجودداشته وخواهدداشت. مثلا   رانندگی امری  مربوط به جهان انسانی است ولی خورشیدگرفتگی یا روزقیامت مربوط به جهان عینی  وتکوینی است .

18-                       برخی از آیات قرآن کریم ازتعامل فعال جهان عینی باجهان فرهنگی واجتماعی رابنویسید.   جواب : آیه 44 سوره انعام : پس چون آنچه ازنعم الهی به آنها تذکرداده شدهمه رافراموش نمودندماهم  ابواب هرنعمت رابه روی آنها گشودیم تا به نعمتی که داده شدند شادمان گشت اند ناگاه به کیفر اعمالشان گرفتار کردیم که آن هنگام خواروناامید گردیدند.  آیه 41 سوره روم : فساد وپریشانی به کرده ی بد خودمردم درهمه ی برو بحر پدید آمد تاماهم کیفر بعضی اعمالشان  رابه آنها بچشانیم باشد  که پشیمان شده وبه درگاه خدا  بازگردند. آیه 96 سوره اعراف : وچنانچه  مردم شهر ودیار همه ایمان آورده وپرهیزکار می شدند همانا مادرهای برکات آسمان وزمین رابرروی آنها می گشودیم ولیکن چون تکذیب آیات کردند ماهم سخت به کیفرکردار زشتشان رسانیدیم. 

سوالات  ، فعالیت ها و پاسخ های درس دوم علوم اجتماعی پیش دانشگاهی چاپ جدید(91)

1-    کدام موجودات ازتاریخ مشترک برخوردارند؟ مثال بزنید. جواب: موجوداتی که ازهویت مشترکی برخوردارند 2-    به دلیل کدام توانایی برخی ازموجودات درمناطق مختلف جغرافیایی یافت می شوند؟ جواب: به دلیل توان انطباق وسازگاری با محیط 3

-    چگونه انسان امکان سازگاری با شرایط مختلف جغرافیایی راپیدا می کند؟  جواب : آدمی بافعالیت های انسانی وفرهنگی خود وازطریق تصرفاتی که درطبیعت انجام می دهد امکان سازگاری با شرایط مختلف جغرافیایی راپیدامی کند. 4-    چرا فرهنگ ها، اخلاق ها وتاریخ بشر یکسان ومشترک نیست؟ جواب: زیرا انسان هااز عقایدوارزش ها وهویت های متفاوتی برخوردارند. 5-    فرهنگ هاازنظرقابلیت گستره ی جغرافیایی ،تداوم وانتقال چنددسته اند؟ جواب: 1-فرهنگ هایی که درطول زمان دریک سرزمین واحد به وجودآمده اند وفرهنگ هایی که درزمان واحددرسرزمین های متعددبه وجودآمده اند. 2- فرهنگ هایی باعمرکوتاه  وفرهنگ هایی بادوام طولانی3- فرهنگ هایی که قابلیت عبورازمرزهای جغرافیایی رادارندوجهانی می شوند ، فرهنگ هایی که ناظربه قوم خاص ومحدوده ی خاص جغرافیایی  هستند. 6-    کدام فرهنگ ها قابلیت وظرفیت جهانی شدن ندارند؟ جواب:1- فرهنگ هایی که ارزش ها وعقاید آنهاناظربه قوم ومنطقه خاصی است2- نگاهی سلطه جویانه نسبت به دیگر اقوام ندارند. 7-    فرهنگ هایی که به سوی جهانی شدن حرکت می کنند چنددسته اند؟ جواب: 1- فرهنگی که عقاید،رفتاروارزش های آن ناظربه قوم یامنطقه یا گروه خاصی است مانند صهیونیست ها که متوجه نژادخاص بارویکردخاص مادی هستند.2- فرهنگی که عقاید،ارزش ها وهنجارهایش درخدمت قوم خاصی نیست وازسعادت همه انسان ها سخن می گویدمانند فرهنگ اسلامی 8-    فرهنگ سرمایه داری (فرهنگ سلطه ، فرهنگ استکبار)ازچه ویژگی هایی برخورداراست؟ جواب: 1- ثروت وقدرت درکانون توجه اوست.2- کشورهای دیگررادرپیرامون قدرت وثروت به خدمت می گیرد.3- تسلط یک قوم ،جامعه وگروه خاص رابردیگران دنبال می کند.4- دیگران را به ضعف وناتوانی می کشاند. 9-    کدام فرهنگ ها ازعقاید و آرمان های مشترک انسانی سخن می گویند؟ جواب: فرهنگی که درخدمت گروه وقوم خاصی نیست وسعادت همه انسانها رادنبال می کند. 10-کدام فرهنگ ها  شایستگی حرکت به سوی یک فرهنگ جهانی رادارند؟            جواب:   1- عقاید،ارزشها وآرمان هایشان موافق فطرت آدمیان باشد. 2-  هنجارهاورفتارش مطابق با آرمان ها و عقایدش باشد. 11-فرهنگ حق  چه نوع فرهنگی است؟ جواب: فرهنگی که عقاید، ارزش ها ورفتارهایش مطابق نیازهای فطری  انسان ها باشد. 12-مدینه ی فاسقه فارابی چه  نوع جامعه ای است؟ جواب :  جامعه ای که عقایدوارزش هایش حق است ولی هنجارها ورفتارهایش موافق با آن عقایدوارزش هانباشد. 13- فرهنگ مطلوب جهانی ازچه ویژگی های عام وجهان شمولی بایدبرخوردارباشد؟ جواب: حقیقت، معنویت،عدالت ،حریت (آزادگی ) مسئولیت وعدالت . 14-چرا حقیقت یکی از ویژگی های فرهنگ جهانی مطلوب است؟ جواب: زیرافرهنگی که به حقیقتی قایل نباشدنمی تواند ازمعیارسنجش ارزش ها برخوردارباشدوتوان دفاع عقیدتی ازخودراندارد. 15-چه نوع فرهنگ هایی درصورت گسترش انسانیت رابابحران های روحی وروانی گرفتار می سازند؟ چرا؟ جواب: فرهنگ هایی که فقط به نیازهای مادی انسان توجه می کنند.زیراازپاسخ به پرسش های بنیادین درباره مرگ وزندگی، سعادت معنوی وابدی انسان ها ناتوان و غافل اند. 16-چرامعنویت یکی از ارزش های فرهنگ مطلوب جهانی است؟ جواب: چون این فرهنگ می تواندبه پرسش های بنیادین انسانهادرخصوص مرگ وزندگی وسعادت معنوی وابدی پلسخ دهد ومانع بحران های روحی انسان ها می شود. 17- ارزش عدالت وقسط چه تاثیری درفرهنگ جهانی دارد؟ جواب: مانع پایمال شدن حقوق انسان ها ودوقطبی شدن جهان وبهره کشی ظالمانه می شود. 18-حریت وآزادگی درمعنای راستین چگونه است؟ جواب: آزادی ازقیدوبندهایی که مانع از رسیدن آدمی به حقیقت و حقوق انسانی اش می شود. 19- انواع آزادی وحریت را توضیح دهید: جواب: 1- آزادی که انسان راازمعنویت وبندگی خدادورمی کند.2- آزادی که وسیله ای برای رسیدن به خدا است. 20- کدام ارزش هایک فرهنگ رادربرابر فرهنگ های رقیب مقاوم می سازند؟ وزمینه سازگسترش آن هستند؟چرا؟ جواب: مسئولیت وتعهد زیرا  رویکردهای تقدیرگرایانه  وغیرمسئولانه  مقاومت فرهنگی را ازبین برده وزمینه سازنفوذ وتسلط بیگانگان هستند. 21-فرهنگی که مطلوبیت جهانی داردبایددارای چه سطوحی ازعقلانیت باشد؟ جواب: 1- عقلانیتی که ازجهان بینی وارزش های آن دفاع کند. 2- عقلانیتی که  براساس ارزش هاوعقایدخودبه نظام سازی ومدیریت اجتماعی  بپردازد. 22-درچه صورتی فرهنگ دچارنسبیت می شود؟ جواب : درصورتی که  ازعقلانیتی برخوردارنباشدکه ازجهان بینی وارزش های کلان، ولایه های بنیادین وهویتی خود دفاع کند. 23-درچه صورتی فرهنگی که ادعای جهانی دارد ناکام می ماند؟ جواب: درصورتی که 1-فرهنگ نتواندبرمبنای ارزش ها وعقایدخودیک نظام جهانی تعریف کند. 2- فرهنگ نتواندمسیرحرکت به سوی یک نظام  رابرای عبورازشرایط متغییر ومتحول اجتماعی ترسیم کند.  فعالیت های درس دوم : 24-درسرزمین پهناور ایران درطول تاریخ چه فرهنگ هایی شکل گرفته اند؟چه عناصری ازاین فرهنگ هاباقی مانده است؟ جواب:1- ایران باستان باعناصر: نوع دوستی،عدالت خواهی، دین مداری،خانواده وقداست آن،عفاف، عیدنوروز، اهمیت نور،2-ایران اسلامی باعناصر:  آخرت ، توحید، علم آموزی، خانواده وجایگاه زن ، عدالت 3- ایران معاصرباعناصر: مقاومت ، مشروطه ، استکبارستیزی، بازگشت به خویشتن ، انقلاب ، هویت یابی ، مقاومت فرهنگی 25-نمونه های تاریخی فرهنگ هایی که عقاید وارزش های آنها باهنجارها ورفتارهایشان ناسازگاراست بنویسید. جواب :1- جوامع غربی به نام دموکراسی کشتارمی کنند .2- الجزایربه نام دموکراسی انتخابات آزادرابرهم زد. (1990) 3- دراروپاکسی حق مخالفت باهالوکاست راندارد. 4- درجامعه ی خودمان همه اخلاص عمل ندارند وفاصله  ارزش ها وعمل به وجودآمده است.(ارزش های عملی باسکولاریسم عملی تناسب ندارد. ) 26-ارزش آزادی درفرهنگ اسلامی وفرهنگ سکولارغربی چه تفاوتی دارد؟ جواب: 1- مرزآزادی غربی منافع دیگران است ولی آزادی اسلامی  نزدیک شدن به خدااست. 2- آزادی غربی نوعی اسارت انسان درمادی گرایی است ولی آزادی اسلامی  آزادشدن انسان برای رسیدن به خدااست .( آزادی ازنفس اماره) 3- آزادی غربی انسان را ازمعنویت وبندگی خدادورمی کندولی آزادی اسلامی  راهی برای رسیدن به خدااست. سوالات  وفعالیت های همراه باپاسخ درس سوم کتاب علوم اجتماعی پیش دانشگاهی ( سال چهارم ) چاپ جدید شهریور1391 1-    مدینه ی تغلب  درگونه شناسی فارابی چگونه جامعه ای است؟ جواب: جامعه ای که سلطه بردیگرجوامع راارزش اجتماعی برتر خودمی داند. 2-     درگذشته امپراتوری ها چگونه شکل می گرفتند؟ جواب: ازطریق کشورگشایی  باقدرت نظامی  وحضورمستقیم سربازان پیروز 3-    سلطه و غلبه اقوام بردیگران درتاریخ گذشته چگونه بوده است ؟ جواب : غلبه ی نظامی باحضورمستقیم قوم مهاجم درمناطق جغرافیایی تحت سلطه ( البته درهمه موارد بسط فرهنگی قوم غالب را به دنبال ندارد.) 4-    درگذشته اقوام شکست خورده  دراثرحمله ی نظامی چگونه باردیگربه استقلال می رسیدند؟ ودرچه صورتی گروه مهاجمان رادرخود هضم می کردند؟  جواب : درصورتی که قوم مغلوب هویت فرهنگی  خودراحفظ کن با ضعیف شدن  تدریجی قدرت نظامی مهاجم ، می تواندباردیگراستقلال سیاسی  خودرا به دست آورد. واگرازفرهنگ غنی وقوی برخوردارباشد می تواند گروه مهاجم رادرفرهنگ خودهضم کندمانند ایرانیان مسلمان که  مغولان رادرخودهضم کردند. 5-    چرا امپراتوری مغول  منجر به  فرهنگ جهانی نشد؟ جواب: زیرا  فرهنگ مغولان فرهنگی  قومی وقبیله ای بود وشایستگی لازم رابرای یک فرهنگ جهانی  نداشت وسریعا تحت  تاثیرفرهنگ جوامع مغلوب خود قرارگرفتند. 6-    نمونه هایی از جهان گشایی که منجربه جهانی شدن فرهنگ نشدمثال بزنید. جواب:  فتوحات  ایرانیان باستان ، تصرفات مغولان 7-     مغولان تحت تاثیر هویت فرهنگی کدام جوامع مغلوب قرارگرفتند؟ جواب: چین ، هند ،  ایران 8-    ویژگی اغلب جهان گشایی ها وامپراتوری ها چه بود؟  جواب : 1- سرزمین های تصرف شده به تدریج  استقلال می یافتند. 2-  با کشتارها وخسارات  انسانی واقتصادی فراوان همراه بود. 9-    واژه امپریالیسم وانواع آن راتوضیح دهید . جواب : ازواژه امپراتوری گرفته شده و به نوع سلطه ای اطلاق می شود. 1- امپریالیسم سیاسی : اشغال نظامی جوامع ضعیف است . 2- امپریالیسم  اقتصادی :  اشغال  بازار، مواد خام  وقدرت اقتصادی  دیگرجوامع. 3- امپریالیسم فرهنگی: مقاومت فرهنگی  جامعه تحت سلطه سیاسی واقتصادی فروریزد وبرتری فرهنگی  جامعه مسلط پذیرفته شود. 10-واژه های استعمار ومستعمره راتعریف کنید وبنویسیدازچه زمانی شروع شدوبه اوج رسید؟  جواب: اشغال یک سرزمین باتوسل به قدرت سیاسی ونظامی استعماراست وکشور تحت سلطه استعمار ، مستعمره است . ازقرن 15 به بعدتوسط اروپاییان شروع شد ودرقرن 19 به اوج رسید و مستعمراتشان از35 درصدبه 67 درصدرسید . 11-دلیل موفقیت وگسترش استعمار اروپاییان چه بود؟  جواب: 1- پیشرفت درزمینه ی دریانوردی 2- فنون نظامی واقتصاد صنعتی اروپا 12-دردوران استعمار عملکرد اروپاییان درقاره امریکا  وجزایراقیانوس ها چگونه بود؟ جواب: به نسل کشی وازبین بردن ساکنان بومی پرداختند.15 میلیون سرخ پوست راکشتند ومناطقی( کوبا،هائیتی، نیکاراگوئه وسواحل ونزوئلا) راخالی ازسکنه کردند. 13-انواع استعمار درطول تاریخ چندنوع  بوده است ؟ جواب: استعمار کهن با غلبه وتسلط نظامی برجوامع تحت سلطه 2- استعمار نوباغلبه اقتصادی برجوامع تحت سلطه 3- استعمارفرانو باغلبه فرهنگی برجوامع تحت سلطه 14-ویژگی های  استعمار نو را چیست ؟ جواب : 1- پس از شکل گیری جنبش های استقلال طلبانه کشورهای مستعمره درقرن بیستم به وجود امد. 2- ازمجریان بومی وداخلی کشورهای مستعمره استفاده می کردند. 3- برای به قدرت رساندن نیروهای وابسته ازکودتای نظامی  استفاده می کردند.4-  شکل غلبه ی انها اقتصادی ووابستگی  ساختارهای اقتصادی ، سیاسی و مالی بود وکنترل بازار  وسیاست  مستعمرات رادردست می گرفتند. 15- انواع استعمار (قدیم ، نو وفرانو) درچه  نکته ای اشتراک  دارند؟ جواب : هرسه فراورده ی فرهنگ سلطه ی غرب  هستند. 16- استعمار قدیم با استعمار نو چه تفاوت هایی داشته است ؟ جواب : 1- استعمار قدیم  باغلبه ی نظامی وسیاسی بوده است ولی استعمارنو باغلبه ی اقتصادی وسیاسی 2- مجریان استعمار قدیم بیگانه وخارجی بوده اند( حضورآشکار استعمارگران ) ولی مجریان استعمار نو بومی وداخلی ( حضور  غیرمستقیم وپنهان استعمارگران )محسوب می شدند . 17- استعمار نو دارای چه ویژگی هایی است ؟ جواب : 1- بیشترازابزارهای فرهنگی، علمی  ، رسانه ای وفناوری استفاده می کند.2- استعمارگران ومجریان هردوپنهان اند. 3- هویت فرهنگی( عقایدوارزش ها) دیگرکشورهاهدف قرارمی گیرد.4- سلطه ی غرب برهمه جهان راتحت پوشش جهانی شدن دنبال می کند.  فعالیت های درس سوم : 18- فرهنگ سلطه به دنبال چه نوع تاثیرات فرهنگی برجوامع مغلوب است ؟ جواب:تضعیف مقاومت فرهنگی ، ایجادتزلزل وتحول فرهنگی درقوم مغلوب ، تحقیرفرهنگی قوم مغلوب ، هویت زدایی  فرهنگی قوم مغلوب، استعمارفرهنگی 19-درباره عملکرد اروپاییان  درقاره ی آفریقا بنویسید. جواب:دربعدنظامی :به تسخیر آفریقا پرداختند. دربعد اقتصادی: بازارها ، منابع ومواداولیه ی آفریقا اشغال شد  ودروجه فرهنگی :زبان وادبیات  بسیاری ازکشورهای آفریقایی انگلیسی وفرانسه  شده است . 20-درباره مراحل گسترش نظام سلطه غرب ووجه غالب هرمرحله گفت وگو کنید.آیا وجه غالب هرمرحلیه ،درمراحل دیگروجودندارد؟ جواب: دراستعمار قدیم وجه غالب قدرت نظامی با حضورمستقیم نیروهای استعمارگراست. (مجریان بیگانه اند)دراستعمارنو وجه غالب اقتصادی با حضور غیرمستقیم استعمارگراست .( مجریان بومی وداخلی اند. ) دراستعمار فرانو وجه غالب  فرهنگی باابزار فناوری رسانه ای است ( مجریان بومی وسیاست هانیز ظاهرابومی اند. ) می توانند این وجوه بایکدیگرهمزمانی داشته باشند ، مثلا دراستعمارقدیم گاهی  هم استعمارسیاسی ،هم اقتصادی و هم فرهنگی بوده است ، نمونه ی آن مستعمرات آفریقایی      سوالات و فعالیت های درس چهارم  کتاب جدیدالتالیف علوم اجتماعی  پیش دانشگاهی ( سال چهارم ) همراه باپاسخ 1-    ویژگی ها ، ارزش ها وتوان مندی های جهان اسلام برای  ساختن یک فرهنگ جهانی چیست؟  جواب : 1- اصول اعتقادی وارزش های آن ثابت است.(خاص یک نسل ویک عصرنیست.). 2- اصول وارزش هایش  بانظام آفرینش  وفطرت آدمیان مطابقت دارد . 2-    ویژگی های انسان ازدیدگاه اسلام  چیست ؟  جواب: 1- انسان موجودی مختار، مسئول ومتعهد است .2- انسان خلیفه خدادرزمین است .3- انسان فطرتی الهی وکرامتی ذاتی دارد. 4- سعادت انسان در نزدیک شدن به خدا است. 5- شقاوت انسان درفراموشی خود، خدا ومحدودکردن زندگی به این جهان است . 6- انسان  مسئول آبادی  این جهان وپرهیزازفساداست. 3-    جایگاه  عقل دردیدگاه ا سلام چگونه است ؟  جواب: عقل درفرهنگ اسلام  محبوب ترین مخلوق خداست وپیامبران برای برانگیختن عقل مبعوث شده اند. 4-    پیامبران  به چه منظوری مبعوث شده اند؟ جواب: پیامبران برای برانگیختن عقل ، اجرای  عدالت  وجلوگیری ازتراکم ثروت دردست  اغنیا وآزادسازی  مستضعفان ازحاکمیت مستکبران وحاکمیت حق مبعوث شده اند. 5-    مراحل گسترش فرهنگ اسلامی  درمقاطع تاریخی را نام ببرید . جواب : 1-عصرنبوی 2- دوران خلافت  3- دوران استعمار  4- بیداری اسلامی 6-    ازمراحل گسترش فرهنگ ا سلامی ، عصرنبوی رابه اختصار  توضیح دهید .  جواب: پیامبر آیات توحیدی را در جامعه جاهلی قبیله ای عربستان  تبلیغ نمود. پس از13 سال مقاومت دربرابرفشارهای  قبیله ای حکومت ا سلامی  تشکیل داد و10 سال به رفع موانع  سیاسی آن پرداخت. به امپراتورهای زمان  خودبرای پذیرش ا سلام دعوت نامه فرستاد.  گروه های مختلف  شبه جزیره درسال نهم هجرت  برای پذیرش ا سلام به مدینه آمدند. 7-    ازمراحل گسترش فرهنگ ا سلامی  دوران خلافت  چگونه بود؟  جواب: اززمان رحلت  پیامبرتا خلافت امویان ، عبا سیان  وعثمانیان ادامه داشت. پس از فتح مکه ( سال هشتم هجرت ) مقاومت دربرابرارزش های ا سلامی از صورت آشکار  درپوشش  نفاق پنهان شد ومناسبات عشیره ای وقبیله ای  درآن راه یافت . اما ارزش های  ا سلامی  فارغ از عملکرد قدرت های سیاسی  درسایرسرزمین ها گسترش یافت وفرهنگ  گروه های مهاجم رادرون خودهضم کرد. 8-    چرا قدرت هایی مانند سلجوقیان، مغولان ، عثمانی و... مانع از آن می شدند که ظرفیت ها و ارزش های اجتماعی  فرهنگ ا سلامی به طور  کامل آشکارشود؟  جواب: زیرا این قدرت ها درچارچوب عادات تاریخی وفرهنگ قومی وقبیله ای رفتار می کردند. 9-    دوره استعمار چه تاثیراتی برفرهنگ ا سلامی داشته است ؟  جواب : 1- بخش هایی از جوامع ا سلامی را تحت نفوذ سیاسی ، نظامی خود درآوردند. 2- رجال سیاسی  جوامع ا سلامی را ازطریق  قدرت  نظامی و صنعتی   مقهورخوساختند. 0  3- قدرت سیاسی قومی وقبیله ای جوامع ا سلامی را ازطریق سازش با دولت های غربی  باقدرت  استعمارگران پیوند زدند. 10-منظورازاستبداد استعماری چیست ؟ چگونه به وجودآمد؟ جواب : وقتی استبداد ایلی وقومی با استبداد استعمارگران غربی پیوند خورد استبدادجدیدی که جنبه استعماری داشت به وجودآمد . 11-درمراحل  گسترش فرهنگ ا سلامی عصربیداری  از چه ویژگی هایی برخورداراست ؟  جواب : 1- مقاومت  دربرابرنفوذ وسلطه غرب 2- متفکران اسلامی خطرات سلطه فرهنگ غرب وفراموشی فرهنگ وهویت ا سلامی را گوشزدکردند. 3-  باروی کارآمدن انقلاب ا سلامی مکاتب وروش های  غربی مقابله با  سلطه استعمار( ناسیونالیسم ، ملی گرایی ، مارکسیسم ) کنارگذاشته شد.4- مرحله نوینی درگسترش فرهنگ ا سلامی  با الهام ازانقلاب ایران به وجود آمد.  فعالیت های درس چهارم : 12-اصولی که یک فرهنگ جهانی باید داشته باشد رادرآموزه های ا سلامی جست وجو کنید . جواب :  هستی شناسی توحیدی ، عدل وداد ، عقلانیت ، حقیقت ، خلیفهً الهی بودن انسان . 13-درباره چگونگی گسترش فرهنگ ا سلامی دربین مسلمانان آسیای جنوب شرقی  توضیح دهید . جواب : بنگلادش  ازطریق بازرگانان عرب ، اندونزی ازطریق بازرگانان مسلمان هندی ، تایلند از طریق شیخ احمدقمی ، تانزانیا ازطریق بازرگان مسلمان  ایرانی (آفروشیرازی) 14-درباره بخشی از ارزش های اجتماعی ا سلام که با حاکمیت های قبیله ای وقومی  نادیده گرفته می شدند توضیح دهید. جواب : تقواکم رنگ شدوارزش های خونی ونژادی رشدکرد.  تبعیض ها جای عدالت راگرفت . زهد وساده زیستی  به تجملات تبدیل شد . برابری وبرادری  به قوم مداری تبدیل شد . استبداد ایلی وقبیله ای جای آزادی راگرفت. 15-عملکرد استبداد ایلی قاجاررابااستبداد استعماری رضاخان مقایسه کنید.  جواب :  استبداد قومی  ایلی با مذهب درگیری نداشت وشاهان ظاهرا دینی بودند امااستبداد استعماری  رضاخان  چون درراستای تامین نیازهای مادی غرب بود پوشش ظاهری دینی هم نداشت ومستقیمابادین مبارزه می کرد . 16- درباره تاثیرات صدساله ی اخیرناسیونالیسم درجهان ا سلام  توضیح دهید . جواب : وحدت امت ا سلامی مخدوش بود. هویت سازی سکولار بود . اختلافات نژادی افزایش یافته بود . مقاومت  اسلامی ضعیف شده بود .   نمونه ایی دیگر     نمونه سوالات درس اول: 1-منظور ازجهان انسانی چیست ؟ جواب- جهان انسانی محصول زندگی انسان است .هر چه با اندیشه و عمل انسان پدید می آید مربوط به جهان انسانی است.جهان انسانی به دو بخش فردی واجتماعی تقسیم می شود. 2-جهان ذهنی چه جهانی است؟ جواب-جهان انسانی به دو بخش تقسیم می شود بخش فردی و اجتماعی ،بخش فردی جهان انسانی به زندگی شخصی و فردی انسان ها باز می گردد و ابعاد اخلاقی ،ذهنی و روانی انسان ها به این بخش مربوط می شود. 3-منظور از جهان فرهنگی را توضیح دهید؟ جواب-بخش اجتماعی زندگی اجتماعی را پدید می آورد .این بخش هویتی فرهنگی دارد به همین دلیل ،جهان اجتماعی را جهان فرهنگی می نامند . 4- منظور از فرهنگ چیست؟ جواب- فرهنگ ،شیوه زندگی اجتماعی انسان ها را شکل می دهد و حاصل آگاهی و عمل مشترک آدمیان است. 5-جهان انسانی به چند بخش تقسیم می شود؟ جواب-دو بخش جهان ذهنی (بخش فردی جهان انسانی است) و جهان فرهنگی(بخش اجتماعی جهان انسانی) 6- با مثالی جهان ذهنی و جهان اجتماعی را توضیح دهید؟ جواب-وقتی فردی در باره مساله ای خاص می اندیشد ،در محدوده جهان فردی و ذهنی خود زندگی می کند،ولی هنگامی که اندیشه خود را به صورت گفتار و نوشتار بیان می کند یا بر اساس اندیشه و تصمیم خود با دیگران رفتار می کند ،به جهان اجتماعی و فرهنگی قدم می گذارد. 7- در مورد سطوح و لایه های جهان فرهنگی و جهان ذهنی توضیح دهید؟ جواب-فرهنگ لایه ها و سطوحی دارد،عقاید و ارزش ها مربوط به لایه های عمیق و بنیادین فرهنگ اند و هنجارها و رفتارها در لایه های غیر بنیادین قرار دارند . جهان ذهنی و فردی انسان ها نیز ،لایه ها و سطوح مختلفی دارد .هر فرد بر اساس عقایدو ارزش ها ی خود ،مسایل روزمره زندگی خود را تفسیر می کند و در باره آنها تصمیم می گیرد. 8- بررسی نمایید چگونه بین جهان فرهنگی و جهان ذهنی ارتباط وجود دارد؟ جواب-بین دو بخش فردی و اجتماعی یا ذهنی و فرهنگی جهان انسانی ،تناسب و هماهنگی وجود دارد . هر فرهنگی نوعی خاص از عقاید و خصوصیات ذهنی را در افراد پدید می آورد و به همان نوع اجازه بروز و ظهور می دهد ،و هر نوع اخلاقی نیز جویای فرهنگی متناسب با خود است. 9- از نظر متفکران اسلامی تقسیم بندی جهان را بیان کنید؟ جواب-جهان هستی به دو بخش و هر بخش هم به دو قسمت تقسیم می شود.به این صورت: الف- جهان عینی(تکوینی)(1- طبیعی 2- فوق طبیعی)  ب- جهان انسانی تقسیم می شود (1-ذهنی 2-فرهنگی) 10-در تعالیم قرآنی از عوالم عینی و تکوینی با چه عناوینی یاد می شود؟ جواب-دنیا و آخرت   -   شهادت و غیب   -    ملک و ملکوت و...   11-بررسی نمایید بین جهان فرهنگی و جهان عینی آیا ارتباط و تعامل وجود دارد؟ جواب-در این باره سه نظریه وجود دارد انتقاد جهان فرهنگی جهان ذهنی جهان عینی شماره نظر این گروه تفاوتی بین علوم طبیعی و انسانی و اجتماعی قایل نیستند فرهنگ جامعه نیز هویتی طبیعی و مادی دارد (علوم مربوط به آنها مانند علوم طبیعی است ذهن هویتی طبیعی و مادی دارد جهان عینی رامحدود به جهان طبیعت می دانند و این جهان از جهان ذهنی و فرهنگی مهمتر می باشد اول کم اهمبت دانستن جهان فردی و ذهنی وجهان طبیعی را ماده خام در نظر گرفتن جهان فرهنگ رامهمتراز دو جهان دیگر می دانند جهان ذهنی و فردی تابع فرهنگ است جهان عینی و طبیعی ماده خامی می باشد که در معرض برداشت ها و تصرفات مختاف فرهنگی و اجتماعی قرار می گیرد. دوم   مهم است و در تعامل با جهان عینی است   مهم است و در تعامل با جهان فرهنگی است سوم   11-از منظر قرآن کریم جهان عینی را توضیح دهید؟ جواب- جهان عینی محدود به جهان طبیعت نیست و اداراک و آگاهی نیز محدود به حیات انسانی نمی باشد ،و عالم نیز برخوردی حکیمانه و هوشمندانه با جهان انسانی و فرهنگی دارد . 12- در نگاه قرآنی جهان عینی چه رابطه ای با جهان انسانی دارد؟ جواب- از نگاه قران جهان عینی بر اساس حکمت و مشیت خداوند سبحان ،رفتاری حکیمانه با انسان و جامعه انسانی دارد. 13- نظر قرآن کریم در باره جهان فردی را بیان کنید؟ جواب- قرآن کریم علاوه بر اینکه برای جامعه و فرهنگ ،جایگاه ویژه ای قائل است و از زندگی و مرگ امت ها سخن می گوید ،جهان فردی اشخاص را نیز نادیده نمی گیرد و بر مسولیت فرد در قبال فرهنگ و جامعه تاکید می کند. 14-دیدگاه قرآن کریم  در باره ارتباط جهان های عینی،ذهنی و فرهنگی  رابیان کنید؟ جواب- از منظر قرآن کریم هر گاه انسان ،اخلاقی الهی داشته باشد و جامعه نیز از فرهنگی توحیدی برخوردار باشد ،جهان عینی درهای برکات خود را به روی انسان ها می گشاید ، و هر گاه افراد و فرهنگ جامعه هویتی مشرکانه داشته باشند ،زمین و آسمان از تعامل سازنده با آنها باز می مانند و ظرفیت های الهی و آسمانی خود را از آنها پنهان می کنند.     بسم الله الرحمان رحیم نمونه سوالات درس دوم:علوم اجتماعی دوره پیش دانشگاهی  فصل اول:فرهنگ جهانی درس دوم: فرهنگ جهانی عناوین درس:فرهنگ جهانی 1-گوناگونی تاریخی فرهنگ ها 2-ظرفیت مختلف فرهنگ ها برای جهانی شدن 3-ویژگی های فرهنگ مطلوب جهانی     انتظارمی رود دانش آموز بتواند: 1-دلایل تفاوت فرهنگ ها را بداند 2-بداند که همه فرهنگ ها ظرفیت و ادعای جهانی شدن ندارند. 3-ویژگی های فرهنگ جهانی مطلوب را برشمرد.       1- تاریخ و جغرافیا چه نقشی در رشدو تحول موجودات در جهان طبیعت دارند؟ جواب1-تاریخ و جغرافیا بستر رشد و تحول موجودات جهان طبیعت اند.   2-تاریخ چه تاثیری در هویت موجودات دارد؟ جواب2-موجوداتی که هویت مشترکی دارند از تاریخ مشابه برخوردارند .حیوانات مختلف مراحل زندگی یکسانی دارند ،مورچگان از هزاران سال پیش مراحل مشابهی را در طول زندگی خود داشته اند   3-تاثیر جغرافیا در زندگی موجودات را بررسی کنید؟ جواب3-مناطق زندگي حيوانات از نظرجغرافيايي نيز فرق مي كند، برخي از حيوانات به دلیل توان انطباق با محیط، در مناطق مختلف زندگی مي کنند. برخی نیز نمی توانند خود را با شرایط محیطی ديگر انطباق دهند و به همين دليل تنها در محدودة جغرافیایی خاصی یافت می شوند. برخي ديگر از حيوانات برای دستیابی به محیط زندگی مناسب، در دوران حیات خود در خشکی یا دریا، مسافت های طولانی را طی می کنند.   4-آیا انسان مانند موجودات دیگر علی رغم دوران مشابه  تاریخ، با شرایط مختلف جغرافیایی سازگاری می کند؟ جواب4-جسم انسان گرچه از آن جهت كه موجودي طبيعي است در طول تاريخ از دوران جنيني تا تولد، جواني و پيري مراحل مشابهي را طي مي كند، اما انسان مانندحيوانات ديگر نيست تا به طور طبيعي بتواند با شرايط جغرافيايي مختلف سازگارشود.   5- انسان چگونه با شرایط جغرافیایی سازگاری می کند؟ جواب5- آدمی با فعاليت هاي انساني و فرهنگي خود، و از طريق تصرفاتي كه در طبيعت انجام مي دهد، امكان سازگاري با شرايط مختلف جغرافيايي را پيدا مي كند.   6- آیا زندگی انسانها مانند دیگر موجودات از تاریخ یکسانی برخوردارند؟ جواب6-زندگي اخلاقي و فرهنگي بشر در طول تاريخ و در جوامع مختلف شكل يكساني نداردو از تاريخ مشابهي برخوردار نيست.   7- چرا تفاوت اخلاق و فرهنگ بشر از سنخ تفاوتهای یک نوع نیست؟ جواب7- تفاوت اخلاق و فرهنگ بشر از سنخ تفاوت هایي نيست كه يك نوع واحد از موجودات طبيعي در طول زندگي خود دارند، بلكه تفاوت اخلاق ها و فرهنگ ها از سنخ تفاوت هايي است كه در انواع مختلف موجودات است. زيراخصوصيات اخلاقي و ذهني افراد، و فرهنگ هاي آنها به تناسب عقايد و ارزش هايي كه دارند از هويت هاي متفاوتي برخوردار است.   8-توضیح دهید آیا امتداد تاریخی و گسترة جغرافيايي فرهنگ هاي گوناگون يكسان است؟ جواب8- امتداد تاريخي و گسترة جغرافيايي فرهنگ هاي گوناگون يكسان نيست. فرهنگ هايي كه در طول زمان در يك سرزمين واحد پديد آمده اند، و فرهنگ هايي كه در زمان واحد در سرزمين هاي متعدد به وجود مي آيند، زندگي و تاريخ يكساني ندارند. برخي از فرهنگ ها،عمري كوتاه داشتند. بعضي از آنها مدّتي طولاني دوام آورده و همچنان ادامه يافته ا ند.برخي، در مناطقي محدود شکل گرفته و نتوانسته اند از مرزهاي جغرافيايي خود عبوركنند، ولي برخي ديگر، گسترش پيدا كرده و تداوم يافته اند.   9-توضیح دهید آیا عناصر و اجزای مختلف درون فرهنگ ها یکسان اند؟ جواب9-عناصر و اجزاي مختلف درون فرهنگ ها  يكسان نيستند، برخي از عناصر فرهنگي،قابليت تداوم و حتي انتقال از يك منطقة جغرافيايي و فرهنگي به مناطق ديگر را دارند ولي برخي ديگر چنين ظرفيت هايي ندارند.   10-ظرفیت مختلف فرهنگ ها برای جهانی شدن را بررسی نمایید؟ جواب10-برخي از فرهنگ ها ظرفيت جهاني شدن را ندارند، فرهنگ هايي كه ارزش ها و عقايد آنها ناظر به قوم و منطقة خاصي است و نگاهي سلطه جويانه نيز نسبت به ديگر اقوام ندارند، از محدودة قومي و منطقها ي خود فراتر نمي روند.   11- توضیح دهید چه فرهنگ هایی ظرفیت جهانی شدن را دارند؟ جواب11-در طول تاريخ، فرهنگ هايي وجود داشته اند كه از مرزهاي جغرافيايي خود عبور كرده و به سوي جهاني شدن گام برداشته ا ند. فرهنگي كه به سوي جهاني شدن حركت مي كند،بر دو گونه است:گونة نخست: فرهنگي است كه عقايد، ارزش ها و يا رفتار آن، ناظر به قوم، منطقه يا گروهي خاص است. چنين فرهنگي با عبور از مرزهاي جغرافيايي خود، جهان را به مناطقي دوگانه تقسيم مي كند، يكي از اين دو منطقه مركزي و ديگري پيراموني است.گونة دوم: فرهنگي است كه عقايد، ارزش ها و هنجارهای آن در خدمت گروه و قوم خاصي نيست، و سعادت همة انسان ها را دنبال مي كند. اين نوع فرهنگ از عقايد و آرمان هاي مشترك انساني سخن مي گويد.   12- فرهنگ هایی که ظرفیت جهانی شدن را دارند چند گونه می باشند؟ جواب12- بر دو گونه است:گونة نخست: فرهنگي است كه عقايد، ارزش ها و يا رفتار آن، ناظر به قوم، منطقه يا گروهي خاص است. چنين فرهنگي با عبور از مرزهاي جغرافيايي خود، جهان را به مناطقي دوگانه تقسيم مي كند، يكي از اين دو منطقه مركزي و ديگري پيراموني است.گونة دوم: فرهنگي است كه عقايد، ارزش ها و هنجارهای آن در خدمت گروه و قوم خاصي نيست، و سعادت همة انسان ها را دنبال مي كند. اين نوع فرهنگ از عقايد و آرمان هاي مشترك انساني سخن مي گويد.   13- بررسی نمایید فرهنگ هایی که عقاید و ارزش ها ی آن ناظر بر قوم و منطقه  یا گروه خاصی است چگونه جهانی می شوند؟ جواب13-فرهنگي است كه عقايد، ارزش ها و يا رفتار آن، ناظر به قوم، منطقه يا گروهي خاص است. چنين فرهنگي با عبور از مرزهاي جغرافيايي خود، جهان را به مناطقي دوگانه تقسيم مي كند، يكي از اين دو منطقه مركزي و ديگري پيراموني است.منطقة مركزي، منطقه اي است كه منطقة پيراموني را به خدمت مي گيرد. 14-دونمونه  از فرهنگ هایی که عقاید و ارزش ها ی آن ناظر بر قوم و منطقه  یا گروه خاصی می باشند را بیان نمایید؟ جواب14-الف-فرهنگ صهيونيسم بين الملل و فرهنگ سرمايه داري دو نمونه از اين فرهنگ است.صهيونيسم آرمان ها و ارزش هاي خود را متوجه نژاد خاصي مي داند و با رويكرد دنيوي و اين جهاني خود، ديگران را در خدمت اين نژاد به كار مي گيرد. ب-فرهنگ سرمايه داري نيز كانون ثروت و قدرت را مورد توجه قرار مي دهد و كشورهاي ديگر را در پيرامون و حاشية آن به خدمت مي گيرد. فرهنگي كه تسلط يك قوم، جامعه و گروهي خاص را بر ديگران به دنبال مي آورد و ديگران را به ضعف و ناتواني مي كشاند،فرهنگ سلطه يا فرهنگ استكبار است.   15-در باره چگونگی جهانی شدن فرهنگ صهیونیسم توضیح دهید؟ جواب15- فرهنگ صهیونیسم  عقايد، ارزش ها و يا رفتار آن، ناظر به قوم، يا گروهي خاص است. چنين فرهنگي با عبور از مرزهاي جغرافيايي خود، جهان را به مناطقي دوگانه تقسيم مي كند، يكي از اين دو منطقه مركزي و ديگري پيراموني است.منطقة مركزي، منطقه اي است كه منطقة پيراموني را به خدمت مي گيرد.فرهنگ صهيونيسم آرمان ها و ارزش هاي خود را متوجه نژاد خاصي مي داند و با رويكرد دنيوي و اين جهاني خود، ديگران را در خدمت اين نژاد به كار مي گيرد.   16- در باره چگونگی جهانی شدن فرهنگ سرمایه داری توضیح دهید؟ جواب16- فرهنگ سرمایه داری عقايد، ارزش ها و يا رفتار آن، ناظر به منطقه يا گروهي خاص است. چنين فرهنگي با عبور از مرزهاي جغرافيايي خود، جهان را به مناطقي دوگانه تقسيم مي كند، يكي از اين دو منطقه مركزي و ديگري پيراموني است.منطقة مركزي، منطقه اي است كه منطقة پيراموني را به خدمت مي گيرد. فرهنگ سرمايه داري كانون ثروت و قدرت را مورد توجه قرار مي دهد و كشورهاي ديگر را در پيرامون و حاشية آن به خدمت مي گيرد   17- منظور از فرهنگ سلطه یا فرهنگ استکبار چیست؟  جواب17-فرهنگي كه تسلط يك قوم، جامعه و گروهي خاص را بر ديگران به دنبال مي آورد و ديگران را به ضعف و ناتواني مي كشاند،فرهنگ سلطه يا فرهنگ استكبار است.مانند فرهنگ صهیونیسم و یا فرهنگ سرمایه داری   18- در مورد ظرفیت جهانی شدن گونه دوم فرهنگ ها توضیح دهید؟ جواب18-گونة دوم: فرهنگي است كه عقايد، ارزش ها و هنجارهای آن در خدمت گروه و قوم خاصي نيست، و سعادت همة انسان ها را دنبال مي كند. اين نوع فرهنگ از عقايد و آرمان هاي مشترك انساني سخن مي گويد.   19 – فرهنگی که شایستگی جهانی شدن دارد باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ جواب19-فرهنگي شايستگي حركت به سوي يك فرهنگ واحد جهاني را دارد كه اولا،ً عقايد،آرمان ها و ارزش هاي آن، موافق با فطرت آدميان باشد، و ثانيا هنجارها و رفتارهاي خود را نيز براساس عقاید و آرمان های خویش سازمان دهد.   20 -کدام فرهنگ حق می باشد؟ جواب20- فرهنگي كه عقايد،ارزش ها، هنجارها و رفتارهاي آن مطابق نيازهاي فطري باشد، همان فرهنگ حق است. فارابي جامعه اي را كه عقايد و ارزش هاي آن حق باشد اما هنجارها و رفتارهاي آن موافق با حق نباشد، مدينة فاسقه مي نامد.   21- منظور از مدینه فاسقه چیست؟ جواب21- فارابي جامعه اي را كه عقايد و ارزش هاي آن حق باشد اما هنجارها و رفتارهاي آن موافق با حق نباشد، مدينة فاسقه مي نامد.   22- مهمترین ویژگی ها و ارزش هایی که فرهنگ مطلوب جهانی باید داشته باشد را بیان کنید؟ جواب22-حقيقت، معنويت، عدالت، حرّيت، مسئوليت و عقلانيت از مهمترين ویژگی ها و ارزش هايي ا ند كه يك فرهنگ مطلوب جهاني بايد از آنها برخوردار باشد.   23-منظور از حقیقت به عنوان مهمترین ویژگی ها و ارزش هایی که فرهنگ مطلوب جهانی باید داشته باشد چیست؟ جواب23-حقيقت: فرهنگ هايي كه به حقيقتي قائل نباشند، نميت وانند معيار و ميزاني برايسنجش عقايد و ارزش هاي مختلف داشته باشند و در نتيجه نميت وانند از حقانيت ارزش هاو عقايد خود دفاع كنند.   24--منظور ازمعنویت به عنوان مهمترین ویژگی ها و ارزش هایی که فرهنگ مطلوب جهانی باید داشته باشد را بیان کنید؟ جواب24-معنويت: فرهنگ جهاني بايد بتواند به پرسش های بنیادین درباره مرگ و زندگی انسان ها پاسخ دهد. فرهنگ هايي كه توجه خود را به نيازهاي مادي و دنيوي انسان محدود مي كنند، از پاسخ به نيازهايي كه سعادت معنوي و ابدي انسان ها را تأمين كند،غافل مي مانند. چنين فرهنگ هايي در صورتي كه بسط و گسترش پيدا كنند، انسانيت رابا بحران هاي روحي و رواني گرفتار  مي سازند.   25-عدالت و قسط ،به عنوان مهمترین ویژگی ها و ارزش هایی که فرهنگ مطلوب جهانی باید داشته باشد را توضیح دهید؟ جواب25-عدالت و قسط: ارزشي است كه مانع پایمال شدن حقوق انسان ها، دو قطبي شدن جهان و استضعاف و بهره كشي ظالمانة برخي از برخي ديگر مي شود.   26--منظور ازحریت و آزادگی به عنوان مهمترین ویژگی ها و ارزش هایی که فرهنگ مطلوب جهانی باید داشته باشد چیست؟ جواب26-حرّيت و آزادي: ارزشي است كه همواره در كنار و در دامان ارزش هاي ديگر، معناي خود را پيدا مي كند؛ زيرا آزادي همواره، آزادي از يك امر براي رسيدن به امري ديگر است. به اين معني كه تمامي عقايد، ارزش ها و آرمان ها در محدودة فرهنگي خود باقي مي مانند؛ فرهنگ ها، قياس ناپذير و در عرض يكديگرقرار مي گيرند و امكان گفتگوي منطقي ميان آنها براي رسيدن به عقايد و ارزش هاي جهان شمول وجود ندارد.اين مفهوم هنگامي كه در كنار ارزش هايي نظير حقيقت، معنويت و عدالت قرار مي گيرد معناي راستين خود را پيدا مي كند.معناي راستين آزادي، آزادي از حق و قانون براي تجاوز به حقوق خود يا ديگران نيست،بلكه آزادي از قید و بندهایی است كه مانع از رسيدن آدمی به حقيقت، معنويت و حقوق انساني ا ش مي شوند و زمینة ظلم بر انسان را فراهم می سازند.   27-مفهوم آزادی چه هنگام معنای راستین خود را پیدا خواهد کرد؟ جواب27- اين مفهوم هنگامي كه در كنار ارزش هايي نظير حقيقت، معنويت و عدالت قرار مي گيرد معناي راستين خود را پيدا مي كند.معناي راستين آزادي، آزادي از حق و قانون براي تجاوز به حقوق خود يا ديگران نيست،بلكه آزادي از قید و بندهایی است كه مانع از رسيدن آدمی به حقيقت، معنويت و حقوق انساني ا ش مي شوند و زمینة ظلم بر انسان را فراهم می سازند. 28- مسئولیت و تعهد به عنوان مهمترین ویژگی ها و ارزش هایی که فرهنگ مطلوب جهانی باید داشته باشد را توضیح دهید؟ جواب28-مسئوليت و تعهد: از جمله ارزش هايي هستند كه يك فرهنگ را در برابر فرهنگ هاي رقيب مقاوم مي سازند و زمينة گسترش فرهنگ را فراهم مي كنند. رويكردهاي تقديرگرايانه و غير مسئول با از بين بردن قدرت مقاومت يك فرهنگ، زمينة نفوذ و تسلط فرهنگ بيگانگان را فراهم مي سازند.   29-فرهنگ مطلوب جهانی باید از چه سطوح عقلانیت برخوردار باشد؟ جواب29-فرهنگ جهاني بايد از دو سطح عقلانيت برخوردار باشد: اول: عقلانيتي كه از جهان بيني و ارزش هاي كلان آن دفاع نمايد. فرهنگ هايي كه ازاين نوع عقلانيت محروم باشند، نمي توانند از لايه هاي بنيادين و هويتي خود دفاع كنند،و به نسبيت فرهنگی دچار مي شوند.دوم: عقلانيتي كه براساس عقايد و ارزش هاي فرهنگي و با نظر به شرايط تاريخي مختلف، به نظام سازي، سازماندهي و مديريت اجتماعي بپردازد.   30- چرافرهنگ جهاني بايد دارای عقلانیتی باشد که  از جهان بيني و ارزش هاي كلان آن دفاع نماید؟ جواب30-زیرا فرهنگ هايي كه ازاين نوع عقلانيت محروم باشند، نمي توانند از لايه هاي بنيادين و هويتي خود دفاع كنند،و به نسبيت فرهنگی دچار مي شوند.   31- چگونه فرهنگ ها در رسیدن به ادعاهای جهانی خود ناکام خواهند ماند؟ جواب31-فرهنگي كه بر مبناي ارزش ها و عقايد خود نتواند يك نظام جهاني را تعريف كند ونتواند مسير حركت به سوي آن نظام را براي عبور از شرايط متغير و متحول اجتماعي ترسيم كند، در وصول به ادعاهاي جهاني خود، ناكام خواهد ماند. بسم الله الرحمان رحیم علوم اجتماعی دوره پیش دانشگاهی  فصل اول:فرهنگ جهانی درس سوم :فرهنگ های جهانی 1 عناوین درس فرهنگ های جهانی 1 1-جهانگیری و امپراطوری 2-امپریالیسم و استعمارغربی 3-استعمارنو و فرانو   انتظارمی رود دانش آموز بتواند: 1-صورت های تاریخی فرهنگ سلطه را در جهان توضیح دهد. 2-با استفاده از معیارهای فرهنگ جهانی مطلوب ،فرهنگ سلطه را نقد و ارزیابی کند. 3-شباهت ها و تفاوت های استعمار قدیم ،نو و فرانو را تشریح کند.   1-منظور فارابی از جامعه تغلب چیست؟ جواب1-او در گونه شناسي خود، يكي از انواع جوامع جاهلي را مدينة تغلب مي نامد. مدينة تغلب جامعه هاي است كه سلطه بر ديگر جوامع راارزش اجتماعي برتر مي داند.   2- عامل ایجاد امپراطوریها در گذشته تاریخ چیست؟ جواب 2-در گذشتة تاريخ، سلطه و استكبار، امپراطوري هاي بزرگ را به وجود آورده است.امپراطوري و شاهنشاهي، از طریق كشورگشايي و جهان گشايي و با قدرت نظامي و حضورمستقيم سربازان پيروز شکل می گیرد.   3- توضیح  دهید غلبه نظامی قوم غالب چه تاثیری در فرهنگ قوم  مغلوب خواهد داشت؟ جواب 3-در تاريخ، اقوامي بود ه اند كه با غلبة نظامي بر ديگر اقوام تسلط پيدا كرده ا ند. غلبة نظامي گرچه به حضور مستقيم قوم مهاجم در مناطق جغرافيايي مختلف منجر مي شود، امّا درهمة موارد، بسط فرهنگي قوم غالب را به دنبال نمي آورد.قومي كه در اثر تهاجم نظامی شكست مي خورد در صورتي كه هويت فرهنگي خودرا حفظ كند، با ضعيف شدن تدريجي قدرت نظامي مهاجم، مي تواند بار ديگر، استقلال سياسي خود را به دست آورد، و اگر فرهنگي غني و قوي داشته باشد مي تواند گروه مهاجم را درون فرهنگ خود، هضم نماید و آن را به خدمت گيرد.   4- آیاجهان گشایی ایرانیان باستان تاثیر در جهانی شدن فرهنگ آنان داشته است؟ جواب 4-ايرانيان باستان فتوحاتي فراتر از مرزهاي جغرافيايي خود داشتند، امّا جهان گشايي آنان به جهاني شدن فرهنگ آنان منجر نشد.   5- چرا فرهنگ مغولان علی رغم تصرفات وسیع آنان جهانی نشد؟ جواب 5-مغولان نيز مناطق وسيعي از جهان را با قدرت نظامي خود تصرف كردند. ولي فرهنگ مغولان، فرهنگي قومي و قبيله اي بود و شايستگي هاي لازم را براي يك فرهنگ جهاني نداشت. آنان به سرعت تحت تأثير فرهنگ هايي قرار گرفتند كه از نظر نظامي شكست خورده بودند. به همين دليل، امپراطوري مغول در چين، هند و ايران، تحت تأثير فرهنگ هاي مغلوب، هويتي چيني، هندي و ايراني پيدا كرد، و به صورت سه حكومت مستقل درآمد.   6- اغلب جهانگشایی و امپراطوری  ها با کشتاره و خسارت انسانی و اقتصادی همراه بوده اند ،نمونه هایی را بیان کنید؟ جواب6-جهان گشايي و امپراطوري، اغلب با كشتارها و خسارت هاي انساني و اقتصادي فراوان همراه است. اسكندر تخت جمشيد را به آتش كشيد. مغولان، برخي شهرها را از دم تيغ گذراندند و حيوانات آنها را نيز نابود كردند. نرون، روم را در آتش سوزاند.   7- منظور از فرهنگ غرب چیست؟ جواب7-اروپا در پنج قرن اخير، كانون شکل گیری فرهنگ جديدي است كه آن را به نام فرهنگ غرب مي شناسيم. فرهنگ غرب در اين مدت اشَكال سه گانه اي از سلطه را پديد آورده است. از نخستين صورت آن با نام هايي مانند امپراليسم و استعمار ياد كرده اند.   8- واژه امپریالیسم را توضیح دهید؟ جواب8-واژة امپرياليسم از امپراطوري گرفته شده است و به هرنوع سلطه ا ي اطلاق مي شود.امپرياليسم مي تواند صورت های سياسي، اقتصادي و فرهنگي داشته باشد. امپرياليسم سياسي از طريق اشغال نظامي جوامع ضعیف شكل مي گيرد. امپرياليسم اقتصادي در جايي است كه قدرت اقتصادي يك كشور، بازارها و مواد خام كشور ديگر را تصرف مي كند. امپرياليسم فرهنگي هنگامي رخ مي دهد كه مقاومت فرهنگي منطقه اي كه تحت تصرف اقتصادي يا نظامي جامعه ا ي ديگر قرار گرفته است فرو ريزد، و قوم مغلوب، برتري فرهنگي جامعة مسلط را نيز بپذيرد.   9- استعمار  و مستعمره را توضیح دهید ؟ جواب9-استعمار، واژها ي است كه بر اشغال يك سرزمين خارجي، با توسل به قدرت نظامي و سياسي دلالت مي كند، كشور فاتح را دولت استعماري و كشور به بند كشيده شده را مستعمره مي نامند.   10- از چه زمانی و چگونه  استعمار بوجود آمده و وسعت گرفته است؟ جواب10- استعمار، نوعي از جهان گشايي و امپراطوري است كه از قرن پانزدهم به بعد توسط اروپائيان آغاز شد و در قرن نوزدهم به اوج خود رسيد. در قرن نوزدهم،تصرّفات اروپائيان از 35 درصد كرة زمين به 67 درصد رسيد.موفقيت هاي استعمار در اين دوران، ناشی از پيشرفت در زمينة دريانوردي، فنون نظامي و اقتصاد صنعتي بود. استعمار اروپايي در دو سدة هفدهم و هجدهم ميلادي بزرگترين برده داري تاريخ بشريت را برپا كرد. 11- عملکرد اروپائیان درهجوم به قاره آمریکا چگونه بود؟ جواب11-اروپائيان در هجوم به قارة آمريكا و جزاير اقيانوس ها براي تأمين سلطة خود، به نسل كشي و از بين بردن ساكنان بومي پرداختند.در يك مقطع پنجاه ساله، پانزده ميليون سرخپوست را نابود كردند و مناطقي نظير هائيتي، كوبا، نيكاراگوئه و سواحل ونزوئلا را كه تراكم جمعيتي بالايي داشتند از جمعيت خالي كردند.   12-  شکل گیری جنبش های استقلال طلبانه کشورهای مستعمره چه تاثیری در شکل استعمار داشت؟ جواب12-استعمار نو، پس از شكل گيري جنبش هاي استقلال طلبانة كشورهاي مستعمره طيّ قرن بيستم به وجود آمد. در استعمار نو كشورهاي استعمارگر با استفاده از ظرفيت هايي كه در دورة نفوذ يا دورة استعمار نظامي و سياسي خود ايجاد كرده ا ند، از مجريان بومي وداخلي كشورهاي مستعمره استفاده مي كنند. دولت هاي استعمارگر براي به قدرت رساندن نيروهاي وابسته، از كودتاي نظامي نيزاستفاده مي كنند. كودتاي انگليسي سوم اسفند 1299 رضاخان و همچنين كودتاي آمريكايي 28 مرداد 1332 محمدرضا شاه دو نوع موفق از كودتاهاي استعمار نو است، وكودتاي نوژه، نمونة شكست خوردة آن مي باشد. در استعمار نو، کشور استعمارگر با اتكا به قدرت اقتصادي خود، و با استفاده از نهادها و ساختارهاي اقتصادي و سياسي بين المللي و با روش ها و سازوكارهاي غير مستقيم،كنترل بازار و سياست كشورهاي ديگر را در اختيار مي گيرد.   13-وجه اشتراک ، استعمار فرانو، با استعمار قديم و استعمار نو، را بیان کنید؟ جواب13-استعمار فرانو، با استعمار قديم و استعمار نو، در اينكه فراوردة فرهنگ سلطة جهان غرب است، مشترك است.   14 -بهره وری رسانه ها و فناوری اطلاعات چه تاثیری در شکل استعمار داشت؟ جواب14- شکل استعمار به فرا نو تبدیل شد.ويژگي استعمار فرانو در اين است كه براي حفظ سلطة جهان غرب،بيش ازآنکه از ابزارهاي نظامي و سياسي يا اقتصادي استفاده كند، از ابزارها و ظرفيت هاي فرهنگي و علمي به ویژه از رسانه ها و فنّاوري اطلاعات بهره مي برد   15- حضور استعمارگران در شکل های مختلف استعماری چگونه بود؟ جواب15-درا ستعمار قديم،ا ستعمارگران حضور مستقيم و آشكار دارند. درا ستعمار نو،ا ستعمارگران پنهان و مجريان آنها آشكارند. در استعمار فرانو، استعمارگران و مجریان هر دو پنهان ا ند.   16- در استعمار فرانو هدف استعمارگران چیست؟ جواب16-جهان غرب در استعمار فرانو، هويت فرهنگي ديگر كشورها را هدف قرار مي دهد؛ یعنی عقايد، ارزش ها و آرمان هاي فرهنگ هاي ديگر را مورد هجوم قرار مي دهد و به جای آن،عقايد و ارزش هاي فرهنگ غرب را تبليغ و ترويج مي كند.   17-هویت مردمي كه برتري مطلق فرهنگي و معرفتي جهان غرب را پذيرفته باشند،چگونه می باشد؟ جواب17- مردمي كه برتري مطلق فرهنگي و معرفتي جهان غرب را پذيرفته باشند،هويت خود رادر حاشية جهان غرب بازخواني و بازسازی مي كنند و مسيري را كه جهان غرب براي آنها ترسيم كند دنبال مي كنند. استعمار فرانو، گسترش و سلطة فرهنگ غرب بر همة جهان و غربي كردن جهان را در پوشش نام «جهاني شدن »پيگيري مي كند.   19 اصطلاح جهانی شدن به چه معنا می باشد؟ جواب19-. استعمار فرانو، گسترش و سلطة فرهنگ غرب بر همة جهان و غربي كردن جهان را در پوشش نام «جهاني شدن» پيگيري مي كند.   بسم الله الرحمان رحیم علوم اجتماعی دوره پیش دانشگاهی  فصل اول:فرهنگ جهانی درس چهارم :فرهنگ های جهانی 2 عناوین درس جهان فرهنگی 1-عقاید و ارزش های جهانی اسلام 2-مراحل گسترش فرهنگ اسلامی 3-استعمار و بیداری اسلامی     انتظارمی رود دانش آموز بتواند: 1-با عقاید و ارزش های جهانی اسلام آشنا شود 2-مراحل گسترش فرهنگي عقايد و ارزش هاي اسلامي را نام ببرد و ويژگي هاي هر مرحله را توضيح دهد 3- با ظرفيت دين اسلام براي ساختن يك فرهنگ جهاني آگاه باشد. 4-تاثیر استعمار غربی بر فرهنگ اسلامی وچگونگی مواجه شدن فرهنگ اسلامی با آن را بررسی نماید.       سوالات درس چهارم:فرهنگ های جهانی فصل اول ، علوم اجتناعی پیش دانشگاهی جدید91 1-ارتباط اسلام و فرهنگ جهانی را بیان کنید؟ جواب1-اسلام، دینی است كه با دعوت فراگیر خود، تكوین یك فرهنگ جهانی را در دستوركار قرار داده است. 2-توانمندی های دین اسلام برای ساختن یك فرهنگ جهانی چیست؟ جواب2- اسلام، دین یك عصر و نسل خاص نیست. اصول اعتقادی و ارزش های آن، اصول و ارزش های ثابتی است كه همه انبیا در طول تاریخ، برای تبلیغ و ترویج آن مبعوث شده اند.این اصول و ارزش ها مطابق با نظام آفرینش و موافق با فطرت آدمیان است. توحید، حكایت از خداوند واحدی دارد كه خداوند قوم و قبیله خاصی نیست؛ بلكه خداوند همه آدمیان و پروردگار همه جهان هاست. خداوند سبحان حقیقت مطلق و مبدأهمه حقایق است. همه موجودات از او پدید آمده و به سوی او باز میگردند. و او عالمَ را حكیمانه آفریده و تدبیر می كند. 3-توانمندی های اصول اعتقادی اسلام برای تبدیل کردن آن به فرهنگ جهانی چیست؟ جواب3-اسلام، دین یك عصر و نسل خاص نیست. اصول اعتقادی و ارزش های آن، اصول و ارزش های ثابتی است كه همه انبیا در طول تاریخ، برای تبلیغ و ترویج آن مبعوث شده اند.این اصول و ارزش ها مطابق با نظام آفرینش و موافق با فطرت آدمیان است. 4-اصل توحید در رابطه با فرهنگ جهانی چه توانمندی دارد؟توضیح دهید؟ جواب4-توحید، حكایت از خداوند واحدی دارد كه خداوند قوم و قبیله خاصی نیست؛ بلكه خداوند همه آدمیان و پروردگار همه جهان هاست. خداوند سبحان حقیقت مطلق و مبدأهمه حقایق است. همه موجودات از او پدید آمده و به سوی او باز میگردند. و او عالمَ را حكیمانه آفریده و تدبیر می كند. 5-بررسی نمایید از نگاه اسلام جایگاه انسان چه ارتباطی با فرهنگ جهانی دارد؟ جواب5-انسان در دیدگاه اسلام، موجودی مختار، مسئول، متعهد و دارای فطرتی الهی و كرامتی ذاتی و خلیفه خداوند در زمین است. سعادت و عزّت انسان در تقرب و نزدیك شدن به خداوند و رسیدن به مقام خلافت الهی است و شقاوت و ذلتّ او در نسیان و فراموشی حقیقت الهی خود و دیگر موجودات و در هزینه کردن تمامی ظرفیت ها و توانمندی های الهی خود برای زندگی محدود این جهان است. البته انسان بر اساس مشیت و خواست الهی، مسئول آبادكردن این جهان و موظف به پرهیز از فساد در خشكی و دریاست. 6- عقل در فرهنگ اسلامی چه جایگاهی دارد و توانمندیهای آن در فرهنگ جهانی چیست؟ جواب-عقل در فرهنگ اسلام، زیباترین و محبو بترین مخلوق خداوند است و پیامبران برای برانگیختن عقل آدمیان، اجرای عدالت و قسط و مانع شدن از چرخش ثروت در دست اغنیاو برای آزادسازی مستضعفان از حاكمیت مستكبران، مبعوث شده اند. آنان برای رهایی آدمیان از زنجیرهایی آمده اند كه بر گردن آنها افکنده شده است. زنجیرهایی كه انسان ها را به بندگی انسان ها و بندگی بت هایی وادار می سازند كه به دست خود آنها ساخته شد ه اند. اسلام، جامعه اسلامی را موظف به تلاش برای آزادی مستضعفان می داند و پیروزی مستضعفان بر مستكبران و حاكمیت آیین و دین حق را به همه بشریت نوید می دهد. 7-عقاید و ارزش های اسلامی چگونه به فرهنگ بشری وارد شدند ؟ جواب7- عقاید و ارزش های اسلامی به حسب حقیقت و ذات خود اختصاص به قوم و گروه خاصی ندارند؛ بلكه خصلتی جهانی دارند، و این عقاید با پذیرش و رویكرد انسان ها، به عرصه فرهنگ بشری راه یافته و نمودی فرهنگی و تاریخی پیدا می كنند 8- فرهنگ اسلامی درمراحل گسترش خود چه دوره هایی را پشت سرگذارده است؟ جواب8-گسترش فرهنگی عقاید و ارزش های اسلامی در چهار مقطع تاریخی زیر، قابل مطالعه و بررسی است: اوّل: پیامبری و نبوت، دوم: خلافت، سوم: استعمار، چهارم: بیداری اسلامی. 9- قبل از ظهور اسلام فرهنگ  شبه جزیره عربستان چگونه بود؟ جواب9-شبه جزیره عربستان قبل از ظهور اسلام فرهنگ جاهلی قبیله ا ی داشت.شمال غربی شبه جزیره تحت نفوذ و سلطه امپراطوری روم و جنوب شرقی آن تحت تأثیر و سلطه شاهنشاهی ایران بود 10-- فرهنگ اسلامی عصر پیامبری و نبوت را با چه شرایطی پشت سر گذاشت؟ جواب10-خداوند سبحان، پیامبر خود را با آیات روشنگر برای تبلیغ توحید و گسترش فرهنگ اسلامی در جامعه بشری برانگیخت و رسول خدا پس از سیزده سال دعوت و مقاومت در برابر فشارهای نظام قبیله ای عرب،حكومت اسلامی را در مدینه تشكیل داد. پیامبر خدا طی ده سال حكومت، موانع سیاسی پیش روی اسلام در شبه جزیره عربستان را از بین برد. در سال نهم هجرت، گروه های مختلف برای پذیرش اسلام از شبه جزیره به مدینه آمدند. پیامبر خدا در حالی رحلت نمود كه نامه های دعوت خود را پیش تر به امپراطوری های ایران و روم فرستاده بود. 11-منظور از دوران خلافت چیست ؟ جواب11-دوران خلافت: این دوران از زمان رحلت رسول خدا آغاز شد و در مسیر خلافت اموی، عباسی و عثمانی ادامه یافت. 12- وضعیت فرهنگ اسلامی در زمان خلافت را بررسی نمایید؟ جواب12-ارزش ها، هنجارها و رفتارهای جاهلی در عصر نبوی تا سال هشتم هجری، یعنی تا فتح مكه، در برابر اسلام مقاومت آشكار كرده بود و از آن پس، در پوشش نفاق خزیده بود. این ارزش ها در دوران خلافت، به تدریج اقتدار جامعه اسلامی را در چارچوب مناسبات قبیله ای و عشیره ای سازمان بخشید، اما عقاید و ارزش های جهانی اسلام، فارغ از عملكرد قدرت های سیاسی و با تلاش و كوشش عالمان مسلمان، از مرزهای جغرافیایی و سیاسی جوامع مختلف عبور کرد و بر قدرت های سیاسی كه در این مناطق حضور داشتند، تأثیر گذاشت. 13-چگونه عقاید و ارزش های جهانی اسلام از مرزهای جغرافیایی و سیاسی جوامع مختلف عبور کرد و بر قدرت های سیاسی كه در این مناطق حضور داشتند، تأثیر گذاشت؟ جواب13-فرهنگ اسلامی، به دلیل قدرت و عمق معرفتی خود، گرو ه های مهاجم بیگانه را نیز درون خود، هضم و جذب می كرد و دست كم آنان را ناگزیر می ساخت تا برای استمرار و بقای خود از پوشش مفاهیم و ارزش های دینی استفاده کنند. 14-چه عواملی مانع از آن می شد تا ظرفیت های فرهنگ اسلامی و ارزش های اجتماعی آن به طور كامل آشكار شود؟ جواب14- غلبه قدرت هایی مانند سلجوقیان، خوارزمشاهیان، مغولان، عثمانی و ... كه درچارچوب عادات تاریخی و فرهنگ قومی و قبیله ا ی رفتار می كردند نیز مانع از آن می شد تا ظرفیت های فرهنگ اسلامی و ارزش های اجتماعی آن به طور كامل آشكار شود. 15-استعمار غربی چه تأثیری بر فرهنگ اسلامی گذاشته است؟ جواب15-دولت های استعماری غربی، بخش های مختلف جوامع اسلامی را تحت نفوذ و سلطه سیاسی خود درآوردند و قدرت نظامی و صنعتی آنان بیشتر رجال سیاسی و دولت مردان جوامع اسلامی را مقهور خود ساخت. 16-  فرهنگ اسلامی چگونه با استعمار غرب مواجه شد؟ جواب16-قدرت سیاسی جوامع اسلامی كه تا قبل از استعمار، بیشتر ریشه در مناسبات قومی و قبیله ا ی داشت، در دوران  استعمار، از طریق سازش با دولت های غربی، با قدرت استعمارگران پیوند خورد و این مسئله سبب شد تا استبداد ایلی و قومی به صورت استبداد استعماری درآید. 17- تفاوت راهبردی استبداد تاریخی  قومی با استبداد استعماری را بیان کنید؟ جواب17-تفاوت راهبردی استبداد تاریخی  قومی با استبداد استعماری در این است كه استبداد قومی به رغم هویت غیر اسلامی خود  به دلیل اینكه عقبه ای خارج از جغرافیای جهان اسلام نداشت  از رویارویی مستقیم با حضور قوی و توانمند فرهنگ اسلامی دوری می گزیدو تلاش می كرد با رعایت ظواهر اسلامی، پوشش دینی خود را حفظ كند، امّا استبداد استعماری به دلیل اینكه در سایه قدرت و سلطه جهان غرب عمل می كند، در جهت گسترش نیازهای اقتصادی و فرهنگی جهان غرب، چاره ای جز حذف مظاهر فرهنگ اسلامی ندارد. 18-چگونگی شکل گیری عصر بیداری اسلامی را بیان کنید؟ جواب18-در مقابل نفوذ و سلطه فرهنگ غرب، مقاومت هایی شكل گرفت كه ریشه در فرهنگ اسلامی داشت. متفكران جهان اسلام، خطرات سلطه فرهنگ غرب و فراموشی فرهنگ و هویت اسلامی را گوشزد كردند. 19-نقش انقلاب اسلامی در گسترش فرهنگ جهانی اسلام چیست؟ جواب19-انقلاب اسلامی ایران، نقطه عطفی در بازگشت به فرهنگ اسلامی در جهان اسلام است.بسیاری از نخبگان كشورهای اسلامی تا قبل از انقلاب اسلامی ایران، برای مقابله با سلطه استعمار، از مكاتب و روش های غربی نظیر ناسیونالیسم  ملّی گرایی  یا ماركسیسم استفاده می كردند. این مكاتب علاوه بر اینكه وحدت امت اسلامی را مخدوش می ساختند،مورد حمایت مردمی كه در دامان فرهنگ اسلام تربیت یافته بودند نیز قرار نمیگرفتند.امت اسلامی با الهام از انقلاب اسلامی و بازگشت به سوی هویت الهی خود مرحله نوینی را در گسترش فرهنگ جهانی اسلام رقم می زند

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1391ساعت 8:49  توسط حسین بیکی  | 

                                              دوره ي پيش دانشگاهي

                            

                                                             رشته :

 

                                                       علوم انساني

                                              

 

 

                                                          تهيه وتنظيم :

                                       حسين بيگي رابط گروه  علوم اجتماعی واقتصاد

                                                                           آبان 91 13

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                 

 

 

 

 

 

 

                                                                 به نام آن كه جان را فكرت آموخت

 

پيشگفتار

آنچه از نظرگرامي همكاران ارجمند ومحترم گروه علوم اجتماعي مي گذردمجموعه ايي ازپاسخ هاي پيشنهادي تشريحي است كه براي فعاليت هاي عملي و تمرين هاي كتاب علوم اجتماعي پيش دانشگاهي جدید التالیف  قسمت اول شامل فصل اول وفصل دوم تا پایان درس هفتم  با عناوين ((گفتگو كنيد))-  ((بررسي كنيد))- ((تحلیل كنيد))-

 (( تحقیق  كنيد)) و....... فراهم آمده است.هدف از گنجاندن اين فعاليت ها  تاكيد بر مشاركت دانش آموزان در يادگيري مفاهيم اساسي وكسب توانايي براي به كارگيري آن ها است. ( پديد آمدن انگيزه تفكر پيرامون مسائل وپديده هاي جهان امروزوتحليل آنهاو تقويت قو ه تفكر وخلاقيت و تعميق يادگيري  دانش آموزان).بنابرين هدف از تهيه مجموعه حاضر نه فراهم آوردن پاسخ هايي آماده براي دانش آموزان بلكه ايجاد هماهنگي در تدريس وتشريح مطالب درسي توسط دبيران محترم وهدايت دانش آموزان به سمت كسب توانايي نسبي براي تحليل مسايل وپديده هاي جهان امروزاست.

شك نيست كه پاسخ هاي داده شده به فعاليت ها تمامي آنچه كه بايد گفته شود نيست.اميد مي رود تجربه هاي گرانقدر وارزشمند همكاران محترم در اصلاح وتكميل پاسخ هاي تهيه شده ياري دهد.

لازم به ذكر است كه در تهيه اين مجموعه كتاب درسي مبناي كار قرار گرفته است.وقسمت دوم آن  یعنی فصل سوم وچهارم  پس از آماده شدن در اختیار همکاران قرار می گیرد.

 

 

                                                                                

 

 

 

 

 

                                                   حسين بيكي دبير علوم اجتماعي مقطع متوسطه شهرستان طبس

                                                                     آبانماه 1391

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                            

 

 

 

فعلیت های درس  اول جهان فرهنگی   

   ) درباره­ی راه­های ورود یک اندیشه فردی به حوزه­ی فرهنگ با یک­دیگر گفت­وگو کنید.

 وقتی فردی ذهنیت خود را به عمل درمی­آورد جهان فرهنگی راگسترش داده و اندیشه وارد حوزه فرهنگ شده است.راه­های ورود اندیشه به حوزه فرهنگ هنر و ذرفتارهای اجتماعی است.          

                     تفاوت موجودات جهان عینی با موجودات جهان انسانی درچیست؟(ص7)                               

جهان انسانی تحت امر اراده­ی انسان است و با انسان به وجود می­آید،ولی جهان عینی خارج از فعل انسان است و قبل و بعد از انسان هم وجود داشته وخواهد داشت.مثلاً رانندگی امری مربوط به جهان انسانی است ولی خورشید گرفتگی یا روزقیامت مربوط به جهان عینی وتکوینی است.

برخی از آیات قرآن کریم ازتعامل فعال جهان عینی باجهان فرهنگی واجتماعی را بنویسید.(ص8)

آیه 44 سوره انعام:پس چون آن­چه ازنعم الهی به آن­ها تذکر داده شد همه رافراموش نمودند ما هم  ابواب هر نعمت را به روی آن­ها گشودیم تا به نعمتی که داده شدند شادمان گشت­اند ناگاه به کیفر اعمالشان گرفتار کردیم که آن هنگام خوار و ناامید گردیدند.آیه 41 سوره روم:فساد وپریشانی به کرده­ی بد خود مردم درهمه­ی بّر و بَحر پدید آمد تا ما هم کیفر بعضی اعمالشان را به آن­ها بچشانیم باشد  که پشیمان شده و به درگاه خدا  بازگردند.

آیه 96 سوره اعراف:وچنان­چه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیزکارمی­شدند،همانا ما درهای برکات آسمان وزمین را بر روی آن­ها می­گشودیم و لیکن چون تکذیب آیات کردند ما هم سخت به کیفرکردار زشتشان رسانیدیم.

 

 

 

 

فعالیت­های درس دوم(ازص 16 تا 10)

 

درسرزمین پهناور ایران درطول تاریخ چه فرهنگ­هایی شکل گرفته­اند؟چه عناصری ازاین­فرهنگ هاباقی مانده است؟(ص12)

1ـ ایران باستان باعناصر: نوع دوستی،عدالت خواهی،دین مداری،خانواده وقداست آن،عفاف، عیدنوروز،اهمیت نور،2ـ ایران اسلامی باعناصر:آخرت،توحید،علم آموزی،خانواده وجایگاه زن ، عدالت 3ـ ایران معاصرباعناصر:مقاومت،مشروطه،استکبارستیزی،بازگشت به خویشتن،انقلاب ، هویت­یابی،مقاومت فرهنگی

نمونه­های تاریخی فرهنگ­هایی که عقاید و ارزش­های آن­ها با هنجارها و رفتارهایشان ناسازگاراست بنویسید.(ص14)

1ـ جوامع غربی به نام دموکراسی کشتارمی کنند.2ـ الجزایربه نام دموکراسی انتخابات آزاد را بر هم زد. (1990) 3ـ دراروپا کسی حق مخالفت با هالوکاست را ندارد. 4ـ درجامعه­ی خودمان همه اخلاص عمل ندارند وفاصله ارزش­ها و عمل به وجودآمده است.(ارزش­های اجتماعی باسکولاریسم عملی تناسب ندارد.)

ارزش آزادی درفرهنگ اسلامی وفرهنگ سکولارغربی چه تفاوتی دارد؟ (ص15)

1ـ مرزآزادی غربی منافع دیگران است ولی آزادی اسلامی نزدیک شدن به خدا است. 2ـ آزادی غربی نوعی اسارت انسان در مادی­گرایی است ولی آزادی اسلامی آزادشدن انسان برای رسیدن به خدااست.( آزادی ازنفس اماره)3ـ آزادی غربی انسان را ازمعنویت و بندگی خدا دور می­کند ولی آزادی اسلامی راهی برای رسیدن به خدا است.

فعالیت­های درس سوم(از ص 22 تا 17)

فرهنگ سلطه به دنبال چه نوع تاثیرات فرهنگی برجوامع مغلوب است؟(ص19)

تضعیف مقاومت فرهنگی،ایجادتزلزل و تحول فرهنگی در قوم مغلوب،تحقیر فرهنگی قوم مغلوب، هویت­زدایی فرهنگی قوم مغلوب،استعمارفرهنگی

درباره عملکرد اروپاییان درقاره­ی آفریقا بنویسید.(ص20)

 در بُعد نظامی:به تسخیر آفریقا پرداختند.در بُعد اقتصادی:بازارها،منابع و مواد اولیه­ی آفریقا اشغال شد و در وجه فرهنگی:زبان و ادبیات بسیاری ازکشورهای آفریقایی انگلیسی و فرانسه شده است.

درباره­ی مراحل گسترش نظام سلطه غرب و وجه غالب هرمرحله گفت وگو کنید.آیا وجه غالب هر مرحله،درمراحل دیگر وجود ندارد؟(ص21)

در استعمار قدیم وجه غالب قدرت نظامی با حضور مستقیم نیروهای استعمارگراست.(مجریان بیگانه اند)دراستعمارنو وجه غالب اقتصادی با حضور غیرمستقیم استعمارگراست.(مجریان بومی و داخلی­اند. ) دراستعمار فرانو وجه غالب فرهنگی با ابزار فناوری رسانه­ای است.(مجریان بومی وسیاست ها نیز ظاهراً بومی­اند.)می­توانند این وجوه بایک­دیگرهمزمانی داشته باشند،مثلاً در استعمار قدیم گاهی هم استعمارسیاسی،هم اقتصادی و هم فرهنگی بوده است،نمونه­ی آن مستعمرات آفریقایی

فعالیت های درس چهارم(از ص 28 تا 23)

اصولی که یک فرهنگ جهانی باید داشته باشد را درآموزه های اسلامی جست وجو کنید.(ص24)

هستی­شناسی توحیدی،عدل وداد،عقلانیت،حقیقت،خلیفهً الهی بودن انسان.

درباره چگونگی گسترش فرهنگ اسلامی در بین مسلمانان آسیای جنوب شرقی توضیح دهید.(ص26) بنگلادش ازطریق بازرگانان عرب،اندونزی ازطریق بازرگانان مسلمان هندی،تایلند از طریق شیخ احمدقمی،تانزانیا ازطریق بازرگان مسلمان ایرانی(آفروشیرازی)

درباره­ی بخشی از ارزش­های اجتماعی ا سلام که با حاکمیت­های قبیله ای و قومی نادیده گرفته می شدند توضیح دهید.(ص26)

تقواکم رنگ شد و ارزش­های خونی و نژادی رشدکرد.تبعیض­ها جای عدالت راگرفت.زهد وساده زیستی به تجملات تبدیل شد.برابری و برادری به قوم مداری تبدیل شد.استبداد ایلی وقبیله­ای جای آزادی راگرفت.

عملکرد استبداد ایلی قاجار را با استبداد استعماری رضاخان مقایسه کنید.(ص27)

استبداد قومی ایلی با مذهب درگیری نداشت و شاهان ظاهراً دینی بودند اما استبداد استعماری رضاخان چون در راستای تأمین نیازهای مادی غرب بود پوشش ظاهری دینی هم نداشت و مستقیماً با دین مبارزه می­کرد.

درباره تاثیرات صدساله­ی اخیرناسیونالیسم درجهان ا سلام توضیح دهید.(ص27)

وحدت امت اسلامی مخدوش بود.هویت­سازی سکولار بود.اختلافات نژادی افزایش یافته بود.مقاومت اسلامی ضعیف شده بود.

    فعالیت­های درس پنجم(از ص 38 تا 32)

آیا عقاید و رفتارهای دینی آثار دنیوی ندارد وآیا بیان آثار دنیوی آن­ها اشکال دارد؟(ص34)

اثردنیوی دارد مثلا درماه رمضان خشونت کم­ترمی­شود یا مصرف برخی کالاها کم­تر و مصرف بعضی بیش­تر می­شود.بیان این­ها اشکالی ندارد.

درچه صورتی پرداختن با آثار دنیوی عقاید و رفتارهای دینی مشکل ساز می­شود؟(ص34)

درصورتی که ارتباط بین آثار دنیایی دین با اراده­ی الهی قطع شده باشد و دین فقط از نظر مادی موردتوجه باشد نه از نظر آخرت و اراده­ی الهی و دین بازیچه­ی دنیوی نفس­پرستان باشد.

تفاوت حقوق بشر را در دو فرهنگ دینی و فرهنگ اومانیستی بیان کنید.(ص35)

حقوق بشر دینی مبتنی بر فطرت انسان و معنوی است مثلاً همه یا در دین برادر تو هستند یا در خلقت.اماحقوق بشر اومانیستی مبتنی برخواسته وعادات طبیعی و مادی گرایانه­ی بشر است و نباید با اصالت انسان درافتاد پس مثلاً حکم قصاص قابل قبول نیست.

به چه دلیل روشنگری مدرن با رویکرد عقل­گرایانه خود به دئیسم منجر می­شود؟(ص37)

نفی وحی و تاکید براین مطلب که با کمک عقل خودمان و بدون استفاده از روش عملی می­توان خدا را شناخت و در شناخت واقعیات فقط از معیارهای انسانی باید استفاده کنیم.

فعالیت­های درس ششم(از ص 46 تا 39)

به چه دلیل مواجهه­ی با مسلمانان در طول جنگ­های صلیبی و فتح قسطنطنیه،زمینه­های اقتدار کلیسا را درهم ریخت ؟(ص41)

چون کلیسا برپایه­ی کتب عهد عتیق و انجیل استوار بود و با علوم جدید مخالفت داشت ولی اسلام به گسترش و رشد علم دستور می­دهد و آن­ها از طریق این جنگ ها با آزاداندیشی و علم­گرایی آشنا شدند.

به چه دلیل با پیدایش فلسفه­های روشنگری،سکولاریسم به عمیق­ترین لایه­های فرهنگی غرب راه پیدا می­کند؟(ص43)

چون مردم و فرهنگ عمومی آن­چنان ازتسلط و دنیاگرایی دینی مسیحیت زده شده بودند که وقتی سکولاریسم توسط اندیشمندان به انسان به صورت مستقل توجه­کرد شیفته­ی آن شدند و درسطوح مختلف جامعه نفوذ یافت.

تحولات فرهنگی،اجتماعی غرب درزمینه­های دینی،فلسفی،صنعتی وسیاسی و ترتیب تاریخی آن­ها را بیان کنید.(ص45)

 سیرتحولات به ترتیب دینی،سیاسی،فلسفی و صنعتی بود.در زمینه­ی دینی از تقدس قدیسان و تمرکز دینی کلیسا به سمت عدم تمرکز دینی حرکت کردند.در زمینه­ی سیاسی کم­رنگ شدن مرزهای سیاسی و جهانی شدن مطرح شد.در زمینه­ی فلسفی توجه به عالم کثرات رایج شد. درزمینه­ی صنعتی صنایع چاپ و بخار وتکنولوژی­های ماشینی مطرح شد.

فعالیت­های درس هفتم(ص 55 تا 47)

چالش­ها و ستیزهای درون یک فرهنگ با چالش­ها و ستیزهای بین دو فرهنگ چه تفاوت­هایی دارد؟نمونه بیاورید.(ص48)

دو فرهنگ در عقاید بنیادین ولایه­های عمیق فرهنگی با یک­دیگر دچارچالش می­شوند درحالی­که ممکن است درون یک فرهنگ بین اجرای رفتارها و هنجارها(لایه­های سطحی فرهنگ)تفاوت وجودداشته باشد.مثلاً چالش جهان اسلام با جهان غرب از نوع چالش­های بین دو فرهنگ است و چالش لیبرالیسم و سوسیالیسم درون یک فرهنگ(فرهنگ غرب)است.

موقعیت فرهنگی جوامع غیرغربی را در مراحل سه گانه استعمار(قدیم )،استعمارنو واستعمار فرانو توصیف کنید.(ص49)

دراستعمار قدیم چون اصالت با استعمار نظامی وسیاسی همراه بود فرهنگ کم­ترتحت تأثیر بود و تاحدودی فرهنگ بومی حفظ می­شد.دراستعمار نو اصالت با اقتصاد بود و فرهنگ بومی تحت تأثیر استعمارگران قرار می­گرفت ولی فرهنگ به طور ویژه مورد توجه استعمارگران نبود.در استعمار فرانو اصالت با فرهنگ است و مهم­ترین ابزار استعماری قرار می­گیرد.

درباره هویتی که کشورهای تازه تاسیس پیدا می­کنند و تاریخی که برای هویت آن­ها تدوین می شود تأمل کنید.(ص54)

کشورهای تازه استقلال یافته و جدا شده از پیکره جهان قدیم ازهویت فرهنگی منسجمی برخوردار نیستند.مرزهای جغرافیایی آن­ها نیز سیاسی و تحت امر استعمارگران شکل گرفته است وتنها درقالب مزیت نسبی در تولید برخی کالاها به صورت کشورهای­تک محصولی درمی­آیند و خود را از این طریق به دیگران می­ش

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1391ساعت 8:32  توسط حسین بیکی  | 

سخنـان بـزرگان و اندیـشمندان در مـورد دوسـت

همه محبتت را به پای دوستت بريز ولی همه اسرارت را در اختيار او نگذار. حضرت علی (ع)

اگر می‌خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید. کوروش بزرگ

ابله‌ترین دوستان ما، خطرناک‌ترین دشمنان هم هستند.
سقراط

پرسیدم دوست بهتر است یا برادر؟ گفت دوست برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می‌کند. امیل فاگو

خدایا! مرا از دوستانم محافظت بفرما. چون می‌دانم چگونه خویشتن را در مقابل دشمنانم حفظ کنم!
ولتر

دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست، بلکه نشان نابودی زمان، به گونه‌ای گسترده است. ارد بزرگ

آن که از دشمن داشتن می‌ترسد، هرگز دوست واقعی نخواهد داشت.
هزلت

صفات هر کس مربوط به محسنات و نقایص اخلاقی دوستان اوست. کارلایل

هرگز بخاطر دوستت، از انجام وظیفه‌ای چشم مپوش.
سن لانبر

دوست مثل پول، بدست آوردنش از نگه داشتنش آسان‌تر است. باتلر

دوستان را در خلوت توبیخ کن و در ملاءعام تحسین.
اسکاروایلد

بعضی‌ها طوری هستند که دوستان‌شان هر قدر از آنها پایین‌تر باشند بیشتر دوست‌شان دارند. چترفیلد

همه کسانی که با تو می‌خندند دوستان تو نیستند.
ضرب المثل آلمانی

چیزی در جهان بهتر از دوست واقعی نیست. آکویناس

در دوستی درنگ کن، اما وقتی دوست شدی ثابت قدم و پایدار باش.
سقراط

برای آنکه همواره دوستان‌مان را نگاه داریم بهتر است همواره فاصله و بازه‌ای میان خود و آنها داشته باشیم. ارد بزرگ

دوستان عبارت از خانواده‌ای هستند که انسان اعضای آن را به اختیار خود انتخاب کرده است.
آلفونس کار

هیچ دوستی بهتر از تنهایی، برای اهل اندیشه نیست. ارد بزرگ

اگر سزاوار آن است که دوست با جزر زندگی‌ات آشنا شود، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد، زیرا چه امیدی است به دوستی که می‌خواهی در کنارش باشی، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی؟
جبران خلیل جبران

دوستی برای خود برگزین که به گاه سختی و درماندگی مددکارت باشد. بزرگمهر

در روز عشاق برای دوستت کارتی بفرست و روی آن بنویس؛ از طرف کسی که فکر می‌کند تو بی نظیری.
براون

خموشی در برابر بدگویی از دوستان، گونه‌ای دشمنی است. ارد بزرگ

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1391ساعت 13:49  توسط حسین بیکی  | 

مشخصات فردی
نام: حسین بیکی
تاریخ تولد: 5 فروردین 1351
محل سکونت: ایران - طبس گلشن
مشخصات تماس
ایمیل: hosinbeki@yahoo.com
تلفن: 03534231138---091325
تحصیلات
سطح تحصیلات: کارشناسی ارشد
رشته تحصیلی: مردم شناسی
حرفه
شغل: دبیر
محل کار: دبیرستان نمونه رسول اکرم (ص) ودبیرستان های طبس
مهارتها: تدریس دروس علوم اجتماعی واقتصاد
علایق
علایق: تدریس در مقاطع مختلف
سیاسی/اجتماعی: کمک به پیشرفت جامعه
کتابهای مورد علاقه: مردم شناسی و انسان شناسی و جامعه شناسی وروان شناسی اجتماعی
فیلمها و سریالها: خانوادگی و اجتماعی
موسیقی مورد علاقه: سنتی
ورزشهای مورد علاقه: فوتبال
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 19:57  توسط حسین بیکی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 19:56  توسط حسین بیکی  | 


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391ساعت 20:58  توسط حسین بیکی  | 

سنجش شخصیت با چند سئوال ساده

به سوالات زیر پاسخ دهید!

سوال ها:

 1. دریا را با کدام یک از ویژگی های زیر تشریح می کنید؟

آبی تیره، شفاف، سبز، گل‌آلود 

2. کدام یک از اشکال زیر را دوست دارید؟

دایره، مربع یا مثلث 

3- فرض کنید در راهرویی راه می روید . دو در می بینید . یکی در 5 قدمی سمت چپ تان و دیگری در انتهای راهرو . هر دو در باز هستند . کلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است. آیا آن را بر می دارید ؟ 

4- رنگهای روبرو را به ترتیب اولویتی که برایتان دارند بگویید . قرمز , آبی , سبز ,سیاه و سفید 

5. دوست دارید در کدام قسمت کوه باشید؟ 

6- در ذهنتان اسب چه رنگی است ؟

قهوه‌ای، سیاه یا سفید 

7- توفانی در راه است . کدامیک را انتخاب می کنید: یک اسب یا یک خانه ؟ 

و اما پاسخ ها:.

1- آبی تیره : شخصیت پیچیده

سبز: آسان گیر و بی‌خیال

شفاف: به سادگی قابل درک

گل‌آلود: آشفته و سردرگم 

2- دایره : سعی می کنید طوری رفتار کنید که خوشایند همه باشد.

مربع: خودرأی و خود محور

مثلث: یک دنده و لجباز

(اندازه اشکال با خودخواهی و منیت شما ارتباط مستقیم دارد) 

3- بله : شما آدم فرصت طلبی هستید

نه: آدم فرصت‌طلبی نیستید. 

4- این سئوال , اولیتهای شما در زندگی را مشخص می کند.

آبی: دوستان/ روابط

سبز: شغل و حرفه

قرمز: شه--وت و دلبستگی

سیاه: مرگ

سفید: ازدواج 

5- میزان ارتفاعی که انتخاب می کنید رابطه مستقیم با میزان جاه طلبی شما دارد . 

6- قهوه ایی : فروتن و خاکی

سیاه: غیرقابل پیش‌بینی، سرکش، هیجان‌انگیز

سفید: برتر، مغرور، تاثیرگذار 

7- این سئوال , الویتهای شما به هنگام مشکلات را تعیین می کند.

اسب: همسر

خانه: فرزندان

.
+
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 0:6  توسط حسین بیکی  | 

جدیدترین تست روانشناسی (حتما امتحان کنید)به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع کنید:
1) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟

الف _ صبح،

ب- عصر و غروب،

ج _ شب 

2) معمولاً چگونه راه مى روید؟

الف _ نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند،

ب- نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم،

ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،

د _ آهسته و سربه زیر، ه- - خیلى آهسته 

3) وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛

الف _ مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،

ب- دستها را در هم قلاب مى کنید،

ج _ یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،

د _ دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید،

و ه-_ با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف مىکنید 

4) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟

الف _ زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم،

ب- چهارزانو،

ج _ پاى صاف و دراز به بیرون،

د _ یک پا زیر دیگرى خم 

5) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟

الف _ خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،

ب _ خنده، اما نه بلند،

ج _ با پوزخند کوچک،

د _ لبخند بزرگ،

ه_ لبخند کوچک 

6) وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛

الف _ با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید

ب _ با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید

ج _ در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید 

7) سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛

الف _ از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید

ب _ بسختى ناراحت مى شوید

ج _ حالتى بینابین این 2 حالت ایجاد مى شود 

8) کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟

الف- قرمز یا نارنجى

ب- سیاه

ج- زرد یا آبى کمرنگ

د- سبز

ه- آبى تیره یا ارغوانى

و- سفید

ز- قهوه اى، خاکسترى، بنفش 

9) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟

الف- به پشت

ب- روى شکم (دمر)

ج- به پهلو و کمى خم و دایره اى

د- سر بر روى یک دست

ه- سر زیر پتو یا ملافه... 

10) آیا شما غالباً خواب مى بینید که:

الف- از جایى مى افتید.

ب- مشغول جنگ و دعوا هستید.

ج- به دنبال کسى یا چیزى هستید.

د- پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.

ه- اصلاً خواب نمى بینید.

و- معمولاً خواب هاى خوش مى بینید 

امتیازات 

سؤال اول: الف(2 امتیاز)، ب (4 امتیاز)، ج (6 امتیاز)

سؤال دوم: الف (6امتیاز)، ب (4 امتیاز)، ج (7 امتیاز)، د (2 امتیاز)، ه (1 امتیاز)

سؤال سوم: الف (4 امتیاز)، ب (2 امتیاز)، ج (5 امتیاز)، د (7 امتیاز)، ه (6 امتیاز)

سؤال چهارم: الف (4 امتیاز)، ب (6 امتیاز)، ج (2 امتیاز)، د (1 امتیاز)

سؤال پنجم: الف (6 امتیاز)، ب (4 امتیاز)، ج (3 امتیاز)، د (5 امتیاز)، ه (2 ا متیاز)

سؤال ششم: الف (6 امتیاز)، ب (4 امتیاز)، ج (2 امتیاز)

سؤال هفتم: الف (6 امتیاز)، ب (2 امتیاز)، ج (4 امتیاز)

سؤال هشتم: الف (6 امتیاز)، ب (7 امتیاز)، ج (5امتیاز)، د (4 امتیاز)، ه (3 امتیاز) و (2 امتیاز)، ز (1 امتیاز)

سؤال نهم: الف (7 امتیاز)، ب (6 امتیاز)، ج (4 امتیاز)، د (2 امتیاز)، ه (1 امتیاز)

سؤال دهم: الف (4 امتیاز)، ب (2 امتیاز)، ج (3 امتیاز)، د (5 امتیاز)، ه (6 امتیاز)، و (1 امتیاز)

خب، امتیازهایتان را جمع زدید. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید.

 

نتیجه گیرى: 

* اگر امتیاز شما بالاى 60 است

دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند«کاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.

 

* اگر از 51 تا 60 امتیاز دارید

بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر

هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.

 

* اگر از 41 تا 50 امتیاز به دست آوردید

به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید.

 

* اگر 31 تا 40 امتیاز نصیب شما شد

بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.

 

* از 21 تا 30 امتیاز

در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید.

* و اگر کمتر از 21 امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد!

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 0:3  توسط حسین بیکی  | 

جامعه مادی و جامعه توحیدی

جامعه توحيدي جامعه اي است كه افراد آن چنان با يكديگر ارتباط دارند كه مانند يك واحد هستند و به دليل نگرش الهي و توحيدي، جهتي الهي و متعالي دارند و هدف آنها از اين ارتباط و اجتماع، الوهيت و رسيدن به خدا مي‌باشد. توحيدي بودن جامعه الهي به خاطر يكي شدن اجزاء مختلف اين جامعه مي باشد و اين نيست مگر به خاطر توحيدي بودن تك تك افراد جامعه و ارتباط تنگاتنگ افراد درجهت الهي با يكديگر مي باشد. افراد اين جامعه با هم چنانند كه گويا يك پيكرند "همانا مؤمنين در عطوفت و مهرباني مانند يك پيكرند." لذا رمز اصلي ارتباطات الهي و بسيار نزديك اين مومنين همان رحمتي است كه ميان آنها وجود دارد.

جامعه توحيدي جامعه متعالي است و جامعه اي است كه افراد آن در يكديگر ادغام شده اند . ادغام افراد جامعه به معناي همانندي و يكي شدن آنهاست كه هماهنگي را نيز نتيجه مي دهد. هماهنگي و يكي شدن در قالب محبت اتفاق مي افتد لذا افراد جامعه توحيدي عاشق هم و داراي محبت نسبت به هم هستند اما اين محبت نه براي شهوات بلكه فقط براي خداست و بر اثر همين محبت است كه مانند نفس واحد مي شوند و مانند يك پيكرند چراكه وقتي نسبت به هم محبت داشته باشند رحمت بين آنها حاكم مي شود كه از نتايج آن اين است كه ارتباطاتشان عالي مي شود و زمانيكه مانند يك واحد شدند شكست ناپذير خواهند شد چون قدرت آنها پشت به پشت تأييد كننده و افزايش دهنده يكديگر است.

زمانيكه محبت مؤمنين ديگر – فقط براي خدا و بعد هستي – در وجود فرد ايجاد شد اين محبت فضايل و برتريهاي آنها را در وجود اين فرد ايجاد مي كند و اين امر منجر به توسعه يافتگي سريع شخصيت الهي افراد مؤمن مي گردد و نتيجه اينها رشد فزاينده جامعه مؤمنين است.

عظمت جامعه توحيدي :

انسان توحيدي يعني انسان يكتاپرست و انسان يكتاپرست كسي است كه فقط خدا را بپرستد چنانچه فرد خود را تحت فرمان فقط خدا قرار داد از آنجا كه سيستم عالم توحيدي است و همه جريانات به يك سمت در حركتند وجود اين فرد نيز توحيدي مي شود يعني تمام قواي وجودي اين فرد يك جهت و يك سو پيدا مي كند و به همين دليل است كه اين فرد تا اين اندازه قوي مي شود چراكه با تمام برتريهاي جاري در عالم يكي شده است. جامعه توحيدي نيز دقيقاً به همين شكل است يعني جامعه توحيدي جامعه اي است با هدف رسيدن به خدا و يكتاپرستي و تمام اجزاء و ارتباطات موجود در اين جامعه در جهت همان يكتاپرستي مي باشند.

زمانيكه تك تك اعضاء جامعه داراي ديد توحيدي بودند و كل جامعه را يك واحد دانستند كه داراي جهتي مشخص است منجر به اين مي‌شود كه تكبر و حسد را كنار گذاشته و با رحمت و كرامت رفتار نمايند و اين از بزرگترين اهميتهاي جامعه در جهت ايجاد سعادت فردي افراد مي باشد چراكه كرامت نفس محور اخلاق اسلامي است.

جامعه توحيدي جامعه اي است كه حركتي رو به باعظمت شدن دارد چراكه:

1- تك تك افراد اين جامعه توحيديند.

2- ارتباطات افراد اين جامعه بر روي نظام مشخصي است كه بهترين حالت را رو به رسيدن به هدف دارد كه لازمه اين بلوغ فكري افراد و در كل مانند يك واحد ديدن جامعه است و خصوصيات عدم تكبر و حسد نسبت به هم و دارا بودن محبت و ايثار نسبت به همديگر مي باشد بطوريكه هرگاه كسي ديد فردي بهتر از او مي تواند در جايگاه او بنشيند جاي خود را به او مي دهد. يعني تك تك افراد، كل جامعه را مانند يك واحد ديده و بدون در نظر گرفتن خود، بهترين حالت را براي رسيدن به هدف ايجاد مي نمايد حتي اگر لازمه آن فدا كردن خود يا ايثار نمودن باشد. (ديد اجتماعي اجزاء جامعه)

3- تمام افراد اين جامعه در ارتباط با هم چنانند كه اگر ضعف و خلائي در فردي از افراد جامعه مشاهده نمودند بعلت رحمت و جامعه نگري همه دست به دست هم داده و مشكل آن فرد را حل مي كنند لذا هيچ بخشي از قسمتهاي جامعه نيست كه مشكلي داشته و معطل بماند. (ديد اجتماعي اجزاء جامعه)

4- تمام اجزاء جامعه سعي در بهبود و ارتقاء تك تك افراد جامعه داشته و به دليل كلي نگري اجتماعي همه در مسير تعالي، يكديگر را رشد و ارتقاء مي دهند. (ديد اجتماعي اجزاء جامعه)

5- در اين جامعه طراحي اجزاء با در نظر گرفتن ارتباط آنها نسبت به هم به بهترين و ايده آل ترين حالت است كه نتيجه آن هدر نرفتن توان جامعه اثرگذاري بيشتر اجزاء جامعه بر روي هم در جهت تسريع در به هدف رسيدن جامعه است و اين به خاطر آن است كه تك تك افراد جامعه كلي نگر بوده و براي رسيدن به هدف به بهترين نحو توجه دارند و يا جامعه داراي مديريت و رهبري عالي است كه افراد جامعه آنرا پذيرفته و گوش به فرمان او هستند.

تفاوتهاي جامعه توحيدي و جامعه مادي :

1. جامعه توحيدي با قوانين الهي اداره مي شود اما جامعه مادي با قوانين مادي

2. مهمترين تفاوت جامعه توحيدي با جامعه مادي اين است كه در جامعه توحيدي هدف افراد با هدف جامعه منطبق هستند و هر دو صعود به سوي خداست اما در جامعه مادي هدف افراد ممكن است با هدف جامعه

3. در جامعه توحيدي انسانها تمام امور فردي و اجتماعي خود را براي خدا و مطابق با خواست او انجام مي دهند اما در جامعه مادي افراد براي رسيدن به خواسته هاي نفساني خود انجام مي دهند.

4. هدف افراد در جامعه توحيدي رضايت خداست يعني خود را مي خواهند به چيز بالاتري برسانند لذا خواسته ها و منافع خود را فداي آن موضوع برتر مي نمايند اما در جامعه مادي هدف، خواسته هاي نفساني و رسيدن به قدرت مادي علي الخصوص پول است يعني همه چيز را مي خواهند به خود برسانند لذا در جامعه مادي زمانيكه منافع اجتماع با منافع فرد در تضاد باشد فرد از اجتماع كناره گيري كرده و اجتماع متزلزل مي شود چراكه همواره براي انسانهاي مادي منافع خود مهمتر از منافع اجتماع است. اما در جامعه توحيدي هيچگاه منافع اجتماع در تضاد با منافع فرد قرار نمي گيرد چراكه هدف اجتماع در راستاي هدف فرد است يعني هم فرد و هم اجتماع در تلاش براي بدست آوردن رضايت الهي هستند.

5. به دليل بند فوق در جامعه مادي اجتماع ابزاري است براي رسيدن فرد به منافع بيشتر اما در جامعه توحيدي اجتماع راهي است براي تقرب بيشتر فرد به خدا لذا افراد در جامعه توحيدي داراي هدفي برخواسته از هدف زندگي آنهاست اما افراد در جامعه مادي تا آنجا كه مي توانند اجتماع را وسيله اي قرار مي دهند تا به منافع شخصي خود برسند هرچند بقيه افراد جامعه از اين اتفاق ضرر كنند. لذا هماهنگي كامل بين افراد مختلف جامعه مادي وجود ندارد.

6. به دلايل بند فوق، هماهنگي كامل بين افراد مختلف جامعه توحيدي وجود دارد اما هماهنگي كامل بين افراد مختلف جامعه مادي وجود ندارد چراكه افراد به دليل منافع فردي خود تك روي مي كنند و جامعه را از انسجام خارج مي نمايند.

7. در جامعه توحيدي هر فرد در هرجاي جامعه باشد از آنجا كه هدف جامعه با هدف فرد مطابق است احساس رشد و تعالي كرده و خود را مفيد مي داند هر چند كارهاي كوچك بكند و بنابراين براي اجتماع نيز مفيد بوده و هيچگاه براي جامعه خطرناك نخواهد بود اما در جامعه مادي فرد فقط در بخشهايي از جامعه حاضر است باشد كه منافع شخصيش تامين شود در غير اينصورت از جامعه كناره گيري كرده و يا اگر مجبور باشد كه در جامعه بماند اقدام به تخريب آن جامعه مي نمايد و تبديل به عنصري مضر مي شود.

8. به دليل بند فوق افراد در جامعه توحيدي به راحتي ايثار و از خود گذشتگي مي كنند و چنانچه كسي را نسبت به جايگاه خود برتر ببينند به نفع او از آن جايگاه كناره مي گيرند واضح است كه يكي از عوامل برتري اجتماعات نسبت به هم چينش صحيح افراد و متناسب با توانمنديهايشان در جايگاهها مي باشد. اما در جامعه مادي زمانيكه فرد منافع خود را در اين جايگاه تامين ببيند به هر طريقي متوسل مي شود تا از آن جايگاه كناره نگيرد كه اين امر منجر به بروز تنش و مشكلات بعدي براي اجتماع مي گردد. ازجمله تخريب يكديگر ، دشمني با هم و … .

9. در جامعه توحيدي از آنجا كه همه دنبال يك هدفند و آنهم الوهيت است همه نسبت به هم محبت دارند چراكه محبت از وجه اشتراك و همانندي حاصل مي شود كه در چنين اجتماعي افراد داراي اين وجوه اشتراكند. اين محبت و هدف مشترك منجر به انسجامي بين افراد مي گردد كه ارتباطات آنها را در جهت رسيدن به هدف به بالاترين و كاملترين حد خود مي رساند چراكه آنها مي دانند آن هدف مشترك است كه منجر به محبت و يكپارچگي آنان با هم شده است. اما در جامعه مادي ارتباطات افراد با هم فقط در جهت بدست آوردن منافع مادي خود است لذا فرد تا زماني ارتباط صحيح برقرار مي كند كه به منافعش لطمه‌اي وارد نشود

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1391ساعت 14:8  توسط حسین بیکی  | 

سوسیالیسم : دو گاو دارید. یکی را نگه می دارید دیگری را به همسایه خود می دهید .

کمونیسم : دو گاو دارید . دولت هر دوی آنها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند .

فاشیسم : دو گاو دارید . شیر را به دولت می دهید . دولت آن را به شما می فروشد .

کاپیتالیسم : دو گاو دارید . هر دوی آنها را می دوشید . شیرها را بر زمین می ریزید تا قیمتها هم چنان بالا بماند .

نازیسم : دو گاو دارید . دولت به سوی شما تیراندازی می کند و هر دو گاو را می گیرد .

آنارشیسم : دو گاو دارید . گاوها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند .

سادیسم : دو گاو دارید . به هر دوی آنها تیراندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیرها می اندازید .


دولت مرفه : دو گاو دارید . آنها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید تا بنوشند .

بوروکراسی : دو گاو دارید . برای تهیه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر می کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید .

سازمان ملل : دو گاو دارید . فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو می کند . آمریکا و انگلیس گاوها را از شیر دادن به شما وتو می کنند . نیوزلند رای ممتنع می دهد .

ایده آلیسم : دو گاو دارید . ازدواج می کنید . همسرتان آنها را می دوشد .

رئالیسم : دو گاو دارید . ازدواج می کنید ولی هنوز خودتان آنها را می دوشید .

متحجریسم : دو گاو دارید . زشت است شیر گاو ماده را بدوشید .

فمینیسم : دو گاو دارید . حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید.

پلورالیسم : دو گاو نر و ماده دارید . از هر کدام شیر بدوشید فرق نمی کند .

لیبرالیسم : دو گاو دارید . آنها را نمی دوشید چون آزادیشان محدود می شود .

دموکراسی مطلق : دو گاو دارید . از همسایه ها رأی می گیرید که آنها را بدوشید یا نه .

سکولاریسم : دو گاو دارید . پس به خدا نیازی نیست .

پراگماتیسم : دو گاو دارید و می خواهید گاو همسایه تان را با شعار یا زور بگیرید .

پست مدرنیسم : دو گاو دارید و مرددید که آیا این ها گاوند یا بازی با کلمات .

 

 گاندی: کلی گاو دارید تو کشور و بیشتر از اونها گرسنه ، اما اگه بکشیدش بدید گرسنه ها بخورن یه همکیشتون می زنه پخشتون می کنه کف زمین

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1391ساعت 14:5  توسط حسین بیکی  | 

وقتي يك نوشابه ميخوريد، چه اتفاقي ميافتد؟

۱۰دقيقه بعد: ۱۶ قاشق چايخوري شكر وارد بدنتان ميشود. ميدانيد چرا با وجود خوردن اين حجم شكر دچار استفراغ نميشويد؟ چون اسيد فسفريك، طعم آن را كمي ميگيرد و شيريني اش را خنثي ميكند.
20 دقيقه بعد: قند خونتان بالا ميرود و منجر به ترشح ناگهاني و يكجاي انسولين ميشود. كبدتان شروع ميكند به تبديل قند به چربي تا قند خون، بيشتر از اين بالا نرود.
40 دقيقه بعد: حالا ديگر جذب كافئين كامل شده؛ مردمكهايتان گشاد ميشود، فشار خونتان بالا ميرود و در پاسخ به اين حالت، كبدتان قند را به داخل جريان خون رها ميكند. گيرندههاي آدنوزين مغز حالا بلوك ميشوند تا از احساس خوابآلودگي جلوگيري كنند.
45 دقيقه بعد: ترشح دوپامين افزايش پيدا ميكند و مراكز خاصي در مغز، كه حالت سرخوشي ايجاد ميكنند، تحريك ميشوند. اين همان مكانيسمي است كه در مصرف هروئين منجر به ايجاد سرخوشي ميشود.
بعد از 60 دقيقه: اسيد فسفريك موجود در نوشابه، داخل روده كوچك، به كلسيم، منيزيم و روي ميچسبد. متابوليسم بدن افزايش پيدا ميكند. ميزان بالاي قند خون و شيرينكنندههاي مصنوعي، دفع هرچه بيشتر كلسيم را از طريق ادرار باعث ميشوند.
مدتي بعد: كافئين در نقش يك داروي مدر (ادرارآور) وارد عمل ميشود. حالا ديگر كلسيم و منيزيم و رويي كه قرار بود جذب بدن شود، بيش از پيش از طريق ادرار دفع ميشود و به همراه آن مقادير زيادي آب، سديم و ديگر الكتروليتها نيز از دست ميرود.
مدتي بعدتر: كمكم آن غوغايي كه در بدنتان ايجاد شده بود فروكش ميكند و نوبت به افت قند ميرسد. در اين مرحله يا خيلي حساس و تحريكپذير ميشويد يا خيلي كرخت و بيحال. حالا ديگر تمام آن آبي را كه از طريق نوشابه وارد بدن خود كرده بوديد، دفع كردهايد؛ آبي كه ميشد به جاي اسيد و كافئين و شكر، حاوي مواد مفيدي براي بدنتان باشد. تا چند ساعت بعد اثر كافئين هم از بين ميرود و شما هوس يك نوشابه ديگر ميكنيد.

نوشابه خورترين ملت جهان
سرانه مصرف نوشابه هاي گازدار در ايران ۴۲ ليتر است. با مقايسه اين آمار با آمار ديگر كشورهاي جهان به اين نتيجه وحشتناك مي رسيم كه ما در سرانه مصرف نوشابه هاى گازدار مقام اول را در جهان پيدا كردهايم. براي اين كه بيشتر وحشت كنيد، بد نيست بدانيد كه:
1) ميانگين مصرف نوشابه هاي گازدار در دنيا براي هر فرد 10 ليتر است.
2) در بيست سال اخير، مصرف نوشابه هاى گازدار در كشور، نزديك به ۱۵درصد رشد داشته است.
3) در طي اين بيست سال، مصرف شير و لبنيات، تنها حدود يك دهم درصد رشد كرده است.
4) سرانه مصرف لبنيات در ايران كمتر از يك سوم استاندار جهاني است.
5) طبق آمار، ۹۰ درصد كودكان ۲۴ ماهه تا ۱۲ ساله كشورمان، روزانه حداقل يك بار پفك و نوشابه مصرف كردهاند.
6) 25 درصد از كودكان ايرانى به نوعي با سوءتغذيه دست به گريبانند.
7) يك سوم از مرگ وميرهاي كشور به علت بيماريهاي قلبي عروقي است كه يكي از عوامل اصلي بروز آن، تغذيه غلط است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1391ساعت 14:4  توسط حسین بیکی  | 

توجه توجه:

بارم بندی ارزشیابی کتاب جامعه شناسی(2)

         

فصل­ها

دروس

نوبت اول

نوبت دوم وجبرانی

اول

اول

2/5

۱

ـــــــــ

دوم

2/5

۱

ـــــــــ

سوم

۳

۱

ـــــــــ

چهارم

۳

۱

دوم

پنجم

۳

1/5

ــــــــ

ششم

۳

1/5

ـــــــــ

هفتم

۳

1/5

ـــــــــ

هشتم

ـــــــــ

1/5

ــــــــ

نهم

ـــــــــ

1/5

ـــــــ

دهم

ــــــــ

۲

ـــــــ

یازدهم

ـــــــ

۲

سوم

دوازدهم

ـــــــ

1/5

ـــــــ

سیزدهم

ـــــــ

1/5

ــــــــ

چهاردهم

ـــــــ

1/5

ــــــــ

جمع

۲۰

۲۰

 

 

توجه: بارم بندی نوبت دوم و جبرانی جدید می باشد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1391ساعت 14:1  توسط حسین بیکی  | 

فرهنگ توده ای و فرهنگ عامه

آنچه از کتب مختلف استنباط شده است این است که مرز روشن و دقیقی میان فرهنگ عامه و فرهنگ توده ای وجود ندارد در بعضی از کتاب ها از اصطلاح فرهنگ عامه برای نشان دادن فرهنگ عموم افراد جامعه استفاده می شود و در بعضی دیگر از اصطلاح فرهنگ توده ای استفاده می گردد و هر دواصطلاح  یعنی فرهنگ عامه یا پاپیولار کالچرو فرهنگ توده ای یا مس کالچر برای نشان دادن اموری که به عموم  و توده مردم مربوط می شوند به کار می روند. دربرخی از  تعاریف بر نقش نظام سرمایه داری و رسانه های گروهی در گسترش و شکل گیری فرهنگ عامه تاکید شده است و برخی نیز آن را در برابر نگاه ها و رویکردهای نخبه گرایانه به فرهنگ قرار می دهند یعنی آنچه که به عده کثیری از مردم و نه نخبگان مربوط می شود.
 بحث درباره فرهنگ عامه ایده جدیدی نیست و ریشه در برخی از نوشته های پاسکال و مونتنی در سده های شانزدهم و هفدهم دارد.
 بری ریچاردز در کتاب خود با عنوان روانکاوی فرهنگ عامه ، فرهنگ عامه را برای اشاره به رفتارها و تجربیات عده کثیری از افراد در یک فرهنگ ملی در نظر می گیرد.
 
فرهنگ توده ای
واژه ای با دلالت منفی که برای بیان فرودستی کالاهای متکی بر فرهنگ سرمایه داری به مثابه تقلبی، دستکاری شده و فاقد رضایت بخشی استفاده می شود. این مفهوم قدرت خود را مدیون تضاد آن با فرهنگ والا و یا به اصطلاح فرهنگ مردمان اصیل است(بارکر796:1387 (فرهنگ عامه پسند

اهمیت اجتماعی فرهنگ عامه  در دوره معاصر بر اساس نزدیکی هویت آن با ایده فرهنگ توده ای قابل تصور است.پیدایش رسانه های جمعی و افزایش روند تجاری شدن فرهنگ  و اوقات فراغت منجر به مسائل ،علایق و بحث هایی شد که هنوز هم مطرح هستند.بسط ایده فرهنگ توده ای که از دهه های 1920 و 1930 به طور بارزی قابل رویت بوده است یکی از منابع تاریخی موضوع ها و دیدگاه های فرهنگ عامه محسوب می شود(استریناتی،23:1384

ریموند ویلیامزدرباره فرهنگ عامه می نویسد: واژه عامه ازدیدگاه مردم و نه افرادی که در صدد به دست آوردن امتیاز یا قدرت برای کنترل آنها هستند لحاظ می شود...فرهنگ  عامه نه با مردم بلکه توسط سایرین تعریف می شد  و هنوز مفهوم قدیمی تر را با خود دارد:کارهای پست ترمثلا ادبیات  عامه و مطبوعات عامه که از مطبوعات حرفه ای متمایز محسوب می شوند و کارهایی که عمدا به قصد جلب حمایت آغاز می شوند مانند روزنامه نگاری عامیانه که از روزنامه نگاری دموکراتیک متمایز است یا سرگرمی عامیانه و همچنین مفهوم جدید فرهنگ عامه به عنوان فرهنگی که مردم آن را برای خودشان خلق کرده اند با تمام اینها متفاوت است . این فرهنگ اغلب با فرهنگ قومی اشتباه گرفته شده  و به گذشته پیوند زده می شود اما در عین حال یک تاکید مدرن مهم است(همان،24
دهه های 1920 و 1930 در مطالعه و ارزیابی فرهنگ عامه نقاط عطف مهمی به شمار می آیند. ظهور سینما و رادیو ، تولید و مصرف توده ای فرهنگ ،ظهور فاشیسم و بلوغ دموکراسی های لیبرال در بعضی از جوامع غربی،همه در تعیین جهت بحث های فرهنگ توده ای نقش داشته اند(استریناتی25مهم ترین ادعای نظریه جامعه توده ای این است که فرایندهای صنعتی شدن و شهری شدن عواقب مخربی دارند.(همان،27
فرهنگ توده ای همان فرهنگ عامه است که با شیوه های صنعتی تولید انبوه و در بازار با سود به جمعیت انبوه مصرف کننده عرضه می شود.می توان گفت که این فرهنگی تجاری است  که در یک سطح انبوه برای بازاری وسیع تولید شده است. رشد این فرهنگ به معنی آن است که فرهنگ هایی که پولساز نیستند و نمی توانند برای بازار انبوه تولید انبوه داشته باشند نظیر هنر و فرهنگ بومی جایی برای ادامه حیات ندارند.(همان،33

مطالعات فرهنگی و فرهنگ عامه
این ایده که فرهنگ والا منبع ارزش ها و معناها و ایده های اصیل است و این تصور که فرهنگ توده ای مملو از چیزهای سطحی وزودگذر و مبتذل است در مطالعات فرهنگ سراپا مردود است . بر عکس در این جا برای نخستین بار مفهوم فرهنگ عامه و پیوند آن با روابط و مناسبات قدرت برجسته می شود (محمدی،8:1388
)
فرهنگ عامه نه نشئت گرفته از عامه یا طبقه کارگر یا پاره فرهنگی اصیل تلقی می شود و نه فرهنگی که صرفا توسط صنایع فرهنگ سازی سرمایه داری تحمیل شده بلکه موازنه ای مبتنی بر مصالحه بین این دو امر است...به بیان دیگر فرهنگ عامه آمیزه ی تناقض آمیزی از نیروهای فروتر و برتر است هم تجاری است و هم اصیل.ویژگی آن مقاومت و ادغام است و هم شامل ساختار می شود و هم شامل کنش گری(استوری،22:1389
فرهنگ توده ای قرابت معنایی بسیاری با فرهنگ عامه دارد بدین معنا که  از جانب منتقدان این فرهنگ ،یعنی  فرهنگ توده ای و فرهنگ عامه ،هر دو به واسطه صنعتی شدن و شهری شدن ایجاد شدند و مبتنی بر تولید انبوه بوده و فرهنگ هایی تجاری می باشند.

منتقدان فرهنگ توده ای
فرهنگ مردمی یا عوام پسند از این اصطلاح عموما برای توصیف پدیده هایی چون قطعات طنز،اکثر برنامه های تلویزیون و رادیو،رمان های  فرمول وار مانند داستان های عاشقانه ،داستانهای پلیسی و داستان های تخیلی –علمی،موسیقی مردمی(راک،رپ،کانتری-وسترن و غیره)مد روز،مدهای زودگذر و ورزش استفاده می شود.به عبارت دیگر فرهنگ مردمی عبارت است از فرهنگی که از طریق رسانه های جمعی منتقل می شود و همچنین سایر ابعاد فرهنگ که عموما تعداد زیادی از مردم به شکلی مستمر آنها را مصرف می کنند. (آسا برگر،149:1385
جامعه توده ای
منظوراز توده در نظریه های جامعه توده ای بیش از آن که به تعداد زیاد مردم مربوط شود به جدایی مفروض آنها از یکدیگر و احساس انزوا و بیگانگی اشاره دارد ...از عناصر دیگر جامعه توده ای وجود نهادهای بسیار دیوان سالارانه روزمره ای است که افراد در آن احساس می کنند هویت شخصی خود را از دست می دهند...نظریه جامعه توده ای که نظریه پردازان علوم اجتماعی در اواخر سده نوزدهم آن را ارائه کردند میان تحول و گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن از یک سو و شکل گیری جامعه توده ای از سوی دیگر پیوند برقرار می کرد.(آسا برگر،166:1385-165
اصطلاح فرهنگ مردمی را نمی توان به سهولت تعریف کرد.برخی آن را به عنوان فرهنگ اشخاص عادی تعریف می کنند یعنی برنامه های تلویزیونی،فیلم های سینمایی،صفحات و نوارهای موسیقی ،برنامه های رادیویی،غذاها،مدها ،مجله ها و سایر پدیده هایی که نقش مهم در زندگی روزمره ما ایفا می کنند. (آسابرگر،174:1385
)
 شاید بتوان  نظریه فرهنگ توده ای را به عنوان نظریه ای در نظر گرفت که رویکردهای نخبه گرایانه به فرهنگ آن را ایجاد کرده است. رویکردی نظیر رویکرد آرنولد به فرهنگ که آن را بهترین اندیشه ها و گفته ها در جهان می داند و هر چیزی جز آن را پست و بی اهمیت تلقی می کند. و اما فرهنگ (poular culture) در یک نگاه همچون فرهنگ توده ای فرهنگی تحمیل شده از جانب صنایع فرهنگ سازی سرمایه داری است و در نگاهی دیگر،فرهنگ عامه،فرهنگی خودجوش و فعال در نظر گرفته می شود.
همان گونه که اشاره شد استریناتی درکتاب خود با عنوان مقدمه ای بر نظریه های فرهنگ عامه،تمایز چندانی میان فرهنگ توده ای و فرهنگ عامه قائل نمی شود و در جایی از کتاب خود بیان می کند : اهمیت اجتماعی فرهنگ عامه در دوره معاصر بر اساس نزدیکی هویت آن با ایده فرهنگ توده ای قابل تصور است.پیدایش رسانه های جمعی وافزایش روند تجاری شدن فرهنگ واوقات فراغت منجر به مسائل،علایق و بحث هایی شد که هنوز به طور بارزی قابل رویت بوده است(استریناتی،23:1388). و در جای دیگری بیان می کند:  می توان به سادگی اذعان داشت  که فرهنگ توده ای همان فرهنگ عامه است که با شیوه های صنعتی تولید انبوه و دربازار با سود به جمعیت انبوه مصرف کننده عرضه می شود. (همان،33

منابع
- آسا برگر،آرتور(1385)،نقد فرهنگی، ترجمه حمیرا مشیرزاده،  تهران مرکز بازشناسی اسلام و ایران انتشارات باز
- استریناتی،دومینیک(1384)،مقدمه ای بر نظریه های فرهنگ عامه،ترجمه ثریا پاک نظر،تهران ، گام نو
- استوری ،جان(1389) مطالعات فرهنگی درباره فرهنگ عامه ، ترجمه حسین پاینده ، تهران آگه
- بارکر،کریس(1387) مطالعات فرهنگی (نظریه و عملکرد)ترجمه مهدی فرجی و نفیسه حمیدی تهران ،پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی
محمدی،جمال(1389) درباره مطالعات فرهنگی، تهران نشر چشمه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 12:16  توسط حسین بیکی  | 

اعتباریات علامه طباطبایی و نظم اجتماعی

در مقابل نظريه فوق، عده اي از انديشمندان كه صفت محافظه كار را دارند، بر اين باورند كه نظم موجود در جامعه يك فرايند طولاني مدت است و به عادت،رسم و سنت بستگي دارد. مردم در طول نسلها، خود به خود، براي زندگي نظمي ساختند كه هم به علت عادت و هم به علت احترام به شيوه هاي كهن، تداوم يافته است.

عده اي نيز اعتقاد دارند انسان ذاتاً يك موجود استخدام طلب است و گرايش قوي در درون او وجود دارد كه از همنوعان خود استفاده كند. البته، در ميان اين نوع انديشمندان اختلاف وجود دارد؛ عده اي از آنان، چون انسان را ذاتا شرير مي دانند، معتقدند براي رفع شرارت انسان بايد نظم وجود داشته باشد. «هابز» از اين نوع متفكران است و عده اي نيز معتقدند انسانها ذاتاً داراي فطرت نيك هستند، ولي در كره خاكي افراد از همنوعان بهره كشي مي كنند و اگر نظم و سامان وجود نداشته باشد، چه بسا باعث از بين رفتن عده اي باشد. علامه طباطبايي در اين گروه قرار دارد و معتقد است اولين ناظمان ديني جهان پيامبران هستند كه براي رفع اختلاف انسانها، به رسالت مبعوث شده اند. علامه طباطبايي از نگاه فلسفي، درباره نظم اجتماعي موجود در ميان انسانها، از واژه اي استفاده مي كند كه به گفته شهيد مطهري همراه با محتواي دروني آن از ابداعات علامه طباطبايي است. البته اعتباريات متفرع بر اعتقاد به عقل مي باشد كه در لسان فيلسوفان از عقل به دو عقل نظري و عملي اشاره شده است، لذا در ذيل اعتباريات علامه طباطبايي، با توجه به بحث عقل عملي و نظري، مورد بررسي قرار مي گيرد.

عقل و عقلانيت

عقل در كتابهاي لغت به معاني گوناگون آمده است. يكي از معاني آن «نگهداري» است و به طور طبيعي عاقل كسي خواهد بود كه هر چيزي را در جاي خود نگه دارد. فلاسفه از اين واژه در يك تقسيم بندي، به عقل غيرانساني و انساني استفاده مي نمايند. عقل غيرانساني را هم فلاسفه و هم عرفا به هستي شناسي سوق مي دهند و به او صادر نخستين مي گويند؛ يعني اول موجودي كه خداوند به صورت بسيط و روحاني صادر كرده است. عقل انساني  از قواي نفس انساني است كه حوزه كاري آن تفكر، تأمل و نطق مي باشد (جعفر سجادي، فرهنگ علوم فلسفي و كلامي، ص483) فارابي، معلم ثاني، قوه ناطقه انساني را يك امر بسيط و واحد مي داند، ولي به اعتبار نوع ادراكات، گاه صفت نظري و گاه صفت عملي به خود مي گيرد؛ البته، با اين قيد كه عقل نظري به كليات مربوط مي شود. فارابي در اين باره مي نويسد: «عقل نظري، قوه اي است كه به طبع براي ما حاصل مي شود، بدون بحث و قياس علم يقيني به مقدمات كليه فردويه كه مبادي علومند، مانند علم ما به اينكه كل اعظم از جزء است.(ابونصر فارابي، فصول منتزعه، ص50)

فارابي، عقل عملي را به ادراكهايي مربوط مي داند كه جزئي و تغيير پذيرند. وي مي نويسد: «عقل عملي، قوه اي است از كثرت تجارت امور و از طول مشاهده اشياي محسوسه مقدماتي حاصل مي شود، در جزء جزء اموري كه انجامش با ماست. (ابونصر فارابي، همان، ص55)

علامه طباطبايي در «الميزان» يك تقسيم بندي ديگر از عقل نظري و عملي عنوان نموده است كه هر دو عقل مدرك كليات هستند؛ بدين معنا كه عقل عملي تنها در امور جزئي ادراك ندارد، زيرا عقل نظري مدرك كليات مربوط به حسن و قبحي است كه مربوط به اختيار انسان نيست و ذاتا آنها حسن و يا قبح دارند، ولي عقل عملي مدرك كلياتي است كه به افعال اختياري انسان مربوط است. (الميزان، ج2، ص249-148)

علامه با اين تقسيم بندي اذعان مي كند بخش بزرگي از قضاياي عقل عملي با توجه به مشاهدات تجربيات و عرفيات خاص هر منطقه شكل مي گيرد. البته، ايشان تأكيد دارد بخشي از گزاره هاي اخلاقي، سياسي و اجتماعي در جوامع انساني مطلق و جهانشمولند و بخشي از آنها خاص منطقه اي خاص مي باشد.

اعتباريات و علوم اعتباري

علامه طباطبايي گزاره هاي مربوط به عقل عملي را اعتباريات مي نامد و بر اين باور است كه اعتباريات ساخته و پرداخته وهم انساني است. ايشان در تعريف اعتبار مي گويد: «اعتبار عبارت است از دادن تعريف چيزي يا حكم آن به چيزي ديگر كه اين تصرف با وهم انجام مي شود.»(محمدحسين طباطبايي، رسائل سبعه و حكمت، ص129)

بدين سان، علامه علم به وجود آمده از مدركات عقل عملي را علوم اعتباري مي نامد كه رابطه ميان انسان و حركات فعلي او را تعيين مي كند. البته، با اين وصف كه علوم اعتباري بر يك حقيقت استوارند و نسبت بايد نيز از آنها استخراج مي شود و پيرو آن آثار خارجي نيز بر آنها مترتب است. (محمدباقر شريعتي سبزواري، تحريري بر اصول فلسفه و روش رئاليسم، ج2، ص191)

علامه اعتباريات و علوم مربوط به آن را در يك تقسيم بندي ديگر به اعتباريات به معناي اعم مي گيرد كه آن را در مقابل ماهيت قرار مي دهد و اعتباريات به معناي اخص كه از احساسات انسان سرچشمه مي گيرد و لازمه فعاليت قواي فعاله انسان است. علامه معتقد است و اين نوع اعتبار در رفتار هر موجود زنده مي تواند باشد. علامه اعتباريات به معناي اخص را كه به انسان مربوط مي شود، به دو قسم تقسيم مي كند: اعتباريات پيش از اجتماع و اعتباريات پس از اجتماع. اعتباريات پيش از اجتماع انساني، بر شخص قائم نيستند، مفاهيمي مانند عدالت، حسن و قبح، اصل پيروي از علم، اعتبار ظن اطميناني، اعتباريات قبل از اجتماع مي باشند. ولي اعتباريات پس از اجتماع، معلول اقتضاي قواي فعاله و تكويني انسان مي باشند و قائم به شخص هستند، مانند ازدواج، تربيت و رياست مرئوسيت، امر و نهي و…

اعتباريات پس از اجتماع در يك قسم ديگر به عمومي ثابت و تغييرناپذير و خصوصي و قابل تغيير تقسيم مي شود. عمومي ثابت مانند پيروي از علم و اصل اعتبار اجتماع و خصوصي متغير اشكال گوناگون اجتماع كه در ادوار گوناگون، متلون است.

حجيت اعتباريات

پرسش اساسي كه فراروي علامه قرار مي گيرد، اين است كه چرا بايد اعتباريات، حجيت داشته باشد. ايشان براي حجيت آن از مقياس عقلاني معنويت و عدم معنويت استفاده مي كند؛ بدين معنا كه لزوم برنامه ريزي، حفظ نظام، ممنوعيت هرج و مرج، لزوم احترام به حقوق افراد و… همه به معنويت و عدم معنويت اجتماعي بازگشت مي نمايد. بدين سان، عقل انسان اينها را درك مي كند و حكم بر حجيت اعتباريات مي دهد. لذا، به نظر مي رسد با جعل اعتباريات و تكيه بر عقل، انسان و اجتماع از شرع و دين بي نياز باشد ولي علامه ضمن توجه كامل به اعتباريات، معتقد است انسانها براي برقراري عدالت اجتماعي، به تشريع نياز دارند كه همان دين مي باشد. علامه در تفسير آيه «كان الناس امة واحده» در سوره بقره معتقد است اصل استخدام طلبي انسان از انسان به مقتضاي حس منفعت طلبي در او وجود دارد و اين اصل خود به اختلاف در زندگي انسانها منجر مي شود، ولي در كنار آن اصل كمال جويي و روحيه تعاون و همكاري در انسان وجود دارد كه اصل ضرورت قانون را براي جامعه انساني ضروري مي نماياند. قانون مي تواند بشري باشد، چه از نوع ماترياليستي و يا ليبراليستي آن و يا اينكه سرچشمه الهي داشته باشد. علامه در تفسير آيه فوق، بر اين باور است، تاريخ نشان داده قواعد و قوانين بشري مانع جنگ و فساد در جوامع شده و شايد برعكس آن نيز اتفاق افتاده است. (الميزان، ج2، ص132-116)

ممكن است در اين قسمت اين پرسش مطرح شود كه چرا قواعد و قوانين بشري مانع جنگ و فساد در جوامع انساني نمي شود؟ پاسخ علامه اين است كه عقل عملي هرچند مدرك كليات است، ولي برخي اوقات كلياتي كه از جنس افعال و يا كليات متوسطه مثل راستي پسنديده است و كژي ناپسند است، بر عقل عملي مخفي مي ماند و نمي تواند تمام جهات حسن و قبح آن را درك كند تا چه رسد به جزئيات، شبهات دركي فراواني براي انسان به ارمغان مي آورد. بدين سان، انسان بايد به امري نامحدود كه باري تعالي است روي آورد و از محدوديت عقل خود رهايي پيدا كند. (محمد سند، العقل العملي، ص34)

تغيير و تحول در اعتباريات

دين امور ثابت دارد و امور متغير بسياري از امور زندگي انسان، مربوط به متغير است. امور ثابت، حركت به سمت خير و سودمندي و سعادت مي باشد و اگر اين سودمندي در پيروي از دين باشد، بسيار مطلوب است، ولي خير در مصاديق ممكن است تحول و تفاوت داشته باشد. علامه در اين باره مي نويسد: عقلا به طور فطري به سوي خير و سودمندي مي گردند و از شر زيان بار مي گريزند، لكن اين كار را با رويه انجام مي دهند، پس اينها بر آنچه معيشت آنها نياز دارد بنا مي گذارند؛ يعني طبق آن عمل مي كنند…. اين نياز ثابتي است، هر چند مصاديق آن فرق مي كند. (محمدحسين طباطبايي، رسائل سبعه و حكمت، ص134)

شهيد مطهري در شرح ديدگاه علامه مي نويسد: ادراكهاي اعتباري، تابع احتياجات حياتي و عوامل مخصوص محيط است و با تغيير آنها تغيير مي كند، ادراكهاي حقيقي قابل تطور و نشو و ارتقا نيست و اما ادراكهاي اعتباري يك سير تكامل و نشو ارتقا را طي مي كند. (تحريري بر اصول فلسفه و روش رئاليسم، ص191)

عوامل تغيير اعتباريات

علامه، عوامل تغيير و تحول اعتباريات را به عوامل غيبي، محيطي، اجتماعي- فرهنگي و فردي تقسيم مي كند. مراد از عوامل غيبي، عوامل الهي و شيطاني است و عوامل محيط جغرافيا و محل زندگي و كار و عوامل اجتماعي- فرهنگي، نوع تربيت و جامعه پذيري سياسي مي باشد و عوامل فردي به خلقيات و خلقيات افراد بستگي دارد. (پگاه حوزه، شماره195، ص12) نويسنده «تحريري بر اصول فلسفه و روش رئاليسم» عوامل تغيير و تحول در نگاه علامه را با علل ذيل شرح مي دهد:

الف) مسأله ذهني يكي از عوامل تغيير و تحول اعتباريات مي باشد كه با توجه به نوع افراد فرق مي كند.

ب) احساسات و اخلاقيات دروني افراد در پيروي آنان از نوعي خاص از اعتباريات تأثير فراوان دارد. ج) مناطق گوناگون با توجه به گرما و سرما و ديگر خواص طبيعي آن مناطق تأثير ژرفي در نوع اعتباريات دارد.

د) وجود عنصر تكامل در زندگي انساني يكي از موجبات تغيير و تحول است، زيرا با افزايش معلومات انسان، زندگي ديروز با نيازهاي امروز و نيازهاي ديروز با زندگي امروز وفق داده نمي شود. (تحريري بر اصول فلسفه و روش رئاليسم، ص326-324)

محمد سند در كتاب «العقل العملي»، چهار حالت براي تغيير و تحول اعتباريات در نگاه علامه ذكر مي كند كه هر كدام از آنها موجب ايجاد تحول در اعتباريات جوامع انساني مي شود:

الف) انسان در يك وضعيت قرار گيرد كه با وضعيت قبلي تفاوت داشته باشد. مثلاً در پايين شهر زندگي مي كرد و هم اكنون با تمكن مالي منزلي خوب در بالاي شهر پيدا كرده است.

ب) تشخيص مصاديق كمال و مصلحت و مفسده از نظر اعتبار كننده عوض شود. مثلاً اوايل انقلاب در ايران مصلحت را در اين مي ديدند صنايع و معادن دولتي باشد، ولي هم اكنون مي گويند بايد خصوصي باشد.

ج) يك شيء به دليل تغيير وضعيت، از اعتبار عام خارج شود. كما اينكه اين مسأله در اصول فقه به آن تخصيص و يا تقييد در مقابل عام و مطلق گفته مي شود. چون تخصيص و تقييد پديدار مي شود، احكام عقل عملي و شريعت نبوي نيز تغيير پيدا مي كند.

د) در مورد يك پديده جديد، اعتباري كه قبلاً بوده صادق باشد. مثلاً موضوع x قبلاً بسيار پسنديده بوده است و هم اكنون موضوع y حالت X را گرفته است. در اين صورت، احكام عقل عملي، بر وجوب تخييري حكم مي كند. (العقل العملي، پيشين، ص315)

نسبي گرايي و اعتباريات

با توجه به تقرير فوق از ديدگاه علامه، ممكن است اين پرسش پديد آيد كه اعتباريات علامه، نسبي گرايي را دامن مي زند و حال آنكه در آموزه هاي اسلامي، نسبي گرايي نهي و منع شده است، زيرا در اين صورت (نسبي گرايي) نمي توان بر مذاهب و ديدگاه هاي ملل و مذاهب گوناگون خرده گرفت و آنان را از عمل به مرام خود باز داشت، زيرا بر اساس عقل عملي اعتباري خاص براي مناطق خود دارند. علامه در تفسير الميزان با عبارتهاي بسيار مختصر و كوتاه به اين مسأله پاسخ داده كه: نبايد به سخن آن كسي گوش داد كه مي گويد: حسن و قبح كلي دائمي نيست و همواره در تغيير و دگرگوني است، زيرا اين گوينده مفهوم را با مصداق خلط كرده است. (الميزان، ج5، ص10)

در فلسفه اسلامي عنوان مي شود، هر يك از مفاهيم اعتباري كه در نظر گرفته مي شود، بر روي حقيقتي استوار است؛ يعني مصداق واقعي و نفس الامري دارد و نسبت به آن مصداق حقيقت است. در حقيقت، مفاهيم اعتباري از مفاهيم حقيقي حسي يا انتزاعي اقتباس شده است. علامه در اين مورد اذعان مي دارد كه علوم اعتباريه معلول اقتضاي قواي فعاله طبيعي و تكويني انسان است، در نتيجه نسبي گرايي نخواهد شد. علامه در «اصول فلسفه و روش رئاليسم» مي نويسد: انسان با هدايت طبيعت و تكوين، پيوسته از همه سود خود را مي خواهد (اعتبار استخدام) و براي سود خود سود همه را مي خواهد (اعتبار اجتماع) و براي سود همه عدل اجتماعي را مي خواهد (اعتبار حسن عدالت و قبح ظلم) و در نتيجه فطرت انساني حكمي كه با الهام طبيعت و تكوين مي نمايد، قضاوت عمومي است و نه اينكه خاص باشد. (اصول فلسفه و روش رئاليسم، ج2، ص202)

نتيجه اي كه مي توان از مطالب فوق اقتباس كرد اين است كه تحولات و نيازهاي جامعه و مسائلي كه اتفاق مي افتد، بايد از طريق اعتباريات پاسخ مناسب داده شود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 12:14  توسط حسین بیکی  | 

بسمه تعالی

   با توجه به عدم داشتن فرصت مطالعه برای آزمون نهایی جامعه شناسی ۲ - برخلاف تمام دیگر آزمون ها که بین یک تا پنج روز با آزمون قبل فاصله دارند- از مرکز سنجش وزارتخانه کتبا درخواست شده است که تاریخ این آزمون را به نحوی تغییر دهد که دانش آموزان یک روز قبل آن وقت آزاد داشته باشند تا از افت نمره ی دانش آموزان در این درس و تضییع حق آنان جلوگیری شود. امید است که این درخواست مورد قبول واقع شود.

  لازم به ذکر است که دبیرخانه راهبری کشوری علوم اجتماعی نیز چنین درخواستی داشته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 12:13  توسط حسین بیکی  | 

مجموعه سوالات تستی فصل دوم جامعه شناسی 2

5- هویت در معنای اولیه و عام به چه مفهومی است؟

        الف) پاسخی است که به پرسش «کیستی؟» داده می شود.    

       ب) پاسخ های مربوط به ویژگی های فردی را شامل می شود.

        ج) پاسخ های مربوط به ویژگی های اجتماعی را در بر می گیرد.  

         د) پاسخی است که به پرسش « چیستی؟» داده می شود.

5- منزلت و احترام اجتماعی که فرد از طریق موقعیت خانوادگی به دست می آورد چه نوع ویژگی است؟

         الف) اکتسابی ثابت                ب) اکتسابی متغیر      

         ج) انتسابی ثابت                  د) انتسابی متغیر

 5-  ویژگیهای هویتی « ایرانی ،صبور بودن و احترام اجتماعی» از چه نوع اند؟

     الف) اکتسابی – انتسابی- فرهنگی و اجتماعی

      ب) فرهنگی و اجتماعی - اکتسابی – انتسابی

      ج) اکتسابی – فرهنگی و اجتماعی- ما در پیدایش آن مؤثرنبوده ایم ولی در تغییر و تبدیل ان می توانیم نقش داشته باشیم.

     د) فرهنگی و اجتماعی-فردی وشخصی-- ما در پیدایش آن مؤثرنبوده ایم ولی در تغییر و تبدیل ان می توانیم نقش داشته باشیم.

 5- کدامیک تعریف موقعیت اجتماعی است؟

       الف) رتبه بندی نقش فرد بر حسب برخورداری از مزایا       

       ب) فرصت های اجتماعی مؤثر در کسب هویت های اجتماعی جدید

      ج) جایگاه فرد در جامعه یا یک گروه اجتماعی        

       د) طبقه بندی افراد جامعه بر مبنای پایگاه آنها

6-  کدام دسته از ویژگی های زیر مربوط به جهان نفس یا جان آدمی است؟

      الف) فرزند بودن – معلم بودن- مسلمان بودن            

       ب) وزن – قد – گروه خونی

        ج) تنبلی – پشتکار – اخلاص                

       د) ایرانی بودن – امید و یأس – تاریخ تولد

6- در رابطه با سازگاری جهان غرب با جهان نفسانی کدام عبارت صحیح است؟

     الف) هویت جمعی جهان مدرن، با هویت روانی و اخلاقی معنوی سازگار است.  

       ب) با آن دسته از اوصاف روانی و اخلاقی سازگار است که در ارتباط با ارزش های معنوی سازگار است.

      ج) با ویژگی های اخلاقی که بر اساس ارزش های معنوی و الهی وجود انسان شکل گرفته باشند، سازگار است.

      د) نگاه دنیوی جهان غرب با هر نوع تصرفی برای بهره وری بیش تر از طبیعت سازگار است.

 7- امر به معروف ونهی از منکر در چه فرآیندهایی نقش مهمی دارند و مسئولیت امر به معروف و نهی از منکر با کیست؟

      الف) کنترل اجتماعی و کج روی اجتماعی – مسئولیت همه مراتب امر به معروف و نهی از منکربر عهده همه افراد جامعه است.

      ب) جامعه پذیری و کنترل اجتماعی - مسئولیت همه مراتب امر به معروف و نهی از منکربر عهده سازمانهای رسمی و حکومتی است.

      ج) جامعه پذیری و کج روی  اجتماعی – مسئولیت برخی از مراتب امر به معروف و نهی از منکر بر عهده همه افراد جامعه است و مسئولیت برخی از مراتب آن بر عهده سازمانهای رسمی و حکومتی است.

     د) جامعه پذیری و کنترل اجتماعی- مسئولیت برخی از مراتب امر به معروف و نهی از منکر بر عهده همه افراد جامعه است و مسئولیت برخی از مراتب آن بر عهده سازمانهای رسمی و حکومتی است.

7- جهان اجتماعی که فرد در آن متولد می شود ...........

      الف) هنجارهای مناسب با فرد را از طریق نهادهای فرهنگی به وی آموزش می دهد.

       ب) هویت فردی و اجتماعی او را قبل از تولد تعیین می کند.

       ج) به وسیله نسل های قبل از او ایجاد می شود

       د) هم زمان با تولد فرد و پیدایش هویت وی شکل می گیرد.

7- جامعه به منظور کنترل اجتماعی در مورد ..... از روش های تشویق و تنبیه استفاده می کند.

     الف) کسانی که ارزش های فرهنگی را به میزان کمتری درونی کرده اند

      ب) کسانی که بر خلاف عقاید و هنجارهای جامعه رفتار می کنند

       ج) افرادی که نمی توانند هویتی را که جامعه برای آنان در نظر گرفته است بپذیرند

       د) افرادی که جذب عقاید ارزشها و آرمانهای جهان اجتماعی خود نمی شود.

8- فرصت هایی که افراد در جهانهای مختلف برای تحرک اجتماعی دارند یکسان نیست مثلاً در جامعه ای که بر اساس ارزشهای نژادی شکل می گیرد ..........

      الف) تنها افراد ثروتمند می توانند تحرک اجتماعی داشته باشند.

       ب) نژاد حاکم فرصت های برابر برای تحرک همه طبقات را فراهم می کند.

       ج) ویژگی های اکتسابی نقش عمده ای در کسب هویت اجتماعی جدید دارند.

      د) صرفاً برای یک نژاد خاص امکان تحرک اجتماعی صعودی فراهم است.

8- در رابطه با تغییرات هویتی که در درون یک جهان اجتماعی واحد رقم می خورد کدام گزینه نادرست است؟

      الف) در تعارض با هویت فرهنگی جامعه قرار نمی گیرد   

        ب) در چارچوب عقاید و ارزش های کلان جامعه شکل می گیرد.

       ج) ممکن است هنجارهایی را که با ارزش های اجتماعی در تقابل هستند به همراه داشته باشد.

      د) می تواند مستلزم گسترش و توسعه فرهنگ اجتماعی باشد.

 

8- این افراد به ترتیب چه نوع تحرک اجتماعی پیدا کرده اند؟«کارمندی که از یک بخش اداره به بخش دیگر منتقل شده است » « مدیر یک بخش هنگامیکه مدیر کل می شود» و « مدیری که به صورت یک کارمند اداری به کارش ادامه می دهد.»

     الف) افقی – صعودی – نزولی

      ب) صعودی – افقی – نزولی

      ج) صعودی – صعودی – افقی

      د) نزولی – صعودی – افقی

8- عبارت صحیح در رابطه با هویت اجتماعی افراد و هویت فرهنگی کدام است؟

      الف) هویت اجتماعی افراد پدیده ای گسترده تر از هویت فرهنگی جامعه است

      ب) هویت فرهنگی جامعه پدیده ای گسترده تر از هویت اجتماعی فرد است

       ج) هویت های فرهنگی جامعه همواره در پرتو هویت اجتماعی افراد شکل می گیرد

       د) هویت های فرهنگی ثابت اند و تغییر نمی کنند اما هویت اجتماعی افراد تغییر می کنند

9-  هویت اجتماعی افراد محصول ........ و ........... آنهاست.

      الف) عقاید – ارزشهای اجتماعی      

     ب) عضویت اجتماعی – گروهی   

      ج) هویت فرهنگی – ارزش های مشترک    

      د) ویژگی های فردی – کنش های اجتماعی

 9-  جهان اسلام در مواجهه با فرهنگ ............. و ............. این دو فرهنگ را اخذ کرد.

      الف) یونان و روم – تنها و عناصر عقلی           

        ب) یونان و روم – عناصر اساطیری

       ج) روم و عثمانی- عناصر اساطیری و عقلی       

        د) عثمانی و یونان – عناصر عقلی و اساطیری

9- بحران هویت در جایی به وجود می آید که .....

      الف) جامعه توان حفظ و دفاع از عقاید و ارزش های خود را نداشته باشد.

       ب) تغییرات اجتماعی از محدوده تغییرات یک فرهنگ فراتر  رود.

       ج) تحولاتی که در فرهنگ واقع می شود به سوی فرهنگ حق نباشد.

       د) شیوه زندگی ناسازگار با عقاید و ارزش های اجتماعی تداوم پیدا کند.

10-جهان اسلام در مواجهه با فرهنگ یونان و روم تنها ........... این دو فرهنگ را اخذ کرد و به تناسب ......... خود در علوم مختلف آنها تصرف کرد.

     الف) عناصر عقلی – هستی شناسی توحیدی               

       ب) عناصر اساطیری– هستی شناسی توحیدی

       ج) عناصر عقلی – رویکرد این جهانی               

       د) ارزش های اجتماعی – عقاید فرهنگی

10-  در معنای دوم از خود بیگانگی ، چه عاملی مانع آشنایی درست افراد جامعه با انسان و جهان می گردد؟

     الف) عقاید و ارزش های جامعه      

       ب) عدم پایداری در عقاید و ارزش های اجتماعی

      ج) از دست دادن حالت فعال خلاق    

      د) تقلید از عناصر فرهنگ دیگر بدون تحقیق و گزینش

11-  آثار غرب زدگی و بازگشت به خویشتن در جامعه ایران در .......... و با هدف ....... پدید آمد.

       الف) قبل از اسلام – نقد عقاید و ارزش های آیین زرتشت                        

       ب) دهه 30 به بعد – نقد رویکرد تقلیدی به فرهنگ غرب و هویت های کاذب

       ج) بعد از اسلام – اعتراض به عناصر مشرکانه اساطیری و ترویج ارزش های توحیدی

       د) دهه 20 به بعد – اعتراض به تهاجم سیاسی و نظامی غرب

11-  انقلاب اسلامی ایران چه تأثیری در احیای هویت جهان اسلام داشته است؟

       الف) مواجهه اسلام با فرهنگ های دیگر، تحول فرهنگی را بهمراه داشته است.

        ب) هویت اسلامی هویتی دینی آمیخته با اساطیر شده است.

        ج) اسلام به عنوان یک قطب فرهنگی جدید ظاهر شده است.

       د) نظریه اندیشمندان غربی را در زمینه سکولاریسم و دنیوی شدن تثبیت کرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 12:11  توسط حسین بیکی  | 

فصل­ها

دروس

نوبت اول

نوبت دوم و جبرانی

اول

اول

۵/۲

۱

ـــــــــ

دوم

۵/۲

۱

ـــــــــ

سوم

۳

۱

ـــــــــ

چهارم

۳

۱

دوم

پنجم

۳

۵/۱

ــــــــ

ششم

۳

۵/۱

ـــــــــ

هفتم

۳

۵/۱

ـــــــــ

هشتم

ـــــــــ

۵/۱

ــــــــ

نهم

ـــــــــ

۵/۱

ـــــــ

دهم

ــــــــ

۲

ـــــــ

یازدهم

ـــــــ

۲

سوم

دوازدهم

ـــــــ

۵/۱

ـــــــ

سیزدهم

ـــــــ

۵/۱

ــــــــ

چهاردهم

ـــــــ

۵/۱

ــــــــ

جمع

۲۰

۲۰

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 13:18  توسط گروه علوم اجتماعی طبس بارم بندي كتاب علوم اجتماعي پيش دانشگاهي چاپ 1390(سالي واحدی)

 

ردیف

درس

نوبت اول

نوبت دوم

جبرانی

۱

اول -  دوم - سوم

۷ 

۵ 

 ۴

۲

چهارم - پنجم

 ۵/۵

5/3 

۳

ششم - هفتم

 ۵/۵

5/2 

۴

هشتم

۲ 

 5/3

۵

نهم

--- 

۳ 

۶

دهم – يازدهم - دوازدهم

--- 

 ۷

۴ 

۷

سيزدهم - چهاردهم

--- 

۵ 

5/2 

۹ 

جمع

۲۰

۲۰

۲۰

قابل توجه همکاران محترم :

در نوبت دوم: مجموع بارم اختصاص داده شده به دروس: اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم و هشتم برابر ۵ می باشد. 

در جبرانی: مجموع بارم اختصاص داده شده به دروس: هشتم و نهم برابر 5/3می باشد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 12:10  توسط حسین بیکی  | 

تعريف مفاهيم رشد وتوسعه از كتاب اقتصاد سال دوم     سال تحصيلي 91-90

 براي بيان مفهوم ((توسعه يافتگي )) ويا(( توسعه نيافتگي)) اقتصاد دانان تعاريف وراههاي متفاوتي را ارائه نموده اند :

- عده اي از آنان به ضوابط كمي روي آورده اند وبا مقايسه آماري داده هائي ، نظير : توليد ملي ، درآمد سرانه ، سطح آموزش وبهداشت ودرمان ، چگونگي توزيع درآمد ، ميزان سرمايه گذاري و... كشورهارا دردوگروه ((توسعه يافته )) و (( توسعه نيافته)) تقسيم بندي كرده اند.

-عده اي ديگر از اقتصاد دانان تبيين علايم ونشانه هاي (( توسعه نيافتگي)) را وجه مطالعه خويش قرارداده وعلايمي ازقبيل: كثرت مرگ ومير ، نرخ بالاي زادو ولد ، كمبودمصرف پروتئين ، كمبود مصرف سرانه انرژي و... را ازمشخصه هاي ((عقب ماندگي)) قلمداد كرده اند.

-گروه سوم ازمتفكرين واقتصاد دانان براي بيان توسعه نيافتگي راه سومي را درپيش گرفته وبه ساختار جمعيت ، ساختار توليد ، ساختار صادرات و... به نظر اين گروه از انديشمندان وجود ساختار دوگانه ونبود يا كمبود پيوستگي بين بخشهاي مختلف اقتصادي كنوني ، نارسائي جريان درآمد وسرمايه را موجب مي شود وهريك ازبخشهاي اقتصادي دريك حالت دورافتادگي وناپيوستگي وعزلت قرار مي گيرد وبه طور منفك ومستقل تحول مي يابد وتوسعه اتفاق نمي افتد (وضعيتي كه دركشورهاي درحال توسعه ديده مي شود).موضوع اساسي آن است كه كشورهائي كه ما آنهارا ((درحال توسعه)) مي ناميم وامروزه با پديده ((توسعه نيافتگي)) دست به گريبانند ، براي دستيابي به توسعه اقتصادي به عوامل محركه اي مانند : سرمايه ، نيروي انساني ماهر وتوانا، تكنولوژي وآشنائي با روشهاي علمي وفني جديد ، آگاهي از تحولات اجتماعي وفرهنگي وبرنامه هاي هماهنگ وسازگار جهت بهره برداري ازعوامل مختلف توليد ، نياز مبرم دارند.عواملي كه موجب عينيت بخشيدن به توسعه اقتصادي مي گردند متعدد ودرعين حال متنوع اند، كه بهره گيري بهينه ازعلم ودانش جهاني ، مديريت علمي ، داد وستد كالا وخدمات ، ودانش فني با خارج ازمرز ملي نيز ازآن جمله اند. درنتيجه توسعه اقتصادي فرايندي است كه موجب ورود اقتصاد محدود وبسته به اقتصاد باز بين المللي مي گردد، يعني اقتصاد را ازمحلي ، به منطقه اي واز ملي به بين المللي سوق مي دهد.    

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 11:48  توسط حسین بیکی  | 

باسمه تعالي

قواعد طرح سوالات امتحاني انشايي وعيني و تصحيح پاسخنامه

فصل اول – مقدمه

امروزه بر اثر پيشرفت سريع علوم و تكنولوژي ويافته‌هاي جديد روانشناسي و تعليم و تربيت، مفهوم آموزش و پرورش  به كلي دگرگون شده و دامنه آن نيز گسترش يافته است.

نقش تعليم و تربيت جديد آن است كه استعدادها و تواناييهاي دانش‌آموزان را شكوفا نموده و آنان را براي شركت در فعاليتهاي سازنده جوامع پوياي بشري آماده سازد به نحوي كه سعادت واقعي افراد و جوامع تأمين گردد.

نيل به اين هدف مستلزم ايجاد تغييرات مطلوب در رفتار دانش‌آموزان است بدين معني كه هر يك از مواد و برنامه‌هاي آموزشي در نگرشها، علايق، تواناييها و رفتار دانش‌آموزان تغييرات معيني را به وجد آورد.

بر اين اساس ارزشيابي، نظارت و كنترل تغييرات رفتاري دانش‌آموزان از جايگاه بسيار خطير و نقش تعيين كننده‌اي برخوردار است.

ارزشيابي به عنوان بخش جدايي ناپذير فرايند آموزش و پرورش به شمار مي‌رود بنابراين تنها به امتحانات پاياني اعم از پايان سال، ثلث يا نيمسال تحصيلي محدود نمي‌شود بلكه براي مقاصد مختلف، به صورت‌هاي گوناگون و به طور مستمر همراه با آموزش و پرورش دانش‌آموزان انجام مي‌گيرد.

چنانچ ارزشيابي بر اساس اصول و موازين علمي صورت گيرد آن را مي‌توان مهم‌ترين ركن آموزش و پرورش و موثرترين عامل براي بهبود كيفيت يادگيري دانش‌آموزان در جهت تعليم و تربيت به شمار آورد.

بر اين اساس ارزشيابي، نظارت و كنترل تغييرات رفتاري دانش‌آموزان تغييرات رفتاريداش‌آموزان از جايگاه بسيار خطير و نقش تعيين كننده‌اي برخوردار است.

ارزشيابي به عنوان بخش جدايي ناپذير فرايند آموزش و پرورش به شمار مي‌رود بنابراين تنها به امتحانات پاياني اعم از پايان سال، ثلث يا نميسال تحصيلي محدود نمي‌شود بلكه براي مقاصد مختلف، به صورت‌هاي گوناگون و به طور مستمر همراه با آموزش و پرورش دانش‌آموزان انجام مي‌گيرد.

چنانچه ارزشيابي بر اساس اصول و موازين علمي صورت گيرد آن را مي‌توان مهم‌ترين ركن آموزش و پرورش و مؤثرترين عامل براي بهبود كيفيت يادگيري دانش‌آموزان در جهت تعليم و تربيت بشمار آورد.

 

فصل دوم: كليات

-       امتحان بايد تحقق هدف‌هاي آموزشي را در هر يك از مواد درسي ارزيابي كند.

-   سوالات امتحاني بايد با محتواي مواد آموزشي سازگار باشد، توانايي و مهارت دانش‌آموزان را در سطوح مختلف هدف‌هاي تربيتي مورد سنجش قرار دهد و از ميان تمامي هدف‌هاي تربيتي مورد سنجش قرار دهد و از ميان تمامي سئوالات ممكن در رابطه با هدف‌هاي رفتار و محتواي هر درس به گونه‌اي انتخاب شوند كه نمونه جامعي از آموخته‌هاي دانش‌آموزان را مورد سنجش قرار دهند.

-       محتواي امتحان بايد متناسب با هدفهايي باشد كه امتحان براي آن هدفها انجام گيرد.

-       نوع و چگونگي هر يك از پرسش‌هاي امتحاني بايد متناسب با نوع رفتار مورد اندازه‌گيري باشد.

-       امتحان بايد طوري طرح ريزي شود كه نتايج آن تا حد امكان به دور از خطاي اندازه‌گيري باشد.

 

فصل سوم: آزمون تشريحي و كاربرد آن

آزمونهاي تشريحي يا انشايي به آزمونهايي اطلاق مي‌شود كه پاسخ سئوالات آنها از يك پاراگراف تا يك انشا يا مقاله‌ي كامل را شامل شود.

-       قواعد تهيه سئوالات انشايي (گسترده پاسخ)

1- سوال بايد طوري تهيه نمود كه به طور مستقيم به هدف مورد اندازه‌گيري مربوط باشد.

2- سوال را بايد طوري نوشت كه موضوع مهمي را مورد سنجش قرار دهد.

3- صورت سوالهاي انشايي بايد، هم از نظر آيين نگارش و هم نظر رسم الخط واضح و مشخص باشد.

4- در تهيه سئوالات انشايي، از كاربرد كلمات «چه كسي»، «چه وقت»، «كجا» و...  (كلماتي كه حكايت از اندازه‌گيري امور جزئي و كم اهميت مي‌نمايد) بايد پرهيز نمود.

5- به پاسخ‌دهندگان حق انتخاب چند سوال از ميان تعدادي سوال داده نشود.

6- زمان كافي به پاسخ دهندگان داده شود و حتي‌الامكان براي هر سوال وقت جداگانه‌اي پيشنهاد شود.

7- با نوشتن سوالاتي كه به جواب كوتاه نياز دارند تعداد سوالات افزايش داده شود.

8- سوالات انشايي با واژه‌ها يا عباراتي از اين قبيل شروع شود.

«مقايسه كنيد»، «دلايل اين امر را بنويسيد»، « مثالهاي اصيل و ابتكاري اين موضوع را ذكر كنيد»، «چگونگي اين امر را توضيح دهيد»، «نتايج اين رويداد را پيش‌بيني كنيد» و...

9- استفاده از سوالات انشايي را بايد به هدف‌هايي محدود نمود كه با ساير انواع آزمونها به خوبي قابل سنجش نيستند.

10- در سوالاتي كه براي سنجش توانايي ارزشيابي آزمون شونده تهيه مي‌شوند از موقعيت‌هاي بديع تازه استفاده شود.

11- سوالات مربوط به مطالب و عقايد بحث‌انگيز بايد از آزمون‌شونده بخواهد تا شواهد لازم براي مستندكردن عقيده انتخابي خود بيان كند نه اين كه از او خواسته شود تا صرفاً عقايد شخصي خود را شرح دهد.

تذكر 1- توانايي‌هاي ذهني و مهارت‌هايي كه با سوالات انشائي (گسترده پاسخ) مي‌توان سنجيد، كاربرد، تجزيه و تحليل، تركيب و ارزشيابي مي‌باشد.

تذكر 2- از سوالات انشايي (گسترده پاسخ) بهتر است همراه با ساير سوالات در امتحانات پاياني اعم از پايان سال، ثلث يا نيمسال تحصيلي استفاده شود.

قواعد تصحيح سوالات انشايي (گسترده پاسخ)

1- پاسخ هر سوال تنها بر اساس هدفي كه در آن گنجانده شده است تصحيح شود.

2- از پاسخهايي كه به عنوان نمونه براي پرسش‌ها تهيه شده به عنوان كليد استفاده شود، ليكن از دانش‌آموزان با هر عبارتي كه مفاهيم مورد نظر را ارائه نمايند پذيرفته شود.

3- تمام پاسخهاي آزمون شوندگان را به يك سوال تصحيح نموده و بعد پاسخهاي مربوط به سوال دوم و...، تا آخر به همين ترتيب ادامه يابد.

4- در موقع تصحيح برگه‌هاي امتحاني از شناسايي نام صاحبان آنها خودداري شود.

5- اگر هر يك از اوراق توسط چند نفر جداگانه نمره داده شود ميانگين اين نمرات ملاك معتبرتري براي ارزشيابي پاسخها خواهد بود. (معدل‌گيري از نمره‌هاي چند مصحح بر اعتبار و عينيت ارزشيابي مي‌افزايد)

 

فصل چهارم: آزمونهاي محدود پاسخ و كاربرد آنها

دو نوع سوالات محدود پاسخ وجود دارد.

1- وقتي كه يك سوال مطرح مي‌شود و دانش‌آموزان بايد سوال را با استفاده از يك كلمه يا عبارت پاسخ دهند. (پرسشي)

2- وقتي كه جمله نيمه كاملي داده مي‌شود و دانش‌آموزان بايد با قراردادن يك كلمه يا عبارت مناسب، جمله را كامل كنند. (كامل كردني)

قواعد تهيه سوالات محدود پاسخ

1- سعي شود هر سوال مطلب مهمي را اندازه‌گيري كند.

2- هر سوال پيرامون موضوع مشخصي طرح شود.

3- در مورد جوابهاي عددي، واحد مقياس و ميزان دقتي را كه در محاسبات بايد رعايت نمود مشخص گردد.

4- در سوالات محدود پاسخ كامل كردني، تنها كلمات و عبارات مهم حذف شود.

5- در سوالات كامل كردني آزمونهاي پيشرفت تحصيلي بيش از يك يا دو جاي خالي منظور نشود.

6- جاي خالي سوالات كامل كردني حتي‌المقدور در قسمت آخر سوالات قرار داده شود.

7- در سوالات كامل كردني از كاربرد اشارات دستوري نامربوط و موارد ديگري كه جواب سوال را مشخص كند خودداري شود.

تذكر- توانايي‌هاي ذهني و مهارت‌هايي كه با سوالات محدود پاسخ مي‌توان سنجيد، دانش، و درك و فهم مي‌باشد و در امتحانات مرحله‌اي (تكويني) بهتر است استفاده گردد.

 

قواعد تصحيح سوالات محدود پاسخ

1- قبل از تصحيح اوراق، كليد مربوط به هر سوال با نمونه‌اي از پاسخهاي امتحان شوندگان مقايسه شود.

2- اگر نظير املاء، دقت در ساختن جمله و... مورد نظر باشد براي هر يك از عوامل مذكور نمره جداگانه‌اي در نظر گرفته شود.

3- اشتباهات شاگردان تصحيح شود و روش تصحيح اوراق و توضيحات لازم پيرامون هر پاسخ به شاگردان ارائه گردد.

 

فصل پنجم: آزمونهاي عيني (چند گزينه‌اي، صحيح، غلط و جور كردني) و كاربرد آنها

آزموني است كه آزمون شونده براي جواب دادن به سوالات آن نيازي به تهيه پاسخ و نوشتن آن در برگه آزمون ندارد بلكه پاسخ سوال به همراه آن به وسيله سازنده آزمون، تهيه و در اختيار آزمون شونده گذاشته مي‌شود و آزمون شونده بايد در مورد پاسخهاي داده شده تصميماتي اتخاذ نمايد.

اين نوع آزمون از آنجا به آزمون عيني معروف شده است كه در تصحيح پاسخنامه آن نظر شخصي مصحح دخالتي ندارد و اين كار به طور عيني (غيرذهني) انجام مي‌شود.

آزمونهاي عيني براي اندازه‌گيري دانش و معلومات، بهترين نوع آزمون هستند عده‌اي از متخصصان اندازه‌گيري و ارزشيابي معتقدند كه از سوالات آزمونهاي عيني براي ارزشيابي اكثر سطوح يادگيري مي‌توان استفاده كرد.

آزمونهاي عيني به سه دسته چند گزينه‌اي، صحيح- غلط و جوركردني تقسيم مي‌شود.

قواعد تهيه سوالات چند گزينه‌اي و صحيح – غلط

1- هر سوال طوري نوشته شود كه يك موضوع مهم را اندازه بگيرد.

2- بيش از يك مطلب يا مساله در هر سوال گنجانده نشود.

3- سوالات كاملا" روشن و واضح نوشته شود وازعبارات و كلمات قابل فهم آزمون شونده استفاده گردد.

4- از تكرار عبارت يكسان درگزينه‌هاي متعدد خودداري شود.

5- مطلب مورد سوال به طور كامل در تنه سوال (متن اصلي پرسش) آورده شود.

6- سوال طوري نوشته شود كه همه گزينه‌هاي آن به مطلب واحدي مربوط باشند.

7- سوال بايد طوري نوشته شود كه پاسخ درست تنها پاسخ درست يا درست‌ترين پاسخ باشد.

8- براي اندازه‌گيري درك و فهم يا توانايي كاربرد اصول و مفاهيم، در آزمون شونده، از مطالب تازه و بديع استفاده شود.

9- پاسخ‌هاي انحرافي طوري نوشته شوند كه امتحان شوندگان بي‌اطلاع را به خود جلب كنند.

10- پاسخ‌هاي هر سوال طوري نوشته شود كه از نظر دستوري و جمله‌بندي مكمل متن سوال باشند.

11- از بكاربردن اشارات نامربوط دستوري و ضمايري كه مرجع آن مشخص نيست خودداري شود.

12- تا حد امكان متن سوال به صورت مثبت نوشته شد و از به كار بردن عبارات منفي خودداري گردد.

13- از نوشتن سوالاتي كه در آن متن سوال منفي و پاسخها هم منفي است (منفي مضاعف) احتراز شود.

14- تا حد امكان از كاربرد عباراتي همچون «همه آنچه در بالا گفته شد» يا «هيچ يك از آنچه ر بالا گفته شد» خودداري شود.

15- سئوالات مستقل از يكديگر نوشته شود، پاسخ يك مسأله نبايد شرط لازم براي حل مسأله و يا تهيه سوال بعدي باشد.

16- از طرح سوالات گمراه كننده يا هدايت‌كننده پرهيز شود.

17- در طرح سوالات از دو كلمه متضاد كه يكي از آنها بهترين جواب سوال است به عنوان پاسخهاي انتخابي استفاده نشود.

18- طول پاسخ درست در سوالات مختلف تغيير داده شود.

19- محل پاسخ درست در ميان پاسخ‌هاي انحرافي بطور تصادفي انتخاب شود.

20- سوالات با عبارات و جملاتي نوشته شود كه مناسب سن و سال و قدرت درك و فهم آزمون شوندگان باشد.

21- سوالات آزمون طوري انتخاب شود كه پاسخ درست هيچيك از پرسش‌ها از روي متن و يا گزينه‌هاي پرسش‌هاي ديگر مستقيماً يا به طور ضمني استنباط نشود.

تذكر: سوالات صحيح – غلط در واقع نوعي پرسش دو گزينه‌اي است.

قواعد تهيه سوالات جوركردني

 سوال جوركردني نيز نوعي سوال چند گزينه‌اي است با اين تفاوت كه چند سوال در برابر چند پاسخ قرار مي‌گيرد و آزمايش شونده بايد تعيين كند كدام پاسخ ه كدام سوال مربوط است.

1- تعداد پاسخها بايد بيش از سوالات باشد و يا بالعكس.

2- سوالها و پاسخ‌ها بايد حتي‌المقدور كوتاه و خلاصه نوشته شوند.

3- پرسشها و پاسخ‌ها بايد طوري نوشته شوند كه ترتيب قرار گرفتن هر پاسخ با توجه به ترتيب سوالها به طور تصادفي و نامنظم باشد.

4- سوالات و پاسخهاي مربوط به هر پرسش بايد با يكديگر متجانس باشد.

5- طرز جوركردن پاسخها بايد در دستورالعمل آزمون به روشني توضيح داده شود. مثلاً آيا مي‌توان گزينه‌هاي جواب رابيش از يك بار مورد استفاده قرار داد يا نه.

تذكر: توانايي‌هايي ذهني و مهارتهايي كه با سوالات چند گزينه‌اي و جوركردني مي‌توان سنجيد دانش، درك و فهم، كاربرد و تجزيه و تحليل مي‌باشد. سوالهاي جوركردني معمولاً در پايان يك دوره يا ترم و گاه در پايان يك فصل كتاب يا يك بحث درس به دانش‌آموزان داده مي‌شود.

 

فصل ششم: تحليل سوالات آزمون

تحليل پاسخهاي دانش‌آموزان به هر سوال، اطلاعات تشخيصي لازم را براي بررسي كيفيت يادگيري دانش‌آموزان و مشكلات آموزشي در اختيار معلم قرار مي‌دهد و او را در رفع مشكلات يادگيري و آموزش مدد مي‌رساند.

براي تحليل سوالات آزمون بايد نحوه پراكندگي پاسخهاي آزمون شوندگان براي هر سوال و هر گزينه را مشخص نمود يعني معلوم نمود در هر سوال چند نفر گزينه درست را انتخاب كرده‌اند و هر يك از گزينه‌هاي انحرافي چند نفر را به خود جلب كرده و چند سوال را بي‌جواب گذاشته‌اند. بر اساس اين اطلاعات نكات زير در مورد تك‌تك سوالات روشن مي‌شود.

الف- قوه‌ي دشواري سوال

ب- قوه‌ي تميز سوال

ج- ارزش مورد نظر براي هر گزينه انحرافي

محاسبه ضريب دشواري

  منظور از دشواري يك سوال اين سوال است كه جمع پاسخ‌دهندگان به آن سوال چگونه پاسخ داده‌اند.

براي محاسبه ضريب دشواري يك سوال برگه‌هاي امتحاني را با توجه به نمره كل آزمون به دو دسته مساوي گروه بالا و گروه پايين تقسيم كرده و طبق فرمول زير عمل مي‌نماييم.

تعداد انتخابهاي درست گروه پايين + تعداد انتخابهاي درست گروه بالا

   100 ×                 = ضريب دشواري سوال

تعداد افراد گروه بالا + تعداد افراد گروه پايين

هر چه ضريب دشواري سوالي بزرگتر (به صد نزديكتر) باشد آن سوال، سوال آسانتري است و هر چه اين ضريب كوچكتر (به صفر نزديكتر) باشد سوال، سوال دشوارتري است.

محاسبه ضريب تميز

  قوه تميز يك سوال به اين مطلب اشاره مي‌كند كه اين سوال تا چه اندازه بين پاسخ دهندگان قوي و ضعيف تمايز قائل مي‌شود (مي‌شود فرض كرد 27% كسانيكه بيشترين نمرات را در مجموع آزمون به دست آورده اند گروه قوي و 27% كسانيكه كمترين نمرات را در مجموع آزمون كسب كرده‌اند گروه ضعيف مي‌باشند)

فرمول و قاعده محاسبه آن چنين است:

تعداد انتخابهاي درست گروه پايين – تعداد انتخابهاي درست گروه بالا

                                   = ضريب تميز سوال

تعداد افراد يك گروه (بالا يا پايين)

هر چه ضريب تميز بزرگتر باشد قوه تميز سوال بيشتر و هر چه اين ضريب كوچكتر باشد قوه تميز آن كمتر است.

ميزان مشابهت گزينه‌هاي نادرست هر سوال و قدرت آن در جلب توجه امتحان شوندگان

نكته ديگر در تحليل پاسخهاي آزمون شوندگان به سوالات آزمون، بررسي نحوه پراكندگي پاسخهاي مربوط به  گزينه‌هاي انحرافي هر سوال است (هدف از گنجاندن گزينه‌هاي انحرافي در سوالات چند گزينه‌اي منحرف كردن پاسخ دهندگاني مي‌باشد كه كمتر مطلع هستند)

بنابراين گزينه انحرافي عملاً بايد بتوان اين كار را انجام دهد و پاسخهاي آزمون شوندگان به هر يك از گزينه‌ها اين مطلب را روشن مي‌كند.

پس از بررسي‌هاي فوق و تحليل سوالات، سازنده آزمون بايد با استفاده از نتايج حاصل به تجديد نظر در سوالات خود و بازنويسي آزمون بپردازد.

هر بار كه آزمون به اجرا درمي‌آيد، بايد تحليل سوالات انجام گيرد و در محتواي آزمون تجديد نظر شود.

فصل هفتم: تجزيه و تحليل نتايج آزمون

  ارزشيابي از آموخته‌هاي دانش‌آموز براي كشف و رفع نارسايي‌ها، (خواه نارسايي‌هاي يادگيري شاگرد و خواه نقاط ضعف روش تدريس معلم) مي‌باشد.

  براي رسيدن به اين هدف نتايج امتحان بايد مورد تجزيه و تحليل دقيق قرار گيرد و بر اساس اين تجزيه و تحليل بايد معلوم شود كه:

1- هر يك از دانش‌آموزان تا چه حد اندازه به هدف‌هاي تدريس رسيده‌اند.

2- دانش‌آموزان كلاس به طور كلي تا چه اندازه به هدف‌هاي درس دست يافته‌اند.

3- نارسايي‌هاي دانش‌اموزان مربوط به كدام يك از بخش‌هاي درسي است و چگونه مي‌توان آنها را بر طرف ساخت.

4- ميزان موفقيت معلم در رسيدن به هدف‌هاي درس تا چه اندازه است.

   براي بررسي موارد بالا لازم است كه نتيجه امتحان با توجه به جدول بودجه‌بندي سوالات مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد براي انجام اين كار اقدامات زير ضروري است:

-       تعيين عملكرد هر دانش‌آموز در رابطه با هر يك از هدف‌هاي درس

منظور آن است كه معلوم شود هر دانش‌آموز به كدام يك از پرسشهاي امتحان پاسخ درست، به كدام پرسشها پاسخ غلط و كدام پرسشها را بي‌جواب گذاشته است (اين اطلاعات را مي‌توان به سهولت از روي ورقه امتحاني و يا پاسخنامه‌هاي دانش‌آموزان به دست آورد)

-       تعيين عملكرد هر دانش‌آموز در رابطه با همه پرسش‌هاي امتحان

منظور از عملكرد وي در آزمون آن است كه معلوم شود به چند سوال از سوالات امتحان پاسخ درست داده است كه معمولاً به صورت درصد عملكرد وي بيان مي‌شود.

-       تعيين عملكرد كلاس در هريك از هدف‌ها

در اين مورد نيز عملكرد كلاس به شورت درصد بيان مي‌شود بايد معلوم كرد كه چند درصد شاگردان كلاس به هر يك از پزسشهاي امتحان پاسخ درست داده‌اند.

-       تعيين عملكرد دانش‌آموزان كلاس

در اينجا هدف اين است كه معلوم شود چند درصد دانش‌آموزان كلاس به طور متوسط به همه‌ي هدفهاي درسي كه از آن امتحان به عمل آمده است رسيده‌اند و يا به پرسش‌هاي آن پاسخ درست داده‌اند براي اينكار ابتدا ميانگين تعداد سوالاتي كه دانش‌آموزان كلاس به آنها پاسخ درست داده‌اند تعيين مي‌شود سپس درصد اين ميانگين نسبت به تعداد سوالات امتحان محاسبه مي‌گردد. كه به طور كلي ميزان موفقيت كلاس و معلم را در تحقيق هدف‌هاي درس نشان مي‌دهد.

اهميت تجزيه و تحليل نتايج امتحان

  اگر تجزيه و تحليل نتايج امتحان صورت نگيرد معلم نخواهد توانست از امتحان به ويژه امتحانات مرحله‌اي به عنوان وسيله‌اي براي كمك به بهبود يادگيري شاگردان و بهتر ساختن روشهاي تدريس خود استفاده مؤثري به عمل آورد تجزيه و تحليل نتايج امتحان مانند آيينه‌اي است كه سطح يادگيري دانش‌آموزان و بازده فعاليت‌هاي معلم و كلاس را منعكس مي‌كند.

فصل هشتم: ويژگيهاي مطلوب آزمونها

هر نوع وسيله اندازه‌گيري بايد ويژگي‌هايي را دارا باشد از ميان اين ويژگيها آن كه از همه مهمتر و مورد تأكيد متخصصان آزمون شناسي است دو ويژگي اعتبار و پاياني مي‌باشد.

-       اعتبار (روايي)

-   منظور از اعتبار آزمون اين است كه آيا آزمون به عنوان يك وسيله اندازه‌گيري، براي اندازه‌گيري آنچه مورد نظر است مناسب مي‌باشد يا نه. از آنجا كه آزمون‌هاي مختلف براي مقاصد مختلف تهيه مي‌شود اعتبارهاي مختلفي وجود دارد.

-       اعتبار محتوا:

مختص امتحانات پيشرفت تحصيلي است و حاكي از اين است كه محتواي آزمون بايد شامل يك نمونه دقيق از محتواي برنامه درسي و هدف‌هاي آموزشي باشند.

اگر معلم درس تاريخ بخواهد براي درس خود يك آزمون پيشرفت تحصيلي معتبر بسازد، آزمون او بايد دربرگيرنده نمونه‌اي درست و دقيق از مطالبي كه به دانش‌آموزان داده است باشد. در ضمن اين آزمون نبايد چيزي خارج از محتوا از محتوا و هدف‌هاي درس تاريخ اين معلم اندازه‌گيري شود.

-       اعتبار صوري:

در صورتي يك آزمون داراي اعتبار صوري است كه سوالات آزمون در ظاهر شبيه به موضوعي باشد كه براي اندازه‌گيري آن تهيه شده است و از طريق يك بررسي نسبتاً سطحي از ظاهر سوالات تعيين شود.

گاه صورت ظاهر يك آزمون از لحاظ قابليت پذيرش و معقول بودن آن آزمون براي آزمون شوندگان، داراي اهميت است.

گروهي از داوطلبان خلباني، يك آزمون رياضي را كه در آن مسايل مربوط به جريان با دو مصرف بنزين مطرح شده است، به آزمون رياضي ديگري كه مسايل را در قالب هزينه غلات يا فهرست مواد خام براي تهيه نوعي شيريني بيان مي‌كند ترجيح مي‌دهند.

-       اعتبار پيش‌بيني:

هدف آن پيش‌بيني توفيق افراد در امر تحصيلي يا شغلي مي‌باشد از آنجا كه اعتبار پيش‌بيني هميشه نوعي ملاك مورد نظر است كه نمرات آزمون پيش‌بيني را بايد با آن مقايسه كرد به آن اعتبار ملاكي گفته مي‌شود.

براي اسنكه تعيين كنيم كه يك آزمون ورودي دانشگاه داراي اعتبار پيش‌بيني است يا نه، بايد رابطه بين نمرات داوطلبان ورود به دانشگاه را در اين آزمون با نمرات درسي كه بعدها آنان در دروس دانشگاهي كسب مي‌كنند مقايسه نماييم و ضريب همبستگي بين اين دو دسته نمره را حساب كنيم.

  در مورد قدرت پيش‌بيني نمرات دوره راهنمايي تحصيلي براي پيش‌بيني موفقيت در دوره دبيرستان، و قدرت پيش‌بيني نمرات دوره دبيرستان براي توفيق در دانشگاه نيز، مي‌توان همين كار را انجام داد.

-       اعتبار همزمان:

از مفاهيم بسيار نزديك به اعتبار پيش‌بيني، اعتبار همزمان است.

تفاوت بين ايم دو نوع اعتبار تفاوت در زمان است نه تفاوت در نوع.

اگر به عوض مقايسه نمرات يك آزمون با نمرات آزمون ديگري كه در آينده به دست خواهند آمد نمرات آزمون اول را با نمرات آزمون ديگري كه همزمان با آزمون اول يا در فاصله كوتاهي بعد از آن اجرا مي‌شود مقايسه كنيم، رابطه حاصل بين اين دو آزمون مزمان اجرا شده، مبين اعتبار همزمان است.

-       پايايي

بر دقت اندازه‌گيري دلالت مي‌كند مي‌خواهيم بدانيم اگر آزموني را براي اندازه‌گيري يك متغير چند بار به كار بريم نتايج حاصل مشابهند يا متفاوت.

 

منابع:

روانشناسي پرورشي، تأليف: دكتر سيف

ارزشيابي به روش نوين، خانم طاهره رستگار

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 18:28  توسط حسین بیکی  | 

پاسخ فعالیت های علوم اجتماعی سال چهارم - شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
تعریف فرهنگ - شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
مبانی نظری هویت - شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
[عنوان ندارد] - شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
افاظ ونوشته های مبتذل بر روی البسه - شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
مقاله جهاد اقتصادی - شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
پاسخ فعالیت های اصلاح شده جامعه 1 - شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
سوالات جامعه 2 با پاسخ از كل كتاب - شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
سوالات اقتصاد از کل کتاب - شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
سوالات نوبت اول اقتصاد - شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
[عنوان ندارد] - دوشنبه پانزدهم فروردین 1390
[عنوان ندارد] - دوشنبه نهم اسفند 1389
[عنوان ندارد] - شنبه بیست و نهم خرداد 1389
بانك سوالات اقتصاد - دوشنبه هفدهم اسفند 1388
اطلاعات اقتصادي - دوشنبه هفدهم اسفند
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 18:9  توسط حسین بیکی  | 

پاسخ هاي تشريحي

                     فعاليت ها و تمرين هاي علوم اجتماعي (( جامعه شناسي نظام جهاني))

                                        

                                             دوره ي پيش دانشگاهي

                            

                                                            رشته :

 

                                                       علوم انساني

                                               

 

 

                                                          تهيه وتنظيم :

               حسين بيگي دبير علوم اجتماعي مركز پيش دانشگاهي ثامن الائمه (ع) شهرستان طيس

                                                                     

                                                                           مهر 1390

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                

 

 

 

 

 

 

 

 

                   

   به نام آن كه جان را فكرت آموخت

 

پيشگفتار

آنچه از نظرگرامي همكاران ارجمند ومحترم گروه علوم اجتماعي استان يزد مي گذردمجموعه ايي ازپاسخ هاي پيشنهادي تشريحي است كه براي فعاليت هاي عملي و تمرين هاي كتاب علوم اجتماعي پيش دانشگاهي    با عناوين ((گفتگو كنيد))-  ((بررسي كنيد))- ((تمرين كنيد))- مقايسه كنيد)) و....... فراهم آمده است.هدف از گنجاندن اين فعاليت ها  تاكيد بر مشاركت دانش آموزان در يادگيري مفاهيم اساسي وكسب توانايي براي به كارگيري آن ها است. ( پديد آمدن انگيزه تفكر پيرامون مسائل وپديده هاي جهان امروزوتحليل آنهاو تقويت قو ه تفكر وخلاقيت و تعميق يادگيري  دانش آموزان).بنابرين هدف از تهيه مجموعه حاضر نه فراهم آوردن پاسخ هايي آماده براي دانش آموزان بلكه ايجاد هماهنگي در تدريس وتشريح مطالب درسي توسط دبيران محترم وهدايت دانش آموزان به سمت كسب توانايي نسبي براي تحليل مسايل وپديده هاي جهان امروزاست.

شك نيست كه پاسخ هاي داده شده به فعاليت ها تمامي آنچه كه بايد گفته شود نيست.اميد مي رود تجربه هاي گرانقدر وارزشمند همكاران محترم در اصلاح وتكميل پاسخ هاي تهيه شده ياري دهد.

لازم به ذكر است كه در تهيه اين مجموعه كتاب درسي چاپ سال 1386 مبناي كار قرار گرفته است.

 

 

                                                                                   حسين بيكي دبير علوم اجتماعي مقطع متوسطه شهرستان طبس

                                                                     ديماه 1387

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                             

 

 

 

                                                                                         درس 1 

                                                                             مقايسه کنيد   (صفحه 1)

                                                                                        قرون وسطي

                                                                                           حکومت :

حکومت ها به شکل فئودالي ،امپراتوري،قبيله اي ،عشيره اي ،شاهنشاهي و....... بود . حکومت وقدرت ارثي بود . پادشاهان براي افزايش قلمروبايکديگر در رقابت بودند. جنگ وخون ريزي جهت کسب منافع وجودداشت .

دراروپا نوع حکومت فئودالي بود .مقام اربابي ارثي بود واربابان خودشان راازنژاد وخوني متفاوت بامردم مي دانستند .حکومت ها به طور مستقيم توسط پاپ وکليسا تعيين مي شدند  يااين که مجبوربودند به نحوي تاييد کليساراکسب کنند. حکومت مبنايي خدايي داشت وپاپ به عنوان نماينده خدا درزمين بايد آن را تاييد مي کرد .حکومت ها به نمايندگي از پاپ قدرت را کسب واعمال مي کردند.

 

در بعضي جوامع نخستين فرد هر سلسله (امپراتور ،شاهنشاه و......) بااتکابه قدرت نظامي به قدرت مي رسيد وتوسط گروهي ازافراد حمايت مي شد .سمت وي معمولا" به فرزندانش به ارث مي رسيد ،امپراتوري را توسط اشراف هم پيمان ياحاکمان وفادار به خوداداره مي کرد .به جز اشراف بقيه مردم رعيت امپراتوري يارعيت اشراف بودند .

رابطه مردم وحکومت :

 رابطه بامردم به صورت حاکم ومحکومي بود.مردم رعيت امپراتور واز نژاد پايين محسوب مي شدند .

وضع اقتصادي :

اقتصاد جوامع ،ساده ، بسته وخود بسنده بودند وبه جهت شرايط حمل ونقل ،تجارت به کالاهاي خاصي محدود مي شد . نوع اقتصاد براساس نظام فئوداليسم بود . اين دوران عصر کشاورزي سنتي است .فئودالها صاحب يک زمين بزرگ بودند که رعيت در آن کار مي کرد. فئودالها در زمين خود داراي قلعه و برج و بارو بودند. براي  افزايش زمين و قدرت با يکديگر در رقابت بودند، قلعه را جهت پناه بردن به آن مي ساختند. دو نوع رعيت وجود داشت 1-رعيت وا بسته به زمين که با زمين خريد و فروش مي شد. او غصه کار نداشت ولي  براي فئودال بيگاري مي کرد. 2-رعيت آزاد- که در برابر کارش مزد (بيشتر بصورت جنسي ) مي گرفت .

چون مرزهاي فئودالي محکم وسخت وبسته بود اقتصاد نيز  بسته بود و مبادلات زيادي  صورت نمي گرفت . فئودال آنچه را که نياز داشت  در زمينش کشت مي کرد.

زندگي اجتماعي :

 واحدهاي اجتماعي وابستگي زيادي به يکديگر نداشتند. شهر نشيني رونق نداشت. ارتباط چنداني با شهرها وجود نداشت . فئودالها براي جلوگيري از جنگ بين خودشان در يک منطقه ي هم زبان،هم  فرهنگ،هم نژادو جغرافيايي مشترک  يک نفر را به عنوان فئودال اعظم  انتخاب مي کردند.واووظيفه داشت بين  آنها داوري کند. اين فئودال اعظم کم کم بر قدرت خود افزود و شاه شد.

1

ديني ومذهبي :

 کليسا بر اوضاع مذهبي مسلط بود،و هر مطلبي که منافع آنها را تضمين مي کرد به عنوان مذهب بر مردم تحميل مي کردند. ومردم  بدين ترتيب تابع اوامر کليسا بودند. حتي فئودالها علي رغم خواست خود بايد به کليسا باج مي دادند تا  مردم ناحيه خودش رابرعليه او به شورش وادار نکنند .کليسامي گفت کسي غير از اسقف حق خواندن وتفسيرمتون ديني رانداردوخارج از مسيحيت کسي رستگار نمي شودوهمه مردم از رعيت تاپادشاه رعاياي کليساهستند که رهبري وهدايت آن از طرف خداوند به حضرت عيسي وازطرف اوبه پاپ(عاليترين منصب روحاني کليسا )واگذار شده است .بدين ترتيب هرکس مطلبي عليه کليسا بگويد يابنويسد کافر وقتلش واجب است. مردم مسيحي  هم به راحتي اين داستان را باور داشتند .پاپ هم بر مسند قدرت نشسته بود وپادشاهي نمي کرد ولي گاهي اوقات باپادشاهان قدرتمند بده وبستان هايي داشتند مثلا بر سر شارلماني تا ج مي گذارد  وشارلماني به امپراتور مقدس معروف مي شود وهمه ملزم به اطاعت از او مي شوند وشارلماني  مي کوشد تاتفکر کليسا وپاپ رادرجامعه نهادينه کند .

علم وهنر وصنعت :

هدف علم شناخت خداوند(معرفت باري تعالي ) وکشف حقيقت بود .روش علمي تجربه ي دروني وکشف وشهود بود .شعبه اصلي علم الهيات بود .هنروعلم درخدمت کليسابود . فقط مجسمه سازي ونقاشي رونق داشت و فقط مجسمه ونقاشي حضرت مريم ،عيسي ،حواريون واماکن مقدسه ساخته مي شد .علوم انساني درحوزه ماوراءالطبيعه جهت تثبيت وتحکيم اصول کليسا رونق داشت مثل فلسفه ،اخلاق  الهيات و...    وعلوم تجربي رونق چنداني نداشت .توجه بيشتر به علوم معنوي بود وعلوم مادي از اهميت برخوردار نبودند .

صنعت رونق زيادي نداشت وفقط در حوزه ساخت ابزارآلات کشاورزي وآهنگري ونجاري رشد کمي داشت .به دليل توجه به ابعاد معنوي ومادي بودن ابزار ،ساخت ابزار گسترش زيادي  نداشت .

نظامي :

شواليه ها  نيروهاي نظامي بودند واز محدوده فئودالي محافظت مي کردند . پس از مرگ پدرورسيدن ارث به برادر بزرگتر براي  ازبين نرفتن نظام فئودالي وشهرت وشوکت خانواده ، ساير فرزندان فئودالها که  کاري نداشتند ودر  شاءن ومقام خود نمي ديدند به  مشاغل ديگر بپردازند ،خودرااشراف زاده دانسته وبه نظامي گري مي پرداختند ودرواقع گروهي بودند که درمقابل حقوقي که مي گرفتند دربرابر دشمنان فئودال  مي جنگيدند .

جمعيت :

 به دليل افزايش مرگ وميرها در اثر بيماري وجنگ وقحطي جمعيت رشد چنداني نداشت .

جهان امروز

حکومت :

حکومت مبنايي انساني ودنيايي يافت .حکومت ها به نمايندگي از ملت ومردم قدرت  را کسب واعمال مي کنند .

بيشتر به شکل جمهوري ودموکراسي ومبتني برانتخاب مردم است .ديکتاتوري کاهش پيداکرده است .

رابطه مردم وحکومت :

رابطه بامردم به صورت حاکم ومحکومي نيست . مردم تعيين کننده حکومت هستندورعيت حاکم محسوب نمي شوند . مردم مي توانند از طريق مجاري قانوني نسبت به تغيير حاکمان اقدام کنند .دولت ها درخدمت مردم هستند .

2

وضع اقتصادي :

اقتصاد ها پيچيده ،باز وبه يکديگر متکي هستند . به واسطه گسترش حمل ونقل ،تجارت درزمينه کالاهاي متعددي صورت مي گيرد .اقتصاد مبتني بر بازار آزاد وروابط تجاري وتوليدي بين کشورها است . مرزهاي تجاري وبازرگاني بين کشورها در حال کاهش وحذف شدن است . جهان به سمت شکل گيري اقتصاد جهاني پيش مي رود .اقتصادها وبازارهاي  ملي در حال تبديل وادغام شدن در اقتصاد وبازارهاري جهاني است.شرکت ها وموسسات بزرگ منطقه اي وبين المللي درزمينه توليد وتجارت وجوددارند .شرکت هاي چند مليتي باسرمايه جوامع مختلف درحال فعاليت هستند .

زندگي اجتماعي :

واحدهاي اجتماعي هرچه بيشتر  به يکديگر وابستگي دارند ودر يکديگر ادغام مي شوند . شهرنشيني به ويژه پس ازانقلاب صنعتي گسترش فراوان يافته است .شهرها بسيار بزرگ شده اند وکلان شهر ها به وجود آمده است . شهرها به هم نزديک شده اند .

علم وهنر وصنعت :

هدف علم کسب سودومنفعت بيشتر ودرنتيجه افزايش قدرت انسان است  .روش علمي مشاهده وتجربه است .شعبه  اصلي علم ،علوم طبيعي است . صنايع بزرگ شکل گرفته اند .توليدات درزمينه هاي مختلف صنعتي شده اند . علوم فيزيکي ومادي که امکان تسلط بيشتر انسان بر طبيعت را فراهم مي کنند گسترش وتوسعه يافته اند .مردم امکان بيشتري براي کسب علم ودستيابي به اطلاعات دارند . به علومي که جنبه معنوي انسان راتقويت مي نمايد کمتر توجه مي شود .هنر در زمينه هاي مختلف رشد يافته است وبعضا به ابتذال گرائيده است . 

نظامي :

سرمايه گذاري فراواني در توليد سلاح به ويژه سلاح هاي کشتار جمعي مي شود .بمب هاي هسته اي وسلاح هاي کشتار جمعي زيادي ساخته شده است  – سلاح هاي دوربرد وباتخريب وسيع وجوددارد

جمعيت :

 به دليل پيشرفت در علم پزشکي وامکان تهيه مواد مختلف غذايي در سطح وسيع وفراوان ، جمعيت به صورت تصاعدي افزايش يافته ومساله  انفجار جمعيت  رابه وجود آورده است .

فرهنگ  :

انحطاط اخلاق انساني – توجه زياد به ماديات وتوجه کمتر به معنويات – رشد پوچ گرايي  ازجمله مسايل تهديد کننده هستند وهر لحظه امکان مرگ کره زمين را دارد.

دانشمندان وعلما دغدغه هايي همچون شبيه سازي انسان ومخاطرات جنبي ناشي از انحطاط واخلاق وسوء استفاده ازاين پيشرفت وبه انحطاط کشيده شدن  جامعه انساني رادارند .

                                                                                               درس اول (   بررسي کنيد )  (صفحه 8)

1   - خبر : افزايش تحريم ها عليه ايران

  فعاليت : تلاش براي وادارکردن دولت ها وشرکت ها براي قطع روابط باايران

 توسط : آمريکا ،فرانسه و....

 هنجار : پرهيز از هرگونه مبادله باايران

3

داوري : فراتر از نظام هاي اجتماعي دولت ملت ها است وبه نظامي فراتر وبزرگتر مربوط مي شود .( منبع : روزنامه ايران 24شهريور 1386)

2- خبر : کوفي عنان : رفتارهاي آمريکاوفرانسه نهادهاي بين المللي را  تضعيف مي کند

  فعاليت : رفتارهاي دولت هاي قدرتمند يراي تضعيف نهادهاي بين المللي 

 توسط : آمريکا ،فرانسه

 هنجار : ضعيف ساختن موسسات بين المللي وبهره گيري به نفع خود 

داوري : فراتر از نظام هاي اجتماعي دولت ملت ها است وبه نظامي فراتر وبزرگتر مربوط مي شود .( منبع : روزنامه ايران 24شهريور 1386)

3- خبر : برنامه هاي روز جهانگردي دراصفهان

      فعاليت : تهيه وتنظيم برنامه براي روز جهانگردي 

          توسط : شهرداري وسازمان گردشگري

   هنجار : برنامه نويسي براي توسعه جهانگردي وجلب جهانگردان 

داوري : داخل  نظام اجتماعي دولت ملت ها است. با دولت هاي ملت هاي ديگر نيز ارتباط 

         پيدا مي کند . ( منبع : روزنامه ايران 28شهريور 1386    

4- خبر : تلاش غير قانوني آمريکا براي دورزدن آژانس اتمي درباره ايران 

           فعاليت : فعاليت براي رسيدن به اهداف خود خارج از چارچوب مقررات آژانس 

            توسط : آمريکا

   هنجار : حرکت نکردن درجهت خواست آژانس به دليل اين که تصميمات  آن به نفع آمريکا  نيست  

داوري : فراتر از نظام هاي اجتماعي دولت ملت ها است وبه نظامي فراتر وبزرگتر مربوط مي شود .( منبع : روزنامه ايران 25شهريور 1386)

5- خبر :  افزودن اتوبوس وتاکسي به ناوگان حمل ونقل شهري يزد 

  فعاليت : توليد ياخريد وسايل نقليه

  توسط : شهرداري

   هنجار : دسترسي مردم به وسايل حمل ونقل عمومي بيشتر             

داوري : داخل  نظام اجتماعي دولت ملت ها است وبه نظامي فراتر وبزرگتر مربوط نمي  

  شود .( منبع : روزنامه ايران 28شهريور 1386)

نتيجه کلي :  برخي از هنجارها مربوط به يک دولت ملت وداخل کشور است وبرخي از هنجارها فراتر از دولت ملت ها است ونظامي بزرگتر (جهاني ) را دربر مي گيرد .

4

*****************

 

 

    درس دوم   (فکرکنيد وپاسخ دهيد .) (صفحه 9)

                                                                               رشد وافول امپراتوري ها

شناخت علل رشد وافول امپراتوري ها درحوزه فلسفه تاريخ است وبه سنتها ياقوانين حاکم بر تاريخ معروف است يعني اين علل در هر امپراتوري به وجود آيد سقوط مي کند واين شرايط موجب شکل گيري امپراتوري مي شود .

علل شکل گيري امپراتوري ها:

 1-هرج ومرج – ازهم گسيختگي – نبودحکومت وقوانين دريک منطقه انساني  .دراين بين فردياافرادي ازتوانايي هاي فکري ،جسمي و... استفاده کرده وپايه گذار حکومتي مقتدر مي شد واگر جانشينان او لياقت ودرايت اورا داشتند امپراتوري گسترش ودوام مي يافت .

2-موقعيت جغرافيايي يک منطقه از نظر در آمد ،معادن ،کشاورزي ،بازرگاني ( به عنوان مثال کسي سراغ عربستان يا صحراي گبي نمي رود )

3- روحيات وفرهنگ مردم آن منطقه است که آيا پذيراي حکومت وامپراتوري هستند يا مثل عرب ها زندگي دربيابان راافتخار وخودراازبقيه برتر مي دانستند  ونمي توانستند قبيله ديگررادرکنار خود  تحمل کنند .دربين مغول هاي آواره يک فرد مقتدر پيدامي شود که باکمک زور واستبداد وبعدازمدتي آشنايي بافرهنگ چين وايران وکسب تجربه ،مغول هاي قبيله اي را تحت لواي خوددرمي آورد وامپراتوري مغولان را تشکيل مي دهد .

علل سقوط امپراتوري ها

1- مشکلات مالي : نيازروزافزون به منابع انساني ومالي براي حفظ وگسترش امپراتوري وتجمل گرايي موجب نياز مالي بيشتر واخذ ماليات زيادتر ازمردم مي شد ودرنتيجه روندتوسعه ورشدرا متوقف مي کرد .

2- حمله خارجي : گاهي يک حمله خارجي روند افول امپراتوري را تسريع مي نمود . هجوم اقوام بيگانه به قلمرو يک امپراتوري خصوصا اين که اين حمله هنگام ضعف آن امپراتوري باشد .مانند حمله اسکندر مقدوني درزمان داريوش سوم.

3- عدم مقبوليت مردمي(نداشتن مشروعيت ) .درنتيجه ظلم وجوروبي عدالتي حاکمان ،محبوبيت آنهادربين مردم ازبين رفته ومردم باآنها همکاري نمي کردند .به عنوان مثال تاشمشيرچنگيزبرسرمردم بود آنها از ترس کشته شدنشان مجبوربه اطاعت بودند ولي بعدازمرگ چنگيز واختلاف بين جانشينان وکاهش فشارشمشير مردم فرصت نفس کشيدن پيداکردند ونهضت سربداران شکل مي گيرد .جانشينان تيمور ياآغامحمدخان ياحتي رضاشاه آن استبداد ونفوذ کلام بنيانگذار حکومت را نداشتند ،مردم ازجانشينان نادر حساب نمي بردند .آن ترسي که فرماندهان از نادر داشتند ازهمديگر نداشتند .

4- بي لياقتي وعدم کفايت ودرايت جانشينان دريک امپراتوري همانند جانشينان داريوش وکورش

5- نفوذ افراد سودجووفرصت طلب به عنوان مشاور ،معاون ،وزير ،مفتي ،موبد ياحتي زنان سوگلي حرمسراها،خصوصا"اينکه حاکم فردي ضعيف وکم اراده همانند شاه سلطان حسين صفوي باشد. اين گونه افراد جهت رسيدن به منافع خود ،مملکت ومردم وحتي خانواده خودرا هم مي فروختند مانند وثوق الدوله .اين گونه افراد گاه وبيگاه با دشمن ساخت وپاخت کرده وامپراتوري رابه باد مي دادند.

6-فاصله گرفتن حکومت ازمردم .

5

(درس 2  )  بررسي کنيد  (صفحه 18)

   چراعلم وصنعت بين مسلمانان روبه افول نهاد

جهان اسلام در دوره اي که اروپا در قرون وسطي دست و پا مي زد ، پيشتاز دستاوردهاي علمي در جهان بود. اما به تدريج جايگاه توليدکنندگي علم را به نفع غرب از دست داد و نتوانست همپاي تحولات جهان از جمله انقلاب صنعتي پيش رود. تجربه اسلامي شامل دوره طلايي در خلال قرن دهم تا سيزدهم ، نزول ، نوزايي نسبي در قرن نوزدهم و سرخوردگي در قرن بيستم است. کاستي علم و فناوري مسلمانان به خصوص از اين بابت عجيب است که مسلمانان هزار سال پيش در علم و فناوري سرآمد بوده.

دوره طلايي ( سالهاي 900 تا 1200 ميلادي ) - اين دوره تقريبا" اوج گيري علم مسلمانان بود که در بغداد ، دمشق ، قاهره ، قرطبه و شهرهاي ديگر شکوفا بود. در رشته هايي مانند طب ، گياهشناسي ، رياضيات ، شيمي و فيزيک نور پيشرفتهاي قابل توجهي کسب شد . درحالي که ميان مسلمانان و چيني ها بر سر راهبري علم رقابت وجود داشت ، اروپاي مسيحي بسيار عقب بود. اين دوره طلايي قطعا" رنگ و بوي اسلامي داشت ، چون در جوامع عمدتا" مسلمان رخ داد اما آيا به اسلام مربوط بود ؟ کشورها رسما" اسلامي بودند و حيات فکري درچارچوب محيط اسلامي جريان داشت . برخي انديشمندان  ، اسلام را موتور محرکه انقلاب علمي مسلمانان در زماني مي دانند که حکومت اسلامي در اوج قرار داشت.

در اوايل قرن سيزدهم ، تدريجا" اوضاع خراب شد . در اين هنگام بود که مسلمان در جازدند و اروپايي ها جلو افتادند. افول علم ناشي از عوامل بسياري بود ، از جمله از بين رفتن شبکه هاي آبياري و کشاورزي گسترده ، تهاجم مغول و حملات به آسياي مرکزي ، بي ثباتي سياسي و ...

يکي اززمينه هاي رشدعلم وهنر امنيت است .فکر هنرمند ،صنعت گر ودانشمند بايد آزاد از هرنوع ناايمني باشد تابتواند فعاليت کند .تسلط بني اميه وبني عباس وکوته فکري حاکمان آنها وايجاد ناامني دربين مردم مانع پرداختن افراد به کسب علم مي شد .مثلا درايران با شکل گيري حکومت هاي نيمه مستقل مانند سامانيان وايجاد امنيت زمينه جهت رشد علم وصنعت فراهم گرديد ،کتابخانه ها دائر شد ، رصدخانه ها احداث گرديد ودانشمندان مختلفي مانند خواجه نظام الملک پيداشدند ولي باهجوم ترکان وخصوصا مغولان زمينه رشد علوم وصنعت ازبين رفت .اگر افکار وانديشه هاي دانشمندان بااهداف وخواسته هاي حاکم منافات داشت مهر زندقه وکفر به آنها زده مي شد وبه قتل مي رسيدند مانند حسنک وزير .عوامل عمده موثر در عدم رشد علم دربين مسلمانان :

1- وجود حکومتهاي غير دموکراتيک در کشورهاي مسلمان است. حکومتهاي حاکم درکشورهاي اسلامي با پشتوانه غرب جلوي رشد فکري عمومي را گرفته بودند ( امري که هنوز اعمال مي شود ) .

 2- نقش بازدارنده غرب که جلوي رشد علم درجهان اسلام راگرفت .

 3-عدم توجه به پژوهش در کشورهاي اسلامي است که متاسفانه هنوز تا حد زيادي صادق است.

4-عدم تناسب بين جمعيت و پژوهش .5-حکومتهاي استبدادي و بودجه اندک موانع مهمي بر سر راه شکوفايي مجدد علم و فناوري در جهان است .6- از بين رفتن شبکه هاي آبياري و کشاورزي گسترده 7-تهاجم مغول و حملات به آسياي مرکزي 8-بي ثباتي سياسي 9-صنعت مسلمانان برگرفته از سنت  ها نبود وبا گذشته پيوند محکمي نداشت

10- عدم وجود امنيت کافي براي دانشمندان جهت پرداخت به علوم مختلف

 11-چنددستگي مسلمانان وتضعيف شدن آنها

6

اگر مغولان حمله نمي کردند :

مسلما اگر سيل نيايد وبه باغ خسارت نرساند رشدوآباداني باغ دچار مشکل نمي شود . مغول ها همه چيز راازبين بردند حتي قنات هاراپرکردند،خيلي از دانشمندان ،صنعتگران وهنرمندان راکشتند وبسياري از آنها فرارکردند.کتابخانه هارا سوزاندند .آثار علمي وهنري راازبين بردند   .علت اصلي ،ترس  از پشت سربود،مي خواستند مطمئن شوند که قيامي ازپشت سر آن هاراتهديد نمي کند .بعدازسقوط مغولان ايرانيان  بايد ازصفر شروع مي کردند زيرا  هزينه هاي زيادي را متحمل شده بودند وبودجه  سنگين وزمان بسيار زيادي بايد صرف بازسازي مي شد . به علاوه اينکه بسياري از امپراتوري ها به واسطه مشکلات داخلي ودرگيري هاي داخلي وخارجي موجبات زوال وافول صنعت را فراهم مي کردند .درنتيجه حمله مغول يکي ازعوامل مهم افول علم دربين مسلمانان است .

                                                             *****************

                                                       ( درس 3 )   فکرکنيد وپاسخ دهيد  (صفحه 19)

علل ازدست رفتن سرزمين  امپراتوري ها

1- مشکلات مالي : نيازروزافزون به منابع انساني ومالي براي حفظ وگسترش امپراتوري وتجمل گرايي موجب نياز مالي بيشتر واخذ ماليات زيادتر ازمردم مي شد ودرنتيجه روندتوسعه ورشدرا متوقف مي کرد .

2- حمله خارجي : گاهي يک حمله خارجي روند افول امپراتوري را تسريع مي نمود . هجوم اقوام بيگانه به قلمرو يک امپراتوري خصوصا اين که اين حمله هنگام ضعف آن امپراتوري باشد .مانند حمله اسکندر مقدوني درزمان داريوش سوم. 3- امپراتوري ها ثروت هايي را که به دست مي آوردند صرف ساختن کاخ ها وتجهيز بيشتر نيروي نظامي مي کردند وبه صورت گنج در مي آوردند ودرنتيجه انباشت سرمايه که موجب پيشرفت وتوسعه وگسترش قلمرو شود راازدست مي دادند .4- واحدهاي اجتماعي امپراتوري ها ازنظر اقتصادي تاحدزيادي خودبسنده بودند ووابستگي آنها به يکديگر وحکومت کم بود  .

چرانظام جهاني کل قلمرو زمين رادربرگرفت ؟

1- بر خلاف واحدهاي اجتماعي امپراتوري ها که ازنظر اقتصادي تاحدزيادي خودبسنده بودند ووابستگي آنها کم بود،واحدهاي اجتماعي جديد به ويژه ازنظر اقتصادي خودکفا نيستند وبه جامعه بزرگتر وابسته هستند .

2- پس ازادغام ووابستگي جوامع درزمينه اقتصادي درزمينه هاي سياسي ،فرهنگي و...  نيز وابستگي ايجاد گرديد.

3- انباشت ثروت درجوامع اروپايي باعث رشد وگسترش صنعت وپس از آن افزايش جنگ افزار ها گرديد وامکان تسلط بيشتر بر جوامع ديگررابراي آنها فراهم نمود .  

 شکل هاي جهان گشايي

الف :امپراتوري ها : امپراتوري ها پس از گردآوري ارتش بزرگ وتجهيز نمودن آنها با سازوبرگ هاي مختلف نظامي  به امپراتوري ها ومناطق ديگر لشگر کشي مي کردند ودرصورت امکان حاکمان آن ها راازبين برده ومدتي بر آنجا حکومت مي کردند ياازجانب خودشان شخصي را به عنوان حاکم قرار مي دادند .جهان گشايي ها از طريق رويارويي نظامي انجام مي گرفت .

ب :دوره جديد    پرهيز از رويارويي نظامي ولشگرکشي مستقيم به جوامع ديگر.استفاده ازحمله محدود نظامي يا تهديد به حمله نظامي .   نفوذ  درامپراتوري ها به صورت اقتصادي ،سياسي وفرهنگي ووابسته نمودن آنها به جامعه جهاني.

7

استفاده از شکل هاي جديد استعمار ازجمله استعمار فرهنگي 

                                                                                                              ايجاد آشوب

                                                                                          حتي ايجاد روابط مسالمت آميز

                                                           ( درس 3 )  بررسي کنيد  (صفحه 25)

1-اگرقسمتي از يک درخت راجداکردي جلوحيات درخت رانگرفته اي ودرخت مي تواند رشد ونمو داشته باشدولي اگرهمين درخت انگل وشته پيداکند رشداوبامانع مواجه مي شود وکم کم ازبين مي رود .قراردادهاي تجاري همانند امتيازنفت دارسي ياگمرکات شمال موجب حضور بيگانه وتسلط آنها بر کليه امور يک کشور مي شود تا آن کشورراازبين ببرد .2- واگذاري امتياز استخراج نفت درجنوب به انگليسي ها تاثير بيشتري دروابستگي داشت زيرا زمينه ساز حضور بيشتر انگليسي هاوواگذاري امتيازات ديگربود .

3-نقش بازاري ها وصنعتگران :  بازاريان بيشتر شامل کساني مي شد که درزمينه توتون وتنباکو فعاليت داشتند. وموقعيت شغلي ودرآمد شان به خطر افتاده بود ولي به دليل اعتقادات سنتي ومذهبي مردم وخصوصا بازاري ها ونفوذ روحانيون دربين آنها بعضي از صنوف وکسبه ديگر هم شرکت کرده وحتي درمبارزه بذل وبخشش هم مي کردند .

اين مقوله ريشه در چند موضوع دارد : 1- ماجراي ميسيونوزبلژيکي که براي مسخره کردن، لباس روحانيون را پوشيد ودريک مجلس عمومي حضور پيداکرد 2- ماجراي تخريب بانک اسثقراضي روس که چند جسد تازه درآن دفن شده بود از جمله جسد يک زن درزمين بانک پيدا مي شود .3-ماجراي به چوب بستن بازاريان تهران ازجمله سه نفر ازکساني که واردکننده قند بودند . ازآنجاکه بازاريان ،مذهبي وبعضا"متعصب بودند وگاها کيسه حکومت به بدن آنها کشيده مي شد مهمترين منبع تامين مالي اين شورش ها وحرکات بودند .  4-ورودباورهاي جديد در انقلاب مشروطه

باگسترش روابط ايران واروپا به خصوص درزمان ناصرالدين شاه واقتباس بعضي ازفعاليت ها  همچون چاپ روزنامه ونصب چراغ برق ،بعضي از فرنگ رفته ها وتحصيل کردگان غرب که بعضا"مشاغل دولتي داشتند درمقام مقايسه ايران واروپابرآمده ورشدوتوسعه غرب را ناشي شيوه حکومتي آنها دانسته که قانون دارند وهمه چيز براساس قانون است .اين زمزمه ها در قالب کتابهايي مانند  "سياحت نامه ابراهيم بيک"  يادرقالب اشعار وحتي درروزنامه هاي قانون  عروه الوثقي شرف و.... مطرح شد وکم کم بعضي از روحانيون وبازاري ها وکسبه وبه ويژه قشر جوان تحت تاثير اين افکارقرار گرفتند .درزمان مظفرالدين شاه بااتفاقاتي که شکل گرفت زمينه براي انقلاب مشروطه فراهم شد .وشايد بتوان گفت هريک از اين دومورد اگر به وقوع نمي پيوست انقلاب مشروطه شکل نمي گرفت ولي از آنجاکه اين انقلاب موجب يک دوره فکري جديد وحتي نظام حکومتي جديد که تاکنون سابقه نداشت ويکي از مبداءهاي تقسيم تاريخ مي باشد –درايران شد را مي توان در نتيجه ورودباورهاي جديددانست واين موضوع را مهمترديد .

 

*****************

8

 

 

 

(درس 4 )   گفت وگوکنيد  (صفحه 27)

علل وقوع جنگ جهاني اول

-رقابت روسيه اتريش مجارستان وعثماني برسر شبه جزيره بالکان

-اختلاف شديد آلمان وفرانسه برسر ايالت هاي مرزي

-رقابت شديد آلمان باانگلستان برسربرتري قدرت دريايي

- کشته شدن وليعهد اتريش 

علل وقوع جنگ جهاني دوم

-روي کارآمدن کمونيستها درروسيه وتضاد اين تفکر با کاپيتاليسم

-روي کارآمدن هيتلر وحزب نازي در آلمان

-ظهور حزب فاشسيت به رهبري موسوليني در ايتاليا

-روي کارآمدن ژنرال فرانکو در اسپانيا که حامي هيتلر ومتحدين بود

-حمله آلمان به لهستان

علل شکل گيري سازمان ملل

-خسارت هاي ناشي از دوجنگ جهاني اول ودوم

-ناتواني جامعه ملل براي مقابله با آفت جنگ

-استقرار نظم وصلح وامنيت در جهان

- چاره انديشي براي جلوگيري ازاقداماتي که منجر به برهم خوردن صلح جهاني مي شود

- توسعه روابط دوستانه در بين ملت ها

-ايجاد همکاري بين المللي درزمينه هاي مختلف

درس 4    تحقيق کنيد  (صفحه 36)

پيمان جهاني حقوق کودک :   چندماده از پيمان جهاني حقوق کودک :

1-منع تبعيض : دولت ها بايد کودکان رادربرابر هرگونه تبعيض حمايت کنند.

2- منافع کودک : منافع عاليه کودک بايد درهراقدامي درنظر گرفته شود ودر صورت کوتاهي والدين دولت بايد حمايت ومراقبت کند.

3- نام ومليت : هرکودک حق دارد ازنام ومليت مشخص برخوردارشود ودولت بايد براي اوشناسنامه صادرکند.

4- جدايي ازوالدين : کودک حق دارد باوالدين خودزندگي کند ونمي توان به اجبار ازپدرومادر جداکرد مگربه سود اوباشد.

5-آزادي بيان وکسب اطلاعات بدون توجه به مرزها 6 - منع بدرفتاري باکودک

7- برخورداري ازبالاترين خدمات بهداشتي 8- برخورداري از آموزش وپرورش رايگان

9- کارکودکان : دولتهابايد حداقل سن کار وشرايط کارکودکان را مشخص کنند .

10- درگيري مسلحانه : دولتها بايد درزمان درگيري مسلحانه ازکودکان مراقبت وحمايت کنند .

                                                      *****************

9

(درس 5 ) گفت وگو  کنيد  (صفحه37)

1- درارتباط با سازمان تجارت جهاني (WTO) کشورها به سه دسته تقسيم مي

  الف – کشورهاي عضو ب – کشورهاي ناظر   ج – ساير کشورها

2-اکثر کشورهاي دنيا به ويژه در قاره آمريکا واروپا عضو سازمان تجارت جهاني هستند .

3-تعداد کمي ازکشورها (آسيايي وآفريقايي ) که کمتر از 10 تاهستند عضو ناظر سازمان تجارت جهاني هستند .

4-تعداد کمي ازکشورها (آسيايي وآفريقايي ) که کمتر از 10 تاهستند هنوز به عضويت سازمان  تجارت جهاني در نيامده اند .

5-ميزان صادرات وواردات کالاوخدمات به توليدناخالص داخلي در بيشتر کشورهاي  عضو به ويژه آمريکا (که مرکزشرکت هاي چند مليتي متعددي درآن وجوددارد وسرمايه گذاري خارجي در آن بيشتر مي باشد)  پايين است ونشان دهنده  اين موضوع است  که علاوه بر اينکه ارزش صادرات وواردات  بالاست ارزش توليد ناخالص داخلي نيز بالا مي باشد .

 6- ارزش تجارت جهاني(صادرات وواردات ) با افزايش اعضاي سازمان تجارت جهاني افزايش يافته است .

7- به دليل افزايش مصرف توليدات کارخانه اي روند افزايش اين توليدات  سير صعودي بيشتري دارد(شيب منحني روند بيشتر است ) ولي روند افزايش توليدات معدني وسوخت وتوليدات کشاورزي سير صعودي کمتري دارد (شيب منحني روند کمتر است ).

درس5  بررسي کنيد   (صفحه50)

موانع وعوامل تسهيل کننده جذب سرمايه خارجي 

مزاياي جذب سرمايه خار - راهي براي تسريع حرکت اقتصادي به سوي توسعه

 -اهرمي براي شتاب توسعه ورشد اقتصادي   - ايجاد اشتغال  - اصلاح نظام مديريتي

-  تبادل تجربيات اقتصادي  - به کارگيري فن آوري نوين

عوامل تسهيل کننده جذب سرمايه خارجي :

- ثبات سياسي ،  اجتماعي ،اقتصادي - زير ساخت هاي اقتصادي مناسب - مقررات گوناگون شفاف مربوط به  سرمايه گذاري خارجي   - فراهم کردن فضاي ارزشي واقتصادي در جامعه

موانع عمده  جذب سرمايه خارجي :موانع جذب سرمايه خارجي در مقولات اقتصادي ، سياسي ،فرهنگي ،حقوقي قابل بررسي است :1-موانع اقتصادي :      -  گسترش بيش ازحد بخش دولتي - دولتي بودن اقتصاد

          -     نوسانات ارزي-   سياست تجاري ناکارآمد -     نبود ثبات اقتصادي-    عدم زيرساختار هاي  فيزيکي     _   ضعف بنادر-   ضعف اقدامات تشويقي وترويجي وخدمات پس ازسرمايه گذاري                           -   عدم مهارت کافي نيروي انساني - بي ثباتي قوانين ومقررات اقتصادي

      -  مشکلات رکود ،تورم ،-   بي نظمي سياست هاي پولي -   بهره وري ضعيف

            -    نظام بانکي گسترده ولي ناکارآمد-    بسته بودن اقتصاد وغير آزادانه بودن آن

                   -    تعدد قوانين وشفاف نبودن آنها-  تک محصولي بودن واتکا به درآمد يک محصول

                        -  دلبستگي شديد به يک محصول -   عدم تعديل قانون مالياتها-   بالابودن ريسک سرمايه گذاري

10

2-موانع سياسي :-    اراده خصمانه دولت هاي بزرگ ( مانند آمريکا عليه ايران )

-    تحريم هاي خارجي       -   نبود امنيت سياسي وتبليغ آن توسط رسانه هاي خارجي 

-   نبود امنيت وتفسيرهاي گوناگون درمورد آن -    تفسيرهاي گوناگون در مورد استقلال سياسي

-     اختلاف نظر بين جريانات سياسي  راجع به حضور سرمايه گذاران خارجي

3-موانع فرهنگي  :-     داشتن ذهنيت منفي نسبت به سرمايه گذاري خارجي

-  ارتباط وتعامل ضعيف با اتباع خارجي   -   شناسايي نشدن فرصت هاي سرمايه گذاري خارجي

    -   آشنانبودن مردم با آثار سرمايه گذاري خارجي

4-موانع حقوقي : -    نبودن قوانين روشن گمرکي ومالياتي

-  آشنايي نداشتن با مقررات سرمايه گذاري خارجي

-   نبودن متولي مستقيم براي کارها بااختيارات کامل 

راه کار هاي افزايش جذب سرمايه خارجي :

-   آزاد سازي اقتصادي وبه دنبال آن خصوصي سازي (تسريع درخصوصي سازي )

-   اصلاح قوانين مالياتي -   ثبات قيمت ارز-    تقويت سرمايه گذاري داخلي درکنار سرمايه گذاري خارجي

-    تلاش براي فرهنگ سازي بين مردم -    حل مشکلات ساختار اداري وسياسي

-    تقويت باور مردم نسبت به آثار سرمايه گذاري خارجي

 

*****************

(درس 6 )  بررسي کنيد   (صفحه 51)

1- خبر : سخنراني رئيس جمهور ايران در دانشگاه کلمبيا آمريکا

الف -  اساتيد دانشگاه ، دانشجويان ، رهبران سياسي جوامع ،رهبران حزبي جوامع، کشورهاي غير متعهد ، گروه هاي مخالف سياست هاي آمريکا، گروه هاي موافق با ايران  و....    .

ب -  در قاره ها ومناطق مختلف  جهان .در فاصله چندمتري ،کمتر از يک کيلومتر تا بيش از ده ها هزار کيلومتر.

پ- همزمان بابرگزاري سخنراني ويا چند ثانيه بعدازآن ودربعضي موارد چند دقيقه بعد گزارش شد.

ت- روابط افراد وجوامع بسيار سريع است به طوري که وقتي دريک گوشه ازدنيا  رويدادي به وقوع مي پيوندد همزمان مردم در نقاط ديگر مشاهده مي کنند گويا در صحنه ي رويداد حضور دارند  . دريافت اطلاعات از رويدادها ونقاط مختلف دنيا در همان لحظه ي ايجاد ووقوع  انجام مي شود.

(درس 6 ) تحقيق کنيد   (صفحه 61)

1-عنوان  :

-         فارسي : پوشش محلي ايراني

-         انگليسي:    Iranian cloth

تعداد سايت :-    فارسي   339.000-         انگليسي  280.000

 

عنوان و آدرس سايت (نمونه)  -فارسي                11

: الف -  خليج فارس وپوشش محلي         www.kanoonpfbushehr.art.blogsky.com

  ب - لباس هاي بومي ومحلي ايراني           www.iranianfashion.blogfa.com

انگليسي  :

  الف -  Islamic clothing        www.pluralism. org                                      

  ب – history of Iranian cloth                             www.en.shortfilmnews.com

2-عنوان  :

-         فارسي : غذاهاي ايراني 

-         انگليسي:    Iranian food

تعداد سايت :

-         فارسي   210.000

-         انگليسي  289.000

عنوان و آدرس سايت (نمونه)  :

                             فارسي :

  الف -  غذاهاي  محلي مازندران                                                www.iranview.ir

  ب – غذاهاي محلي ايران                                                         www.ista.ir

                              انگليسي  :

 

  الف -  best Iranian food& cook          www.ashpazbashi.com                         ب –  Iranian food                                              www.forum.iranproud.com

3-عنوان  :

-         فارسي : آداب وسنن ايراني  

-         انگليسي:    Iranian ceremony

تعداد سايت :

-         فارسي  548-         انگليسي  222.000

عنوان و آدرس سايت (نمونه)  :

فارسي :

  الف -  زرتشت وايرانيان باستان                                  www.farvahar.blogsky.com

   ب – هويت ملي ومذهبي                                                    www.-narjes.org

انگليسي  :

  الف -  tculture of Iranian          www.iranchamber.com                               ب –   Eftar ceremony                                                            www.flick.com

                                          *****************

12

درس 7

گفت وگو کنيد   (صفحه62)

1-چالش ها :

* کنترل دولت ملت ها بر هويت وفرهنگ ملي کاهش پيداکرده است  .

*ازبين رفتن ياکمرنگ شدن ارزشها ،باورها وهنجارهادر سطح ملي ،قومي وديني

*کمرنگ شدن ارزش ها وهنجارهاي ديني *دوگانگي ارزشي وفرهنگي

*کمتر شدن انسجام وپايداري جوامع*تضعيف هويت هاي ديني وملي

*تضعيف ماي ملي وتقويت ماي جهاني

*ايجادترديددرروايت هاي ملي .تبديل روايت هاي ملي به جهاني (نظام مسلط جهاني )

1-فرصت ها :

* هماهنگ شدن با پيشرفت هاي فن آوري * تبليغ ارزش ها ،باورها،هنجارهاي ملي ،ديني ،قومي درجوامع ديگر

* اطلاع سريع وگسترد ازاخبارواطلاعات (شتاب سرعت دسترسي به اطلاعات )،ازبين رفتن محدوديت زماني

* امکان تعاملات بيشتر وتشکيل گروه هاي بيشتر*جابه جا شدن براي تعامل حذف شده .محدوديت مکاني ازبين رفته .

آزادي هم افزايش وهم کاهش يافته است .

2-افزايش آزادي :*امکان دسترسي به اطلاعات بيشتر وامکان انتخاب بيشتر شده است  .

*کنترل دولت ملت ها کمتر ودرنتيجه آزادي هاافزايش يافته است .* محدوده ي باورها ،ارزش ها وهنجارهايي که فرددرآن قرار مي گيرد وسيع تر شده است .* ميزان تاثير گذاري برديگران افزايش يافته است

2-کاهش آزادي :* ارزشها ،باورها وهنجارهايي که افراد ،بيشتر درمعرض آن قرار مي گيرند متعلق به نظام مسلط هستند . * رسانه ها ارزش هاي خاص را تبليغ مي کنند .بخش خاصي را ترويج مي کنند

درس 7 گفت وگو کنيد   (صفحه69)

الف  :* هويت ملي تضعيف مي شود :اگر فرهنگ وارداتي با فرهنگ ملي مغايرت وتضادداشته باشد وفرهنگ وارداتي بتواند جايگزين فرهنگ ملي شود.   * هويت ملي تقويت  مي شود :اگر فرهنگ وارداتي با فرهنگ ملي مغايرت وتضادنداشته باشد وفرهنگ وارداتي  جايگزين فرهنگ ملي نشود  وآن را تکميل وتقويت نمايد .

ب  :*امکانات فن آوري ورسانه اي راافزايش دهيم. * امکان ساخت وارسال برنامه وتوليدات فرهنگي باکيفيت وکميت بالابه جوامع ديگر راافزايش دهيم.* افراد جامعه را براي شناخت وحفظ هويت هاي ملي وقومي آموزش دهيم

*هويت وباورهاي خودي را تقويت کنيم. *محدود نکردن افراد جامعه براي شناخت ساير فرهنگ ها

*قوه تشخيص افراد جامعه را بالاببريم .فرهنگ سازي کنيم .

* مقابله به مثل کنيم .** روش فرهنگ سازي وتقويت باورهاي خودي موفقيت آميز تر است .

پ :*فرصت است چون مي توانيم باورهاي ديني راکه رنگ معنوي دارند براي جوامعه اسير ماديات تبليغ کنند .

*تهديداست درصورتي که نتوانيم از امکانات پيشرفته رسانه اي استفاده کنيم .

                                                        *****************

13

 

(درس)8 بررسي  کنيد   (صفحه70)

1-کشورهابه دوگروه تروتمند وفقير (ازنظر درآمد امکانات بهدلشتي ،مرگ ومير ، سوادو...)تقسيم مي شوند.

2-بيشتر کشورهاي جهان (بيش از 50%) جزء کشورهاي فقير هستند .

3- تعدادکمي از  کشورهاي جهان جزء کشورهاي داراي درآمد بالاهستند .

4- کشورهاي ثروتمند داراي درآمد سرانه بالا ، مرگ وميرهاي بسيار پايين ، پوشش تحصيلي بالا هستند.

5- کشورهاي فقيرداراي درآمد سرانه پايين  ، مرگ وميرهاي زياد ، پوشش تحصيلي پايين هستند.

6- توزيع ثروت به صورت نابرابر وناعادلانه در ميان جوامع انجام شده است .

درس8 تحقيق  کنيد   (صفحه77)

درسايت (nationmaster)دربخش آمار باعنوان (statistics) اطلاعات وآمارهاي مختلفي در زمينه هاي مختلف اقتصادي ،بهداشتي،جمعيتي وغيره وجوددارد . در قسمت اقتصادي آمارها واطلاعات عددي مقايسه اي درمورد توليد ناخالص وخالص ملي وداخلي  ،درآمد خالص وناخالص ملي وداخلي وسرانه و... همراه بانمودار وجود دارد  كه با مراجعه به اين سايت مي توان اطلاعاتي دريافت كرد .به عنوان نمونه اطلاعات مربوط به توليد ناخالص داخلي(GDP)ورتبه بندي 195کشور در سال 2005مي باشد که از سايت فوق دريافت شده است.

                                                      *****************

   ( درس)9 مقايسه کنيد   (صفحه78)1-کشورهاي ثروتمند (داراي درآمد بالا )در سال هاي 1820و1973 :

      آمريکا – آلمان – فرانسه – انگليس – ايتاليا

2-کشورهاي داراي درآمد پايين  در سال هاي 1820و1973 :

برزيل – اندونزي – چين – پاکستان – هند – بنگلادش

3-نسبت کشور داراي بيشترين سرانه توليد ناخالص داخلي  به کمترين  درسال 1820معادل 4/3ودرسال 1973 معادل 7/34است . اين نسبت در سال 1973 ، 2/10 برابر شده است .

 

4/3= 523  ÷  1756

 

7/34=  478 ÷  16607

    نسبت متوسط سرانه کشورهاي ثروتمند به فقير درسال 1820معادل 3/2ودرسال 1973معادل 2/9است .

 

3/2= 567   ÷  1293

 

2/9=  1491 ÷  13174

فاصله کشورهاي ثروتمند وفقير در سال 1820کمتر وبعد از 153سال اين فاصله شتاب بيشتري مي گيرد.

14

4-متوسط سرانه توليد ناخالص داخلي  در کشورهاي دسته اول در سال 1820حدود 1293دلار ودر سال 1973حدود 13174 دلار شده و919درصد رشد داشته است .طي 153سال از سال 1820تا 1973 سرانه توليد ناخالص داخلي  در اين کشورها به طور متوسط  2/10برابر شده است.

 

   متوسط  سرانه توليد ناخالص داخلي در سال 1820                 1293 =  5 ÷  6465

 

   متوسط  سرانه توليد ناخالص داخلي در سال 1973                 13174 =  5 ÷  65871

 

   درصدرشد سرانه توليد ناخالص داخلي در سال 1973        

 

100  ×1293 ÷  ( 1293- 13174)

 

5-متوسط سرانه توليد ناخالص داخلي  در کشورهاي دسته دوم در سال 1820حدود 567دلار ودر سال 1973حدود 1492دلار شده و163درصد رشد داشته است .طي 153سال از سال 1820تا 1973 سرانه توليد ناخالص داخلي  در اين کشورها به طور متوسط  6/2برابر شده است.

 

   متوسط  سرانه توليد ناخالص داخلي در سال 1820                 567 =  6 ÷  3400

 

   متوسط  سرانه توليد ناخالص داخلي در سال 1973                 1491 =  6 ÷  8949

 

   درصدرشد سرانه توليد ناخالص داخلي در سال 1973        

 

100  ×567 ÷  ( 567- 1491)

 

 

 

 

                                                                                                 15


سرانه درآمد ناخالص ملي

 

تعداد

 

درصد

 

قشر

 

کشور

بيش از 9000

 

18

 

26

 

 

بالا

 

لوکزامبورگ-پرتقال-فرانسه-يونان-ايتاليا-نروژ-بلژيک-هنگ کنک ژاپن-سوئد-انگليس-استراليا-کانادا-آلمان ايرلند-نيوزيلند-سنگاپور-آمريکا

9000-1900

 

14

 

20

 

متوسط

 

آرژانتين برزيل تايلند-ترکيه-آفريقاي جنوبي ونزوئلا-پرو- مکزيک-روسيه-بوتسوانا-پاناما-تونس-لبنان مالزي-

1900-0

 

37

 

54

 

 

 

 

 

پايين

 

آلباني بلاروس-بوليوي-بروندي-پاراگوئه-چين-مصر-قزاقستان ماداگاسکار-مالي-اوکراين-الجزاير-ارمنستان-آذربايجان بوسني وهرزه گوين-بلغارستان پاکستان تاجيکستان توگو-ترکمنستان-اريتره-گرجستان ايران کنيا-مالاوي- ويتنام-آنگولا-بنگلادش-بنين بورکينافاسو-فيليپين-تانزانيا-اکوادور-اتيوپي-اردن-سوريه -يمن

جمع

 

69

 

100

 



 

 

16

 

(درس )10 گفت وگو کنيد   (صفحه91)

موضوع 1: برنامه هسته اي ايران وگزارش البرادعي درمورد صلح آميز بودن آن   :

پرودي نخست وزير ايتاليا : حق ايران براي توسعه برنامه ي هسته اي صلح آميز بايد رعايت شود.

نظر مثبت

سفير آمريکادرکوبا : واشنگتن خواهان استفاده صلح آميز ايران  از ابزارهاي صلح آميز هسته اي است . نظر مثبت

بوش رئيس جمهور آمريکا : ايران بايد هرگونه غني سازي را متوقف کند  .

نظر خيلي منفي

کوشنرنخست وزير فرانسه : ايران حق استفاده از هرگونه برنامه هسته اي را ندارد .

نظر خيلي منفي

نتيجه :

*چنانچه اظهارنظرکنندگان رقيب يا دشمن ايران باشند وقدرتمندشدن ايران را براي خود ومنافع شان تهديد بدانند اظهار نظر منفي ومخالف مي کنند .

*چنانچه اظهارنظرکنندگان رقيب يا دشمن ايران نباشند وقدرتمندشدن ايران را براي خود ومنافع شان خطر وتهديد ندانند اظهار نظر مثبت وموافق مي کنند .

موضوع 2: اعتصابات درفرانسه :

سولانا رئيس اتحاديه اروپا  : هرچه سريع تر اعتصابات بايد در فرانسه پايان يافته زيرا تداوم آن براي جامعه اروپا خطر ناک است .

نظر خيلي منفي

وزيرخارجه آمريکا : اعتصابات نشانه دموکراسي درفرانسه است ولي ادامه آن مضر است .

نظر منفي

دولت ايران : دولت فرانسه بايد حقوق اعتصابيون را مورد توجه قرار دهد .

نظر مثبت

نتيجه :

*چنانچه اظهارنظرکنندگان رقيب يا دشمن فرانسه نباشند وادامه اعتصاب  را براي خود ومنافع شان تهديد بدانند اظهار نظر منفي ومخالف مي کنند .

*چنانچه اظهارنظرکنندگان رقيب يا دشمن فرانسه  باشند وادامه اعتصاب را براي خود ومنافع شان خطر وتهديد ندانند اظهار نظر مثبت وموافق مي کنند .

(درس 10) گفت وگو کنيد   (صفحه96)

الف – اطلاعات ومفروضات عراق درباره ايران :*ارتش ايران به واسطه انقلاب ازهم پاشيده است و درحال تجديد سازمان است. *ارتش ايران آمادگي براي يک جنگ بزرگ وسنگين راندارد* سپاه ايران نيز يک نيروي جديد وجوان وکم تجربه است *هماهنگي ميان نيروهاي ارتش وسپاه  وجود ندارد.*نبود يک فرماندهي باتجربه براي ارتش

*عدم مشارکت يامشارکت پايين مردم در حمايت از ارتش*درمدت کوتاهي ايران (حتي تاتهران )قابل تصرف است.

17

ب – هدف عراق ازحمله :*رسيدن به تهران درمدت کوتاه وسرنگون کردن انقلاب

*ياتصرف خوزستان ومحروم ساختن ايران ازدرآمد نفت وفلج ساختن ايران * ايران قدرتمند منطقه نباشد

پ- 1-اهداف بلندمدت :

*سرنگوني انقلاب *تضعيف قدرت ايران درمنطقه

پ- 2-اهداف کوتاه مدت :

*تصرف خاک ايران * محروم ساختن ايران از درآمد نفت * فلج کردن ايران

* جلوگيري از صدور انقلاب *حفظ منافع دولت هاي بزرگ

ت- مردم ايران واردصحنه جنگ نمي شوند وازارتش پشتيباني نمي کنند – دولت نيز واکنش جدي وسريع ازخود نشان نمي دهد .

ث – ازآنجا که دولت عراق سرسپرده دولت هاي بزرگ به ويژه آمريکا بود به واسطه حمايت ها وکمک هاي آنها حتي درصورت اطلاع از مقاومت مردم به ايران حمله مي کرد .

ج- دانش آموزان اطلاعات خود را از طرق و وسايل مختلف به دست آورده ا ند ،وبرداشت هاي آنها نيز نسبت به جنگ ومقاومت متفاوت است.

(درس11) گفت وگو کنيد   (صفحه98)

فهرست موضوعات واهداف :-حفظ تماميت ارضي (حفظ مرزها )-حفظ منافع ملي وحياتي -حفظ امنيت ملي

-رفاه وتوسعه -حق تعيين سرنوشت = استقلال - عدم دخالت ديگران درامورداخلي

- توسعه طلبي -آزادي -حفظ ارزش ها وآرمانها-ترويج عقايد- کسب وجهه وافزايش پرستيژ

- کمک به محرومان - ايجاد عدالت جهاني -سرکوبي اشرار - مبارزه با تروريسم

- مبارزه بااعتياد وفساد - عضويت در سازمان تجارت جهاني

الف – حفظ تماميت ارضي ،حفظ امنيت وحفظ منافع حياتي  براي هرکشور از اولويت بيشتري برخوردار است .زيرا موجوديت وبقا جامعه به تامين آنها بسته است .

ب- بعضي ازاهداف نقش بنيادي واساسي در حفظ موجوديت يک جامعه دارند ،ازاهميت بالايي برخوردار هستند، مقطعي وگذرا نيستند ،درطولاني مدت موردتوجه هستند وباتامين آنها ساير اهداف معني پيدا مي کنند وامکان رسيدن به آن ها نيز فراهم مي شود .بنابراين حراست ازمرزها  مهم ترين هدف است .چراکه بدون وجود آن آزادي وتوسعه و...  بي معنا مي شود. پ- رتبه بندي اهداف برمبناي ميزان تاثير آنها در حفظ موجوديت جامعه :

ا- اهداف اساسي وحياتي ودرجه اول - اهداف درجه دوم

مهم ترين دليل براي پذيرش اهميت يک هدف بيشترين ميزان تاثير آن درحفظ بقاي جامعه است. 

(درس11) تمرين کنيد   (صفحه106-105)

الف –با توجه به شعار اصلي انقلاب که استقلال وآزادي ،جمهوري اسلامي است  وبراين اساس يکي ازمهم ترين اهداف انقلاب مقابله با سرمايه داري وکشورهاي مرکز به ويژه آمريکا مي باشد واين موضوع منافع آمريکا را به خطر مي اندازد اين موقعيت امنيت ملي ماراتهديد مي کند وخطري جدي براي امنيت اقتصادي ،فرهنگي اجتماعي ،سياسي وتماميت ارضي محسوب مي شود .

18

ب: *استفاده از ابزار ديپلماسي وگفت وگو  *تلاش براي جلب اعتماد جهاني وهمراه کردن ساير کشورها

 *توجه به شرايط نظام جهاني واستفاده ازوضعيت سياسي کشورهاي مرکز براي رسيدن به توسعه

  *اعتماد به نفس واستفاده بهينه ازهمه منابع داخلي  *داشتن برنامه ريزي آگاهانه وواقع بينانه

(درس12  )بررسي کنيد   (صفحه107)

الف –ايجاد ائتلاف واتحاد وهمکاري ،قدرت وزور واجبار ، تهديد ، پيشنهاد پاداش (تطميع )، فريب ونيرنگ ، ديپلماسي ،اقناع وتفهيم وگفت وگو ،واسطه قراردادن بزرگترهاودوستان ،جوسازي وشايعه

ب- براي  به کار گيري اين روش ها وابزارها ،امکانات ووسايلي لازم است وهرفرد يا جامعه اي دراين زمينه محدوديت هايي دارند لذا به فراخور امکاناتي که دراختيار دارند ازاين وسايل استفاده مي کنند .هم چنين نوع هدفي که افراد مي خواهند بدان دست پيداکنند نيز در استفاده از اين روش ها موثر است .

ج – گفت وگو واقناع ، پيشنهاد پاداش ، تهديد به مجازات ، نيرووابزار نظامي ، تحريم هاي اقتصادي ، تبليغات جوسازي

(درس12) تحقيق کنيد   (صفحه116)

انگاره سازي رسانه درباره ي بازيگران جهاني:

درگذشته اهميت بهره گيري از فنون اطلاعاتي (خبري) در نبردهاي استراتژيک به اهميت امروز نبود. گذشت زمان باعث شکل گيري تئوري «جنگ اطلاعات استراتژيک» درسطوح عملياتي گرديد و اينک «عمليات اطلاعاتي» به عنوان بخشي از «عمليات رواني» با بهره گيري از فنون متعدد نظير «بمباران حجيم خبري» به ايفاي نقش حياتي و تعيين کننده در صحنه منازعات جهاني پرداخته و نقشي برجسته در قدرت بازيگران عرصه بين الملل و تعاملات عناصر دخيل در آن بازي مي کند.آمريکا که تجربه وحشتناک «ناهمراهي افکار عمومي با پديده جنگ» را در صحنه ويتنام از نزديک مشاهده نموده است به منظور پرهيز از تبعات دومين «عارضه ويتنام» از تبليغاتpropaganda  يعني «ستون ششم» در عمليات نظامي خود به شدت بهره مي برد و بدين منظور از به کارگيري همه گونه رفتار سخيف رسانه اي نظير سانسور، دروغ، کتمان حقايق و... ابائي نمي کند تا «افکارعمومي» را به عنوان حساس ترين رقيب خود، همواره در کنار خود داشته باشد نه در مقابلش!

اگر افکار عمومي را به معناي «واکنش گسترده توده جامعه نسبت به حوادث و جرياناتي که اغلب افراد آن مجموعه آنها را حياتي و مهم تلقي مي کنند» فرض نموده و از سوي ديگر قدرت تأثيرگذاري رسانه ها در خلق يا رفع چنين واکنش هايي را مد نظر قرار دهيم؛ توان فوق العاده انگيزشي رسانه به عنوان «سائقه بي رقيب» در جهت دهي به تمايلات، رفتارها و احساسات مخاطبين- که اتفاقا درشعاع اثر آرگومان آن قرار دارند- اهميتي دوچندان مي يابد. در جهان کنوني که جهانيان، محيط پيراموني خويش را از دريچه رسانه ها مي نگرند، نقش واژگونه نمايي گونه هاي واژگان توسط ابزار رسانه اي درخلق آني آثار تبعي مطلوب نظر «رسانندگان» به خوبي متبادر مي گردد.                                                   19

از اين رو رسانه ها که اصالتا راويان وقايعند به «خالقان حوادث» بدل گرديده اند و طراحان «هندسه جمعي» با اين چنين ابزاري دقيق به جهت دهي خيزش هاي منتجه ناشي از سيلان اطلاعات، در راستاي «مهندسي اجتماع» به سمت و سوي مطلوب خويش مي پردازند.

نقش همراهي افکار عمومي با افکار و منافع نظام سلطه در پيشبرد اهداف استعماري، آنان را وامي دارد تا برخلاف رسالت اطلاع رساني صحيح آن و با سوءاستفاده از رسانه ها از اين ابزار خدوم به عنوان سربازي مطيع در هژموني استيلاجوي خويش بهره بگيرد. نمونه بارز اين امر در فضاسازي سنگين رسانه اي بر عليه کارکرد صلح آميز فعاليت هاي هسته اي کشورمان به خوبي محسوس است و اين درحالي است که غول هاي رسانه اي جهان نظير آسوشيتدپرس، يونايتدپرس، رويترز، فرانس پرس و... با کارکرد توليد و پخش بالغ بربيش از 49 ميليون کلمه در روز، عملا کار «پمپاژ القائيات خويش» را به نحو احسن انجام مي دهند و توان فوق العاده اي در راست انگاري انگاره هاي القائي خويش دارند. مقابله با چنين جو سنگين، کاري بس شگرف و مشکل مي نمايد. در چنين وضعيتي بخش اعظمي از توان فکري- ديپلماتيکي جمهوري اسلامي معطوف به زدودن ابهامات منتجه و صرف شفاف سازي اذهان گرديده، عملا قدرت مانور روي هر مؤلفه ديگر غير از مقوله شفاف سازي از ايران سلب مي گردد. تعليق خود خواسته غني سازي اورانيوم و تعطيلي موقت داوطلبانه فعاليت هاي صلح آميز تأسيسات نطنز و اصفهان در همين راستا و با هدف شفاف سازي و اعتمادآفريني درعرصه بين الملل و افکار عمومي صورت پذيرفته بود.

(درس13) گفت وگو کنيد   (صفحه117)

الف – درقرن نوزدهم ،در دوره قاجاريه ،اززماني که حاکمان ايراني شرايط تجارت تعرفه اي راپذيرفتند.

ب –دردوره قاجاريه اوضاع ايران واروپا تغييراتي يافت که شرايط براي ادغام فراهم شد:

-پادشاهي فتحعلي شاه - توجه همزمان کشورهاي استعمارگر به ايران 

-توجه اروپاييان به هندوستان وهم جواري ايران باهند -تغير شرايط زندگي دراروپا به دليل انقلاب صنعتي

-شکل گيري انقلاب فرانسه وانديشه  مردم سالاري-قصد حکومت هاي اروپايي براي گسترش سلطه خود در جهان

 

ازاين دوره وابستگي متقابل ايران بانظام جهاني شکل مي گيرد.دردوره پهلوي توسعه درايران شکل مي گيرد ولي توسعه اي است که وابسته به نيازهاي نظام جهاني است .ايران در تقسيم کار شکل گرفته در نظام جهاني نيروي کار ومواد خام ارزان را فراهم مي کند.وپس ازيک دوره وابستگي به انگلستان، به آمريکا وابسته مي شود.  

                                                                                                        20

 

 

(درس13 )بررسي کنيد   (صفحه124)

الف :تجزيه وتحليل شاخص هاي بعداز جنگ

بخش

شاخص

کاهش افزايش

توفيق / عدم توفيق

 

 

جمعيت وسلامت

درصد رشد جمعيت                                         

کاهش

توفيق

اميد به زندگي  دربدوتوليد (سال )   

افزايش

توفيق

ميزان مرگ ومير(درهرهزارنفر)                           

کاهش

توفيق

تعداد پزشک(درهر هزارنفر)                               

افزايش

توفيق

سواد وآموزش وپرورش

درصد بي سوادي از15سال به بالا                        

کاهش

توفيق

درصدبي سوادي بين 15-24                                

کاهش

توفيق

نسبت ثبت نام درمدرسه ابتدايي                          

افزايش

توفيق

نسبت ثبت نام درمدرسه راهنمايي                       

افزايش

توفيق

اقتصاد

توليد ناخالص داخلي                                        

افزايش

توفيق

سرانه توليد ناخالص داخلي                                

افزايش

توفيق

درصدسالانه رشد توليد ناخالص داخلي                  

افزايش -کاهش

توفيق کمتر

توليد کيلووات ساعت برق                                   

افزايش

توفيق

 

 

 

 

کشاورزي

تعداد تراکتور

افزايش

توفيق

ارزش افزوده هرهکتارزمين کشاورزي

افزايش

توفيق

محصول غله در هرهکتار

افزايش

توفيق

درصد شاخص توليد محصول

افزايش

توفيق

 

 

فرهنگ وارتباطات

توليد روزنامه درهر هزارنفر

افزايش -کاهش افزايش

توفيق

تعدادرايانه شخصي درهرهزارنفر

افزايش

توفيق

تعدادراديودرهرهزارنفر

افزايش

توفيق

تعدادتلويزيون درهرهزارنفر

افزايش

توفيق

 

 

22

ب :   - تنظيم برنامه هاي توسعه - کاهش رشد جمعيت -توجه به زيرساخت ها ي اقتصادي ،اجتماعي ،فرهنگي

- باور توانمنديها ي خودي ج :  موفقيت ها قابل قبول است ومي تواند بيش ترازاين حد باشد . کاهش وابستگي به درآمد نفت وافزايش صادرات غير نفتي وکسب سهم زيادتر از بازهاي جهاني ازحدمورد انتظار کمتر است .

(درس14) گفت وگو کنيد (صفحه125)  الف :جدول تجزيه وتحليل جايگاه ايران دربخشهاي مختلف درمقايسه با جهان وساير کشورها

بخش

شاخص

سال

وضعيت ايران درمقايسه با کشورهاي:

جهان

درآمدپايين

درآمد متوسط پايين

درآمد متوسط بالا

درآمدبالا

جمعيت وسلامت

اميدبه زندگي دربدو تولد(سال )

2003

بالاتر

بالاتر

مساوي

مساوي

پايينتر

درصد رشدجمعيت

2003



بالاتر

پايين تر

بالاتر

بالاتر

بالاتر

مرگ وميرکودکان زير7سال درهزارنفر

2003



پايين تر

پايين تر

پايين تر

بالاتر

بالاتر

مصون سازي کودکان 12-23ماه دربرابرسرخک

2004



بالاتر

بالاتر

بالاتر

بالاتر

بالاتر

اقتصاد

سرانه درآمدناخالص ملي

2004

پايين تر

بالاتر

بالاتر

پايين تر

بسيارپايين تر

رشدساليانه توليد ناخالص داخلي

2004



بالاتر

بالاتر

پايين تر

مساوي

بالاتر

نسبت شکل گيري سرمايه ناخالص به توليدناخالص داخلي

2002



بالاتر

بالاتر

بالاتر

بالاتر

بالاتر

ارزش افزوده بخش صنعت (درصدبه توليد ناخالص داخلي )

2004



بالاتر

بالاتر

بالاتر

بالاتر

بالاتر

ارتباطات و

 

تعليم

 

تربيت

تعدادرايانه شخصي درهزار نفر

2003



مساوي

بالاتر

بالاتر

مساوي

بسيارپايين تر

تعداد کاربران اينترنت درهزار نفر

2003



پايين تر

بالاتر

بالاتر

پايين تر

بسيارپايين تر

تعدادخطوط ثابت تلفن وتلفن همراه درهزار نفر

2003



پايين تر

بالاتر

پايين تر

 



بسيارپايين تر

ثبت نام درمدرسه ابتدايي(درصد)

2002



بالاتر

بالاتر

 



پايين تر

پايينتر

مصرف انرژي

کيلوات سرانه مصرف برق

2002



پايين تر

بالاتر

بالاتر

پايين تر

بسيارپايين تر

سرانه مصرف انرژي

2002



بالاتر

بالاتر

بالاتر

پايين تر

بسيارپايين تر

 

                                                                                               24                                              

ب :جدول تجزيه وتحليل جايگاه ايران دربخشهاي مختلف درمقايسه با  کشورها ي منطقه

بخش

شاخص

سال

جايگاه ساير کشورها

 

 

 



مساوي

پايين ترازايران

بالاترازايران

 

 

جمعيت وسلامت

اميدبه زندگي دربدو تولد

(سال )

2003

 

ترکيه-سوريه -مراکش

ارمنستان بحرين گرجستان اردن کويت-لبنان عمان قطر عربستان تونس- امارات

مصر-قزاقستان پاکستان تاجيکستان تانزانيا-ترکمنستان ازبکستان يمن

مرگ وميرکودکان زير7سال درهزارنفر

2003



ترکيه

آذربايجان مصر- گرجستان قزاقستان مراکش- پاکستان تاجيکستان تانزانيا-ترکمنستان ازبکستان يمن

ارمنستان –بحرين –اردن – کويت – لبنان –عمان – قطر – عربستان –سوريه – تونس امارات

درصد رشدجمعيت

2003

 

لبنان – ازبکستان

بحرين – مصر-اردن – مراکش –عمان –پاکستان – قطر – عربستان –سوريه تانزانيا- امارات – يمن

ارمنستان –آذربايجان –گرجستان – قزاقستان –کويت –تاجيکستان –تونس –ترکيه – ترکمنستان 

اقتصاد

توليدناخالص داخلي

2003



-

افغانستان – ارمنستان –آذربايجان – بحرين –مصر – گرجستان –اردن – قزاقستان –کويت –لبنان – مراکش – عمان –پاکستان – قطر –سوريه – تاجيکستان –تانزانيا-تونس – ترکمنستان –يمن

عربستان – ترکيه

رشدساليانه توليد ناخالص داخلي

2003

تانزانيا

مصر –اردن -لبنان –مراکش – عمان –پاکستان – قطر –سوريه –تونس –امارات – ازبکستان –يمن

افغانستان –ارمنستان – آذربايجان –بحرين – گرجستان –قزاقستان –لبنان –عربستان –تاجيکستان –ترکيه – ترکمستان

درآمدناخالص ملي به روش اطلس

2003

 



افغانستان –ارمنستان – آذربايجان –بحرين – مصر-گرجستان –اردن – قزاقستان- کويت –لبنان – مراکش – عمان –پاکستان – قطر–سوريه –تاجيکستان –تانزانيا-تونس -  ترکمستان-ازبکستان – يمن

عربستان – ترکيه

سرانه درآمد ناخالص ملي

2003

 



 



 



 

 

فرهنگ و ارتباطات

تعدادخطوط ثابت تلفن وتلفن همراه درهزار نفر

2003

 



 



 



تعداد کاربران اينترنت درهزار نفر

2003



 



افغانستان-ارمنستان –مصر-گرجستان-عربستان-تانزانيا-تونس-ازبکستان

بحرين-اردن-کويت-مراکش –قطر-ترکيه – امارات

تعدادرايانه شخصي درهزار نفر

2003



 



 



 



تعدادنشريات روزانه

1999



 



 



 



تعدادنشريات غيرروزانه

1999



 



 



 

 

 

26

نتايج :  - دربخش بهداشت ازنظر  اميد به زندگي ،ميزان مرگ ومير کودکان ،ميزان مصون سازي – دربخش اقتصادي ازنظر درصد رشد سالانه توليد ناخالص داخلي ،درصد نسبت شکل گيري سرمايه ناخالص به توليد ناخالص دراخلي ،درصد ارزش افزوده بخش صنعت به توليد ناخالص داخلي- دربخش تعليم وتربيت ازنظر درصد ثبت نام در مدرسه ابتدايي نسبت به کشورهاي ديگر  وضعيت بهتر ويا همسان دارد .ولي ازنظر درصدرشد جمعيت ،سرانه درآمد ناخالص ملي وبه ويژه دربخش ارتباطات ازنظر تعداد رايانه شخصي ،تعداد کاربران اينترنتي ،تعداد خطوط ثابت تلفن وتلفن همراه ، سرانه مصرف برق وانرژي نسبت به ساير کشورها به ويژه کشورهاي داراي درآمد بالا وضعيت مناسبي ندارد .

علل جايگاه کنوني ايران

-توجه بيشتر به زيرساخت ها وفراهم نمودن شرايط براي يک جهش اقتصادي.

-توجه بيشتر به توسعه وبه کارگيري روش هاي بهتر وفن آوري مناسب تر باهدف ازايش ظرفيت وميزان توليد وتوجه به رشد .   - پايين آوردن نرخ رشد جمعيت وکنترل مواليد  -توجه به هويت اسلامي –ايراني وتلش براي بازگشت به زمينه هاي فرهنگ خودي - مطرح کردن بحث گفتگوي تمدن ها

(درس14 )تحقيق کنيد   (صفحه144)

پيامدها ي پيوستن به سازمان تجارت  جهاني براي توسعه ايران

-پيوستن به WTO  مي تواند تحولي بنيادي در صنعت ايران ايجاد کند ومي تواند مثبت و تأثيرگذار تلقي شود.

-سبب‌ تسريع‌ فرايند توسعه‌ صنعتي‌ کشور شود.

-علاوه بر اقتصاد، زيرساختهاي تجاري ، کشاورزي و صنعتي ايران نيز دچار تحول مي شود .

-الزاماتي رابراي ايران دربردارد :   *باز کردن بخشي از بازار داخلي بر کشورهاي عضو

 *انطباق قوانين و مقررات اقتصادي و تجاري با استانداردهاي سازمان تجارت جهاني مانند:

  **تبديل موانع غير تعرفه اي   ** تصويب قانون جذب سرمايه گذاري خارجي

  ** کاهش ماليات بر درآمد شرکتها ** تک نرخي کردن ارز بوده است.

-سازمان‌ تجارت‌ جهاني نهادي‌ است که موجب ‌ تسهيل‌ هر چه‌ بيشتر تجارت‌ کالاها و خدمات‌است‌.

- بخش خدمات به شدت آسيب‌مي بيند و تهديدي را متوجه بخش‌هاي اقتصادي مي‌کند.

-افزايش درآمد ملي

-بازارگشايي صادراتي .امكان حضور بنگاهها وشركت ها در بازارهاي جهاني

                                                         

 

حسين بيكي دبير علوم اجتماعي مقطع متوسطه شهرستان طبس

ديماه87

27

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 18:5  توسط حسین بیکی  | 

به نام خدا

مقدمه

 انسان ها براي پيشرفت و راحتي كار در زندگي ، دست به تكنولوژي و فناوري هايي  زد كه بتواند به وسيله ي آن ها جامعه اي رو به رشد تر و مرفه تر ارائه دهد.اما وقتي تكنولوژي وارد عرصه ي اجتماع شد ، رفته رفته از نياز انسان ها به يكديگر كاسته شد و روابطشان به سردي گراييد . كما اين كه ديده مي شود زندگي هاي سنتي و قبيله اي ديگر كمتر به چشم مي خورد و زندگي هاي انفرادي جاي خود را به زندگي در كنار پدر و مادر همسر و يا در كنار اقوام داده است . نمي توان گفت كه تكنولوژي مقصر در زمينه ي  از بين رفتن فرهنگ هايي است كه در اجتماع مورد قبول و عامه پسند بود و بيشتر مردم  به اين فرهنگ ها احتام قائل مي شدند .فرهنگ هايي چون معرفت در دوستي ، حفظ آبرو و راز داري ،رعايت حق همسايه ، احترام به بزرگ ترها و... بلكه فرهنگ استفاده از تكنولوژي هم بايد همراه با آن رعايت شود . استفاده ي نادرست از تلفن همراه و آشكار كردن رازهاي خانوادگي و ناموسي دردي است كه بر جامعه ي ما رخنه افكند ه و خود ما هم با لذت به اين فيلم ها و عكس ها وقيحانه نگاه مي اندازيم و بعد متفكرانه ، به تقبيح آن مي پردازيم . چه بسا منِ بيينده گناهي كمتر از منتشر كننده تصاوير نداشته باشم .اگر تقاضا نباشد ،عرضه هم صورت نخواهد پذيرقت . كوش در اين باره مي گويد:

مفهوم فرهنگ جزء جدايي ناپذير تفكر در علوم اجتماعي است .مي توان گفت كه براي تفكر درباره ي وحدت همراه با تنوع  بشريت ، به صورتي متفاوت با زيست شناسي ، اين مفهوم مورد نياز علوم اجتماعي است.به نظر مي رسد كه اين مفهوم رضايت بخش ترين پاسخ را در برابر پرسشي ارائه مي كند كه درباره ي تفاوت موجود ميان ملت ها مطرح است .زيرا همگام با پيشرفت هايي كه در شناخت ويژگي هاي ژنتيك جمعيت هاي انساني حاصل مي شود ،پاسخ «نژادي»بيش از پيش و به تدريج بي اعتبار به نظر مي رسد.

انسان اساساً موجودي فرهنگي است.فرايند دراز مدت انسان شدن كه حدود پانزده ميليون سال پيش آغاز شده است ، اساساً گذر از انطباقي ژنتيكي با محيط طبيعي به انطباقي فرهنگي بوده است ............»

 اين مقدمه شايد زياد مربوط به موضوع مقاله ي ما نداشته باشد ،اما با ارائه ي اين مطالب مي خواهيم بگوييم ، فرهنگ و مفهوم زيباي آن از چه زماني در كشور فرهنگ پرور ما - ايران- رواج داشته و قدمت فرهنگ در سرزمين ما چه اندازه است .

 

 

 

 

 

در اين مقاله خواهيد خواند :

واژه‌ي فرهنگ در زبان و ادبيات فارسي

معني فرهنگ در واژه‌نامه‌ها

تعريف‌هاي فرهنگ

واژه ي فرهنگ در شعرهاي شعراي فارسي

فرهنگي شدن

توان فرهنگ ايراني براي حضور در عرصه جهاني شدن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

واژه‌ي فرهنگ در زبان و ادبيات فارسي: ريشه واژه‌ي فرهنگ

صورت باستاني دو فرهنگ، در اوستاي كنوني و نوشته‌هايي كه از فارسي باستان در دست داريم ديده نشده است. صورت پهلوي آن دو فرهنگ (Fra-Hang) است. گمان مي‌رود كه اين واژه از پيشوند "فر" به معني كشيدن ساخته شده باشد. و از اين ريشه است واژه‌هايي فارسي [size=10pt]هنگ، به معني قصد و آهنگ و هنجيدن و هيختن به معني بيرون كشيدن و بر‌آوردن و انجيدن به معني بيرون كشيدن. [/size] جزء واپسين واژه‌هاي دود هبخ، دودهنگ به معني دودكش نيز از همين ريشه است. و نيز كلمه آهنگ، به معني قصد و اراده و توجه و عزم، موزوني ساز و آواز، آهنج به معني عزم و اراده، آهنجه به معني پهناكش جولاهان، آهنجيدن به معني نوشيدن و كشيدن، آهنگيدن، آهختن،آهيختن، به معني كشيدن و برآوردن.

از همين ريشه با افزودن "فر" فارسي، فرهختن، فرهيختن و فرهنجيدن داريم به معني تربيت كردن و ادب آموختن و تأديب نمودن، و نيز فرهخته و فرهنجيده به معني ادب كرده و تأديب نموده، و فرهنگ و فرهنج داريم. در واژه‌نامه‌ها "فراهختن" و "فراهيختن" نيز به معني ادب كردن آمده و گويا از روي فرهختن و فرهيختن در فارسي نوين ساخته شده است. (آشوري، داريوش،15،16،135)

 
معني فرهنگ در واژه‌نامه‌ها
صحاح الغُرس: فرهنگ، ادب باشد.
معيار جمالي: فرهنگ، عقل باشد.
معيار جمالي: فرهنج، عقل باشد.
شرفنامه‌ي منيري: فرهنگ، ادب و دانش و بزرگي
تحفه الالباب: فرهنج، ادب و عقل بود.
تحفه الالباب: فرهنگ، عقل و دانش و هر كه نيكتر داند در علم و چيزها كه مردم بدان فخر كنند، گويند مردي فرهنگي است.
كشف اللغات: فرهنگ... ادب و دانش و بزرگي و نيز نام كتابي در علم لغت و اكثر او فارسي بود.
فرهنگ رشيدي: فرهنج و فرهنگ، ادب و اندازه و حد هر چيزي، و ادب‌كننده و امر به ادب كردن، و بر اين قياس فرهنجيدن و فرهنجيده و فرهنجيد و فرهنجد.
انجمن آراي ناصري: فرهنج و فرهنگ... ادب و اندازه و حد هر چيزي و ادب كننده و امر به ادب كردن و... فرهنجيدن به معني ادب كردن است و امر بدان است.
شيخ نظامي: مرادف عقل و دانش گفته است.
فرهنگ نفيسي: فرهنگ، نيكويي تربيت و پرورش و بزرگي و عظمت و بزرگواري و فضيلت و وقار و شكوهمندي و دانش و حكمت و هنر و علم و معرفت و علم فقه و علم شريعت و كتابي كه محتوي لغات فارسي باشد. (آشوري، داريوش،17،16،1357(

تعريف‌هاي فرهنگ
تعريف‌هاي تشريحي (
Descriptive)
اين تعريف‌ها گسترده است و در آنها بر عناصر تشكيل دهنده‌ي فرهنگ تكيه مي‌شود. اين تعريف‌ها معمولاً تحت‌ تأثير تايلور(
Tylor) است.

تايلور، 1871: فرهنگ يا تمدن... كليت در هم تافته‌اي است شامل دانش، دين، هنر، قانون، اخلاقيات، آداب و رسوم، و هر گونه توانايي و عادتي كه آدمي همچون عضوي از جامعه بدست مي‌آورد.
ويسلر، 1920: تمامي كرد و كارهاي اجتماعي به گسترده‌ترين معناي آن، مانند زبان، زناشويي، نظام مالكيت، ادب و آداب، صناعات، هنر و جز آن...(آشوري،39،135)
سير واژه "كولتور" و كاربرد مفهوم آن
تاريخ مفهوم
Culture= (فرهنگ) چنانكه امروزه در علم بكار مي‌رود، داستان پديد‌آمدن يك مفهوم تازه است. از ميان محتواهاي گوناگون يك واژه‌ي موجود كه اندك اندك از آن بيرون تراويده است. واژه‌ي Culture از زبان كلاسيك و شايد زبان پيش از كلاسيك لاتين ريشه مي‌گيرد و به معناي كشت و كار يا پرورش بوده است، و هنوز در اصطلاحات Agriculture (كشاورزي)و Horticulture (باغداري)، Cult و Cultust (آيين) بر‌جاست و در اشكال جديد مانند Beeculture (پرورش زنبور)، Oysterculture (كشت صدف(، Pearl cultur) كشت مرواريد) و Bacillusculture (كشت باسيل) به همان معنا بكار مي‌رود. مفهوم Culture دير گاهي نيست كه در مورد جوامع بشري و تاريخ بكار گرفته شده است. بظاهر پس از 1750 و نخستين بار تنها در زبان آلماني به اين معنا بكار رفته است. (آشوري،26،57)
زبانهاي روماني (زبانهايي كه از لاتين جدا شده‌اند مانند پرتقالي، اسپانيايي، فرانسه، ايتاليايي، رومانيايي و جز آن) و زبان انگليسي در آغاز جنب و جوش خود تا دير زماني واژه‌ي
Civilization (شهر آييني يا تمدن) را به جاي Culture بكار مي‌بردند و از آن معناي پرورش بهسازي، تهذيب يا پيشرفت اجتماعي اراده مي‌كردند. اين اصطلاح به واژه‌هاي لاتيني Civis، Civitas، Civilitas، Civilis باز مي‌گردد كه معناي سياسي (Political) و شهري(Urban) دارد، بدين معنا كه شهروند يك دولت سازمان يافته را در برابر مردم قبيله‌نشين قرار مي‌دهد. واژه‌ي Civilization در لاتين كلاسيك وجود ندارد و بنظر مي‌رسد كه ساخته دوران نوزايش (رنسانس) روماني باشد، و چه بسا فرانسوي است و بر‌گرفته از فعل Civiliser به معناي رسيدن به مرتبه‌ي آداب داني يا بهره‌مند شدن از آن، شهري و از گشتن و به گشتن. واژه‌ي همانند آن در ايتاليايي Eivilta است كه پيشينه آن به روزگار دانته مي‌رسد. (آشوري،27،26،1357)بدينسان، هر دو اصطلاح دو كولتور، و"سيويليزاسيون" از آغاز انديشه‌ي بهگشت و پيشرفت به سوي كمال را به دقت در برداشته‌اند و هنوز اين معنا را در كاربردهاي بسيار، چه عاميانه و چه روشنفكرانه، نگه داشته‌اند. اما از 1952 واژه‌ي فرهنگ در علم معناي جديد و خاصي به خود گرفته است. (گاهي مشترك با شهر آييني) كه به تقريب مي‌توان آن را تنها معناي صريح علمي اين واژه شمرد. اين معنا به دسته‌اي از صفات و فرآورده‌هاي جوامع اطلاق مي‌شود.(آشوري،27،1357)
مك كنيلي و پاتانائيك هر دو فرهنگ را در معناي وسيع بكار مي‌برند.
از ديد مك كنيلي فرهنگ عبارتست از: "روشي كه افراد در كنار يكديگر زندگي مي‌كنند، ارتباط برقرار مي‌سازند و همكاري مي‌كنند و همچنين نحوه توجيه چنين مناسبات متقابلي با استفاده از نظام باورها، ارزش‌ها و هنجارها"
پاتانائيك، عوامل سياسي و اجتماعي (مشاركت در زندگي اجتماعي و سياسي و نبود تبعيض) و عوامل فكري و زيبايي شناسي را مؤلفه‌ها يا تعيين‌كننده‌هاي رفاه انساني مي‌‌داند. (فراهاني، وزف،481،1378(

 

 

واژه ي فرهنگ در شعرهاي شعراي فارسي

از بررسي اشعاري كه در قرن هاي چهارم و بعد از آن سروده شده و واژه ي فرهنگ در ان ها به كار رفته مي توان به قدمت و اهميت اين واژه در ايران پي برد. اين اشعار و مفاهيمي كه از آن برداشت مي شود مارا بدين جهت سوق مي دهد كه ارزش والاي «فرهنگ » نزد ايرانيان از ابتدا مورد توجه بوده و به آن به عنوان نشان دادن شخصيت يك فرد و اصالت وي تأكيد گرديده است.نمونه اي از اين اشعار در ذيل آورده شده است :

اي زدوده سايه ات ز آيينه ي فرهنگ زنگ             بر خرد سرهنگ و فخر عالم از فرهنگ و هنگ

كسائي

اي امير مهربان اين مهرگان خرم گذار            فرّ و فرمان فريدون ورزبا فرهنگ و هنگ

منجيك ترمذي

يكي پور دارم رسيده به جاي                 به فرهنگ جويد همي رهنماي

فردوسي

تو دادي مرا فر و فرهنگ و راي                تو باشي به هر نيك و بد رهنماي

فردوسي

اي از تو يافته دل و فربي شده ،مخالفان تو بي فره اند و بي فرهنگ ، معاديان تو نافرخند و نافرزان

بهرامي سرخسي

اي امير هنر و اي ملك روز افروز          اي به فرهنگ  و هنر بر همه شاهان سالار

فرخي

نيست فرهنگيي در آن گيتي        كه نياموخت از شه او فرهنگ

فرخي

تو جاه و گنج ، ز فرهنگ قناعت جوي            چه جاه و گنج فزون از قناعت و فرهنگ

عنصري

چو باليد و سالش ده و پنج شد                بزرگي و فرهنگ را گنج شد

اسدي

مر آن شاه را نام گورنگ بود              كزاو تيغ فرهنگ بي زنگ بود

اسدي

به فرهنگ پرورچو داري پسر                 نخستين نويسنده كن از هنر

اسدي

به فضل و دانش و فرهنگ و گفتار                 تويي در هر دو عالم گشته مختار

ناصرخسرو

زهي عقد فرهنگيان را ميانه                   ميان پيشت اصحاب فرهنگ بسته

خاقاني

كشتي آرزو در اين دريا                   نفكند هيچ صاحب فرهنگ

خاقاني

ز فرهنگ خاقان و بيداريش                  عجب ماند شه در وفاداريش

نظامي

جواهر جست از آن درياي فرهنگ           به چنگ آورد و زد بر دامنش چنگ

نظامي

كه اي استاد عالم ،مرد فرهنگ                 غلط گفتي كه باشد لعل در سنگ

نظامي

رايتان اين بود و فرهنگ و نجوم          طبل خوارانيد و مكّاريد و شوم

مولوي

فرهنگي شدن:

فرهنگي شدن در حقيقت هماهنگي و انطباق فرد با كليه ي شرايط و خصوصيات فرهنگي است و معمولاً به دو صورت ممكن است واقع شود.اول به صورت طبيعي و تدريجي كه همان رشد افراد در داخل شرايط فرهنگي خاص است ، دوم به صورت تلاقي دو فرهنگ كه به طرق مختلف ممكن است صورت گيرد .فرهنگ در برگيرنده ي تمام چيزهايي است كه ما از مردم ديگر مي آموزيم و تقريباً اعمال انسان مستقيم و يا غير مستقيم از فرهنگ ناشي مي شود و تحت نفوذ آن است .براي روشن شدن مطلب يكي از اعمال انسان را رقم مي زنيم : غذا خوردن نيازي بدني و بيولوژيك است ، براي زنده ماندن بايد تغذيه كرد ولي وقتي سؤال مي شود چه بايد خورد ؟ چگونه بايد خورد ؟ چه وقت بايد خورد ،نفوذ فرهنگ در اعمال انساني نمودار مي گردد.برآوردن نيازهاي غريزي در انسان با مجموعه اي از رفتارهاي پيچيده همراه است و اين رفتارها را فرهنگ هر جامعه اي شكل مي دهد .در مورد بر آوردن نياز تغذيه در جوامع مختلف اشكال گوناگوني ديده مي شود و محدوديت ها ،مقررات ، قواعد و رسومي هست كه افراد هر جامعه را تحت نفوذ مي گيرند كه مثلاً چه بايد خورد و از خوردن چه چيز بايد پرهيز كرد .فرهنگ بين افراد مشترك است .هر فردي خصوصياتي منحصر به فرد دارد كه ويژه است و ديگران را از آن بهره اي نيست .اين گونه خصوصيات جزو فرهنگ به شما نمي رود مگر آن كه به وسيله ي افراد ديگر ياد گرفته شود و به صورت عادات گروهي در آيد و ديگران در انجام آن شركت كنند.از طرف ديگر فرهنگ گردآورده جمع است.ذخيره دانش انساني از طريق نسل هاي متمادي فراهم شده است كه از نسلي به نسل ديگر منتقل مي گردد و به همين دليل غالباً هر اختراعي بر اساس زمينه ي عيني گذشته كه حاصل كوشش هاي جمعي انسان است متكي مي باشد .

توان فرهنگ ايراني براي حضور در عرصه جهاني شدن :

فرهنگ ايراني به سبب تاريخ كهن و ويژگي هاي پربار و غني ادبي و موقعيت خاص جغرافيايي ،سياسي و مذهبي داراي توان بالقوه ي فراواني براي حضور در عرصه ي جهاني وارائه ي ويژگي هاي فرهنگي اش مي باشد.از آن جا كه فرهنگ ايراني ، داراي عناصر فرهنگي توانمند بسياري از قبل از ظهور اسلام و سنت هخامنشيان گرفته تا تأثير اين دين الهي بر بزرگان و صاحبان انديشه ادب براي حضور در عرصه ي جهاني است هنري كربن در سال 1946 پس از اولين سفرش به ايران ، با حالتي مكاشفه اي در مقاله ي « ايران زادگاه شعرا و متفكران » جنبه هايي  از اين فرهنگ را كه از نظر ما پنهان شده اند ذكر مي كند.وي اذعان مي كند كه ترسيم فرهنگ ايراني و اوضاع و احوال اين قوم دوست داشتني كه در طول تاريخ هيچ گاه جايگاه رفيع خود در عرصه ي تفكر ادبي را از دست نداده اند در يك مقاله چند صفحه اي دشوار است .(هنري كربن ،روح ايران : 31-27)

رنه گروسه نيز در مقاله ي «روح ايران و خلقيات ايران » ضمن اشاره به ويژگي هاي اين تمدن كهن بيان مي كند : «ادبيات ايران با الهام از آرمان هاي عظيم انساني و با مداومت [مردمان] اين سرزمين در زندگي معنوي ، همانند ادبيات يونان و روم داراي ارزش جهاني است و از ويژگي والاي انساني برخوردار است.به لطف افكار و اشعار ايراني ، متفاوت ترين نژادها با يكديگر متحد شده و به همزيستي مسالمت آميز در كنار هم ادامه مي دهند....»در اين هنگام كه يونسكو براي نجات دنيا از جدال و خشم و كينه ، دست نياز به سوي تمام انسان ها و اقوام نيك انديش و خير خواه دراز كرده است ،تمدن ايراني مي تواند براي اين سازمان نمونه اي تاريخي باشد و نيروي بالقوه ي عظيمي را جهت اقدامي همگاني بسيج كند .(رنه گروسه ،روح ايران 27-31)

گروسه در جايي ديگر در تمجيد از شاعران و ادبيان عرفاني فارسي چنين مي گويد : « شعراي ايران جهان را متمتع نموده اند .احساساتي كه ابراز مي دارند مستقيماً يك نفر فرانسوي را مانند يك نفر هندي و يك نفر ترك را مانند يك نفر گرجي مي سازند.عرفاي ايران با وجود اين كه كاملاً مسلمان هستند همان قدر قلب يك مسيحي را به تپش در مي آورند كه دل يك برهمن را و به همين دليل تعلق به تمام بشريت دارند .(نقل از نير نوري ، 1375: 890)

در عصر طلايي قرن نوزدهم بود كه ادبيات ايران به اروپا شناسانده شد .در اين قرن تقريباً تمام آثار بزرگ ادبيات ايران به زبان هاي اروپايي به صورت منظوم يا منثور ترجمه شد.در اين قرن بيش از هر زمان ديگري اروپاييان از اشعار ايراني الهام گرفتند.در آثار گوته ،ويكتور هوگو ، نيچه ، پوشكين ،لامارتين،لردبايرن،شلي،امرسون،ادگار آلن پو،ژاك روسو،آندره ژيد،لئوپاردي،مانتسوني و بسياري ديگر حضور فرهنگ ايراني و تأثير اشعار شاعراني ايران ديده مي شود .  از آثاري كه تحت تأثير ادبيات و فرهنگ ايراني به شهرت دست يافتند مي توان به ديوان شرقي و غربي گوته ، لاله رخ سر توماس مور،رستم و سهراب روكرت ، و ماتيو آرنولد اشاره كرد .

پروفسور آربري درباره ي ميزان تأثير گذاري عناصر فرهنگ ايراني بر اروپا چنين مي نويسد : « تحقيقات دانشمندان امروزي رفته رفته ثابت مي كند كه ريشه ي اصلي بسياري از اصول مر بوط به طرز فكر و ادبيات اروپايي در حقيقت از ايران آب مي خورده است.نفوذ فلسفه ي معنوي بدون شك اهميت بسزايي داشته و راه هاي ديگري نيز در اين زمينه باز بوده و مورد استفاده قرار گرفته است .من باب مثال خيلي جالبست به اين نكته توجه شود كه آيين جوانمردي و روح شواليه گري با ان اصول عشق مؤدبانه و دربار پسند كه آن قدر در نجات تمدن اروپايي از انكساف كلي مؤثربوده تا حدي ريشه ي اصليش از ايران گرفته شده است .» (نيرنوري ، 1345:534)

تنها به بخش كوچكي از نظريه هاي مستشرقين پرداخته شد كه از ميان كتاب هاي انبوه گزينش شده است .واقعيت آن است كه ادبيات فارسي به ويژه شعر آن همانند ساير عناصر فرهنگي اش سرشار از مضامين ظريف و نغزي است كه دل زيبايي گراي هر خواننده اي را شيفته ي خود مي سازد .اين اشعار رها از هر گونه قيد و بند نژاد پرستانه با مضاميني بشر دوستانه مانند :

غلام همت آنم كه زير چرخ كبود           ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است (حافظ)

بني آدم اعضاي يكديگرند                 كه در آفرينش ز يك گوهرند

چو عضوي به درد آورد روزگار          دگر عضوها را نماند قرار (سعدي)

توان بسياري براي جذب انسان جوياي حقيقت در عصر جهاني شدن و آموزش همدلي و تفاهم به وي دارد .

اي بسا هندو  و ترك همزبان                اي بسا دو ترك زهم بيگانگان

پس زبان محرمي خود ديگر است           همدلي از همزباني بهتر است

مولوي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 17:47  توسط حسین بیکی  | 

به نام خدا

 

 مروری بر مبانی نظری مرتبط با هویت

 

چکیده :

اغلب صاحبنظران برآنند که تشکیل هویت فرآیندی است که در تمام طول زندگی ادامه دارد، اما به سبب زایندگی ، خلاقیت و نیاز به استقلال در دوره نوجوانی تکوین هویت در این دوره از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

جوان در عصر حاضر با تضادهاو بحرانهای متفاوتی روبه رو می شود و ممکن است در برخورد با این موارد برای مدتی دچار تزلزل در تصمیم گیری ، سردرگمی و بی ثباتی گردد، شناخت این وضعیت و برخورد هوشمندانه با آن موجب می شود فرد از خود آگاهی یافته، تعارضهای موجود را کاهش داده و بهتر بتواند تعهدات و الزامات زندگی اجتماعی خود را پذیرا شود.

اگر چه مسئله هویت از دیر باز مورد توجه اندیشمندان و متفکرین قرار گرفته اما به علت تاکید بر بعد فعالیتهای فردی و اکتسابی افراد در جامعه نوین، این مسئله با رویکردهای جدیدتری مورد مطالعه قرار گرفته است. این مقاله به طور اجمالی به رویکردهای گوهر گرا ، ساخت گرا و رویکردهاي جديدپرداخته است. در حالی که رویکردهای گوهر گرا هویت را فرآیندی تبادلی و تعاملی می دانند و ساخت گرایان بر نقش اجتماع در شکل گیری هویت تاکید می کنند، رویکردهاي جديد از جمله رهيافت هاي  گفتمانی ، پساساختگرایی و پسامدرنیسم نقش هر گونه عامل طبیعی را در شکل گیری هویت انکار کرده و هویت را امری حادث و اکتسابی تلقی می نمایند. ملاحظه می شود که هر یک از رویکردهای مذکور از زاویه ای خاص به مساله هویت پرداخته و وجهی از آن را روشن می سازند و خواننده می تواند با مطالعه مجموع آنها به تصویری   روشن تر و بصیرتی عام تر دست یابد.

 

مقدمه

ساحل آسوده گفت : گرچه بسی زیستم، هیچ نه معلوم شد آه که من کیستم؟

موج ز خود رفته ای تیز خرامید و گفت : هستم اگر می روم

                                                                           گر نروم نیستم.(اقبال لاهوری)

اگرچه مطالعه و کند و کاو پیرامون هویت یعنی پاسخ به پرسش من کیستم؟ سابقه ای دیرینه داشته و در آثار اندیشمندان گذشته مشهود است اما این موضوع در ابعاد اجتماعی آن یکی از اساسی ترین مباحث عصر مدرن و فرا مدرن    می باشد . به همین سبب بسیاری از صاحبنظران معتقدند هویت به عنوان یک پدیده سیاسی و اجتماعی محصول عصر جدید و به عنوان یک مفهوم علمی ازساخته های تازه علوم اجتماعی است که در نیمه دوم قرن کنونی به جای مفهوم خلق و خوی فردی و جمعی رواج یافته است.

البته علی رغم اینکه پرسش از ذات و ماهیت انسان و نیز نسبت او با دیگران گوهر اصلی اندیشه انسان در طول حیات روانی، فکری و تمدنی او بوده امااين مسئله واحد در زمانهاي مختلف با نگرشهای متفاوتي تبیین شده و دچار تغییر و تحولات زیادی شده است.

در جوامع سنتی عقيده عامه مردم مبني بر اين مسئله بود كه جهان ونظام حاكم بر آن تحت اقتدار مطلق خداوند قرار دارد.اين امر باعث مي شد در اين جوامع یکپارچگی،انسجام و اتحاد حاكم باشد. انساني كه در این جهان مقدس زندگي      مي كرد ،تسليم شرايط اجتماعی و طبیعی بود. از نظر او طبیعت چیزی بود غیر قابل تغییر و حاوی شرایط روزمره وتبلور قدرت خداوند و هویت او  نیزبه طور عمده با نقش اجتماعی اش یکسان بود.

برای انسان پیشا مدرن هویت دشواره ای اندیشه ساز یا اندیشه سوز نبود. زیرا هویت او در ارتباط با کل های فرا فردی (خدا، روح، تاریخ، جامعه، قبیله و ...) تعریف می شد. این «من» در نظام کائنات در تناسب و تعادل و توازن زیستی قرار داشت. با طرح گزاره« من فکر می کنم ، پس هستم.» و ایده کانت مبنی بر فرآیند آگاهی از آگاهی ،گسست از پارادایم سنتی آغاز شد. «آن نیروی خدایی که تمامی قدرتها در اختیار او بود بکلی مورد شک و تردید قرار گرفت و نیروی انسانی (سوژه[1]) یعنی اعتقاد به توان، سازندگی و عقل انسان جایگزین آن گردید. سوژه خود بنیاد در مقام عبودیت جای گرفت و تمام قدرتهایی که پیش از این در اختیار خداوند بود، به انسان صاحب قوه عاقله رسید.» (هودشتیان : 1381 ، 206) بنابراین ملاحظه می شود که    « دربستر نظام اندیشه جدید سوژه به معنای لاتيني subjectum يعني  مطیع و بنده به کار نمی رود. بلکه به عکس به معنای آزادی از قید و بند اصول خارج از اندیشه است. انسان آزاد است که بداند. بر این اساس متفکران اروپای مدرن نیز با اعتقاد به آزادی انسان در رابطه با شناخت خود و جهان اطرافش، مسئله آموزش و تعلیم و تربیت را مطرح  می کنند. در واقع هدف از آموزش ابداع انسان جدیدی است که بتواند به تنهایی بیندیشد.

سوال« ما که و کجا هستیم؟» نشان و خبر از وجود یک دیگری بزرگ می هد که « هستی و چیستی» ما را زیر سوال برده است. در یک کلام هویت چیزی جز آن چه بدان هر آدمی خویش را از دیگری باز می شناسد و «کیستی »و «چیستی» خود را در پرتو آن تعریف می کند، نیست.

ریچارد جنکینز[2] این معنا را به گونه ی زیر بیان می کند: « با رجوع به فرهنگ لغات انگلیسی آکسفورد در می یابیم که واژه هویت یا identity ریشه در زبان لاتین دارد و دو معنای اصلی دارد. اولین معنای آن بیانگر مفهوم تشابه مطلق است. [این با آن مشابه است] معنای دوم آن به مفهوم تمایز است که  با مرور سازگاری و تداوم را فرض می گیرد. به این ترتیب، به مفهوم شباهت از دو زاویه مختلف راه می یابد و مفهوم هویت به طور همزمان میان افراد یا اشیا دو نسبت محتمل بر قرار می سازد: از یک طرف شباهت و از طرف دیگر تفاوت.هویت به خودی خود دم دست نیست بلکه همواره باید تثبیت شود این امر به فهرست ما دو مقوله دیگر می افزاید: یکی طبقه بندی کردن افراد و اشیا و دیگری مرتبط ساختن خود با چیزی یا کسی دیگر.

بی تردید این شناخت از خود و دیگر ی جز در پرتو یک فرآیند معنا سازی ممکن نمی گردد. به تعبیر مانوئل کاستلز[3] هویت، فرآیند ساخته شدن معنا بر پایه یک ویژگی فرهنگی یا یک دسته ویژگیهای فرهنگی است که بر دیگر منابع معنا  برتری دارند. بنظر وی همان گونه که نقش ها کار ویژه ها را سازمان می دهند، هویتها نیز به معنا سازمان می بخشند. از این دیدگاه هویت مفهومی است که دنیای درونی یا شخصی را با فضای جمعی اَشکال فرهنگی و روابط اجتماعی ترکیب می کند. هویتها معناهایی کلیدی هستند که ذهنیت افراد را شکل می دهند و مردم به واسطه آنها نسبت به رویدادها و تحولات محیط زندگی خود حساس می شوند. مردم به دیگران می گویند که چه کسی هستند و مهمتر این که به خودشان نیز می گویند که چه کسی هستند و سپس می کوشند به گونه ای رفتار کنند که از آن کسی که تصور می کنند هستند، انتظار می رود.» (تاجیک: 1384 ، 13-10)

با توجه به تحولات عمیق وهمه جانبه در دوران نوجوانی طرح مقوله هویت بسیار ضروری بنظر می رسد. زیرا هویت در اشکال گوناگون( قومی، ملی، محلی، جهانی، مذهبی و ...) خود موجب حضور و مشارکت نوجوان در فضاهای جمعی و روابط اجتماعی گوناگون می شود؛به او کمک می کند  تا تصویری روشن تر از خویش ترسیم کند و نسبت به حوادث و تحولات جامعه خود ژرفتر بیندیشد ، به تاریخ ، مردم و محیط اجتماعی خود بیشتر احساس تعلق کند و در نهایت باعث می شود بداند کیست چه نسبتی با جهان اطراف خود دارد و چه رفتاری از او انتظار می رود.

 

تهمیدات نظری

در مورد هویت و چگونگی شکل گیری آن اندیشمندان بسیاری از منظرهای متفاوت سخن گفته اند. جاری بودن این مباحث در بستر زمان نشانه آن است که هویت حصار نمی شناسد و همواره پویا، زنده و در حال نوسازی و باز تعریف است.

بی تردید مساله هویت نه تنها مساله ما که مساله آینده های مانیز خواهد بود. با توجه به شرایط سیاسی و فرهنگی عصر حاضر می توان پیش بینی کرد که در آینده هویت انسانها بیش از پیش در معرض دگرگونی و مخاطره قرار خواهد گرفت. مسائلی چون جهانی شدن با ایجاد شرایط متفاوت از یک سو به هویتهای متفاوت و شاید کاذب شکل می بخشد و از سوی دیگر هویتهای متمایز را به نوعی همگونی فرا می خواند. با توجه به این مسائل از دیرباز اندیشمندانی بسیار سعی در ترسیم و تعریف چارچوبی نظری به منظور تبیین و تدقیق معمای هویت نموده اند. در این مقاله برخی از این تلاشهای نظری در قالب رویکردهای گوهرگرا، ساختگرا و جدید بررسی می شود.

الف- رویکردهای گوهر گرا

در این رویکرد هویت بر ساخته ای در سطح تعاملی یا فرآیندی تبادلی است. در اینجا انسان یک فاعل شناسای آزاد نیست بلکه یک فرد از یک جمع است جمعی که جهان  را به یگانه خودی و بیگانه تقسیم می کند.

« مک گرین[4] معتقد است انسان غربی برای تعریف هویت خود، همواره به تفاوتهایی که با دیگران دارد رجوع کرده و آن را تفسیر نموده است.وی می نویسد :« در قرن شانزدهم برای اروپائیان پایه غیر بودن عدم تعلق به دین مسیح بود؛

در قرن هیجدهم متناسب با اندیشه روشنگری، دیگر بودن به جاهل بودن تعبیر شد؛

در قرن نوزدهم، زمان(تاریخ) ممیز خودی و غیر خودی در اروپا بشمار رفت و سرانجام

 در قرن بیستم فرهنگ در این کار به خدمت گرفته شد.

سیکوس[5] معتقد است زنجیره ای از تضادهای سلسله مراتبی اندیشه غربی را ساخت بندی کرده و عمل سیاسی اش را اداره می کند. او تضادهایی مانند «فرهنگ- طبیعت» ،« سر- قلب» و «گفتن-  نوشتن» را ذکر می کند و آنها را به تضاد «مرد- زن» پیوند می دهد. وی بیان می دارد که یک طرف تضاد همواره برتر است و هر جفت مبتنی بر حذف یکی از دو طرف تضاد است . این ساختارهای دیالکتیکی همچنین بر شکل گیری ذهنیت و با لمآل بر پیدایش تمایز جنسی مسلط است.

اکنون تضاد «مرد- زن» را مورد توجه قرار دهید . در جامعه پدر سالار زن به مثابه «دیگری» که برای شکل گیری و شناسایی هویت مرد ضروری اما همواره به عنوان یک تهدید نسبت به آن بوده،  بازنمایی شده است. بنابراین تمایز جنسی به یک ساختار قدرت گره خورده است جایی که تمایز یا غیریت، صرفا زمانی که سرکوب شده است، تحمل می شود. داستان مشهور زیبای خفته نمونه و تصدیقی بر این امر است. زن به عنوان خفته ای بازنمایی می شود که تا قبل از آن که به وسیله یک مرد بوسیده شود دارای ذهنیت منفی (غفلت) است. بوسه به وی وجود(بیداری) ارزانی می دارد اما صرفا در فرآیندی که فورا او را تسلیم میل «شاهزاده» می کند. به اعتقاد ایریگاری[6] خردگرایی غربی به وسیله اصل هویت مشخص شده که در آن ابهام و دو گانگی به حداقل کاهش یافته است. دلوز[7] نیز تلاش می کند این رویکرد را تحت عنوان «فلسفه رسمی دستگاه دولت» در غرب مورد تحلیل قرار دهد.» (تاجیک: 1384 ، 25-23)

 

رویکردهای مذهبی

بسیاری از رویکردهای مذهبی را نیز می توان رویکردهای گوهر گرا نامید. این رویکرد بر این نظر مبتنی است که «من و تو عارض ذات وجود مطلق شده ایم.»

ابن رشد فیلسوف بزرگ اسلامی در کتاب خود «تلخیص ما بعد الطبیعه» بیان می کند که : هویت مترادف معنایی است که بر اسم یک موجود اطلاق می شود و از کلمه« هو» مشتق شده است . هویت به این مفهوم ما را به یاد مفهوم هویت یا ذات در منطق ارسطو می اندازد که عبارت از همانندی و تشابه شی با ذاتش است. اما در پاره ای نحله های مذهبی این همانی انسان با خدا هویت ساز است نه این همانی انسان با ذات خودش»

منصور حلاج بر سردار فریاد بر می آورد که «انا الحق!» او هویت خود را در خدای خویش یافته است زیر ا در مراحل سیرو سلوک از انسانیت به مرتبه هویت و از آن جا به مقام وحدت باحق تعالی گام برداشته است.

« در این حالت فرد احساس وجود دارد و در عین حال ندارد، فرد همه است و در عین حال هیچ نیست. همه است به این اعتبار که همبسته و پیوسته به کل است و هیچ نیست به این معنا که نیستی طلیعه هستی است؛ شخص با همه فرزندان آدم احساس خویشی می کند و دل نگران جمله کائنات است و می کوشد تا از تجربه و حال خویش در راه خیر آنان استفاده کند.»(احمدي:1375،55) از این منظر« هویت حقیقی آدمی صرفا در فرآیند یک «فصل و وصل» ، «تمایز و تشخص» و یا یک «گسست و پیوست» شکل می گیرد: گسست از غیر خدا و پیوست به خدا. تنها از طریق فنا کردن «خود» است که می توان به تولد «خود» چشم داشت و تنها از طریق شناخت این نفس فنا شده است که می توان به معرفت رب رسید. تنها با تشبه و ذوب شدن در او، اتحاد با گوهر حیات، همان دیدن خداوند در همه چیز و نفی فردیت است که می توان «من» شد.»(تاجیک: 1384 ، 32)

الهی قمشه ای بر این معنا با بیانی متفاوت تاکید می کند که:« اصولا در این عالم یک هویت بیشتر نداریم و آن هویت وجود اوست که وجود خداوند می باشد.»(الهي قمشه اي:1377)

« بر وفق آرای متصوفه من حقیقی محصول سیر کمالی جهان است. بر این اساس این من آن منی نیست که محیط اطراف و فرهنگ در ما می پرورد. بدین لحاظ در حالی که من پدیداری(معمولی) فرآورده انسان در ساخت تاریخ است و وجهی جزئی و محدود دارد من حقیقی محصول تکامل باطن و واجد وجهی بی منتهاست. به سخن دیگر در حالی که من پدیداری حاصل ظرف ذهن و رشد این ظرف است، من حقیقی ثمره قوه شهود است. به اعتقاد صوفیه من حقیقی آنگاه محقق می شود که آدمی هشیاری خود را از ما سوی الله تخلیه و تصفیه کندو برای وصول به این حال باید دو گام بردارد:

ا- گسستن از خویش (فنای من فعال  I)

2- پیوستن به حق(نیل به منتهای آگاهی نسبت به  من منفعل me)

اینها مراحلی است که به واسطه آنها فرد صاحب هویتی قوی بنیادتر می شود و هویت پیشین خود را نفی می کند فرد در سایه سیر و سلوک از چنگال من فردی اش رها شده و به وجود مطلق می پیوندد. در این حال آدمی از قالب زمان و مکان فارغ شده با ورود به حرم یار نفس خویش را مجلی و مظهر اثر و اکسیر عشق می یابد.(احمدی : 1375 ، 32)

ملاحظه می شود که طبق نظر صوفیه بین ذات منفرد شخص و اعیان عالم خارج هیچ غیریت و دوگانگی وجود ندارد، در حالی که عقاید نظام فلسفی غرب دقیقا متفاوت با نظر صوفیه است، زیرا آنها بر تفکیک وجود مستقل فرد در برابر اعیان عالم خارج تاکید می کنند.

 

ب- رویکردهای سازه گرا

«سازه گرایی اجتماعی»از جمله رویکردهایی است که در مقابل گوهرگرایان شکل گرفت. این اندیشمندان معتقدند «هویت» ساخته  و پرداخته ای اجتماعی است و در ظرف زمان و مکان خاص شکل گرفته و معنا می یابد.

دیانا فاس[8] مناظرات بین گوهرگرایان و سازه گرایان را در کتاب خود مطرح ساخته است. از منظر فاس « رابطه بین این دو رویکرد رابطه جانشینی و یا رابطه «یا این یا آن » نیست. بر مبنای نظر فاس چند اصل مهم در سازه گرایی می توان مطرح ساخت :

1-        آن چه در جهان خارج مشاهده می شود طبیعی نیست بلکه بر ساخته اجتماع است. برای نمونه مفهوم «جنسیت» در تاریخ را نباید بر منبای تمایز طبیعی بین زن و مرد توجیه کرد، زیرا این مفهوم در ساخت اجتماعی بوجود آمده است.

2-        مفاهیم محصول ترتیبات خاص اقتصادی و اجتماعی می باشند.

3-        نه تنها دانش به طرز اجتماعی ساخته می شود بلکه از طریق کنش و واکنش بین افراد جامعه تداوم می یابد. بنابراین تداوم دانش بشری بیش از آن که از کارآمدی آن در برخورد با واقعیتها ناشی شده باشد، جنبه اجتماعی دارد.

4-        بین دانش و کنش اجتماعی نسبتی وجود دارد، یعنی هر سازه اجتماعی نوع خاصی از کنش های اجتماعی را طلب می کند.

مارکس[9] در رویکردی همسو با سازه گرایان هویت را به مثابه یک برساخته طبقاتی مورد بحث قرار می دهد. از منظر وی نقطه عزیمت ما برای رسیدن به انسانهای واقعی، آنچه انسانها می گویند، تصور می کنند و تلقی می نمایند یا آنچه در مورد آنها می گویند می اندیشند و تصور و تلقی می کنند نیست انسانها همواره با تغییر تولید مادی، موجودیت واقعی، اندیشه و محصولات اندیشه خود را تغییر می دهند.(تاجیک:1384،40-39)

مارکس با طرح این ایده که تاریخ تمامی جوامع تا به امروز تاریخ نبردهای بین طبقاتی است که بطور مداوم با یکدیگر در تضادند بر این نکته تاکید می کند که روابط بین طبقات در ساختار اقتصادی جامعه تعیین کننده آگاهی طبقاتی ( و به نوعی هویت) آنها می باشد.

عده ای نیز هویت را بر ساخته ای «معرفتی» می دانند. ما آنیم که می دانیم یعنی عالم به قد و قامت ما معلوم خویش است و این ظرفی است که شکل و ابعاد مظروف خویش را می گیرد. خواه علم ما محکوم صدق و کذب شود و خواه محکوم کمال و نقصان؛ در هر حال جان آدمی با آنها یکی است و فربهی و لاغریش در گرو بیشتر یا کمتر دانستن آنهاست.

ای برادر تو همه اندیشه ای                   مابقی تو استخوان و ریشه ای(مولوي)

به اعتقاد عبدالکریم سروش «اگر آدمی همان ایده ها، دانسته ها، معتقدات و تجارب اندوخته اوست و اگر آدمی همان است که می پندارد، وضوح، ابهام، سستی و استحکام هویت او هم منوط به وضوح و ابهام آرایی است که وی حامل و واجد آنهاست. به نظر وی بین هویت و واقعیت تفاوت وجود دارد. آدمی تنها موجودی است که هویتش می تواند با واقعیتش فرق داشته باشد و معنای الیناسیون[10] (بیگانه شدن با خود) همین است. هویت آدمی در گرو آگاهی اوست اما واقعیت انسان در گرو آگاهیش نیست. از این بالاتر که هویت واقعیت را نیز به دنبال خود می کشد و رفته رفته آن را عوض می کند. تحلیل از واقعیت انسان به دست زیست شناسان است اما هویت انسانی جز با تحقیق در فرهنگ انسانی آشکار نمی شود. بی جهت نیست که آدمی را با تلقین و تعلیم می توان عوض کرد یا درمان نمود؛ چرا که همه چیز در گرو آن است که آدمی چه هویتی بیابد و از خود و از نقش منزلت و غایت خود چه تصویری داشته باشد.

عده ای هویت را به مثابه بر ساخته ایدئولوژیک مورد تامل قرار می دهند. از دیدگاه اینان ایدئولوژیها این خاصیت را دارند که نگاه آدمیان را به نقطه ای خاص و واحد معطوف می دارند و دایره هویتشان را تجدید و تعیین می کنند و اگر دانسته هایشان را محدود می کنند، در عوض هویتشان را محفوظ می دارند.(سروش :1375 ، 4)

برخی نیز بر این اعتقادند که هویت در درجه نخست یک مبحث جغرافیایی- سیاسی است و مربوط به چگونگی پیدایش و بقای یک ملت می شود و بخش پراهمیتی از موجودیت روحانی بشر شمرده می شود. اصولا مردم نه تنها با نام و نام خانوادگی و مشخصات گروهی که در آن زیست می کنند شناخته می شوند، بلکه با مشخصات قسمتی از سطح زمینی که بر روی آن زیست دارند یا به دنیا آمده اند نیز شناخته می شوند تفاوتهای جغرافیایی تفاوتهای زیستی را به همراه دارد به عبارت دیگر شرایط جغرافیایی از طریق تاثیر بر فرهنگ و آداب و رسوم مردم تاثیر زیادی بر تمدنها و پیشرفت آنها دارد.

«از این منظر هویت داشتن به معنای خاص و متمایز بودن، ثابت و پایدار ماندن و به جمع تعلق داشتن است. هر فرد هنگامی خود را دارای هویت می داند که از تمایز، پایداری و در جمع بودن خود اطمینان حاصل کند. مکان مهمترین عاملی است که این نیازهای هویتی انسان را تامین می کند. به بیان روشن تر، مرز پذیری و قابل تحدید بودن مکان و به تبع آن فضا، این امکان را برای آنها فراهم می سازد که انسانها با احساس متمایز بودن، ثبات داشتن و تعلق به گروه، آرامش و امنیت لازم برای زندگی را کسب کنند. مکان و سرزمین نه تنها با ممکن ساختن مرز بندی های عینی به واسطه ویژگیهای جغرافیایی نیاز به تمایز اجتماعی را برآورده می سازد بلکه با تقویت مرزهای طبیعی و اجتماعی و فرهنگی هویت سازی را آسانتر می کند. مکان نه تنها مرزپذیر و قابل تحدید است که ثبات نیز دارد. نظریه پردازان مختلف برآنند که انسان هنگامی احساس تداوم و پایداری می کند که در زندگی خود مرجع هایی ثابت و پایدار داشته باشد. برخلاف فضا که دنیایی سیال و بی مرکز را برای افراد فراهم می کند، مکان با ابعادی معین و عناصری ثابت دنیایی پایدار پدید می آورد.

هاید گر[11] نیز هویت را بر اساس عامل محلی بودن و در جریان یک فراگرد تاریخی تعریف می کند.                (تاجیک: 1384، 49-47)

برخی از نظریه پردازان هویت را اساسا یک برساخته فرهنگی می دانند. فرهنگ مهمترین و غنی ترین منبع هویت است. افراد و گروهها همواره با توسل به اجزا و عناصر فرهنگی گوناگون هویت می یابند. زیرا «این اجزا و عناصر توانایی چشمگیری در تامین نیاز انسانها به متمایز بون و ادغام شدن در جمع دارند. به بیان دیگر فرهنگ هم تفاوت آفرین است و هم انسجام بخش. فرهنگ مقوله ای تفاوت مدار است و شیوه زندگی خاصی را می سازد. این تفاوت ها و خاصیت نه تنها امکان هویت یابی را فراهم می سازد بلکه به زندگی انسانها نیز معنا می بخشد. هنگامی که از فرهنگ سخن می گوئیم به روشهایی اشاره داریم که انسانها به صورت فردی و جمعی از طریق ارتباط با دیگران در زندگی خود را معنا دار می سازد. البته این ارتباط در صورتی معنا بخش می شود که در چارچوب مرزهای هویتی برقرار شود و در عین حال به تقویت و تحکیم چنین مرزهایی کمک کند».(تاجیک: 1384 ، 50)

از منظری روانشناختی بسیاری از نظریه پردازان شخصیت، هویت را در درجه نخست بر ساخته احساسات و تمایلات فردی و شخصی می دانند. از این دیدگاه، هویت عبارت است از : احساس تمایز شخصی، احساس تداوم شخصی و احساس استقلال شخصی . «بنابراین به یک معنا مسئله هویت همان مسئله شخصیت است و هویت عبارت است از احساسی که انسان نسبت به استمرار حیات روانی خود دارد و یگانگی و وحدتی که درمقابل اوضاع و احوال متغیر خارج، همواره در حالات روانی خود حس می کند.

اگر چه هویت معمولا در نگرشها و احساسات فرد نمود می یابد ولی بستر شکل گیری آن زندگی جمعی است. هویت اجتماعی نمود یافته در شخصیت، جدا از دنیای اجتماعی دیگر افراد معنایی ندارد».(تاجیک : 1384 ، 51)

جرج هربرت مید در مطلبی با عنوان «بازی گری»[12] ، «بازی»[13] و دیگر تعمیم یافته مراحل رشد کامل خویشتن را چنین ترسیم می کند: در مرحله نخست خویشتن[14] فرد با سازماندهی نگرش ویژه دیگر افراد نسبت به خود او و نسبت به دیگران که همراه آنها در کنشهای ویژه ای شرکت دارد، شکل می گیرد.

در مرحله دوم رشد کامل خویشتن فرد، این خویشتن فقط با سازماندهی نگرش افراد ویژه شکل نمی گیرد، بلکه سازماندهی نگرش اجتماعی «دیگر تعمیم یافته» یا گروه اجتماعی کلی که فرد به آن تعلق دارد نیز شکل دهنده خویشتن اوست.

به این ترتیب با سازمان دادن نگرشهای فردی دیگران و تبدیل آن به صورت نگرش اجتماعی یا گروه سازمان یافته، رشد کامل خویشتن تحقق می یابد، سپس به صورت تصویر فردی الگوهای منظم و عمومی رفتار گروهی یا اجتماعی در می آید که این الگوها شامل این رفتارها و سایر موارد هم می شود.

میدبین آگاهی و خودآگاهی تفکیک قائل می شود. از نظر و واژه آگاهی به زمینه تجارب ما ارتباط دارد، اما خود آگاهی به توانایی هایی مربوط می شود که پاسخهای معینی را در ما بر می انگیزد که به دیگر اعضای گروه تعلق دارد. آنچه به عنوان انسان خود آگاه بدست آورده ایم ما را عضو جامعه می کند و خویشتن ما را نشان می دهد. خویشتن ها فقط در شبکه ارتباطی معین با خویشتن های دیگر می تواند وجود داشته باشد و ساختار خویشتن هر فرد نمودی از الگوی رفتار عمومی گروه اجتماعی است که فرد به آن تعلق دارد.( کوزرو ... : 1378 ، 259- 256)

کولی[15] و توماس[16] نیز معتقدند کیستی فرد در فرآیند پیچیده ای شکل می گیرد که همان رابطه مداوم او با محیط اطراف یا جامعه است و نقش تعیین کننده ای بر جایگاه او در جامعه دارد.

روزنبرگ[17] بر اساس عقاید میدوکولی مفاهیم «خود» و «برداشت از خود» یا خود انگاره را مطرح ساخته است. «او خود را مفهومی عامتراز برداشت از خود می داند و معتقد است مفهوم برداشت از خود بیش از آن که ناظر به ویژگیهای هویت فردی شخص باشد،  بیانگر ویژگیهایی هویت اجتماعی اوست».( وحیداو... : 1383 ، 72)

تاجفل[18] هویت اجتماعی را با هویت گروهی پیوند می زند و عضویت گروهی را متشکل از سه عنصر می داند:

1-        عنصر شناختی( آگاهی از این که فرد به یک گروه تعلق دارد.)

2-        عنصر ارزشی (فرضهایی درباره پیامدهای ارزشی مثبت یا منفی عضویت گروهی)

3-        عنصر احساسی (احساسات نسبت به گروه و به افراد دیگری که رابطه ای خاص با آن گروه دارند.)

بر این اساس هویت اجتماعی از دیدگاه تاجفل عبارت است از : آن بخش از برداشت یک فرد از خود که از آگاهی او نسبت به عضویت در گروههای اجتماعی سرچشمه می گیرد، همراه با اهمیت ارزشی و احساسی منضم به آن عضویت. از این منظر می توان هویت اجتماعی را نوعی خود شناسی فرد در رابطه با دیگران دانست. این فرآیند مشخص می کند که شخص از لحاظ روانشناختی و اجتماعی کیست و چه جایگاهی دارد.(تاجیک : 1384 ، 52)

نگرش روان شناختي

یکی از مباحث مهم در روان شناسی «رشد خود» است که مهمترین موضوعات آن عبارتند از رشد خود انگاره[19]، عزت نفس[20]،  رشد انگیزش پیشرفت، رشد کنترل خود، رشد شناخت دیگران و رشد هویت.

روان شناسان معتقدند شکل گیری و رشد هویت در دوره نوجوانی به صورت یک موضوع اساسی درآمده و در سالهای جوانی و بزرگسالی نیز تداوم می یابد. «پدیده نوجوانی با این پرسش اساسی همراه است که نوجوان از خود می پرسد «من کیستم؟» مدتها طول می کشد تا نوجوان پس از پیمودن نشیب و فرازهای مبارزه برای خود آگاهی و استقلال به نقطه عطف دیگری برسد و به خود پاسخ می دهد که «من خودم هستم.» دستیابی به این سطح از خودآگاهی برای شکل گیری هویت بزرگسالی فرد حائز اهمیت حیاتی است.

 

خودآگاهی نوجوانی منابع گوناگونی دارد. اولاَ: دو تغییر عمده ذهنی منبع و محرک آن است:

الف- بروز سطح بالاتری از شناخت خود و ملاحظه خویش از دیدگاه سایرین

ب- ایجاد یک مخاطب خیالی که ناظر اعمال نوجوان در اوایل تا اواسط بلوغ است.

ثانیا: در این دوره است که توجه فرد به همه جوانب وجود خود، یعنی نمود جسمی، رفتار حرکتی، رفتار اجتماعی، زبان و جنسیت متمرکز می شود. او اکنون خود را با اصطلاحات انتزاعی و نظری توصیف می کند.»(لطف آبادی: 1381 ، 128)

گام اصلی در رشد هویت جداشدن خود انگاره نوجوان از خود انگاره عمومی خانواده است. این جدایی که از آغاز زندگی کودک به صورتهای مختلف مشاهده می شود، در دوران نوجوانی به اوج خود می رسد و فرد را بتدریج به یک جوان متمایز و مستقل که راه خاص خود را دنبال خواهد کرد تبدیل می کند.

در جریان جدایی از تعلقات کودکانه پیشین، نوجوان هویت جسمی، جنسی، فکری و روحی خود را باور می کند و با کمک قدرت تفکر انتزاعی که در این سالها برایش حاصل شده به ایفای نقشهای مستقل خویش در ارتباط با خانواده، همسالان و جامعه می پردازد این هویت جدید، بر حسب اینکه نوجوان در کدام زمینه های خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی رشد کرده باشد و در چه شرایطی زندگی کند به شکلهای مختلفی بروز می کند و چنین است که در هر خانواده، محله، روستا، شهر و کشور با انواع بسیارگوناگونی از نمود هویت و استقلال طلبی نوجوانان برخورد می کنیم.

«برخی از تحقیقات ( مانند تحقیقات کارول گیلیگان 1982) حاکی از آن است که شکل گیری هویت پسران و دختران در دوره نوجوانی با یکدیگر متفاوت است. به نظر او شکل گیری هویت دختران نه تنها برای استقلال شخصی بلکه برای همکاری، صمیمیت و مراقبت از دیگران نیز هست، در حالی که هویت پسران اساسا برای استقلال، فردیت و رقابت شکل      می گیرد.»(لطف آبادی: 1381 ، 130)

اگرچه بیشتر نظریه های روان شناسی رشد شکل گیری هویت در دوره نوجوانی رامملو از دشواریها و مخاطرات معرفی کرده اند، برخی نظریه پردازان از جمله اریک اریکسون دیدگاه متعادلتری در این باب دارند.

«اریکسون معتقد است در سنین نوجوانی فرد نسبت به هویت خود آگاهی پیدا می کند و خود با وحدت بزرگتری از گذشته در ارتباط با گروه، شغل، جنس، فرهنگ و مذهب در نوجوان شکل می گیرد. تعارض روانی این دوره مربوط به شکل گیری احساس هویت و پراکندگی اجزای مختلف آن است. وظیفه حیاتی دوره نوجوانی آن است که این تعارض را حل کند و یک هویت واحد و منسجم برای خویش ایجاد نماید و این کار وقتی مقدور است که او بر جوانب منفی این تعارض و بحران غالب شود  و هماهنگی درونی و مداوم در ایفای وظایف مختلف خود بدست آورد.»(لطف آبادی: 1381 ، 34)

نوجوان در جریان همانند سازی با شخصیتهای مختلف بتدریج می تواند بین هویت کودکی و هویت جدید خود پیوند برقرار کند. بنابراین بر اساس جاذبه ای که دیگران برای نوجوان دارند شبیه به آنان می شود گرچه شاید از این امر خود آگاهی نیز نداشته باشد. پس هویت هر فرد تا حدودی ترکیبی از همانند سازیهای نسبی و گوناگون است. علاوه بر این فرد از طریق دستاوردها و فضائل خود نیز به نوعی حس هویت دست می یابد.(کرین : 1367 ، 172)

جمیز مار سیا[21] در یک طبقه بندی چهار نوع هویت برای نوجوانان مشخص ساخته تا وضعیت رشد هویت آنان را در زمینه های بینش سیاسی، جهت گیری های جنسیتی و یک مجموعه از ارزشهای سیاسی مشخص کند که عبارتند از : پراکندگی هویت، تسلیم طلبی، تاخیر و پیشرفت هویت.

1-        پراکندگی هویت[22] : این گروه از نوجوانان هنور به مسائل خود فکر نمی کنند و اگر هم به این موضوع فکر کرده باشند،  نتوانسته اند خود را به یک جهت گیری آینده نگر  برسانند.

2-        تسلیم طلبی[23] : نوجوانان این گروه افرادی هستند که بدون تجربه هیچگونه بحرانی، برای تصمیم گیری درباره هویت خودشان، خود راتسلیم نظر والدین کرده اند بی آنکه به ارزیابی نظر آنها بپردازند.

3-        تاخیر[24] : این خصوصیت بیانگر وضعیت نوجوانانی است که با بحران هویت در گیر هستند و اگر چه فعالانه در تلاش برای کشف ارزشها، علایق، بینشها و حرفه مورد نظر خود هستند، اما هنوز نتوانسته اند تصمیم روشنی در این باره اتخاذ نمایند.

4-        پیشرفت هویت[25]: نوجوانانی که هویت خود را شکل داده اند، کسانی هستند که با یک تعهد شخصی حرفه یا بینش مورد نظر خود به مرحله ثبات و استحکام رسیده اند.

در حالی که اریکسون شکل گیری هویت را در مرحله پنجم از هشت مرحله رشد روانی- اجتماعی خود اعلام کرده و فاصله سنی 12 تا 18 سال را برای این دوره در نظر گرفته بود، اما بنظر می رسد شکل گیری هویت در محیطهای اجتماعی- فرهنگی مختلف و بین دختران و پسران متفاوت از یکدیگر است. برای مثال در حالی که در جوامع بسته و فرهنگهای سنتی شکل گیری هویت به ویژه دربین دختران خیلی زود حاصل می شود، اما در جوامع باز و صنعتی و پیچیده هویت نوجوانان پسرو دختر خیلی دیرتر شکل می گیرد.(لطف آبادی 1381 ، 136-135)

 

ج -رویکردهای جدید

در دهه های اخیر، رهیافتها و رویکردهای بسیار متفاوتی همچون رهیافت گفتمانی، پسامدرنیسم، پساساختگرایی، پساماکسیسم،  روانکاوی و ... در عرصه مباحث مربوط به هویت مطرح شده اند.

«رهیافت گفتمانی»[26] بر چگونگی تولید و سامان یافتن تمایزات و کنش های گفتمانی و انکار نقش هر گونه عامل طبیعی و نیز عنصر کارگزار اجتماعی از قبل موجود در شکل گیری و تعریف هویتها تمرکز دارد. به بیان دیگر در نزد یک تحلیل گر گفتمانی، هویت در گردونه ای تنیده شده از استمرارها، عدم استمرارها ، سنتها، بدعتها ، تکرارها، انتظاعها و در رابطه ای برتافته از مناسبات در زمانی، هم زمانی ، جانشینی ، هم نشینی، سازواره ، ناسازدار ، عقلایی و غیر عقلایی شکل می گیرد. معنی یابی یا هویت یابی محصول موقعیت، منزلت و جایگاه سوبژه[27] است.  معنا ساز بودن هویت بر ساختگی بودن آن دلالت می کند . معنا سازی ماهیتی قراردادی دارد و هویت خود را در بستر گفتمانها کسب می نماید. البته گفتمانها خود بر ماهیت و شکل پایداری استوار نیست، لذا مرزهای هویتی همواره لرزان و منزلتها و مواضع هویتی مستمراً در ریزشند.

پساساختگرایان و پسامدرنیست ها، همچون نظریه پردازان گفتمانی و برخلاف رویکردهای گوهر گرا و سازگرا که می کوشند هویت را امری طبیعی و ثابت جلوه دهند بر آنند که هویت امری تاریخی و متحمل است. این پدیده، همانند بسیاری پدیده های دیگر نیز محصول «زمان و تصادف» است و توسط منطق یا اصلی فرا تاریخی تعیین نمی شود. همین تاریخی بودن براین امر دلالت می کند که هویت و معنا تغییر پذیر هستند و در این حوزه هیچ بستار(مرز) طبیعی وجود ندارد این مرز را باید ایجاد کرد تا به هویتی هر چند موقتی دست یافت. به تعبیر دریدا هر هویتی ربطی است و تصدیق یک تمایز، پیش فرض وجود هر هویت دیگر است. هیچ تحول بنیادین تاریخی وجود ندارد که در فرآیند آن هویت تمامی نیروهای درگیر تغییر نکرده باشند. يعنی در تحولات بنیادین تاریخی هویت همه نیروها تغییر می کند. به بیان دیگر اندیشیدن به پیروزی در سایه یک ثبات فرهنگی و هویتی مطلق امکان ندارد.

پسامدرنیسم بر آن است که هویت ضرورتاً و یا مستمراً ثابت نیست، بلکه متغیر و متحرک است و همواره در رابطه با جریاناتی که نماینده یا مخاطبشان واقع می شویم، از طریق نظامهای فرهنگی که ما را احاطه کرده اند، شکل و تغییر شکل     می پذیرند این رویکرد تلاش دارد که هویت را از منظری تاریخی و نه بیولوژیکی توضیح دهد. انسان موضوع هویتهای گوناگون در زمانهای مختلف است،  هویتهایی که پیرامون یک «من» منسجم نمی شود . لذا تعیین هویت آدمی  پیوسته  در  حال  تغییر     می باشد. از دیدگاه پساساختگرایان هویت امری حادث، موقتی و اکتسابی ( نه معین) می باشد. هویت را باید به صورت فرآیند دید که کردارها گفتمانی که هویتها ی خاصی را حفظ یا رد می کنند، آن را بازتولید یا استحاله می کنند. هویتها مطلق نبوده بلکه ارتباطی و نسبی هستند هر انسانی در ارتباط با چیزی دیگر معنا دار می شود و هویت همیشه در قالب تفاوت و نه چیزی ذاتی فردی خاص تعریف می گردد.(تاجیک :1384،61-55)

در چارچوب رویکردهای پسامدرنیستی و پساساختارگرایی دیدگاه اندیشمندانی چون دریدا[28] ، دلوز و گاتاری[29] ، ویتگنشتاین[30] ، فوکو[31] ، لاکلاو[32] ، و موفه[33] ، لاکان[34] ، بودر یار[35] ، و استوارت هال[36] پیرامون مفهوم هویت قابل طرح است که در مقاله بعدی با تعمقی بیشتر دنبال خواهد شد.


 

جمع بندي و نتیجه گیری

همانگونه که ملاحظه شد مقوله هویت از زوایای مختلف و در قالب مفاهیم متفاوت مورد بررسی صاحبنظران قرار گرفته است. به اعتقاد گروهی بین شخصیت و هویت رابطه وجود دارد، برخی دایره مفهومی شخصیت را وسیع تر از هویت دانسته، بعضی دیگر به عکس هویت را عامتر از شخصیت در نظر گرفته و گروهی این دو مفهوم را مترادف یکدیگر می دانند. صرفنظر از این تفاوت نگرش همه رویکردها بر نقش دیگری در شناخت و تکوین هویت اتفاق نظر دارند.

رویکردهای اصالت گرا هویت را فرآیندی تبادلی می دانند انسان فردی از یک جمع است که جهان را به یگانه خودی و بیگانه تقسیم می کند و بر مبنای تفاوتی که با «دیگری بیگانه» دارد خود را می شناسد. رویکردهای مذهبی هویت را تنها از ذات خداوند می دانند و معتقدند هویت حقیقی آدمی صرفا در پیوستن با خدا شکل می گیرد.

رویکرد سازه گرایی اجتماعی در مقابل رویکرد گوهرگرایان شکل گرفت. این رویکرد بر نقش عوامل اجتماعی مانند : طبقه، ایدئولوژی، مسائل جغرافیایی، سیاسی و فرهنگ و معرفت و آگاهی در تکوین هویت تاکید دارد. رویکرد روان شناختی نیز در مبحث روان شناسی رشد به مقوله هویت می پردازد.

برخلاف تاکید اغلب روان شناسان بر بحرانی بودن دوران نوجوانی اریکسون معتقد است اگر هویت شخصی جوان در طول زمان و براساس تجربیات حاصل از برخورد صحیح اجتماعی شکل بگیرد و جوان خود را بشناسد و از دیگران جدا سازد، تعادل روانی او تضمین می شود.ولی اگر به جای خود آگاهی و تشکیل هویت مثبت، دچار ابهام نقش شود، هماهنگی و تعادل او به هم می خورد و به بحران هویت دچار می شود. بنابراین رشد و تکامل نوجوان وابسته به حل این بحران است.

رویکردهای جدید در قالب رهیافت گفتمانی، پساساختگرایی و پسامدرنیسم به تعریف و شکل گیری هویت در    عرصه های جدید اشاره دارد. وجه تشابه رویکردهای جدید تاکید همه آنها بر تغییر پذیری، تحرک، اکتسابی بودن، نسبی بودن، حادث بودن و موقتی بودن هویت است. به این ترتیب در رویکردهای نوین تغییر و نوشدن مقوله هویت مورد توجه بسیار است.

سخن آخر اینکه جوان ایرانی در مقابل معمای هویت خود راهی ندارد جزاینکه « من واقعی خود را بشناسد» و برای وصول به این مقصود بايد  بداند کیست، تا بداند به کجا برود.

 

 

 

 

منابع

1-        احمدی، فرشته:(1375)، امتناع مفهوم فرد در اندیشه ایرانی ، ترجمه : هومن پناهنده، کیان ، شماره 34 ، دی و      بهمن ماه

2-        الهي قمشه اي ،حسين:(1377)،سمينار هويت ايراني در پايان قرن بيستم

3-        تاجیک ، محمدرضا(1384)، روایت غیریت و هویت در میان ایرانیان، تهران، فرهنگ گفتمان

4-        سروش ،عبدالكريم (1375)،ذهنيت مشوش ،هويت مشوش ،كيان ،شماره 30،ارديبهشت و خرداد

5-        کرین، ویلیام سی: (1367) پیشگامان روانشناسی رشد، ترجمه: فربد فدایی ، تهران، اطلاعات

6-        کوزر ، لوئیس و برنارد روزنبرگ: (1378) نظریه های بنیادی جامعه شناختی، ترجمه: فرهنگ ارشاد، تهران، نشرنی

7-        لطف آبادی، حسین(1381) روانشناسی رشد(2)، تهران، سمت

8-        وحیدا، فریدون؛ صمد کلانتری و ابولقاسم فاتحی(1383)، رابطه سرمایه اجتماعی با هویت اجتماعی دانشجویان ، مجله پژوهشی دانشگاه اصفهان، شماره 2

9-        هودشتیان، عطا: (1381) مدرنیته، جهانی شدن و ایران، تهران ، چاپخش، چاپ اول

 

تهيه شده در گروه آموزشي علوم اجتماعي واقتصاد طبس

رابط گروه حسين بيكي



[1]                                                                                                                                                                                                                                                                      subject

[2] jenkins

[3] castells

[4] Mac Green

[5] cixous

[6] Irigaray

[7] Deleuze

[8] Diana Fuss

[9] C.Marx

[10] Alienation

[11] Heidegger

[12] .play

[13] . game

[14] . self

[15] cooly

[16] Tomas

[17] rozenberg

[18] . tajfel

[19] . self-conecpt

[20] . self-esteem

[21] . James Marcia

[22] . identity diffusion

[23] . foreclosure

[24] . moratorium

[25] . identity achievement

[26]. discursive theory

[27]. subject position

Derrida .[28]

[29] Guattari

[30] Wittgenstein

[31] Foucault

Laclau . [32]

[33]. Mouffe

[34]. Lacan

[35]. Baudrillad

[36]. Stuart hall

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 17:45  توسط حسین بیکی  | 

انواع روش هاي تدريس

به مجموعه تدابير منظمي که براي رسيدن به هدف، با توجه به شرايط و امکانات اتخاذ مي شود "روش تدريس" گويند...

الگوي تدريس -  الگوي عمومي تدريس
 
  الگوي تدريس چيست؟
 
الگو، معمولاً به نمونه کوچکي از يک شيء يا به مجموعه اي از اشياي بيشمار گفته مي شود که ويژگيهاي مهم و اصلي آن شيء بزرگ يا اشياء را داشته باشد. الگوي تدريس، چهارچوب ويژه اي است که عناصر مهم تدريس در درون آن قابل مطالعه است. انتخاب يک الگوي تدريس، بستگي به نوع آگاهي معلم از فلسفه و نگرشهاي تعليم و تربيت خواهد داشت.
تدريس يک فرآيند است و فعاليتي است که در داخل يک الگو صورت مي پذيرد، الگوهاي تدريس متعددي توسط صاحبنظران معرفي شده اند که به مهمترين آنها اشاره خواهيم کرد.
 
 
  الگوي عمومي تدريس (general teaching model)
 
اين الگو، توسط "رابرت گليزر" در سال 1961 مطرح شد که در 1971 توسط "راجرز" و "رابينسون" بسط داده شد.
در اين الگو، فرآيند تدريس به پنج مرحله تقسيم مي شود:
1) تعيين هدفهاي تدريس و هدفهاي رفتاري: معلم بايد هدفهاي تدريس خود را به صورتي عيني و قابل اندازه گيري تعريف و مشخص کند.
2) تعيين رفتار ورودي و ارزشيابي تشخيصي: اصطلاح رفتار ورودي در اينجا منعکس کننده کليه يادگيريهاي گذشته فراگيران، تواناييهاي عقلي، وضع انگيزشي و برخي عوامل اجتماعي و اقتصادي مؤثر در يادگيري و ميزان رشد آنان است.
3) تعيين شيوه ها و وسايل تدريس: در اين مرحله معلم با آگاهي از شرايط و موقعيت آموزشي يکي از روشها مانند روش سخنراني، آزمايشي، آموزش انفرادي و ... را انتخاب کند و وسايل تدريسي را نيز با توجه به مفاهيم و شرايط و ويژگيهاي فراگيران را برگزيند.
4) سازماندهي شرايط و موقعيت آموزشي: معلم بايد قادر باشد که با ابتکار و خلاقيت، حداکثر استفاده از امکانات موجود، در امر تدريس و تحقق اهداف آموزشي را ببرد.
5) ارزشيابي و سنجش عملکرد: معلم در اين مرحله علاوه بر ارزشيابي هاي معمولي مي تواند عملکرد شاگردان را در موقعيتهاي متعدد، مانند انجام دادن پروژه، شرکت در فعاليتهاي آموزشي و ... را ارزيابي کند و در صورت عدم موفقيت با توجه به نتايج ارزشيابي به ترميم و اصلاح مراحل قبلي الگو اقدام کند.
 
 
 تعريف روش هاي تدريس
 
از مراحل مهم طراحي آموزشي، انتخاب روش تدريس است. معلم بعد از انتخاب محتوي و قبل از تعيين وسيله، بايد خط مشي و روش مناسب تدريس خود را انتخاب کند. به مجموعه تدابير منظمي که براي رسيدن به هدف، با توجه به شرايط و امکانات اتخاذ مي شود "روش تدريس" گويند.
   

انواع روش هاي تدريس

روش نمايشي ( نمايش علمي ) / روش آزمايشي (آزمايشگاهي)
 
اين روش بر مشاهده و ديدن استوار است. افراد مهارتهاي خاصي را از طريق ديدن فرا مي_ گيرند. بعنوان مثال معلم در کلاس درس تصميم دارد کار کردن با يک وسيله را به دانش آموزان ياد دهد که از طريق اين روش مي تواند عمل کند. مهمترين حسن اين روش، به کارگيري اشياي حقيقي و واقعي در آموزش است و بيشتر براي درسهايي که جنبه عملي و فني دارند کاربرد دارد.
 
  مراحل اجراي روش نمايشي
 
  1- مرحله آمادگي:
 
معلم بايد هدف از تدريس را دقيقاً مشخص کند و امکانات لازم را از قبل فراهم نمايد و از سالم بودن آن ابزار اطمينان حاصل کند.
 
 
  2- مرحله توضيح:
 
معلم قبل از انجام تدريس، بايد اهداف تعيين شده را براي شاگردان به وضوح بيان کند، نحوه و علت انجام دادن عمل را توضيح دهد و سوالاتي را که انتظار دارد شاگردان در پايان تدريس، پاسخ دهند را مطرح کند که باعث جلب توجه شاگردان شود.
 

  3- مرحله نمايشي:
 
معلم بايد روش صحيح کار و مراحل آن را به نمايش بگذارد و بعنوان مثال فرآيند کار يک موتور ديزل را به دانش آموزان توضيح دهد.
 
 
  4- مرحله آزمايش و سنجش:
 
بعد از احراي مراحل بالا، معلم بايد از دانش آموزان بازخورد دريافت کند تا متوجه شود که دانش آموزان موضوع را فهميده اند يا نه ( مهارت لازم را کسب کرده اند يا نه؟) و در صورت بروز مشکل، معلم نقايص را برطرف نمايد که با پرسشهاي کتبي يا شفاهي مي تواند به اين موضوع دست يابد.
 

  محاسن و محدوديت هاي روش نمايشي
 از محاسن اين روش مي توان از به کارگيري اشياي حقيقي و واقعي نام برد. اين روش، در مدارس فني که اغلب با ماشين آلات سر و کار دارند، و وسايل کار بسيار محدود است، روش مناسبي است. اما با توجه به اين که شاگردان نمي توانند از راه تجارب مستقيم و از راه عمل و تمرين و تکرار، مهارت لازم را کسب کنند، يادگيري از کيفيت چندان مطلوبي برخوردار نخواهد بود. 
 
روش آزمايشي (آزمايشگاهي)
 
اساس اين روش بر اصول يادگيري اکتشافي استوار است. در اين روش، موقعيت و شرايطي فراهم مي شود تا شاگردان خود از طريق آزمايش به پژوهش بپردازند و جواب مسأله را کشف کنند. اين روش، فعاليتي است که در جريان آن، شاگردان عملاً با به کاربردن وسايل و تجهيزات و مواد خاص درباره مفهومي خاص تجربه کسب مي کنند. براي موضوعات علوم تجربي روش بسيار مناسبي است ولي در روانشناسي و ساير علوم انساني نيز از آن استفاده مي شود.
اين روش مي تواند کيفيت يادگيري را افزايش دهد. براي ارضاي حس کنجکاوي و تقويت نيروي اکتشاف و اختراع و پرورش تفکر انتقادي فراگيران بسيار مفيد است و اعتماد به نفس و رضايت خاطر را در دانش آموزان ايجاد مي کند.
نقش معلم در اين روش، هدايت شاگردان و نظارت بر کار آنهاست
  
 
با توجه به اين که انجام بعضي از آزمايشها خطرناک است بايد در ابتدا آن آزمايش توسط معلم با دقت صورت گيرد و سپس دانش آموزان در حضور معلم به آزمايش بپردازند با اين حال، رعايت موارد ذيل مي تواند مفيد باشد:
 
1- وسايل و ابزار آزمايش قبل از تدريس فراهم و سازماندهي شود.
2- قبل از آزمايش، براي اطمينان و گرفتن نتيجه مطلوب، آزمايش به صورت تمريني انجام شود.
3- هنگام آزمايش، وسايل موردنياز روي جعبه آزمايش قرار داده شود.
4- براي جلوگيري از انحراف توجه شاگردان، وسايل اضافي، در داخل جعبه آزمايش گذاشته شود.
5- قبل از آزمايش به وسيله پرسش، توجه شاگردان به جريان آزمايش جلب شود.
6- آزمايش به گونه اي انجام شود که همه شاگردان براحتي بتوانند آن را ببينند.
7- در ضن آزمايش، از ساير روشها، مثلاً روش سخنراني نيز استفاده شود.
  
 
محاسن و محدوديتهاي روش آزمايشي  :الف) محاسن
 
1- چون يادگيري از طريق تجارب مستقيم حاصل شده است، يادگيري با ثبات تر و موثرتر خواهد بود.
2- شاگردان علاوه بر دست يافتن به هدفهاي آموزشي، روش آزمايش کردن را نيز ياد مي_ گيرند.
3- در شاگردان انگيزه مطالعه و تحقيق را تقويت مي کند.
4- حس کنجکاوي شاگردان را ارضا مي کند و به آنها اعتماد به نفس مي دهد.
5- نيروي اکتشاف، اختراع، و تفکر علمي را در شاگردان تقويت مي کند.
6- اين روش، فعاليتهاي آزمايشي را براي فراگيران جالب و شيرين مي کند، و در نتيجه آنان را کمتر خسته و بي حوصله مي کند.
 
  ب) محدوديت ها
1- احتياج به وسايل و امکانات فراوان دارد، لذا در مقايسه با ساير روشهاي تدريس از نظر اقتصادي گران تمام مي شود.
2- به معلمان آگاه و مجرب که خود با روش آزمايشي آشنايي داشته باشند، نياز دارد.
3- نسبت به ساير روشها ممکن است اطلاعات و معلومات کمتري در اختيار شاگردان قرار دهد، و دامنه لغات و مفاهيم آنان را تقويت نکند.
4- در صورت عدم کنترل، ممکن است به صورت غلط اجرا شود، و اين روش غلط در رفتار شاگردان تثبيت گردد.
 
 
  در روش آزمايشگاهي معلم براي هرچه بهتر کردن اين روش بايد نکات زير را رعايت کند:
 
- گروه بندي شاگردان بر اساس امکانات و تعداد شاگردان
- تعيين وظايف اعضاي شاگردان هر گروه و مراحل فعاليت
- انجام روش صحيح آزمايش براي شاگردان
- تقسيم بندي وسايل موجود در آزمايشگاه برحسب نياز هر گروه
- رعايت نکات ايمني
- ارائه گزارش از شاگردان در مورد آزمايشهاي صورت گرفته
 

انواع روش هاي تدريس

روش بحث گروهي
 
روش بحث گروهي، گفتگويي است سنجيده و منظم درباره موضوعي خاص که موردعلاقه مشترک شرکت کنندگان در بحث است. اين روش براي کلاسهايي قابل اجراست که جمعيتي بين 6 تا 20 نفر داشته باشند. روش بحث گروهي، روشي است که به شاگردان فرصت مي دهد تا نظرها، عقايد و تجربيات خود را با ديگران در ميان بگذارند و انديشه هاي خود را با دلايل هستند بيان کنند.

چه دروس و موضوع هايي را مي توان با روش بحث گروهي تدريس کرد؟
 
1- موضوعهايي که بتوان درباره آن نظرات مختلف و متفاوت ارائه داد.
2- فراگيران درباره موضوع، اطلاعات لازم را داشته باشند يا بتوانند کسب کنند.
3- موضوع موردعلاقه مشترک شرکت کنندگان در بحث باشد.
(در اين روش، شاگردان بيش از استفاده از کتاب يا معلم، خود مولف به يافتن نتايج، اصول و راه حلها هستند و اين در صورتي است که شاگردان به موضوع علاقه مند باشند.)
موضوعاتي چون رياضيات، علوم طبيعي، مهندسي و ... براي بحث گروهي کارآيي ندارند و در عوض علومي چون علوم اجتماعي، تاريخ، اقتصاد، فلسفه، علوم سياسي و روان شناسي و جامعه شناسي با اين روش قابليت تدريس دارند.
درباره موضوعاتي که دانش آموزان کمتر به آن علاقه مند هستند معلم بايد به نوعي در دانش آموزان ايجاد علاقه کند و در آنها حساسيت بوجود آورد مثلاً با طرح سوال، پخش يک فيلم و ...
معلم بايد تا حد امکان مفيد را نيز به فراگيران معرفي کند و به هر يک از آنها يک منبع ارائه کند تا در بحث گروهي، ديدگاههاي مختلف مطرح شود و اين موضوع به توانايي علمي و مفني معلم برمي گردد. به عبارت ديگر، اجراي مطلوب روش بحث گروهي تا اندازه زيادي بستگي به شخصيت معلم و درجه خونگرمي او دارد. معلمي که از اين روش استفاده مي کند بايد قدرت تصميم گيري داشته باشند. و طوري بحث را هدايت کند که موضوع به بيراهه کشيده نشود.
 
 
 

  در چه موقعيتي و براي چه هدفي مي توان از روش بحث گروهي استفاده کرد؟
 
1- ايجاد علاقه و آگاهي مشترک در زمينه خاص
2- ايجاد و پرورش تفکر انتقادي (يعني شاگرد بتواند براساس استدلال و شواهد به تجربه و تحليل بپردازد.)
3- ايجاد توانايي اظهارنظر در جمع (بيشتر دانش آموزان از اين که در کلاس اظهارنظر کنند، مي ترسند.)
4- تقويت توانايي انتقاد پذيري ( به شرطي که انتقادگري به معناي عيبجويي و ايراد گرفتن نباشد.)
5- ايجاد و تقويت توانايي مديريت و رهبري در گروه (در اين روش يک نفر بعنوان مدير گروه انتخاب مي شود که وظيفه اش زمانبندي و هدايت بحث است.)
6- تقويت قدرت بيان و استدلال. (در اين روش اکثر دانش آموزان فعال هستند، ساکت نمي نشينند.)
7- تقويت قدرت تجزيه و تحليل و تصميم گيري
8- آشنايي با روش کسب اطلاعات و حل مسايل
9- ايجاد رابطه مطلوب اجتماعي
 
  مراحل اجراي روش بحث گروهي
مرحله اول: آمادگي و برنامه ريزي
 
1- انتخاب موضوع :
موضوعات و عناوين روش بحث گروهي و ارتباط آنها با هدف، بايد در قالب کلمات و جملات صريح و روشن بيان شود.
2- فراهم کردن زمينه هاي مشترک:
قبل از شروع بحث گروهي، لازم است سطح اطلاعات شاگردان درباره موضوع يکسان شود.
3- تعيين نحوه آرايش شبکه هاي ارتباطي:
ترتيب قرار گرفتن و نشستن فراگيران، در نوع ارتباط موثر است.
- رهبر گروه  - شاگردان
- شخص مهمان - ناظر يا ارزياب
 
 
  مرحله دوم: روش اجراي بحث گروهي
 
1- وظايف معلم در روش بحث گروهي
الف: فراهم کردن امکانات
ب: شرکت در بحث:
معلم موظف است در شروع بحث، تحت عنوان مقدمه هدف و ضوابط بحث گروهي را شرح دهد و بايد نقش خود را در جريان بحث تا حد يک شنونده کاهش دهد.
ج: کنترل و هدايت بحث
 
 
  2- وظايف شاگردان در جريان بحث گروهي
 
معلم بايد نقش شاگردان را بدقت به آنان بياموزد. شاگردان بايد درباره موضوع از قبل، مطالعه کنند وسط حرف ديگران نپرند. با يکديگر صحبت نکنند، کاملاً به صحبتهاي ديگران گوش کنند، انتظار نداشته باشند که نظر آنها حتماً پذيرفته شود.
 
 
  محاسن و محدوديت هاي روش بحث گروهي
الف) محاسن
1- سهيم شدن در عقايد و تجربيات يکديگر (دانش آموزان)
2- تقويت حس همکاري و احساس دوستي
3- ارزيابي افراد از خود
4- تقويت اعتماد به نفس و پرورش روحيه نقادي
5- تقويت قدرت مديريت و رهبري فراگيران
6- تقويت قوه استدلال و انديشه و نظم بخشي به افکار
 
 
  ب) محدوديتها
1- اين روش براي کلاسهاي پرجمعيت قابل اجرا نيست.
2- براي شاگردان دوره ابتدايي چندان مناسب نيست.
3- روش اجراي آن بسيار مشکل است و به مهارت احتياج دارد.
 

انواع روش هاي تدريس

 الگوي حل مسأله (problem-solving model)

در اين الگو، شاگردان با بهره گيري از تجارب و دانسته هاي پيشين خود، درباره رويدادهاي محيط خود مي انديشند تا مشکلي را که با آن مواجه شده اند به نحو قابل قبولي حل کنند.
 
  ويژگي هاي الگوي حل مسأله:
1ـ مراحل اجرا در الگوي مسأله:
 
الف) طرح مسأله يا بازنمايي مشکل: مسأله را از راههاي مختلف مي توان در ذهن شاگردان ايجاد کرد. قبل از طرح مسأله بايد به خصوصيات فراگيران نظير سن، ميزان تحصيلات، رشد ذهني و عاطفي، ويژگيهاي فرهنگي، شرايط اجتماعي و اقتصادي و ... توجه کرد.
ب) جمع آوري اطلاعات: منابع گردآوري اطلاعات بايد از نظر علمي معتبر باشند و اطلاعات جمع آوري شده بايد با توجه به معيارهاي صحيح وعلمي طبقه بندي شوند.
ج) ساختن فرضيه، منظور از فرضيه سازي، پيش بيني راه حلهاي احتمالي و حدسي براي حل مسأله است. شاگرد براي ساختن فرضيه ناگزير است به تفکر بپردازد و براي حل مسأله چندين راه را برمي گزيند.
د)آزمايش فرضيه: فرضيه، حدسي است که براساس اطلاعات پيشين و شواهد موجود، در برخورد با دنياي خارج، در ذهن شاگرد شکل مي گيرد.
ه) نتيجه گيري، تعميم و کاربرد: فرآيند حل مسأله، بايد به نتيجه منتهي شود. بدون نتيجه گيري مسأله حل نخواهد شد.
 
 
 

  2- چگونگي کنش و واکنش معلم نسبت به شاگردان در الگوي حل مسأله:
 
معلم نقش راهنما را در فرآيند تدريس بازي مي کند. روش کسب اطلاعات را به شاگردان مي آموزد. در اين الگو علاقه و رغبت و توانايي همواره مورد توجه است و محتوي آموزشي از پيش تعيين شده نيست. در آموزش از انگيزه هاي دروني استفاده مي شود. شاگردان دائماً با معلم در ارتباطند.
 
  3- روابط ميان گروهي در الگوي حل مسأله:
در اين الگو، همه شاگردان با معلم در ارتباطند. ارتباط دو جانبه است: گاهي به صورت فردي و گاهي به صورت جمعي نقش معلم، نقش مشاور و راهنماست. ارتباط اعضاي کلاس براساس احترام و محبت متقابل است.
 
  4- منابع و موقعيت در الگوي حل مسأله:
عواملي چون معلم، کتاب درسي، کتابخانه، فيلم، موزه و ... مي توانند منبع دريافت اطلاعات باشند. فعاليتهاي آموزشي منحصر به کلاس درس نيست.
 
  محاسن و محدوديتهاي الگوي حل مسأله:
در اين الگو، شاگرد فعال است، احساس مسئوليت بيشتري مي کند، هنگام موفقيت يا شکست، خود را مسئول مي داند نه معلم را، رشد شاگرد هدف اصلي است. روح پژوهش و انتقادگري را پرورش مي دهد و شاگرد فردي خلاق و نوآور خواهد بود.
در مورد محدوديتها مي توان به: اين الگو به معلمان قوي و باتجربه و پژوهشگر نياز دارد. امکانات فراواني را مي طلبد. تعداد شاگردان در هر کلاس محدود است و بطورکلي تعداد شاگردان، در هر کلاس نبايد از 20 نفر تجاوز کند.

انواع روش هاي تدريس

  الگوي پيش سازمان دهنده (preadvance-organizer model)
 
"پيش سازمان دهنده" يک مطلب يا مفهوم کلي است که در مقدمه تدريس مي آيد تا مبحثي را که به شاگردان ارائه داده مي شود با مباحث پيشين همان درس مربوط سازد و پايه اي براي ارتباط مفاهيم جديد با پيشين شود. در اين الگو، معمولاً مطالب از کلي به جزئي مورد بررسي قرار مي گيرد.
 
  ساخت شناختي چيست؟
مجموعه اطلاعات و مفاهيمي که در زمينه يک رشته درس در ذهن فرد به وجود مي آيد، "ساخت شناختي" او را از آن مجموعه دانش تشکيل مي دهد. مثلاًٌ مفاهيم درس فيزيک که از قبل در ذهن دانش آموز به وجود آمده است، بر روي هم ساخت شناختي او را در علم فيزيک تشکيل مي دهد.
 
  يادگيري معنادار چيست؟
به آن نوع يادگيري گفته مي شود که مفاهيم جديد، ريشه در مفاهيم گذشته فرد داشته باشد و براساس آن بنا شود.
  ويژگيهاي الگوي پيش سازمان دهنده:
1- مراحل اجراي الگوي پيش سازمان دهنده:
 
در ابتدا پيش سازمان دهنده ارائه مي شود که بايد از مطالب درس جديد کلي تر باشد سپس معلم به ارائه مطالب و مفاهيم درس جديد مي پردازد و در آخر کار براي تفهيم بيشتر مطالب جديد بايد مثالها و نمونه هايي ارائه مي دهد.
 
  2- چگونگي کنش و واکنش معلم نسبت به شاگردان در الگوي پيش سازمان دهنده:
 
در اين الگو معلم نقش انتقال و ارائه کننده مفاهيم درس را دارد و شاگردان، دريافت کننده و پذيرنده مطلب درسي هستند. براي اثر بخشيدن به اين الگو، مهمترين نکته اين است که معلم بايد براي ارائه مطالب درسي، مناسبترين پيش سازمان دهنده را انتخاب کند. جهت ارتباط، هميشه از طرف شاگرد يا شاگردان است.
 
  3- ماهيت روابط ميان گروهي:
در اين الگو، معلم با فرد فرد دانش آموزان يا با کل آنها ارتباط پيدا مي کند ولي اين ارتباط يک طرفه است يعني شاگردان معمولاً با او و با يکديگر ارتباط ندارند و در واقع معلم بر کلاس مسلط است. براي افزايش روابط ميان گروهي در اين الگو، معلم مي تواند با طرح پرسشهاي راهنمايي کننده، فراگيران را به شرکت در بحثهاي کلاس علاقه مند کنند.
 

  4- شرايط و منابع لازم در الگوي پيش سازمان دهنده:
در اين الگو، معلم و کتاب و کلاس درس فقط منابع و شرايط آموزشي هستند. در اين الگو معلم بايد بتواند مطالب کلي را از جزئي تميز دهد. بايد سخنران خوبي باشد، به فراگيران فرصت دهد تا در فرآيند آموزشي شرکت جويند. معلم در هر موقعيت آموزشي، يکي از منابع متعدد اطلاعات است و ساير منابع از جمله ابزارهاي آموزشي، به شاگردان امکان مي دهند تا به مطالب درسي از زاويه هاي مختلف نگاه کنند.
 
 
  محاسن و محدوديتهاي الگوي پيش سازمان دهنده: 
الگوي پيش سازمان دهنده، الگوي مناسبي براي دروس نظري است و مناسب براي نظامهاي آموزشي فقير مي باشد. در اين الگو از يک زمان آموزشي محدود مي توان حداکثر استفاده را کرد. از اتلاف وقت جلوگيري مي شود. مفاهيم، بطور منظم در ساخت شناختي شاگردان جاي مي گيرد.
از محدوديتهاي آن مي توان به: در اين الگو تمام تصميمات توسط معلم گرفته مي شود به نيازها و علايق و تواناييهاي شاگردان کمتر توجه مي شود، محتوا با زندگي واقعي شاگردان چندان ارتباطي ندارد. به مسائل رواني، عاطفي و اجتماعي شاگردان کمتر توجه مي شود.
 

روش هاي آموزش انفرادي

  روش هاي آموزش انفرادي
در اين نوع روشها ، شاگردان بر حسب تواناييشان پيش مي روند. روحيه استقلال طلبي شاگردان در اجراي پروژه هاي کوچک و بزرگ تقويت مي شود. اولين و اساسي ترين گام در راه تحقق چنين هدفي پذيرفتن مفهوم شاگرد محوري در طراحي و آموزش است.
  اهداف آموزش انفرادي:
1- رعايت تفاوت هاي فردي:
اگر در کلاس تفاوتهاي فردي در نظر گرفته نشود، خستگي، انزجار و تنفر از فعاليت آموزش تقويت خواهد شد.
2- رشد استقلال در عمل و يادگيري:
دانش آموزان در آموزش انفرادي روش آموختن مستقل مي گيرند، يعني ياد مي گيرند که چگونه ياد بگيرند.
3- عادت به مطالعه:
در اين روش شاگردان معلومات بيشتري را کسب مي کنند. کسب معلومات بيشتر، رضايت از فعاليت هاي آموزش را فراهم مي کند و در اثر ادامه فعاليت شاگرد به مطالعه عادت مي کند.
4- ايجاد مهارت در مطالعه: رابينسون روش
SQ3R را پيشنهاد کرده است:
الف) مطالعه اجمالي:
يعني مطالعه عناوين و يادآوري ، اطلاعات گذشته. (
Survey)
ب) سؤال :
ايجاد سؤالهايي در ذهن، يعني برگرداندن عناوين کتاب به سؤالهايي که احتمالاً پاسخ آنها بايد داده شود.(
question)
ج) مطالعه (خواندن):
يعني قرائت دقيق متن براي يافتن پاسخ سؤالات (
read)
د) از برخواندن :
يعني تلاش براي يافتن پاسخ هاي دقيق تر موالات، بدون استفاده از کتاب.(
rectie)
ه) بازنگري :
يعني مرور يادداشت ها و به يادآوردن نکات مهم (
review)
5- مطالعه خود هدايت شده و مستقل :
هر گاه هدف هاي فعاليتهاي آموزشي براي شاگردان با ارزش تر باشد، يادگيري بارزتر مي شود و شاگردان را در انجام کار منظم تر مي سازد، در اين روش ياد مي گيرد که خود کنترل باشد.
از نکات ديگر مي توان به يادگيري تا حد تسلط اشاره کرد. در اين روش شاگرد آنقدر به مطالعه و امتحان ادامه مي دهد تا در يادگيري به سطح قابل قبولي برسد. معيار قابل قوبل معمولاً 80 الي 90 درصد پاسخ صحيح است.
 
  يادگيري تا حد تسلط:
براساس اين نظريه، يادگيري و پيشرفت تحصيلي فراگيران به طور وسيعي با زمان يادگيري بستگي دارد.(کارول ،1963) به عقيده کارول شاخص اصلي استعداد تحصيلي شاگردان ، زمان است. در يادگيري تا حد تسلط اگر روش تدريس مطلوب و عالي باشد، وقت کمتري نياز خواهد بود و استعداد هر فرد در اين روش نقش بسزايي دارد.
بلوم معتقد است مهارت يادگيري در حد تسلط روي مفهوم خود، شاگردان اثر مي گذارد. شاگردان به ارزش و کفايت خود پي مي برند و اين روش ، يکي از قويترين منابع سلامت روحي است. در اين روش معلم سعي مي کمند روشهاي آموزش خود را براساس تفاوت هاي فردي تنظيم کند.
 
  تدريس خصوصي:
اساس کار در اين نوع آموزش ، توجه به زمينه ها، علايق و توانايي هاي شخصي شاگردان است . در اين روش ، معلم بايد به يک مجموعه عوامل تقويت کننده مثبت مجهز باشد. هر شاگرد بايد با خودش مقايسه شود.
جلسات آموزش، بايد به اندازه کافي کوتاه مدت باشد تا شاگرد از آموزش، خسته و بيزار يا متنفر نشود. محيط آموزشي بايد راحت، همراه با تفريح و مناسب با من و وضعيت تحصيلي فرد سازماندهي شود.
 
 
  آموزش برنامه اي programmed instruction:
 
يک نظام آموزش انفرادي است که کوشش مي کند يادگيري را با نيازهاي شاگردان، هماهنگ سازد. در اين روش، مواد آموزشي به واحدهايي کوچک تقسيم مي شود که چهارچوب يا گام ناميده مي شود. اين گام ها براساس دانش قبلي شاگرد و تنظيم شده است. هر گام دانش آموز را به هدف نهايي نزديک مي سازد. از نظر تنظيم مطالب، آموزش برنامه اي به دو صورت خطي يا شاخه اي عرضه مي شود.
در آموزش برنامه اي خطي ، شاگرد بايد تمامي گام ها را مطالعه کند و قدم به قدم پيش رود و براي درک مطلب ، شاگرد بايد تمامي گامهاي قبلي را با دقت مورد مطالعه قرار دهد. گامها بايد کوتاه باشند. بازخورد بي درنگ داده شود.
در برنامه شاخه اي دانش آموز براساس توانايي خود اين آموزش را دنبال مي کند يعني اگر بعد از هر گام به سؤال پاسخ صحيح بدهد به صورت خطي پيش مي رود و در صورت دادن پاسخ غلط به گامهاي جبراني سوق داده مي شود. که هدف از گامهاي جبراني، اين است که شاگرد با دريافت مطالب اضافي، اشتباه خود را تصحيح کند و در آموزش برنامه اي شاخه اي ، همه دانش آموزان تمام قسمتهاي برنامه را نمي خوانند. در اين نوع آموزش نقش معلم، تهيه هدف هاي آموزش ، آشنايي با مواد و تجهيزات آموزشي، رسيدگي به فرد فرد شاگردان و ارزش يابي برنامه آموزش خواهد بود.
 

  روش هاي آموزش انفرادي

 آموزش به وسيله کامپيوتر
اين روش به مانند آموزش برنامه اي است با اين تفاوت که پيشرفت در مطالعه در کنترل ماشين است و فقط زماني که شاگرد در يک مرحله از آموزش موفق شد، اجازه پيشرفت و رياضت مطالب تازه به او داده مي شود.
کامپيوترهاي مورد استفاده در آموزش ، «ماشين آموزش» ناميده مي شوند. ماشين هاي آموزشي وسايلي هستند که آموزش را به طريق منظم عرضه مي کنند، و موجب فعاليت شاگرد و بازخورد فوري و آموزش انفرادي مي شوند.
  مشخصات ماشينهاي تدريس به طور خلاصه عبارتند از : 
1- پاسخ را فوراً تقويت مي کند.
2- شاگرد براساس استعداد و توانايي خود برنامه را دنبال مي کند.
3- مفاهيم با يک سير منطقي در آن تنظيم شده اند.
4- پرسش ها به صورت زنجيره اي به يکديگر وابسته اند.
5- شاگرد در صورتي مي تواند به برنامه ادامه دهد که مراحل قبل را آموخته باشد.
6- اطلاعات مربوط به جوابهاي شاگردان، در آن نگهداري مي شود.
7- اطلاعات از طريق غيرکلامي (تصاوير ، نمودار و تصاوير متحرک) نيز به شاگردان ارائه مي شود.
8- ماشين بر خلاف انسان دچار عوارضي مانند بي حوصلگي، عصبانيت و ناراحتي نمي شود.
 
  انواع روش هاي تدريس  1-  روش سخنراني
اين روش که سابقه اي طولاني در نظامهاي آموزشي دارد به ارائه مفاهيم به طور شفاهي از طرف معلم و يادگيري آنها از طريق گوش کردن و يادداشت برداشتن از طرف شاگرد مي پردازد. در اين روش يک نوع يادگيري و رابطه ذهني بين معلم و شاگرد ايجاد مي شود.
  
مراحل اجراي روش سخنراني
مرحله اول: آمادگي براي سخنراني
- آمادگي از نظر تجهيزات (آيا در سخنراني از وسايل آموزشي استفاده خواهد شد؟)
- آمادگي عاطفي (آيا من با آسودگي سخنراني مي کنم؟)
- آمادگي از نظر زمان (آيا زمان کافي براي آماده شدن وجود دارد؟)
مرحله دوم: مقدمه سخنراني
1- ايجاد رابطه بين معلم و شاگرد (معلم در ابتداي صحبت با دانش آموزان گپي بزند. لطيفه اي تعريف کند و ...)
2- جلب توجه شاگردان: با فعاليتهايي همچون طرح سوال، بخث و گفتگو، استفاده از وسايل بصري مي توان به اين مهم دست پيدا کرد. در جلب توجه شاگردان، روايت نکات زير مي تواند بسيار مفيد باشد: الف: شناخت علايق و خواسته هاي شاگردان (توجه به عواملي همچون سن، جنس، وضع اجتماعي، اقتصادي و ...)
ب: ايجاد انگيزش (در فرآيند تدريس، بهتر است به شاگرد گفته شود موضوع مشکل ولي قابل فهم و حل مي باشد.)
ج: بيان صريح هدفها و نکات مهم سخنراني
د: استفاده از پيش سازمان دهنده: ارائه پيش سازمان دهنده باعث دسته بندي اطلاعات، حفظ کردن آنها مي شود.
ه) پيش آزمون و فعال کردن آگاهي و اطلاعات شاگردان: آزوبل مي گويد: «يادگرفته هاي قبلي فراگيران مهمترين عامل در يادگيري آنهاست».
مرحله سوم: متن و محتوي سخنراني
1- جامع بودن محتوي: متن سخنراني بايد تمام اهداف آموزشي را در بر داشته باشد. شاگرداني که سخنراني معلمانشان جامعيت بيشتري داشته باشد بهتر ياد مي گيرند.
2- سازماندهي منطقي محتوي: اسکينر معتقد است وقتي مواد آموزشي خوب سازماندهي شوند. يادگيري آسانتر مي شود زيرا سازماندهي قدرت درک مفاهيم را افزايش مي دهد.
3- استقرار توجه شاگردان در طول ارائه محتوي
الف: تغييردادن محرک: تنوع در به کارگيري محرکها سبب بالا رفتن انگيزه يادگيري خواهد شد. بين تنوع در حرکات و حالات چهره معلم و پيشرفت تحصيلي شاگردان، رابطه مستقيم وجود دارد. تغييرات تُن صدا در هنگام صحبت متناسب با موضوع در يادگيري تأثيرگذار است. تحقيقات نشان داده است که رابطه تغيير محرک و پيشرفت تحصيلي در دبستان منفي و در دبيرستان مثبت است.
ب: تغيير کانالهاي ارتباطي: با تعييردادن ارتباط از سمعي به بصري احتمال تغيير مناسب در الگوي رفتاري به وجود مي آيد. بزرگسالان نظام آموزش بصري را بر سمعي ترجيح مي دهند. (استفاده از اسلايد، نمودار، عکس و ساير رسانه هاي بصري)
ج: فعاليت جسمي: يادگيري بايد به صورت فعالانه انجام شود. معلمان مي توانند روش تدريس خود را با امکان درگيري جسمي و فکري شاگردان در روند يادگيري، غني تر سازند. مثلاً با زنگ تفريحهاي کوتاه مدت در بين سخنراني، تکرار پاسخ شاگردان و استفاده از اسامي در مخاطب قراردادن آنها، موجب ايجاد توجه بيشتر در فرآيند تدريس شوند.
د: استفاده از طنز: کاربرد طنز در تدريس، ميزان توجه و يادگيري شاگردان را افزايش مي دهد (البته شوخيهايي که مربوط به مطلب تدريس شود).
ه: شور و حرارت سخنران: تحقيقات بيانگر اين نکته است که مطالبي که با ذوق و شوق از جانب معلم ارائه شود بيشتر و بهتر ياد گرفته مي شود. (آهنگ صدا، تغيير حالات چهره، ارتباط چشمي)
و: پرسش و پاسخ در حين سخنراني: سوال کردن از شاگردان مي تواند تأثيرات مطلوب زير را داشته باشد:
- تأکيد - تمرين - خودآگاهي - توجه - استراحت کوتاه - تکرار
مرحله چهارم: جمع بندي و نتيجه گيري
بعد از اتمام سخنراني معلم مي تواند:
الف: از شاگردان بخواهد که بعضي از نکات مهم درس را به خاطر بياورند يا نظر خود را درباره آنها بگويند.
ب: به سوالهاي شاگردان پاسخ گويد.
ج: نکات مهم و اساسي درس را گوشزد و مرور کند.
در پايان يک جلسه سخنراني، معلم بايد با شاگردان وارد مسائل غيررسمي شود تا خشکي و يکنواختي درس کاهش يابد و شاگردان در جلسات ديگر با رغبت بيشتر شرکت کنند.
 
 
  محاسن و محدوديت هاي روش سخنراني
الف) محاسن
روش سخنراني، مختص کلاسهاي پرجمعيت است. روش بسيار ارزاني است. اين روش مي تواند تا حد زيادي با برنامه معلم تطبيق يابد. با توجه به موقعيتهاي زماني و مکاني و مجموعه تجهيزات، روش سخنراني بسيار انعطاف پذير است موقعيت سخنراني ممکن است سبب تقويت اجتماعي، ذوق زيبايي، علاقه، اعتماد به نفس و کاهش احساس تنهايي شود.
 
  ب) محدوديت روش سخنراني
در اين روش، چون معلم متکلم وحده است شاگردان چندان فعال نيستند. بيشتر از حس شنوايي استفاده مي شود. قدرت تکلم شاگردان چندان تقويت نمي شود. تفاوتهاي فردي در آن منظور مي گردد. و محدوديت روش سخنراني بيشتر متعلق به عدم کاربرد صحيح آنهاست. اين روش، مستلزم وجود برخي از خصوصيات شخصيتي مانند صدا، روش سخنگويي، رواني سخن، آرامش و نظم و ... است.
  

مقایسه روش های تدریس  :در فرایند یاد دهی یادگیری ، همانگونه که از ظاهرآن نمایان است تنها به تدریس پرداخته نمی شود بلکه یاد دهی و تدریس دریک سو و یادگیری در سویه ی دیگر آن قرار دارد .

با توجه به اینکه تمام دروس دوره راهنمایی تحصیلی به گونه ای خاص به همدیگرمرتبـط اند نمی توان بین دروس حایل قائـل شد .

مقایسه روشهای سنتی و نوین درفرایندیاددهی یادگیری

روش سنتی « غیر فعا ل»

روش نوین« فعا ل»

1-   فراگیران مفاهیم ، تجربه هاو قوانین را می خوانند و حفظ می کنند و می کوشند که به خاطر بسپارند.

1- فراگیران ضمن انجام فعالیت ها و یا کسب تجربه ، در تولید مفاهیم شرکت دارند و به طور مستقیم نتایج هر تجربه را به دست می آورند.

2- فراگیران هر چه به طور امانت ، به ذهن خود سپرده اند ، پس می دهند و هنگام آزمون ،امانت های دریافتی را مسترد می دارند.

2- فراگیران با تمام افراد گروه به بحث و گفت و گومی پردازند، با هم کار می کنند ، نظرات خود را با یکدیگر مقایسه و به تصحیح اشتباهات خود می پردازند و به فراگیری دانش یاری می رسانند.

3- معلم اغلب با روش سخنرانی تدریس می کند و نقش حل مسائل را ایفا می کند. (تمرین می دهد ،به حل تمرین ها کمک می کند، با مثال مفاهیم را توجیه می کند.)

3- معلم راهنمای یادگیری است و به جای پاسخ مستقیم به پرسشها، می کوشد تا با پرسش های متعدد از فراگیران ، آنها را به پاسخ های صحیح هدایت و آنها را به اندیشیدن  ترغیب کند.

4- معلمان اغلب جزوه می گویند ،مطالب کتاب را خلاصه می کنند و فراگیران را به سوی استفاده از کتاب های حل مسائل سوق می دهند.

4- معلمان به فراگیران پاسخ کلیشه ای نمی دهند،پرسش هایی را مطرح می کنند که قابل بحث باشد و فرصت گفت و گو را برای دانش آموزان ایجاد می کند.

5-  معلم به کلاس تکلیف می دهد و فراگیران در این فرایند به عنوان تماشاگر هستند.

5-  معلم،هر فراگیر را تشویق می کند که از دیگران کمک بگیرد، برای نظریه های خود وسائلی بسازد، تجربه کند و نتیجه را گزارش دهد.

6-  معلم کلاس را کنترل می کند.

6-  حضوروغیاب کارسرگروه و معلم نظارت میکند.

7-  معلم در صحنه ی آموزش کاملاٌ فعا ل است و فراگیران ساکت هستند.

7-  فراگیران در صحنه ی آموزش فعالیت می کنند و معلم ،راهنمای فعالیت های آنها است.

8-  معلم تمرین می دهد،تمرین حل می کند، پاسخ پرسش ها را می دهد، رفع مشکل می کند، تدریس می کند و جزوه می گوید.

8-  در این شیوه  شاگردان با اعضا گروه بحث می کنند و معلم در صورت لزوم آنان را به طرح پاسخ صحیح هدایت می کنند.

9-  هدف یاد دادن است و تکیه بر محفوظات و کسب دانستنی های ضروری و غیر ضروری .

9-  هدف یادگیری است ،  فراگیران به یادگیرنده های مادام العمر تبدیل می شوند.

10-  بیشتر تکالیف  ، رونویسی و...می باشد.

10-  تکالیف جمع آوری اطلاعات میباشد.

  آیا با روش و دانش دیروز  می توان دانش آموزان امروز را برای آینده آموزش داد ؟

 معرفی الگوی تدریس دریافت مفهوم:

به کمک این ا لگو : قدرت خلاقیت -ثبات یادگیری -فرضیه سازی - افزایش تحمل ابهام -درفراگیران تقویت می گردد.

الگوی دریافت مفهوم ا زخانواده پردازش اطلاعات است این خانواده برراهای تقویت کشش درونی انسان برای درک جهان از طریق گرد آوری وسازماندهی اطلاعات اولیه کشف مسایل وارائه راه حل های آن ها وایجاد مفاهیم وزبان نقل آنها تاکید دارند بنیان گذرا این الگو جروم برونر است الگو ی دریافت مفهوم جستجو وکشف نمودهایی است که از آن برای تمیز نمونه ها از غیر نمونه های طبقات استفاده می شود به سخن دیگر دراین الگو از فراگیران می خواهم مثال هایی را که شامل آن نمودها نیست مقایسه کنند وبدین وسیله نمودهای مقوله را که درحال حاضر درذهن معلم وجود دارد کشف نمایند.

 

 

مراحل اجرای الگو:

برای اجرای الگوی دریافت مفهوم سه مرحله اساسی به ترتیب زیر در نظر گرفته می شود :

مرحله اول :

معلم

دراین مرحله فهرستی از مثال ها  :

 مفهومی درذهن دارم آن را حدس بزنید ( نمونه ها ) دردوستون ارائه می شود اگر کلمه یا جمله یا شکلی درستون آری مطرح شود مثالی از آن مفهومی است که درذهن من است واگر کلمه یا جمله یا شکلی درستون خیراائه گردد مربوط به آن مفهوم نیست.

 

مقایسه ی تدریس درکشورهای آلمان، ژاپن ، آمریکا وایران

  براساس آنچه بیان شد، می توان اظهارداشت که فرایندتدریس تابع فرهنگ تدریس است . ازاین رو، توالی تدریس درکشورهای مختلف فرق می کند . پس ازانتشارنتایج سومین مطالعه ی بین المللی علوم وریاضیات(Timss) ، پژوهشی درنحوه ی تدریس معلمان سه کشورآمریکا، آلمان وژاپن صورت گرفت ونشان دادکه تدریس یک مقوله فرهنگی است وتفاوت های آشکاری ازنظرفرایندتدریس درمیان معلمان این کشورهاوجوددارد .

تدریس درآلمان

1.مرورمطالب قبلی وتکالیف بایادآوری مطالبی که دانش آموزان قبلاً یادگرفته اند .

2.بیان موضوع درس توسط معلم

3.تبیین روش های حل مسأله؛ توضیحات لازم درباره ی مسأله ، استفاده ازتخته سیاه ، نظارت معلم و... ازفعالیت هایی است

که دراین مرحله انجام می شود .

4.تمرین ؛ این کارازطریق ارائه تمرین های کلاسی صورت می گیرد. اگرحل این تمرین هاوفعالیت های کلاسی درکلاس بع اتمام نرسد ، آنهارابه صورت تکلیف درمنزل ارائه می دهند .

تدریس درژاپن

1.مروردرس گذشته باصحبت مختصرمعلم یاهدایت بحث توسط او .

2.بیان مسأله ی مربوط به جلسه ؛ معمولاً یک مسأله کلیدی وجودداردکه محوربخش اعظم فعالیت های درسی راتشکیل می دهد .

3.فعالیت فردی یاگروهی دانش آموزان ؛ این فعالیت تقریباً همیشه پس ازارائه ی یک مسأله یاطرح موضوع انجام می شود و از1تا3 دقیقه طول می کشد.(گفت وگو،آزمایش،بارش مغزی، ... دراین مرحله صورت می گیرد.)

4.بحث درباره ی راه حل ها؛ پس ازآن که دانش آموزان برروی مسأله کارکردند،یک یاچندراه حل موردبحث قرارمی گیرد. اغلب،معلم ازچندنفرمی خواهدکه یافته های خودرابرای همه ی کلاس توضیح دهند. سپس گفته های آنهاراجمع بندی می کندوتوتوضیح بیشتری می دهد .

تدریس درآمریکا

1.مرورمطالب قبلی ؛ درس باکنترل وبررسی تکالیف یافعالیت آماده سازی شروع می شود .

2.نشان دادن چگونگی حل مسأله مربوط به آن جلسه ؛بعدازبررسی تکالیف ،معلم باارائه ی چندمسأله نمونه ونشان دادن چگونگی حل آنهاموضوع جدیدرامعرفی می نماید .

3.تمرین ؛ فعالیت کلاسی ارائه می شودوازدانش آموزان خواسته می شودمسائل مشابه راحل کنند .

4.تصیحیح تمرین کلاسی وارائه ی تکالیف ؛ درپایان درس، بعضی ازتمرین های کلاسی ومسائل متعدد دیگری به عنوان تکلیف ارائه می گردد. 

تدریس درایران (الگوی قدیمی )

این الگوی انتقالی ونتیجه محورازسال های گذشته درمدارس ایران حاکم شده است وضعف عمده ی آن، عدم فعالیت دانش آموزان درفرایندتدریس است .

1.بررسی تکالیف وپرسش های درس قبل؛ معمولاً پس ازحضوروغیاب،تکالیف موردانتظاربررسی می شودوازچندنفرسؤال می شود .

2.معرفی موضوع درس جدید؛ بانوشتن موضوع درس جدیدبرتخته سیاه، موضوع درس معرفی می شودوازدانش آموزان خواسته می شود، سکوت کنندوبه صحبت های معلم گوش نمایند .

3. بیان مفاهیم کلیدی درس؛ باروش سخنرانی ،مطالب توضیح داده می شودودرحین تدریس سعی می شوددانش آموزان باسؤال وجواب هدایت شوندومطالب رایادبگیرند .

4.جمع بندی مطالب ؛ معمولاً دراین مرحله معلم خودبه جمع بندی مطالب می پردازد .

5. تمرین ؛ چندنمونه تمرین ازسوی دانش آموزان حل می شودیاازچندنفرسؤال می شود .

6.ارائه ی تکلیف ؛ تکالیف مشخص می شودوازدانش آموزان خواسته می شودآنها رادرمنزل انجام دهند .

تدریس درایران (الگوی فعال )

این الگوی فعال، اکتشافی وفرایندمحورازسال 1375 باتغییربرنامه ی درسی علم پدید آمد .

1.بررسی تکالیف وپرسش ازدرس قبل .

2.معرفی موضوع درس جدید ؛ درس جدیدبانشان دادن یک فیلم یاتصویر،نقشه وآوردن وسایل آزمایشگاهی درکلاس،زمینه

سازی می شود . موضوع درس به صورت یک مسأله طرح سؤال اصلی ازسوی خوددانش اموزان یامعلم مطرح می شود .

3. مرحله ی کاوشگری ؛ دانش آموزان به صورت فردی یاگروهی هدایت می شوند تاابعاددرس راازطریق آزمایش ، گفتگو، مطالعه و ... بررسی نمایندوباطرح راه حل های مختلف، آمادگی خودراجهت ارائه ی گزارش اعلام نمایند .

4.مرحله ی تبیین ؛ پس ازدریافت گزارش های دانش آموزان باکمک خودآنهاابعاددرس وراه حل های بیان شده تبیین می شود.

5.مرحله ی تمرین وانتقال ؛ پس ازاطمینان ازفهم دانش آموزان- ازطریق ارزشیابی مستمر ... به منظورتثبیت یادگیری ، تمرین هایی ارائه می شودتاعده ای ازدانش آموزان آن راانجام یاتوضیح دهند .

6. ارائه ی تکالیف بارویکردی تمرینی وکاوشگری ؛ پس ازاطمینان ازیادگیری دانش آموزان ، تکلیف درسی با توجه به تفاوت های فردی دردوسطح تمرینی وکاوشگری ارائه می شود .

جمع بندی

مرورمطالب قبلی بیان موضوع ومسأله درس درهمه ی کشورهایکسان است .اماتفاوت درنحوه ی برخوردبامسأله وفعالیت های پیرامون آن است :

  درالگوی آلمانی، باطرح مسأله، زمینه برای توضیحی طولانی درباره روش حل آن آماده می شود .

درژاپن، ارائع ی یک مسأله ، زمینه رابرای فعالیت دانش آموزان به صورت فردی وگروهی آماده می کند .

درآمریکا، ارائه ی یک مسأله زمینه ای برای نشان دادن راه حل آن است .

درایران ، طبق الگوی قدیمی ، ارائه ی یک مسأله زمینه ای است برای نشان دادن راه حل ازسوی معلم . ولی طبق الگوی نوین، که تا حدی به الگوی ژاپنی شبیه است ، سعی می شودپس ازطرح مسأله، زمینه ی فعالیت دانش آموزان فراهم شودتاضمن کشف راه حل، به بازآفرینی آن بپردازند .

 

آیا با روش و دانش دیروز  می توان دانش آموزان امروز را برای آینده آموزش داد ؟

 معرفی الگوی تدریس دریافت مفهوم

به کمک این ا لگو : قدرت خلاقیت -ثبات یادگیری -فرضیه سازی - افزایش تحمل ابهام -درفراگیران تقویت می گردد

الگوی دریافت مفهوم ا زخانواده پردازش اطلاعات است این خانواده برراهای تقویت کشش درونی انسان برای درک جهان از طریق گرد آوری وسازماندهی اطلاعات اولیه کشف مسایل وارائه راه حل های آن ها وایجاد مفاهیم وزبان نقل آنها تاکید دارند بنیان گذرا این الگو جروم برونر است الگو ی دریافت مفهوم جستجو وکشف نمودهایی است که از آن برای تمیز نمونه ها از غیر نمونه های طبقات استفاده می شود به سخن دیگر دراین الگو از فراگیران می خواهم مثال هایی را که شامل آن نمودها نیست مقایسه کنند وبدین وسیله نمودهای مقوله را که درحال حاضر درذهن معلم وجود دارد کشف نمایند

مراحل اجرای الگو

برای اجرای الگوی دریافت مفهوم سه مرحله اساسی به ترتیب زیر در نظر گرفته می شود :

مرحله اول :

معلم

دراین مرحله فهرستی از مثال ها  :

 مفهومی درذهن دارم آن را حدس بزنید ( نمونه ها ) دردوستون ارائه می شود اگر کلمه یا جمله یا شکلی درستون آری مطرح شود مثالی از آن مفهومی است که درذهن من است واگر کلمه یا جمله یا شکلی درستون خیراائه گردد مربوط به آن مفهوم نیست

آری

خیر

 

 

معلم : دراین مرحله معلم یکی یکی مثال ها رادرستون مربوط می نویسد فراگیران دراین مرحله با مشاهده کردن فکر کردن حدس زدن

مرحله دوم : دانش آموزان عزیز خوب مشاهده کنید دقت کنید وآن مفهوم را حدس بزنید اما حدس خود را با د ست گرفتن اعلام کنید وبه زبان نیاورید (فرضیه دادن ) درجریان تدریس فعال می شوند :

معلم :

مرحله سوم : من مثال هایی را مطرح می کنم شما بیان کنید هر کدام از آنان درکدام یک از ستون ها قرارمی گیرند دانش آموزان با دست گرفتن مشخص می کنند که هرکدام از کلمات یا جملات یا شکل ها درکدام ستون قرار می گیرد درادامه ی این مرحله معلم با رهبری ونظارت از فراگیران می خواهد هم مثال بزنند وهم نشانه (آری خیر ) آن را تعیین کنند:

دراین مرحله معلم خطاب به داش آموزان می گوید حدس ها وفرضیه های خود را شرح وبسط وارائه دهید

درپایان معلم با کمک دانش آموزان به استنتاج وجمع بندی نظر ا ت می پردازد وبه مفهوم اصلی اشاره نموده توضیحات اضافه را بیان می نماید

آثار ونتایج الگو

قدرت تفکر ودرک مفاهیم را در فراگیران تقویت می کند

تحمل ابهام را درفراگیران افزایش می دهد

استدلال استقرایی را درفراگیران تقویت می کند

یاد گیری برای فراگیران حنبه ی معمایی پید ا می کند و لذا انگیزه ی یادگیری درفراگیران افزایش می یابد

نکات کاربردی

قبل از اجرای این الگو درکلا س وظیفه ی معلم این است که مثال ها وغیر مثال ها را آماده وتدوین کند

تعداد مثال ها وغیر مثال ها باید حدود بیست جفت وسیر ارائه ی جفت ها از وضوح به ابهام باشد

درگام های اول ودوم میزان ارائه ی جفت ها بستگی به فراگیرانی دارد که پاسخ درست را حدس زده اند وبا رفتار غیر کلامی نشان می دهند

درصورتی که ازاین الگو برای آموزش آموخته های جدید استفاده شود باید مثال ها ومصادین روشن تر وبیشتر باشد

اولین اجرای این الگو می تواند به منزله ی ارزشیابی تشخیصی یعنی ارزشیابی از درس قبل باشد دراین حالت مثال ها باید تا حدی دشوار تر باشد اما در صورتی که این الگو برای ارائه درس جدید به کار رود مثال ها باید تا حدی آسان تر ارائه شود.

منابع : احدیان محمد وآقا زاده محرم روش های نوین تدریس تهران نشر آییژ 1378

نقیه مجید الگوی دریافت مفهوم انتشارات جو کار اصفهان 1382

ویل مارشا وجویس الگو ها ی تدریس ترجمه ی محمد رضا بهرنگی تهران نشر اشکان 1381

خانواده الگوهای اجتماعی در تدريس

یادگیری از طریق همیاری (Cooperative Learning) 

يادگيري همكارانه(گروه بندي دانش آموزان)

      انسان دوست  دارد درجمع شركت كند  و مورد  پذيرش ديگران  قرار گيرد . كودكاني كه مورد پذيرش  قرار نگيرند  با  استفاده ازمكانيسم هاي دفاعي متعددي  احساس نامطلوب  خود را  بروز مي دهند . طرد شدن و مورد  قبول  ديگران قرار نگرفتن نه تنها كودكان بلكه بزرگسالان رانيز ناراحت ونگران مي سازد .

   پژوهش  نشان  مي دهد كه  با  ترتيب  دادن همكاري محصلان به شكل دو نفري يادرگروه هاي كوچك به هنگام كاركردن روي فعاليت ها يا  تكاليف ، غالباً نتايج بسيارمثبتي به دست مي آيد . يادگيري  همكارانه ، مزاياي عاطفي و اجتماعي ، مانند  علاقه ي فزونتربه  موضوع درس و ارزشگذاري  بيشتر بدان راترويج مي كند ونگرش هاي مثبت و تعاملات اجتماعي در بين آنان راكه ازنظرجنسيت،نژاد،قوميت،سطوح موفقيت وسايرخصوصيات متفاوت هستند ، افزايش مي دهد.يادگيري همكارانه ضمناً   با در گيركردن محصلان دربحث وگفتگو  ظرفيتي براي تحصيل امتيازات شخصي و فرا شناختي به وجود مي آوردكه مستلزم آن است تاپردازش اطلاعات مرتبط باتكاليف وراهبرد هاي حل مسئله راوضوح ببخشند.محصلان وقتي كه دربعضي اشكال يادگيري همكارانه ،  به عنوان  جايگزين تكميل انفرادي تكاليف محوله،درگيرمي شوند،به احتما ل قوي نتايج بهتري بروز مي دهند .

         ويژگي رويكرد هاي سنتي  به  تدريس عبارتست ازدروسي براي كل كلاس كه دنباله اش ،صرف وقت براي كاردرجا و نشستني  است . در طول  اين  مدت  ، دانش آموز به  تنهايي روي  تكاليف  تعيين  شده  كار مي كند . رويكرد هاي يادگيري همكارانه  دروس كل كلاس را محفوظ نگه  مي دارد ،  ولي  جاي  يك بخش از وقت كارانفرادي نشستني رابه فرصت هايي مي دهد كه محصلان  دو  به  دو  يا در گروه هاي كوچك ، در تمرين ها و فعاليت هاي كاربردي  به كار بپردازند . يادگيري همكارانه مي توانددرفعا ليت هايي به كاررود  كه  دامنه ي  آنها ازتمرين ومشق تايادگيري داده ها ومفاهيم ، و بحث و حل مسئله  وسعت دارد . شايد بالاترين ارزش يادگيري همكارانه اين  باشد كه  راهي است براي  متعهدكردن  محصلان به ياد- گيري سودمندوجدي كه باوظايف و تكاليف اصيل در يك محيط اجتماعي همراه است .

   محصلان در حالت دو به دو يادرگروه هاي كوچك ، شانس بيشتري  براي  حرف زدن  دارند  تا در فعاليت هايي كه به كل كلاس مربوط مي شوند .ضمناً احتما ل بيشتري هست كه محصلان  كمرو  و خجالتي خود را  در بيان آراء  و نظريات در اين محيط هاي خود ماني تر ، راحت تر احساس  كنند . برخي از شكل هاي  يادگيري  همكارانه   ايجاب  مي كنند كه  شاگردان  يكديگر را در دستيابي فردي به اهداف يادگيري ياري  دهند و براي مثال اين مهم را بابحث در باره ي نحوه ي پاسخ گويي به تكاليف محوله ، وارسي تكا ليف  انجام  شده ، يا ارائه پس خور يا كمك مربي  به  انجام  رسانند  . ساير  اَشكا ل  يادگيري همكارانه  مستلزم  آنند كه شاگردان بايكديگر براي  محقق  كردن  يك  هدف گروهي ، با روي گذاشتن  توان ها و امكا نات  خود و سهيم  شدن  در كار همكاري كنند .

 الگو هاي يادگيري  همكارانه كه  مستلزم كاركردن  شاگردان  با يكديگر براي  توليد يك  محصول گروهي هستند غالباً اين ويژگي را دارندكه نوعي تقسيم كاردربين افرادمشاركت كننده درگروه را عملي مي كنند .

   روش هاي يادگيري همكارانه بنابربيشترين احتمال ، باعث تقويت نتايج  يادگيري  مي شوند، البته  به  شرط آن كه اهداف جمعي را بامسئوليت فردي درهم آميزند.اين بدان معني است كه هرعضوگروه به سهم خوددرقبال تحقق اهداف يادگيري ، جوابگو  و مسئول  باشد . محصلان مي دانند كه از هر عضو گروه ممكن است خواسته شود كه به هر يك از پرسش هاي گروه پاسخ دهد ، يا ممكن است  از فرد فرد آنها درموردآنچه ياد مي گيرند امتحان شود .فعاليت هايي كه دراَشكال و شيوه هاي يادگيري همكارانه مورد استفاده قرارمي گيرندبايدباخوداين شيوه ها تناسب داشته باشند. بعضي فعاليت ها درطبيعي ترين شكل خود به وسيله ي  افراد  و به  تنهايي  انجام مي شوند . فعاليت هاي ديگري  هستند كه شاگردان دوبه دو روي آنها كار مي كنندوبالاخره باز هم فعاليت هاي  ديگري  وجود دارند  كه  به وسيله ي گروه هاي  كوچك سه تا شش نفري محصلان به انجام مي رسند .در  زمان هايي كه محصلان دارند دو به دو و يا درگروه هاي كوچك كارمي كنندوظيفه ي  معلم اين است كه بچرخدو بر پيشرفت  كارها نظارت كند ، اطمينان يابد گروه ها دارند كارخود را به شكل ثمربخشي انجام مي دهند وهر  گونه كمك لازم را در اختيارشاگردان قراردهد .

 در گروه چون قدرت و زور و اجباري در كار نيست،راه عملي توسط افراد انتخاب مي شود .يكي ازمحاسن گروه آن  است كه اعضاء  گروه  مي توانند  انتظارات ، اميدها ترس هايشان  را مبادله كنند و در ضمن تلاش و فعاليت  متوجه  مي شوند كه   ديگران هم  مانند او مشكلاتي دارند ، اگراعضاي گروه به هم اعتماد كنند و همديگر راقبول بنمايند يادگيري از طريق بحث وتجزيه وتحليل انجام خواهد گرفت .

 پژوهشگران اظهار داشته اند كه یادگیری یك فرایند اجتماعی است و فعالیت های یادگیری برای رسیدن به مرحله ی تولید دانش و اطلاعات حیاتی است. در سال های اخیر بسیاری از معلمان فواید و اثرگذاری های راهبردهای یادگیری را از طریق همیاری دریافته اند. یادگیری از طریق همیاری یك قالب یا چهارچوب آموزشی است كه در آن گروه های دانش آموزی ناهمگن از سوی معلم شكل داده می شوند و به فعالیت می پردازند.
هدف: هدف نهایی از كاربست الگوی تدریس یادگیری از طریق همیاری دستیابی به فعالیت های عالی ذهنی است. در واقع با وجود تفاوت های موجود در روش اجرای الگو، پنج عنصر در استفاده از الگوی یادگیری از طریق همیاری بسیار اساسی به نظر می آید:
همبستگی مثبت، مسئولیت فردی، تعامل چهره به چهره، مهارت های اجتماعی و پردازش گروهی. این عناصر معلم را از سخنرانی صرف و دانش آموز را از تكرار بی مورد آموخته هایش رها می سازد. افزون بر این، یاگیری از طریق همیاری فرصت هایی را پدید می آورد كه یادگیرندگان بتوانند در موقعیت هایی چون كارگروهی، ارتباطات، ایجاد هماهنگی اثرگذار و تقسیم كار موفق شوند. بنابراین، مشاهده می شود كه دانش آموز در گروه های یادگیری از طریق همیاری باید بیش از یادگیری در قالب الگوهای دیگر به فعالیت بپردازند.
امروزه، متخصصان آموزش و پرورش الگوهای گوناگونی را برای همیاری به كار می برند ولی مراحل اساسی اجرای الگو به صورت
مراحل اجرای الگو
1- ابتدا گروه ها شكل می گیرند. گروه های ناهمگن كه دارای اطلاعات و توانایی های مختلف، گوناگون و متنوع هستند، مؤثرتر خواهند بود. در یادگیری از طریق همیاری، تفاوت افراد گروه باعث كارآمدشدن یادگیری می شود. توجه داشته باشید كه یكی از هدف های یادگیری از طریق همیاری این است كه دانش آموزان یادبگیرند با هر كسی كار كنند.
(اگر هدف تسلط در مهارت های خاصی باشد، می توان از گروه همگن استفاده كرد) پس از تشكیل گروه ها معلم به كمك دانش آموزان قوانینی را تدوین می كنند كه بهتر است تعداد آنها محدود باشد (حدود 3 تا 5 قانون)
كلاس باید در مورد این قوانین توافق كند. این قوانین را می توان در تابلوی كلاس نصب كرد.
نمونه های این قوانین
 عبارتند از:
- گروه های مختلف نمی توانند با همدیگر صحبت كنند.
- همه عضوی
 از گروهند و در كارها همه باید شركت كنند و سهیم شوند.
- اول سؤالات خود را از
 اعضای گروهتان بپرسید بعد از معلم سؤال كنید.
2- در این مرحله معلم حدود 15 دقیقه درباره ی هدف های مهم درس، انتظاراتی كه از دانش آموزان در پایان جلسه وجود دارد و مطالب اصلی درس كه نیاز به توضیح دارد صحبت می كند (اهداف را بهتر است به طور غیرمستقیم مثلا
˝ از طریق پرسش، فعالیت و یا حتی عكس مطرح نمود)
3- در مرحله ی سوم به دانش آموزان فرصت داده می شود كه در یك زمان مشخص روی مطالب و یا فعالیت هایی كه در اختیار آنها گذاشته شده در گروه های خود تمرین و كار كنند. تنظیم و كنترل وقت در این مرحله لازم است و معلم با حضور در
 گروه های مختلف ضمن ارزشیابی غیر محسوس از كار گروه ها در صورت ضرورت راهنمایی های لازم را انجام می دهد.
4- در این مرحله نتایج كار گروه ها به نمایش گذاشته خواهد شد. برای نمایش كار گروه ها روش های مختلفی وجود دارد مثلا" می توان از مدیر هر گروه خواست تا در یك زمان مشخص و كوتاه نتایج كار گروه خود را ارائه دهد و سپس معلم یا سایر گروه ها می توانند پرسش هایی از وی یا سایر اعضای گروهش داشته باشند. روش دیگر این است كه هر گروه نتایج كار خود را روی یك برگه یا مقوا به صورت نوشته، نمودار یا نقاشی به تصویر درآورده و این برگه ها روی تابلو یا دیوار كلاس نصب شده و در معرض دید و نقادی سایر گروه ها قرار گیرد
5- در آخرین مرحله كه مرحله ی ارزشیابی است معلم كار گروه ها را مورد ارزشیابی قرار می دهد. در این مرحله معلم می تواند از چك لیست هایی كه در اختیار دارد استفاده كند و اهداف دانشی، مهارتی و نگرشی را مورد نظر قرار دهد. همچنین برای ارزشیابی می توان از گروه ها كمك گرفت و با كمك گروه ها معیارهایی برای ارزشیابی تدوین نمود و براساس این معیارها حتی خود گروه ها می توانند به ارزشیابی از كار خود (خودارزشیابی) بپردازند.
 

ساخت گرایی

الگوی تدریس  5E(بر اساس ساخت گرایی)

    از نظر طبقه بندی، روش ساخت گرایی جزو روش های فعال و اكتشافی است كه بر تولید، كنترل و تعمیم دانش تأكید می كند.
در فرآیند تدریس ساخت گرایی معلم و همه ی امكانات تسهیل كننده هستند و جزو خدمات آموزشی به حساب می آیند. بنابراین، در این روش، دانش آموز نقش اساسی را ایفا می كند.
هدف: جستجوی فعالانه فراگیرندگان از طریق فعالیت های گوناگون برای كشف راه حل ها، مفاهیم، اصول و قوانین، یكی از اهداف مهم در این روش است. داشتن روحیه ی كاوشگری برای ایجاد سؤال، طراحی، اجرا، ابداع و به دست آوردن جواب، یكی از ویژگی های ساخت گرایی است.
این الگوی تدریس از پویاترین و كارآمدترین، الگوهای تدریس است كه در بسیاری از كلاس های دنیا با موفقیت در حال اجرا است.
مراحل اجرای الگو الگوی تدریس حاضر در 5 مرحله برنامه ریزی و اجرا می شود؛ مراحل مورد نظر عبارت اند از:
1- درگیر گردن
Engaging
2- كاوش
Exploration
3- توصیف
Explanation
4- شرح و بسط (گسترش)
Elaboration
5- ارزشیابی
Evaluation
دلیل نام گذاری الگوی تدریس ساخت گرایی به الگوی 5
E، آغاز شدن هر مرحله با حرف E است.

اصول و کاربرد الگوی ساخت گرایی در تدريس و تربيت در جدول زير ارائه شده است.

اصل

كاربرد در تدريس و تربيت 

تغيير مفهومي وقتي رخ مي­دهد كه دريافت نادرست شاگردان، قبل از آغاز تدريس درست آن مفاهيم، براي آنان شناخته شود. 

بايد دقت كنيم و ببينيم دريافتهاي نادرست شاگردان از مفاهيمي كه قرار است به آنان آموزش داده شود چيست. 

شاگردان وقتي به تجديدنظر در باورهاي كنوني خود  راجع به جهان مي­پردازندكه در بارة نادرستي مفاهيمي كه در ذهن دارند متقاعد شوند. 

مي­توانيم به شاگردان نشان دهيم كه ديدگاههاي جديد با ديدگاههايي كه آنان در ذهن خود دارند چه تعارضهايي دارد. 

شاگردان را بايد ترغيب كرد كه تفسيرهاي درست از پديده­هايي كه مشاهده مي­كنند به­دست آورند. 

بايد استدلالهايي را به شاگردان ارائه كنيم كه خودشان بخواهند در چگونگي تفكر به موضوعات تجديدنظر كنند. 

برخي از بدفهميهاي شاگردان ممكن است، با وجود تدريس مطالب درست، همچنان در ذهن آنان باقي بماند. 

بايد هم در جريان تدريس و هم پس از تدريس مراقب چگونگي فهم شاگردان از مسائل باشيم. 

روش تدریس (الگوی گانیه)) 

 

     براي رويارويي با انبوه چالشهاي قرن حاضر و براي رسيدن به اركان تعليم و تربيت در قرن بيست و يكم، نياز به معلمان اثربخش و با انگيزه براي تربيت نسل جوان كاملاً ضروري است، و معلم اثربخش، معلمي است كه ضمن آشنايي با انواع روشهاي فعال تدريس با بهره‌گيري از الگوهاي مختلف تدريس موثر موجبات حفظ پويايي و تكامل را در فراگيران ايجاد مي نمايد.

    الگوهاي فعال تدريس موجب، تقويت توانايي ذهني شاگردان، افزايش انگيزه دروني فراگيران، ارتقاء خلاقيت آنان و افزايش توانايي حل مساله و يادگيري بهتر مي گردد. در اين مقاله با عنوان ‹‹بررسي الگوي تدريس بر اساس نظريه گانيه›› سعي شده است. مراحل و گام هاي مطرح شده در الگوي گانيه به شيوه‌ي كتابخانه‌اي مورد بررسي قرار گيرد.

    بررسي تحقيقات پيشين بيانگر آن كه تا به حال در رابطه با روشهاي تدريس مطالعات انجام گرفته است لاكن با توجه به بررسي‌هاي به عمل آمده در خصوص الگوي گانيه هيچگونه مطالعه‌اي‌ مشاهده نگرديد. ويژگي اين الگو فعال سازي فراگيران در يادگيري و پشتيباني از فرايندهاي دروني مي باشد.

الگوي گانيه شامل 9مرحله مي باشد كه عبارتند از:

جلب توجه، آگاه ساختن يادگيرنده از هدف، تحريك يادآوري پيش نيازهاي مربوطه، ارايه محرك فراخوان عملكرد، ارزيابي عملكرد و افزايش يادداري و انتقال.

مقدمه‌اي در ضرورت بحث:

    پيشرفت سريع علوم و تكنولوژي، بشر امروز را در جمع‌آوري و طبقه بندي يافته‌هاي علمي ناتوان ساخته است. زيرا پيشرفت علم در يك روز گاه معادل يك صد سال در قرون گذشته مي‌باشد و طبيعي است. كه آموزش سنتي براي انتقال علم با چنين پيشرفت سريعي ناتوان است.1

   براي رويارويي با انبوه چالشهاي هزاره‌ي سوم، هزاره‌دانايي، و براي رسيدن به اركان تعليم وتربيت در قرن بيست و يكم- يادگيري براي زيستن، يادگيري براي با هم زيستن، يادگيري براي دانستن، يادگيري براي انجام دادن نياز به معلمان اثربخش و با انگيزه، معلمي است كه ضمن آشنايي و آگاهي بر انواع الگوهاي تدريس با بهره گيري از الگوها و روشهاي تدريس موثر موجبات حفظ پويايي و تكامل را در فراگيران ايجاد مي نمايد. و به آنان در تجزيه و تحليل و بازسازي تجاربشان كمك مي‌نمايد.

يك معلم موثر بايد گنجينه اي ازالگوها و روشهاي تدريس مختلف داشته تا به هنگام ضرورت و بر حسب نوع درس و شرايط تدريس يك يا برخي از آنها را به كارگيرد.2 وبا بهره گيري از انواع الگوهای فعال تدريس موجبات كسب مهارت‌ها لوازم زندگي را در دانش آموزان، شهروندان آينده‌ي اين دهكده‌ي جهاني به وجود آورد.

    بهره‌گيري از الگوهاي مناسب تدريس موجب، تقويت توانايي ذهني شاگردان، افزايش انگيزه‌‌ي دروني فراگيران، ارتقاء خلاقيت دانش آموزان و افزايش توانايي حل مسأله و يادگيري بهتر مي‌گردد. با توجه به اهميت طراحي آموزشي در فراهم سازي محيط مناسب جهت يادگيري بهتر دانش آموزان و نظر به تأكيد و توجه معلمان دوره‌هاي مختلف در به كارگيري الگوهاي مختلف تدريس از جمله الگوي گانيه در جشنواره الگوها و روشهاي تدريس در سالهاي83 - 1382 لذا در اين مقاله سعي شده است با پرداختن به الگوي تدريس مبتني بر نظريه گانيه در فعال سازي فرايند ياددهي- يادگيري گامي برداشته شود. اميد است در جهت اعتلاء و پويايي نظام آموزش و پرورش كشورمان ايران اسلامي موثر باشد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 17:31  توسط حسین بیکی  | 

                                                                 به نام خدا

آشنا كردن دانش اموزان خصوصا پسران با الفاظ ونوشته هاي مبتذل درراستاي جولوگيري از حالت خود بيگانگي وتقليد كور مورانه از فرهنگ غرب مرتبط با كتاب جامعه 2          (الفاظ ونوشته هاي مبتذل بر روي البسه)

رديف

عنوان لاتين

تلفظ

مفهوم

كاربرد

1

Fruits

فروتس  

نوجوان هم جنس  باز مورد فعل جنسي واقع شده

بر روي شورت پسرانه

2

coolcat

كول كت

               متجاوز جنسي

بر روي پيراهن  بچه گانه

3

Happy

Gentleman

هپي جنتلمن

مرد همجنس باز

بر روي تيشرت پسرانه

 

4

chillout

چيل اوت

بي خيال

به همراه تصوير يك جوان با تيپ غربي

5

Heaven

هيون

اوج تلذذ جنسي

برروي تي شرت دخترانه

6

Rap

رپ

گروه موسيقي مبتذل رپ

بر روي كلاه پيراهن كمربند وكلاسور

7

Heavy  metal

هوي متال

سبك موسيقي جاز غربي كه طرفدارانش عقايد پوچ و بسيار ضداخلاقي دارند.

بر روي كلاه؛ كمربند وتي شرت

8

Metalica

متاليكا

يك سبك از موسيقي هوي متال با عقايد  ونوعي موسيقي خاص

بر روي تي شرت كلاه

كمربند

9

Kiss

كيس

به معناي بوسه؛يك گروه موسيقي باعقايد هم جنس بازي شديد.آرم مربوط به اين گروه لكه خون پاشيده شده است.

بر روي كلاه؛ تيشرت؛شيشه

ودر خودروها وكلاسور

10

W.A.S.P

وسپ

يك گروه موسيقي از سبك هوي متال به معناي ما هم جنس باز هستيم.مخفف

WE ARE THE SEXPROPHET

(ما پيام آوران سكس هستيم).اين گروه با عقايدوحشيانه وضداخلاقي به شيطان پرستها نيز معروف هستند.

 

بر روي پيراهن تيشرت؛

قسمتهاي مختلف شلواروكلاه وشيشه عقب خود روها

11

Gans Roses

گانز رزز

به معني گلها وگلوله ها- از سبكهاي هوي متال يك گروه

موسيقي جاز كه اعتياد شديد به مواد مخدر دارند.

بر روي كلاه و تي شرت

12

IRON  MAIDEN

آيرون ميدن

همانند متاليكا  است

بر روي پيراهن و تيشرت

13

Gnap

 

از زير مجموعه هاي گروه رپ ميباشد و معتقد به روابط

آزاد  جنسي

بر روي كلاه تي شرت

كلاسور  شلوار

 

آرمها؛نشانه ها وعلائم  مبتذل فرهنگي:

رديف

علامت

مفهوم

كاربرد

1

سر گاو شاخ دار

سمبل وآرم تيم بسكتبال شيكاگوبرلني آمريكا كه مهمترين تيم حرفه اي بسكتبال آمريكاست

روي تي شرت؛كلاسور

گرمكن ورزشي

2

تصوير گيتار

سمبل نواختن موسيقي جاز غربي وعمدتاً گروههاي موسيقي مبتذل مانند هوي متال

تي شرت

3

صليب شكسته

سمبل نئونازيسم وگروه رش

برروي تيشرت و

لوازم التحرير

4

تصوير گيلاس مصرف مشروبات الكلي

در كنار تصوير جمله:نوشيدن اما كدام نوشته

شده و ترغيب به مصرف مشروبات الكلي دارد

تي شرت

5

آرم كله خرگوش

آرم گروه پلي بوي است كه مروج فعاليتهاي آزادجنسي وهمجنس بازي منتشر كننده مجلات سكسي است.

برروي ساعت؛لباس

تيشرتهاي پسرانه

اتومبيل ولوازم التحرير

6

تصوير شخصيتهاي

سينماي غرب

عمدتاً شخصيتهاي تند خو؛خشن؛بيرحم؛مبارزو

مزدوربا بدني محكم وورزيده 

برروي تيشرت و گرمكنهاي ورزشي

7

لكه(شبيه لكه خون ياجوهر پاشيده)

سمبل گروه مبتذل kiss كه هم جنس باز هستند.

اين علامت در رنگهاي مختلف است

بر روي البسه

واتومبيلها

8

لكه خون

گفته مي شوددر كشور هاي غربي علامت بيماري ايدز است.

اتومبيل و البسه

9

پستونك بچه

سمبل بچه بازي؛گفته ميشوددر كشورهاي غربي بچه باز از پستونك بچه بعنوان گردنبند استفاده ميكند.

بصورت گردنبند

همچنين روي لباس وگل سر بچه ها چاپ ميشود

10

  دایره با حرف V

که در داخل دارد

آرم گروه W.A.S.P(گروه مبتذل جنسي كه خود را به وجود آورندگان سكس ميدانند)

آرم بصورت گردنبند

وحروف پشت شلوار وتيشرت

11

 دایره با حرف Aکه در داخل دارد

 

آرم گروه آيرون ميدن(باكره فلزي)؛يكي ازسبكهاي هوي متال؛به علت استفاده از ملوديهاي شرقي متاسفانه در ايران طرفداران عمده اي دارد

بصورت گردنبند وهمچنين برروي تي شرت واتومبيل وكلاه

12

 

آرم گروه قاتل(قاتلي كه بطريق سلاخي مي كشد)

SLAYERاز سبكها گروه هوي متال كه به تازگي در بين جوانان ايراني معروف شده

 به صورت گردنبند

روي لباس كلاه و

اتومبيل

13

 

آرم گروه رپ  خواهان آزادي در تمام مراحل زندگي و نبودن حريم بين روابط زن ومرد.

بصورت گردنبند و دستبند كه آرم گروه يا بصورت يك تكه بر آن نقش بسته يا بصورت دو تكه بوسيله زنجير به هم متصل است.

14

 

آرم گروه هوي متال:گروه موسيقي با فريادهاي دلخراش؛كه در پارتيهاي شبانه آزادندبه حالت سكس يا نيمه عريان ظاهر شوند.از ويژگيهاي پيوستن به اين گروه اعتيادبه نوعي خاص از سيگاروحشيش است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ازدواج.................... در ضرب المثل ها  و   نظر یات افراد مشهور جهان


١-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت. (ضرب المثل آلمانی)
٢ - مردی كه به خاطر”پول” زن می گيرد، به نوكری می رود. (ضرب المثل فرانسوی)
۳- لياقت داماد، به قدرت بازوی اوست. (ضرب المثل چينی)
۴- زنی سعادتمند است كه مطيع ”شوهر” باشد. (ضرب المثل يونانی)
٥- زن عاقل با داماد ”بی پول” خوب می سازد. (ضرب المثل انگليسی)

٦- زن مطيع فرمانروای قلب شوهر است. (ضرب المثل انگليسی)
٧- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. (ضرب المثل آلمانی)
٨ - داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بی لياقت. (ضرب المثل لهستانی(
٩- دختر عاقل، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح می دهد. (ضرب المثل ايتاليايی(
١٠ -داماد كه نشدی از يك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای.(ضرب المثل فرانسوی)
١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكی ثروتمند می شوی و با ديگری فقير. (ضرب المثل ايتاليايی(
١٢- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن. (ضرب المثل آذربايجانی(
١٣- برا ی يافتن زن می ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كنی. (ضرب المثل چينی(
١٤- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن. (ضرب المثل چينی(
١٥- اگر خواستی اختيار شوهرت را در دست بگيری اختيار شكمش را در دست بگير. (ضرب المثل اسپانيايی(
١٦- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار. (ضرب المثل تركی(
١٧- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر(
١٨- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسيار بد. (ضرب المثل اسپانيايی(
١٩- ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتری است. (ضرب المثل فرانسوی(
٢٠- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيمانی است. (سقراط(
٢١- ازدواج مثل اجرای يك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. )بورنز(
٢٢- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گيرد، برای پول هم از بين می رود)(رولاند)
٢٣- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است. (ناپلئون)
٢٤- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است. (محمد حجازی)
٢٥- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست، ولی می توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم. (خانم پرل باك)
٢٦- با زنی ازدواج كنيد كه اگر ”مرد” بود، بهترين دوست شما می شد. (بردون)
٢٧- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانيد. (سونی اسمارت)
٢٨- برای يك زندگی سعادتمندانه، مرد بايد ”كر” باشد و زن ”لال”. (سروانتس)
٢٩- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ”شجاعت”می خواهد. (كريستين)
٣٠- تا يك سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتی های يكديگر را نمی بينند. (اسمايلز)

0-    پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذاريد. (فرانكلين(
٣٢- خانه بدون زن، گورستان است. (بالزاك(
٣٣- تنها علاج عشق، ازدواج است. (آرت بوخوالد)
٣٤- ازدواج پيوندی است كه از درختی به درخت ديگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو ”زنده” می شوند و اگر ”بد” شد هر دو می ميرند. (سعيد نفيسی)
٣۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايی، سه ماه عاشقی، سه سال جنگ و سی سال تحمل! (تن)
٣٦- شوهر ”مغز” خانه است و زن ”قلب” آن. (سيريوس)
٣٧- عشق، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق. (بالزاك)
٣٨- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هيچ نظريه ای نيستم. (لرد لوچستر)
٣٩- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. (بن بيكر)
٤٠- با ازدواج، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آينده اش. (سينكالويس(
٤١- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آيد. (پاستور(
٤٢- ازدواج كنيد، به هر وسيله ای كه می توانيد. زيرا اگر زن خوبی گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگی می شويد. (سقراط(
٤٣- قبل از رفتن به جنگ يكی دو بار و پيش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن. (يكی از دانشمندان لهستانی)
٤٤- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. (كارول بيكر)
٤٥- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، برای او عزيزتر باشم. (آگاتا كريستی)
٤٦- هر چه متأهلان بيشتر شوند، جنايت ها كمتر خواهد شد. (ولتر(
٤٧- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش می داند. (جانسون)
٤٨- زن ترجيح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نيست، تحمل كند. (كينهابارد(
٤٩- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا می كنند. (شاو(
٥٠- وقتی برای عروسی ات خيلی هزينه كنی، مهمان هايت را يك شب خوشحال می كنی و خودت را عمری ناراحت ! (روزنامه نگار ايرلندی(
٥١ – هيچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. (ضرب المثل اسكاتلندی(
٥٢ – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن. (ضرب المثل آلمان(
٥٣ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی. (شارل بودلر(
٥٤ – دوام ازدواج يك قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا. (ضرب المثل اسكاتلندی(
٥٥ – ازدواج پديده ای است برای تكامل مرد. (مثل سانسكريت(
٥٦ – زناشويی غصه های خيالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل می كند. (ضرب المثل آلمانی(
٥٧ – ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنيا اعتبار دارد. (مارك تواي)
٥٨ – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شيرينی و بی مزگی. (ولتر(
٥٩ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. (شارل بودلر(

60-آنچه شیران را کند روبه مزاج ........ازدواج است؛ ازدواج است ؛

 

 

      

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 17:29  توسط حسین بیکی  | 

جهاد اقتصادی مبتني بر اصول

مقدمه: هر چند اداره حكومت ابعاد مختلفی از اقتصاد، سیاست، هنر، اجتماع و روابط بین الملل را در بر مي گيرد، اما تردیدی نیست جامعه ای که پای اقتصادش بلنگد، فقط از منظر اقتصادی عقب نخواهد بود بلکه در سایر حوزه های به هم پیوسته اش نیز به مقصد نخواهد رسید. از اين رو در سال های اخیر، مقام معظم رهبری اسامی سال ها را با محوریت اقتصادی تعیین می کنند مانند اصلاح الگوی مصرف، همت و کار مضاعف و جهاد اقتصادی. «جهاد» به نهایت کوشش، سعی و تلاش در هر امری گفته می‌شود. «اقتصاد» نیز به معنای «میانه روی» است. نام گذاری امسال به عنوان «جهاداقتصادی» بی شک امری تشریفاتی نبوده و اهدافی از این موضع، مدنظر است. جهاد اقتصادی یعنی همه در کنار هم، اقتصاد مملکت را با تلاش، وجدان کاری، بهره وری، صرفه جویی، اصلاح الگوی مصرف، خودداری از هدردادن پول، انرژی و... بسازیم.
اول: ‌جهاد اقتصادي و فقه شيعه
اسلام به عنوان دین کامل بشریت به مسلمین توصیه می‌فرماید که در مسائل اقتصادی و مالی، طوری با جدیت کار و تلاش کنید که انگار تا ابد در این دنیا زنده‌اید و در مسائل معنوی، طوری عمل کنید، که انگار امروز آخرین روز زندگیتان است. فقه شیعه این انعطاف و زمان‌شناسی را دارد که بتواند به‌روز گردد و بدین سان جهاد به عنوان يكي از فروع دين به ابعاد فرانظامی تعمیم یابد؛ جهاد علمی، جهاد فرهنگی، جهاد سازندگی و ... و امروز نیز جهاد اقتصادی به این گفتمان وارد شده است. در بین ابعاد مذکور اقتصاد در مقایسه ابعاد مختلف پیشرفت یک کشور با کشورهای دیگر از ویژگی‌ عام‌تری برخوردار است. به بيان ديگر متأسفانه یا خوشبختانه حوزه اقتصاد و شاخص‌های مربوط به آن از برجستگی ویژه‌ای بهره مند است و نهادهای بین‌المللی نیز توسعه را در این بعد خلاصه می‌کنند. بنابراین برای اثبات کارآمدی نظام دینی در عرصه اقتصاد و اجتماع و سیاست، رسالت سنگینی بر دوش پیشکسوتان و دلسوزان انقلاب اسلامی است. جهاد اقتصادی که گفتمان عمومی امسال کشور است، یکی از عرصه‌های اثبات این کارآمدی است و از جمله مسائلی است که همه مردم (بدون استثنا) آن را لمس می‌کنند و هر کسی درحد فهم و تجربه خود درباره آن به قضاوت می‌نشیند، بنابراین آن سوی اثبات کارآمدی اقتصادی نظام اسلامی، رضایت عمومی خواهد بود. اما ابعاد جهاد اقتصادی چیست و چگونه باید بدان ورود کرد؟ مفهوم جهاد اقتصادي يعني همان اقتصاد مبتني بر فرهنگ اسلام و اين که تمامي برنامه هاي اقتصادي با اسلامي بودن سياست هاي اقتصادي، سنخيت و همخواني داشته باشد. پس پاسخ سؤال مذكور در سايه تحقيق و تفحص در متون اقتصاد اسلامي محقق خواهد شد. در اقتصاد اسلامي برخلاف اقتصاد غربي هم اعتقاد به معاد و هم اعتقاد قلبي به عدالت اجتماعي وجود دارد.
دوم: رابطه معنادار جهاد اقتصادی و جهاد علمی
جهاد اقتصادی رفع محدودیت ها، فقر و نابرابری در کشور از طریق ایجاد یک رونق اقتصادی است که برای تحقق آن باید رفتار همه عوامل اقتصادی، جهاد گونه باشد زیرا دستیابی به جهاد اقتصادی مستلزم اعمال رفتارهای غیرخودخواهانه و ایثار توسط همه افراد جامعه می باشد. توسعه علمی بخشی از توسعه اقتصادی است كه می تواند وجهه جهاد اقتصادی را تقویت کند. 
هر قدر مجاهدت بیشتری در پیشرفت اقتصادی خود از راه حلال و مبتني بر علم و دانش برگرفته از اصول ديني انجام دهیم، سود آن به اجتماع و ملت می‌رسد. کشور هم که از لحاظ اقتصادی پیشرفت خیره‌کننده ای داشته باشد، طبعاً تبدیل به الگویی برای سایر کشورها می‌شود. در کنار این موارد، هر قدر در مسائل اقتصادی، بیشتر جلو برویم و اقتصاد کشور و تولید و صادرات خود را رشد دهیم، از بیگانگان، بیشتر مستقل می‌شویم. یکی از نتایج مجاهدت علمي در امر اقتصاد، اگر با روش‌های صحیح انجام شود، استقلال مملکت است؛ موضوعی که آرزوی همه ملت است.
سوم:‌عدالت شرط تحقق توسعه اقتصادي
با مطالعه ابعاد اقتصادي حكومت امام علي(ع) به اين نكته برخورد مي كنيم كه در اندیشه ايشان عدالت‏شرط لازم و ضروری توسعه اقتصادی جامعه است. چنان كه بدون عدالت هرگز با افزایش تولید درآمد، نمی‏توان رفاه همگانی را به ارمغان آورد، بلكه پس از مدتی، جامعه به بن بست‏خواهد رسید. عدالت اقتصادی به قدری اهمیت دارد كه گاه حاكم اسلامی باید افزایش تولید جامعه را فدای برقراری عدالت و توزیع عادلانه درآمد موجود كند. توزیع نابرابر بیت‏المال موجب رفاه مادی قشری خاص و محرومیت‏سایر اقشار جامعه خواهد شد، ولی توزیع عادلانه آن موجب آسایش و رفاه نسبی تمام اقشار خواهد گردید.
نابسامانی‏های منتج از سیاست‏های غلط تقسیم درآمد در گذشته، تنها با كنار نهادن شیوه گذشته سامان نمی‏یابد، بلكه باید در كنار آن، اموالی كه بناحق از حساب عمومی برداشته شده و به جیب افرادی خاص ریخته شده، بازگردانده شود. ملاك مصادره ثروت‏های بادآورده انباشت آن از طریق غیرقانونی نیست؛ معیار اساسی، ناحق و غیرمشروع بودن آن است.از این‏رو درنگاه امام علي(ع)، اگر حاكمی همچون عثمان هم بناحق اموال مسمانان را به دیگران ببخشد، در عین قانونی بودن، باید مصادره شود. ترس از مخالفت صاحبان ثروت و ملامت و سرزنش آنان نباید حكومت اسلامی را از مصادره اموال زیاده‏خواهان باز دارد، گرچه به جنگی مثل جنگ جمل بینجامد. همه مسلمانان جامعه اسلامی در بهره‏مندی از درآمد ملی حكومت‏برابرند و هیچ امتیازی برای مردم یك شهر نسبت‏به شهر دیگر وجود ندارد، حتی تدین و تعهد بالای افراد در حكومت اسلامی ابزاری برای كسب امتیاز مادی افزون‏تر به حساب نمی‏آید. از اين رو امام(ع) مي فرمايند: " قسم به خدا اگر با آن اموال‏شان زنانی را كابین بسته و یا كنیزانی خریده باشند، آن را بازپس خواهم گرفت؛ زیرا عدالت مایه گشایش است و آن كه عدالت‏برایش گران آید، تحمل ظلم برایش گران‏تر خواهد بود. "
چهارم: اصول تحقق جهاد اقتصادي
اقتصادی که با جهاد و تلاش الهی، شکوفا شود و تمام آحاد مردم در آن شرکت جویند، بی شک نقشه ی دشمنان را با شکست مواجه و کید آنان را به خودشان برمی گرداند. جهاد اقتصادی مبتني بر اصولی است که مهم‌ترین آن عبارتند از:
1- خلاقيت، نوآوري و کارآفرینی: تلاش جهت ابداعات، بروز خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها و کارآفرینی یکی از اصول مهم تحقق جهاد اقتصادی است که تعبیر علمی آن تولید ثروت از دانش است. بدون تردید باید در کنار عوامل داخلی و خارجی عقب‌ماندگی ایران در سال هاي گذشته، به مسئله ذخایر زیرزمینی و خصوصاً نفت اشاره کرد. طبق تحقیقات علمی، وجود منابع خدادادی یکی از عوامل مهم در افول نوآوری، خلاقیت و کارآفرینی است. ملتی که از زیر زمین ارتزاق می‌کند مجبور نمی‌شود تا استعدادهای خود را برای کشف مسیرهای تازه به کار گیرد.
2- صرفه‌جویی و پرهيز از اسراف و تبذير: هدر ندادن منابع، پیشگیری از اسراف و تبذير، درست مصرف کردن 
از اصولی است که می‌تواند به اندوخته‌ها و ذخایر ملی بیفزاید و توزیع منابع را تا حدودی عادلانه نماید. باید انديشه ولخرجی به یک ضد ارزش تبدیل شود و قناعت به عنوان یک شاخص اسلامي برجسته شود. اولين راه براي مشاركت مردم در تحقق جهاد اقتصادي صرفه جويي و پرهيز جدي از هدردادن منابع است.
3- تكيه بر تولیدات داخلي: در سال جهاد اقتصادي بايد هدف نهايي رسيدن به توليد صادرات‌گرا و تبديل شدن ايران به يك كشور صادراتي باشد. تولید دارای ابعاد گوناگون است. از یک طرف اشتغال را افزایش می‌دهد و از طرفی واردات را کاهش می‌دهد. علاوه بر آن اثر روانی آن یعنی افزایش اعتماد به نفس ملی و غرور ملی ارتقا خواهد یافت و اثرات هویت‌بخش آن بر شخصیت تک‌تک مردم نیز مؤثر خواهد بود. استقلال اقتصادی از مسیر تولید می‌گذرد. بنابراین تولیدات استراتژیک باید در اولویت جهاد اقتصادی قرار گیرد و موانع تولید باید شناسایی و برطرف شود و اصل تولید نیز به مثابه ارزش معرفی شود.
4- ايجاد سيستم مناسب اقتصادي در عرصه توليد و مصرف: صرفه‌جویی ممکن است در برخی از حوزه‌ها یا بعضی از خانواده‌ها به صورت شخصی و فردی انجام گیرد، اما کشور نيز نیازمند نهادمند شدن روش‌های درست مصرف کردن است. هدفمند کردن یارانه‌ها نمونه‌ای از این تمرین و آموزش عمومی است که اثرات آن در کمترین فرصت ملموس و قابل احصا است. بنابراین باید همه اهرم‌ها و مکانیسم‌هایی که می‌تواند از هدر رفتن منابع خدادادی و تولیدی کشور جلوگیری کند به کار افتد تا فرهنگ عمیق آن در نسل‌های آینده نهادینه شود.
5- عدالت توزيعي: بخش‌های وسیعی از کشور همچنان از مشکلات روزمره زندگی رنج می‌برند و عدالت توزیعی را هنوز به صورت عینی درک نکرده‌اند. بايد عدالت توزيعي و خدمت‌رسانی در سال جهاد اقتصادی از ضریب و اهتمام ویژه‌ای برخوردار شود تا عدالت ساری و جاری شود.
6- فقرزدايي: فقر زدایی ، پروسه ای است که نتیجه آن ، ایمان زایی ، اندیشه گستری، رفاه عمومی، زدودن بسیاری از تخلفات و جرم ها و عداوت ها و ... است و البته این مهم نیز با شعار و بخشنامه و دستورالعمل های بی پشتوانه میسر نمی شود.
7- وحدت و ثبات: تحقق اصول ذكر شده در بندهاي قبلي نیازمند تمرکز اذهان و اراده‌ها و برنامه‌ها بر مسأله هاي اقتصادي كشوراست. از اين رو حفظ وحدت ملي، كوشش همگاني و حفظ آرامش جامعه از اصول بلاانكار جهاد اقتصادي است. امسال که به سمت انتخابات مجلس در زمستان می‌رویم باید مراقب بود که دعواهای قدرت به جهاد اقتصادی سایه نیفکند و آن را تحت تأثیر قرار ندهد. نخبگان سیاسی و اجتماعی اگر داعیه ورود به قدرت یا اثبات حقانیت خود را دارند باید در مسیر جهاد اقتصادی تلاش کنند. محبوبیت، کارآمدی و ذهنیت مثبت اجتماعی نیز در این مسیر قابل تحقق است، بنابراین مباحث بیهوده می‌تواند جهاد اقتصادی را مختل کند و تقلیل دهد.
8- تلاش هدفمند و مبتني بر برنامه ريزي: باید جهت‌گیری برنامه‌ریزی دولت و نظام به سمت و سوی جهاد اقتصادی باشد و از اعمال و رفتارهای نمادین یا شتاب‌زده به صورت جدی خودداری شود. بدون برنامه‌ریزی صحیح و عمیق، جهاد اقتصادی در حوزه رسانه‌ای باقی خواهد ماند. از اين رو هر گونه تلاش و كوششي در اين زمينه مي بايست مبتني بر فكر، انديشه و علم باشد.
سخن پاياني
اگر قرار است دهه آینده برای ما «دهه پیشرفت وعدالت» باشد، به عنوان پيش نيازِ ضروري چاره ای جز بازنگری در اقتصاد کشور و بازسازی آن بر اساس معنویت و آموزه های دینی نیست؛ چرا که کشور عقب مانده یا مرفه، اما رنجور از فقر و فساد و تبعیض، هیچ گاه نمی تواند الگوی مقبولی برای جهان امروز ارائه نماید. در واقع در دنياي امروز مبارزه اصلي در سازندگي و پيشرفت کشورهاست و تلاش براي پيش افتادن کشور در اين مسابقه نابرابر جهاني که نهايتاً به قدرت و تعيين کنندگي نظام در جامعه بين المللي مي انجامد. از اين رو رهبر انقلاب حرکت عادي در جبهه اقتصادي را کافي ندانسته و مي فرمايند: « در عرصه‌ي اقتصادي با حرکتِ جهادگونه کار کنند، مجاهدت کنند. حرکت طبيعي کافي نيست؛ بايد در اين ميدان، حرکت جهشي و مجاهدانه داشته باشيم.»

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 14:44  توسط حسین بیکی  | 

پاسخ هاي پيشنهادي كتاب جديد تاليف جامعه شناسي 1 سال دوم رشته انساني

فصل اول

ص 13 : نمونه بياوريد :

سه كنش انساني : احوال پرسي ، انجام تمرينات درس ، پاسخ دادن به سوالات معلم

نمونه براي انواع كنش :

كنش دروني : فكر كردن تصميم گرفتن منفعل شدن خجالت كشيدن

كنش بيروني : امتحان دادن كتاب مطالعه كردن لباس پوشيدن

كنش فردي : دعا نمودن استحمام كردن مسواك زدن

كنش اجتماعي : سرود خواندن مسابقه ورزشي دادن شركت در جشن عروسي

 ص 15 تفسير كنيد : خير - بوق سلام بوق جشن و شادي بوق هشدار و خطر

ص16 تحليل كنيد :غفلت : بي توجهي يا كم توجهي و بدون آينده نگري و به حقايق توجه نكردن انسان را غافل مي سازد . غفلت امروز ما ريشه در ديروز ما دارد ما حصل هر آنچه ديروز انجام داده ايم  اگر ديروز غفلت كرده ايم پس امروز حاصلي نداريم و هر اينه كه امروز غفلت كنيم فردا نيز بي حاصل خواهيم بود به عبارت حميد مصدق بهتر آن است كه غفلت نكنيم از آغاز ... 

پيامد هاي سحر خيزي : از بيماري مغزي جلو گيري مي كند براي قلب مضر و موجب پيري زود رس مي شود ( دانشمندان ژاپني ) طراوت روحي و فكري انسان را زياد مي كند بهترين وقت براي درك مطالب علمي است.

ورزش صبحگاهي :

طراوت روحي و آمادگي و سلامت جسمي انسان را بيشتر مي كند كسالت را برطرف مي كند . 

ص19 پاسخ دهيد :

–       اقتصاد : چون كنش انساني را در حيطه توليد و توزيع و مصرف بررسي مي كند.

–       تاريخ : چون به مطالعه احوال انسان و وقايع اجتماعي در گذشته مي پردازد.

–       حقوق : چون به بررسي قواعد مدون و رسمي حاكم بر روابط اجتماعي اقدام مي كند .

ص 19 تفسير كنيد :فيزيكدان صداي انساني را ارتعاش تارهاي صوتي مي داند كه به گوش مي رسد در حالي كه زبان شناس صداي انساني را مجموعه علايم منظم مي داند كه به فرد امكان مي دهد فكر و معاني ذهني خود را بيان كند .

ص20 پاسخ دهيد : ·        بلي  ·        امتناع تضاد محال بودن اجتماع و ارتفاع نقيضين تاثير و تاثر متقابل

ص 23 تحليل كنيد :

–       اقتصاد و فرهنگ ادب : در گذشته فرصت شغلي داشت و حالا كمتر دارد

–       نقشه كشي ساختمان : در گذشته فرصت شغلي نداشت حالا فرصت شغلي زيادي دارد .

–    حقوق زبان خارجه يا در ايران در سال‎‎هاي دهه شصت، علوم پزشكي از موقعيتي برتر نسبت به ساير علوم برخوردار بودند و در سال‎‎هاي اخير برخي از رشته‎‎هاي ديگر جاي آن را گرفتهاند

-  شان اجتماعي در آمد تفاوت در فوايد :. 1- فهم و شناخت معاني كنش‎‎هاي آدميان.

3- ايجاد تحول در كنش‎‎هاي انساني و ديالكتيك با موضوع خود. 2- پيشبيني كنش‎‎ها و پيامدهاي آنها جهت پيشگيري و كنترل كنشهاي نامناسب و غيرمطلوب 4- شناخت فضيلت، عدالت، سعادت و راه صحيح زندگي و ارزشگذاري درباره كنش‎‎هاي خوب و بد 6- رها كردن و آزادسازي از ظلم‎‎ها و اسارتهايي كه در اثر كنش انسانها پديد ميآيد. 5- انتقاد از كنش‎‎هاي ناپسند و ظالمانه انسانها. 7- نشان دادن شيوه صحيح استفاده از علوم طبيعي و دانش‎‎هاي ابزاري.

فوايد علوم طبيعي : 1- شناخت طبيعت؛ 2- پيشبيني حوادث طبيعي؛ 3 - رهاسازي انسان از اسارت طبيعت؛

ص26 : داوري كنيد : ·        خطر درگيري هسته اي –  آلودگي و بحران محيط زيست

·        الف

ص29 : نمونه بياوريد :·        احوال پرسي رفع اشكال درسي لباس پوشيدن

·        دوستان معلم برآوردن انتظارات آنها

·        كسب و حفظ وجه

 

ص31 تمرين كنيد :

·        تعريف هنجار ارزش انتظارات نظام اجتماعي طبق كتاب  مطالعات اجتماعي

·        نظام اجتماعي

ص 32 تحقيق كنيد

·        ارزشهايي چون : اصل و نسب حشمداري خودكفايي سنت گرايي

·        توزيع مساوي امكانات آموزشي برابر مقررات به طور مساوي با همه رفتار نمودن

 

ص35 تفسير كنيد :

نسبت جزء و كل

ص38 : تحليل كنيد :

از طريق پيشبيني كنش‎‎ها و پيامدهاي آنها جهت پيشگيري و كنترل كنشهاي نامناسب و غيرمطلوب راه صحيح زندگي و ارزشگذاري درباره كنش‎‎هاي خوب و بد را نشان دادن  - انتقاد از كنش‎‎هاي ناپسند و ظالمانه انسانها.

ص38 : تحليل كنيد :

منطق جغرافيا ادبيات

علوم انساني : چون موضوع آن مربوط به كنش انساني است .

ص42 : تحليل كنيد : علوم تجربي

چون منابع معرفت آنها غير از حس و تجربه بود ( منابع معرفتي عقل و وحي )

ص43 تحليل كنيد :

چون ارزشها را به عنوان پديده هاي اجتماعي بررسي مي كند .

 

ص 44  مقايسه كنيد :

معيار - نوع

پوزيتيويستي

تفهمي

انتقادي

موضوع

جامعه و پديده هاي اجتماعي

كنش انساني

كنش هاي انساني

روش

تجربي

تفهم

استدلالهاي غير تجربي

هدف

پيش بيني و كنترل

پيش بيني و كنترل

داوري ارزشي

 

ص48 با هم بيانديشيد :

از نظر ابن سينا موضوع علم نظري مستقل از ما است در حالي كه علم عملي براي ما كاربرد دارد و هدفش تزكيه نفس است و در جهت شناخت خير مي كوشد . علوم نظري شامل معلوماتی است که منشأ تشکیل آن ها را عقل و فکر و احساس انسان تشکیل می دهد.  مانند فلسفه، منطق، ریاضیات، ادبیات و نظایر این ها.  گروه دوم شامل معلوماتی است که منشأ آن ها را رفتار انسان تشکیل می دهد، روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، مدیریت و مانند این ها. علوم  نظری آگاهی از چیزهایی است که شایسته دانستن هستند در حالی که علوم  عملی آگاهی از اموری است که سزاوار به کار بستن‌اند. علوم  نظری علم به احوال موجوداتی است که وجودشان در اختیار آدمی نیست. حال آنکه علوم عملی علم به احوال موجوداتیست که تحققشان در حیطه اختیار آدمی است .

- متافيزيك جزو علوم نظري است زيرا موضوع  متافيزيک هستی آن گونه که هست می باشد که با هر آن چه وجود دارد اشتراک دارد.

- علوم انساني و اجتماعي جزء علوم عملي مي باشد زيرا : موضوع اش مستقل از ما نيست و درباره هستي ها و موجوداتي بحث مي كند كه با اراده و اگاهي انسان ايجاد مي شود .

و درپي بردن به چيزهايي كه در تصرف و قملرو عمل و توانايي بشر است. مانند: عدل، ظلم، تدبيرات، سياسات، صناعات، عبادات و...

ص  49 تفسير كنيد :

·    تفاوت عقل عملي و نظري : عقل عملي: اموري را ادراك مي‏كند كه مربوط به چگونگي عمل انسان است، مانند اين كه مي‏گوييم: "توكل به خدا نيكو است" و "صبر و پايداري پسنديده است"، "نماز واجب است" قيام به عبادت در شب مستحب است و...  عقل عملي عهده دار بيان بايسته ها يا شايسته بودن انجام عملي و يا ترك آن است .

عقل نظري: عبارت است از تعقل اموري كه هدف، علم به آن‏ها است و تعلق به عمل ندارد مانند علم به موجوديت خالق و وحدانيت او و اين كه صفات او عين ذات او مي‏باشد.

تاثير عقل عملي بر علوم اجتماعي :

·    مشكلات علوم اجتماعي را براي داوري هاي ارزشي و فعاليت تدبيري حل مي كند و راز تفاوت پديده هاي اجتماعي و انساني را با پديده هاي طبيعي مي گشايد.

ص 50   هم انديشي كنيد :     دو پديده اعتباري : 1- ازدواج : پيامد : گسترش شبكه خويشاوندي  2 مالكيت خصوصي :  پيامد:  شكاف طبقاتي    ·        خير : زيرا هستي آن ها مستقل از اراده ماست .

 فصل دوم : ص 54 نمونه بياوريد : مو دندان  پديد مي آيد

ناف دم از بين مي رود. 

ص 56 تحليل كنيد :

دانش آموزي : مزيت : برخورداري از مدرك تحصيلي و امكان استخدام ، فرزندي : مزيت : برخورداري از حمايت خانواده

چون جهان اجتماعي پديده ارادي و اعتباري است و موجوديت آن در خارج ازما به ازاء ندارد. جهان اجتماعي يك سلسله امورقراردادى‏اند. بشر در زندگى اجتماعى خود، چاره‏اى از برخى قراردادها ندارد.

ص 58 : گفتگو كنيد :  خانواده : ارزشهايي چون اطاعت از بزرگترها ،  نام گذاري شيوه غذا خوردن -  زبان آموزي

مدرسه : ارزشهاي سياسي حاكم بر جامعه هنجار هاي رسمي اعتقادات مذهبي علوم جديد . نظام آموزش و پرورش یکی از کارگزاران مسئول و فراگرد پرورش سیاسی است.آموزش و پرورش رسمی ، نگرشها ، ارزشها ، سازگاریهای ذهنی ، رفتارها ، و مهارتهایی در فرد ایجاد می‌کند که شاید در زمینه‌های اجتماعی دیگری غیر از مدرسه انجام پذیر نباشد.

در گذشته فرزندان حرفه ها را دركنار والدين خود در خانه و مزارع هنگام كار از آنها ياد مي گرفتند كارها ساده و به دور از تخصص و تقسيم كار پيچيده بود  .  اما امروزه جوامع به نیروی کار ماهر و متخصص دارد. در تربیت حرفه‌ای و تخصصی افراد آموزش و پرورش نقش مهمی در گزینش و تخصیص افراد به مقامات و مشاغل اجتماعی ایفا می‌کند.     ص61  تمرين كنيد :

شهر : عيني       هديه دادن براي روز تولد يك دوست : خرد    عدالت اجتماعي : ذهني

ص63  پاسخ دهيد :  خانواده نظام تعليم و تربيت

 

ص 64 نمونه بياوريد :

نماد ها : خانه روسري چادر ي

هنجار ها : همزيستي زن و شوهر و فرزندان ازدواج نكرده در كنار هم تامين معاش همسر و فرزندان

ارزشها : همبستگي بالاي اعضا - برخورداري از محبت، امنيت، معيشت

عقايد : بدون تشكيل خانواده ادامه زندگي اجتماعي ممكن نيست

ص 68 مقايسه كنيد

                                                                                                ارزشهاي انساني :

جامعه آپارتايد

جهان اجتماعي اسلام

جدا گزيني مكاني

عدم جداگزيني مكاني

ممنوعيت ازدواج سياه و سفيد

رواج ازدواج سياه و سفيد

تفاخر به سفيدي

لفو تفاخرها و امتیازات نژادی و تاكيد بر تقوا

تفاخرات نسبی و قبیلگی

ارزشمندي عمل

برتری طلبي و حق سیادت بر دیگران

خدامحوري

وطن پرستی

وطن دوستی

تعصب قومي و خويشاوندي

تعصب ايماني

 ص 70 گفت وگو كنيد :  تفاوت در وضو گرفتن - تفاوت در اذان و اقامه اختلاف نظر در مورد خلفاي راشدين

 ص72 مقايسه كنيد :   خدا پرستي در مقايسه با بت پرستي -   تساوي طلبي در مقايسه با  تبعيض نژادي   

نقش و رنگ را در مقابل عزم و آهنگ

سياه و هماهنگي       سفيد و همرنگي

 

 

 

ص 75 تحليل كنيد :

زمان برگشت مسافران نوروزي يا مسافران چند روز تعطيل پشت سرهم كه ترافيك سنگين باشد .

برخي رانندگان مجبور مي شوند براي آمدن به تهران مسير هاي ديگري را انتخاب كنند .

ص 76  گفت وگو كنيد :جهان اسلام جهان مسيحيت جهان غرب جهان تشيع جهان متجدد جهان معنوي

 ص 78 تحليل كنيد :                                                    جهان متجدد :

فرصت

محدوديت

افسون زدايي

رويكرد دنيوي

توسعه عقلانيت ابزاري

زوال عقلانيت ذاتي

 

قفس آهنين

 

عصر جدید تقلای «ولگرد» برای زندگی در دنیای مدرن و صنعتی است. وي تصوير انسان خرد شده در جوامع صنعتي را نشان مي دهد .

ص 81 تحليل كنيد :   پیش‌رفت مفهومی ‌است که بر دیدگاهی تک خطی از تاریخ بنا شده است. اغلب نظریه پردازان تطورگرا معتقدند که همه جوامع انسانی در طول زمان پیشرفت و ترقّی می کنند. الگوي پيشرفت جوامع عقب مانده جوامع غربي است . جوامع غربي بايد جهان عقب مانده را متمدن سازد و به انتقال فرهنگ و تكنولوژي خود اقدام كند .

 ص 82 بينديشيد :خودباختگي

ص 84  گفت و گو كنيد :

سكولار يعني آن چه به اين جهان تعلق دارد به همان اندازه از خداوند و الوهيت دوراست. از نظر اصطلاح اين واژه در سير تاريخ ، معاني گوناگوني به خود گرفته است: اولين بار در معاهده وستفالي  (1684) به مفهوم خروج سرزمين هايي از تملك كليسا به كار رفت. پس از آن به مرور، معاني ديگري همچون ، ترخيص كشيشان، تفكيك دين از سياست ، تفوق دولت بر كليسا ، تقليب دين، و در نهايت طرد دين از ساحت حيات اجتماعي انسان را به خود گرفت.

نظام سرمايه داري يا كاپيتاليسم و نظام سوسياليستي:

كاپيتاليسم يا سرمايه داري يك سيستم اقتصادي و مربوط به دوران مدرن است؛ كه در آن بخش عمده فعاليت اقتصادي ? به ويژه مالكيت و سرمايه گذاري براي توليد- در دست افراد و مؤسسات خصوصي (غير دولتي) است كه از طريق رقابت اقتصادي جهت كسب سود فعاليت مي كنند. اين سيستم اقتصادي كه به اقتصاد بازار نيز مشهور است، در دوران انقلاب صنعتي (1750- 1850) در اروپاي غربي و آمريكا حاكم شد و به تدريج به كشورهاي غيرغربي راه يافت.

نظام سوسياليستي ، سياستي كه هدف خود را مالكيت يا نظارت كل اجتماع بر ابزار توليد (سرمايه، زمين ، دارايي و غيره )در جهت تامين منافع همگاني قرار مي دهد و يا از اين مالكيت و نظارت حمايت مي كند. پس بدين ترتيب و بطور خلاصه ، سوسياليسم در صدد اجتماعي كردن ابزار توليد است.

سوسياليسم به معناي مالكيت اشتراكي زمين و سرمايه (ابزار توليد)، تحت يك شكل دموكراتيك حكومت است و مستلزم آن است كه توليد به سمت و سوي استفاده جمعي و نه سودجويي فردي هدايت شود. بعلاوه تقسيم توليدات بايستي به طور برابر انجام گيرد؛ و در صورتي كه اين امر ميسور نباشد بايد به گونه اي باشد كه لااقل بتوان اين نابرابري در توزيع را با تأمين منافع عمومي توجيه كرد.

فصل سوم

زبان به معناي اعم آن عبارت است از تمام وسايل لفظي و غيرلفظي كه براي ايجاد ارتباط و تفاهم ميان موجودات زنده به كار مي رود. زبان مجموعه اي از علايم و نشانه هاي قراردادي است كه هر ملت براي تفهيم نظرات و نيات خود آنها را به كار مي گيرد.

شناخت عمومي

شناخت علمي

سخن گفتن در همه جا مناسب نيست.

انديشه مستلزم به كار بردن زبان است .

توانايي به كارگيري زبان از تفاوتهاي مهم بين انسان و حيوان است

در اكثريت افراد، زبان به نيمكره چپ مربوط مي گردد نه نيمكره راست. «مارك داكس» براي اولين بار در مقاله اي نوشت كه فلج شدن ناحيه راست بدن اغلب با از بين رفتن قدرت تكلم همراه است.

زبان وسيله سخن گفتن است .با اين وسيله درست سخن بگوييم نه دروغ.

زبان در اجتماع ساخته و پرداخته مي شود و يكي از پيوندهاي محكم اجتماعي است كه بين اجتماعات وحدت ايجاد مي كند .

براي درست انديشيدن، بايد زبان آموخت و براي خوب سخن گفتن و خوب خواندن بايد درست گوش داد وبراي خوب نوشتن بايد خوب خواند

اگر زبان كودكان به خوبي سخن نگويد، در مسير رشد عمومي، رشد اجتماعي و اخلاقي وي مشكلات مهمي ايجاد مي گردد و مشكلات تربيتي فراواني براي خانواده، خود و اجتماع فراهم مي سازد.

ص 92 پاسخ دهيد : جزميت و جمود پيشداوري تعبد- رياضت - ذهن گرایی سنت گرايي

علوم سياسي علوم نظامي و فضانوردي زمين شناسي زيست شناسي  زيرا بشربه رشد آنها نيازمند شد.

 

 ص 95 : هم انديشي كنيد : خير : دراواخر قرن پنجم قبل از ميلاد جماعتي از اهل نظر در يونان پيدا شدند که جستجوي کشف حقيقت را ضروري نميدانستند، بلکه آموزگاري فنون را بر عهده گرفته ، شاگردان خويش را در فن جدل و مناظره ماهر ميساختند، تا در هر مقام خاصه در مورد مشاجرات سياسي بتوانند بر خصم غالب شوند. ص 96 جستجو كنيد :

دو پديده اجتماعي غير حسي : مانند عدالت - آزادي

دو پديده اجتماعي حسي : مانند ازدواج تيم فوتبال مدرسه

ص 98 شناسايي كنيد :

كندوسازي زنبور عسل لانه سازي پرندگان پارس نمودن سگها

 

                                                   تفاوتهاي انواع شناخت علمي

معيار - نوع

تجربي

عقلي

شهودي

ابزار

حواس

عقل

دل و قلب آْدمي

منبع

عالم طبيعت

حقايق طبيعي و غير طبيعي

وحي و الهامات

روش

مشاهده و احساس

تفكر و استدلال

رياضت و تزكيه نفس

ص 101 مقايسه كنيد :

علم در اين معنا بخشي ازعلم به معناي اول را تشكيل  مي دهد و به سخن ديگر علم تجربي نوعي از انواع دانستنيهاي بسياري است كه در اختيار بشر مي تواند قرار گيرد. رشد علم به معناي دوم عمدتا از آغاز دوره رنسانس به بعد است در حاليكه علم به معناي مطلق آگاهي (معناي اول) تولدش با تولد بشريت هم آغاز است.

واژه «علم» در قرآن كریم به چند معنا به كار رفته است:

الف: علم به معنای عام: دانستن در مقابل ندانستن و معناي مطلق آگاهي : آيه قرآني «خلق الانسان علمه البيان» (خداوند رحمن انسان را آفريد و بيان را به وي تعليم داد/ رحمن/4و3) بهترين مويد اين معناست.قرآن كریم می‏فرماید: «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ» (زمر / 9 ) . «آیا كسانی كه می‏دانند و كسانی كه نمی‏دانند برابرند.»

به نظر می‏رسد مقصود از «علم» در این آیه مطلق علم و دانش است كه شامل همه اقسام علم مفید می‏شود.

از اين منظر به همه دانستنيها صرف نظر از نوع آنها علم گفته مي شود مطابق اين معنا، اخلاق، رياضیات، فقه، ‌دستور زبان، مذهب، زيست شناسي و نجوم همه علم اند... كلمه  Knowledge   در انگليسي و Connaissance  در فرانسه معادل اين معنا علم اند.

ب: علم به معنای خاص یعنی «الهیات» :

قرآن كریم هدف آفرینش جهان را آگاهی انسان از «علم و قدرت الهی» معرفی می‏كند.( طلاق / 12 ) یعنی آگاهی از صفات خدا را به عنوان علم اعلی و هدف خلقت برشمرده است.

و نیز در برخی آیات قرآن از علم «لدنی» یعنی دانشی كه خدا به انسان آموزش می‏دهد سخن گفته شده است.( وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْماً. (كهف / 65).

 در قرن نوزدهم علم به معناي خاص به دانش هايي اطلاق مي شد كه بر تجربه مستقيم حسي مبتني باشند... علم در اين جا در برابر همه دانستنيهايي قرار مي گيرد كه آزمون پذير نيستند. شناخت علمي عبارت است از انکشاف واقعیتی که وجود و جریان کلی آن بی نیاز از من و عوامل درک انسانی (حس، خیال، عقل) بوده باشد که با آن ارتباط برقرار نموده است. در عین حال قضیه و مساله ای را که از این نوع انکشاف حکایت کند قضیه علمی گویند. هر نظریه که با هیچ پیشامد قابل تصور نتواند مردود شود، غیر علمی است. ابطال ناپذیری، حسن یک نظریه نیست (که مردمان غالباً چنان تصور میکنند)، بلکه عیب آن است.

دليل تفاوت : نوع نگرش و جهان بيني حاكم بر دنياي غرب و اسلام است .

ص 103 يادآوري كنيد :

مشكلات جامعه شناسي پوزيتويستي :

1- علم تنها شکل معرفت عقلانی و قابل احترام است و اخلاق و متافیزیک بی معنا هستند. در حالي كه چنين نبود .

2- پوزيتويست ها با تضاد عميقي مواجه بودند زيرا از طرفي معتقد بودند كه لازم است طرح ريزي اجتماعي بر مبناي يافته هاي مسلم علمي پايه گذاري شود و از طرف ديگر اعتقادداشتند كه نبايد تنها منقد بود بلكه بايد تصويري  از جهان مطلوب نيز در نظر د اشت .

3- در خواست پوزيتويسم براي بي طرفي نمايشگر احساس جدايي بود كه فرهنگ سودمندگراپديد آورده بود و دران ارزش واقعي چيزها در مقابل ارزيابي متغيري كه حاصل شرايط بازار بود تضعيف ميگرديد .

4- جامعه شناسي پوزيتويستي چون نظر خوبي نسبت به قانون گذاران و روحانيون نداشت در جست و جوي يافتن برگزيدگان بود كه بتوانند آمرانه طرح جديدي براي جامعه ارائه دهد  . از نظر آنها اولياء  برامور جديد كه بايد طرح جامعه را مشخص مي كردند دانشمندان تكنولوژيت ها و صاحبان صنايع بودند .

در مقابل برخورد دو گرايش راستگرا با يكديگر پوزيتويسم برواكنش غير ديني نسبت به جهان تاكيد مي كرد و حتما كسب دانش اجتماعي را ارزشمند مي دانست و مايل بود اجتناب از ارزش هاي ديني و اخلاقي را يك هنجار جهاني بسازد .

ص 104 : تامل كنيد :

خير

ص 107 : گفتگو كنيد

جامعهشناسي پوزيتويستي عقل تجربي و ابزاري را تنها ابزار براي تكوين معرفت علمي و از جمله علم جامعهشناسي ميدانست. جامعهشناسي تفهمي نيز به دليل توقفي كه بر معناي پوزيتويستي علم داشت، بهرغم توجهي كه به هويت معنايي كنش‎‎هاي انساني و زندگي اجتماعي داشت، هيچ يك از مدل‎‎ها و سطوح ديگر عقلانيت را نتوانست در هويت معرفت علمي دخيل بداند. از ديدگاه تفهمي و تفسيري، انواع ديگر عقلانيت درصورتيكه به حوزه زيست و زندگي اجتماعي وارد شده و در فرهنگ و شناخت عمومي حضور به هم رسانيده و در قالب عقل عرفي يا جمعي ظاهر شده باشند، تنها به صورت ابژه و موضوع علم اجتماعي درميآيند.

رويكرد انتقادي برخلاف ديدگاه تفهمي به استقلال عقل ابزاري و تجربي از ديگر حوزه‎‎هاي معرفتي قائل نبود و هويت عقل ابزاري و تجربي را محصول سطوح ديگري از عقلانيت ميدانست كه در شرايط فرهنگي و تاريخي مربوط به خود ظهور يافته بود.

آن بخش از عقلانيت كه زمينه بروز و ظهور اجتماعي عقل ابزاري و تجربي را پديد ميآورد، بدون شك صورتي عرفي و جمعي دارد، زيرا اين سطح از عقلانيت تا هنگامي كه خود استقرار اجتماعي نيافته باشد، نميتواند دروازه ورود سطح ديگري از عقلانيت به حوزه زيست و زندگي اجتماعي بشر باشد.

نوع جامعه شناسي

پوزيتويستي

تفهمي

انتقادي

نوع عقل مورد استفاده

 عقل ابزاري و تجربي

عقل ابزاري و تجربي

عقل عرفي يا جمعي

ص 108 يادآوري كنيد : 1-- ايجاد علم طبیعی جامعه که بتواند هم تحول گذشته نوع بشر را تبیین کند و هم مسیر آن را پیش‌بینی کند.

2- این علوم به جاي تکیه بر مرجعیت سنت ، خود را بر ترکیب مناسبی از استدلال و مشاهده به عنوان تنها وسیله موجه برای کسب دانش متکی ساخت.

3- انسان برای اینکه محیط غیرانسانی‌اش را به نفع خود دگرگون سازد باید قوانین حاکم بر جهان طبیعی را بشناسد به همین سان کنش اجتماعی مفید برای بشر تنها با استقرار قوانین حرکت حاکم بر تکامل بشری امکان‌پذیر است و سامان اجتماعی و توافق مدلی بر یک پایه استوارند.

4- اگر علوم انساني بتواند به انسان‌ها بیاموزد که قوانین دگرگونی ناپذیر تحول و نظم را در امور بشری باز شناسند در آن صورت انسانها یادخواهند گرفت که چگونه این قوانین را در جهت مقاصد همگانی شان به کار برند.

5- روش مقایسه‌ای ، مشاهده و آزمایشگری در علوم اجتماعی کاربردپذیر است.

ص108 بحث كنيد : خير زيرا اين علم با استفاده از عقل عملي، اول به هويت معنادار كنش‎‎هاي انساني و واقعيت‎‎هاي اجتماعي پي ميبرد؛ دوم ارزش‎‎ها و احكامي را كه براي رسيدن به آرمان‎‎هاي انساني و اجتماعي مورد نياز است، ميشناسد و سوم به صدور احكام تجويزي ميپردازد.

علوم اجتماعي عقلي با كمك حس و تجربه و همچنين با در نظر گرفتن شناخت عمومي و فهم عرفي كه ناظر به وضعيت موجود جامعه انساني است، شناخت مورد نياز را براي تدبير پديده‎‎هاي اجتماعي تأمين ميكند.

ص 112 تحقيق كنيد :فرهنگهاي اساطيري :

در اوستا Avesta و خرده اوستا Khurtak Avesta اكثر ايزدان و فرشته هاي ياد شده يا با طبيعت در ارتباط بوده و به شكلي از مظاهر طبيعت به شمار مي روند. «آبان يشت، خرداد يشت، مهريشت، ماه يشت، آتش يشت، خورشيد يشت.» همه گواه بر اين ادعا هستند. نخستين آفريدگان اورمزد شش امشاسپندان A-mesha-Spenta كه در آغاز فقط تجلي صفاتي از ذات اورمزد بودند، در مراتب تكامل نه تنها صاحب شخصيتي مستقل شدند بلكه با پديده هاي طبيعي زمين وابستگي و ارتباط يافتند. مثلا اورمزد با انسان، بهمن با جانوران. ارديبهشت با آتش. شهريور با فلزها، سپندارمذ با زمين، خرداد با آب و امرداد با گياه ارتباط پيدا كردند. بنابراين همه اين موجودات در خور نيايش و احترام هستند و انسان همواره سعي داشته با روشهايي جادويي و آئيني با مظاهر پيوند يا به داد و ستد عاطفي با آنها بپردازد.  

شيطان پرستي و عرفانهاي كاذب مربوط به جهان اساطيري هستند .

علل گسترش شيطان پرستي :

انسان معاصر، به دنبال گمشده خود در اقليم و مملكت روح است. در فضاي زندگي مدرن همه دستاوردهاي زندگي بشري در اعلي جايگاه خود محقق شده است، دوران مدرنيته، دوران سيطره، كميت است. دوراني است كه در فضا و موقعيت بشري، فقدان امكانات و دستاوردهاي علمي بر بشر تحميل نمي‌شود بلكه در فضاي مدرن و موقعيت‌ جاري امروز، نوعي تفرعن را بوجود آورده كه اين تفرعن موجب شده تا به تعبير كتاب مقدس او در برج بابل (در دوران مدرن) سر بر آسمان به‌سايد و در برابر خداوند سركشي كند. سركشي انسان در دوران مدرن و در فضاي زندگي امروز، از جانب ديگري فقدان معنويت را هم به بار آورده است، يعني انسان معاصر، انسان گسسته از آسمان هست اما در عين حال نمي‌تواند به فطرت خود پشت كند. انسان امروز، در فضاي زندگي مدرن، خود را ارضا شده نمي‌بيند، هنوز هم نقاط پنهاني هست كه مدرنيته و پست مدرنيته به آنها پاسخ نداده و هنوز هم فضاهاي تاريكي وجود دارد كه تكنولوژي نتوانسته پاسخ روشني به آنها بدهد. اين اقليم، اقليم گم شده روح است.اگر دوران قرن بيستم را به تعبير نيچه، دوراني بدانيم كه خدا مرده است و در عين حال ديوانه‌ نيچه با شمشير آخته در شهر، فرياد مي‌زند: كه خدا را كشته‌ام.

علل گسترش عرفان هاي كاذب

انسان مدرن امروزي نمي تواند غافل از عالم معنويت به حيات خويش ادامه دهد . بشر همواره در جستجوي پاسخ پرسش هاي اساسي خود است تا دنيا را براي خود معنادار کند. امروزه واقعيتي به نام «خلاء معنويت» در زندگي انسان مدرن، علي رغم اثبات واقعيت اميد بخش عطش شديد انسان معاصر به حقايق ماوراي طبيعت، آسيب هاي جدي را نيز با خود به همراه دارد؛ يعني هم دست افراد، گروه ها و قدرت هاي فرصت طلب را براي بهره برداري و سوء استفاده از اين احساس نياز معنوي باز مي‌ گذارد و هم دلخوشي و تشبث به هر سرابي را براي اين انسان تشنه، توجيه مي‌کند. در اين روزگار، بعضاً نسل تشنه معنويت، نادانسته عطش خود را با سراب‌هاي عرفان نما فرو مي‌نشاند.

ص 113 تحقيق كنيد

علم و عقل در جهان توحيدي :

نمود اصلي جهان توحيدي فرهنگ قرآني است . قرآن كريم با عبارات مختلفي از عقل تجليل كرده و مؤمنان را به تفكر و تعقل در موضوعاتي تشويق نموده است و از همه مهم تر آنكه سنگ بناي اصول دين را عقل مي داند و اعتقادي را كه از طريق تقليد نه تحقيق بدست آيد به رسميت نمي شناسد. بنابراين ارزش و اهميت عقل را در اسلام و قرآن از موقعيتي كه تعقل و تفكر در مجموعه تعاليم اسلام بدست آورده است مي توان كشف كرد. نمونه هاي زير نشانه هائي از اين جايگاه بلند است:

1- تعقل زيربناي اصول دين است :

2- تشويق به تفكر و تعقل در قرآن و سنت :

3-حمايت قرآن از عقل در برابر عادات اجتماعي :

4-حمايت از عقل درمقابل اكثريت :

قرآن كريم از دو طريق مخاطبان خود را به تعقل دعوت نموده است و از اين طرق ارزشمندي احكام صادره از سوي عقل را رسميت بخشيده است. يكي به طريق مستقيم و به دلالت مطابقي و دوم به طريق غيرمستقيم و به دلالت التزامي.

در روش مستقيم قرآن صريحا دعوت به تعقل كرده است و كساني را كه عقل خود را به كار نمي گيرند مذمت نموده است. در قرآن كريم كلمه عقل و مشتقات آن 94 بار بكار برده شده است.

قرآن مي فرمايد: «ان شر الدواب عند الله الصمم البكم الذين لايعقلون»بدترين جنبده ها كساني هستند كه كر و گنگ و لايعقلند. البته واضح است كه منظور قرآن از كر و لال، كر و لال عضوي نيست. بلكه منظور آن دسته از مردم است كه حقيقت را نمي خواهند بشنوند و يا مي شنوند و به زبان اعتراف نمي كنند. گويي كه از شنيدن حقايق عاجز است و صرفا براي شنيدن مهملات و خزعبلات آمادگي دارد از نظر قرآن كر است و زباني كه تنها براي چرندگويي به كار مي افتد به تعبير قرآن لال است. لايعقلون نيز كساني هستند كه از انديشه خود سود نمي گيرند. قرآن اينگونه افراد را كه نام انسان زيبنده آنها نيست در سلك حيوانات و بنام چهارپايان مخاطب خويش قرار مي دهد.

در يك آيه ديگر ضمن طرح يك مسئله توليدي در مورد توحيد افعالي و توحيد فاعلي مي فرمايد: «و ما كان لنفس ان تومن الا باذن الله؛ هيچكس را نرسد كه ايمان بياورد مگر به اذن الهي.»

به دنبال طرح اين مسئله غامض كه هر ذهني ظرفيت تحمل و درك آن را ندارد و براستي انسان را تكان مي دهد آيه را چنين دنبال مي كند: «ويجعل الرجس علي الذين لايعقلون؛ و بر آنانكه تعقل نمي كنند پليدي قرار مي دهد.»

در اين دو آيه كه به عنوان نمونه ذكر كردم، قرآن به اصطلاح اهل منطق به دلالت مطابقي دعوت به تعقل نموده است.

اما در روش غيرمستقيم، قرآن به نكاتي اشاره مي كند كه پذيرش آنها بدون به رسميت شناختن عقل ممكن نيست و به عبارت ديگر لازمه منطقي اظهار اينگونه مطالب، اعتراف به حجيت و سنديت عقل است. استاد مطهري درباره اين شيوه قرآن مي فرمايند:

آيات بسيار ديگري نيز وجود دارند كه قرآن به دلالت التزامي سنديت عقل را امضا مي كند به عبارت ديگر سخناني مي گويد كه پذيرش آنها بدون آنكه حجيت عقل پذيرفته شده باشد امكان پذير نيست، مثلا از حريف استدلال عقل مي طلبد: «قل هاتوا برهنكم»

علم در جهان توحيدي

در نخستین سوره ای که بر پیامبر (ص) نازل گردید چنین می خوانیم : بخوان به نام پروردگارت که آفرینش را آغاز کرد ( از عدم بوجود آورد) آدمی را از خونی بسته ایجاد نمود . بخوان - و آن پروردگار بسیار بخشنده ات - همان کسی است که نوشتن را بیاموخت و الهام فرمود - آدمی را به آنچه نمی دانست دانا ساخت .(علق 1-5)

و در آغاز سوره الرحمن نیز می خوانیم : خدای مهربان قرآن را ( به پیامبر ) یاد داد- و انسان را خلق گرد و به او سخن گفتن آموخت .

در این دو آیه - ابتدا عنایت به علم شده و سپس به خلقت انسان .در آیات بسیاری ار این قبیل نیز دانشمندان را تشویق و مورد خطاب قرار داده - مانند : او کسی است که ستارگان را برای شما قرار داد تا به وسیله آنها از تاریکیهای خشکی و دریا هدایت شوید-ما آیات و نشانه های خود را برای کسانی که می دانند ( اهل فکر و اندیشه اند) شرح دادیم .(انعام -97)

و در آیه دیگر می فرماید : او کسی است که شما را از یک نفس آفرید در حالی که بعضی از انسانها از نظر ایمان یا خلقت کامل و پایدارند و بعضی ناپایدار- ما آیات خود را برای کسانی که می فهمند بیان نمودیم (انعام-98)

و در باره خلقت آدم ابوالبشر چنین می فرماید : و همه علم اسماء (علم اسرار آفرینش و نام خواص موجودات ) را به آدم آموخت . سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود : اگر راست می گوئید اسامی اینها را برشمارید .(بقره -31)

اسلام تمامي انسانها را به فراگيري دانش فرا مي‏خواند. جمع آوري آيات و رواياتي كه در زمينه علم و دانش است چندين جلد كتاب مي‌شود. در قرآن حدود 780 بار لفظ علم و مشتقات آن به كار رفته است و به صراحت تاكيد مي‏كند كه دانا و نادان يكسان نيستند. رسول خدا(ص) مي‏فرمايد «طلب العلم فريضة علي كل مسلم و مسلمة»(فراگيري علم و دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است).

 

ص 114 مقايسه كنيد :

تفاوت برخورد جهان توحيدي و جهان اساطيري با مراتب علوم و شناخت هاي عقلي

جهان توحيدي

جهان اساطيري

يكي از منابع شناخت وحي است

منكر وحي به عنوان منبع شناخت است

انسان مي تواند علم لدني داشته باشد

انسان  علم لدني ندارد بلكه رموز برخي كارها در نزد برخي انسانها است

عقل و علم كاشف از حقيقت است

توهم و خيال و تصور كاشف از حقيقت است

 

ص 117  تامل كنيد :

سوره اعراف آيه 157 :

الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.

همانها که از فرستاده (خدا)، پيامبر «امّى» پيروى مى‏کنند؛ پيامبرى که صفاتش را، در تورات و انجيلى که نزدشان است، مى‏يابند؛ آنها را به معروف دستور مى‏دهد، و از منکر باز ميدارد؛ اشيار پاکيزه را براى آنها حلال مى‏شمرد، و ناپاکيها را تحريم مى کند؛ و بارهاى سنگين، و زنجيرهايى را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر مى‏دارد، پس کسانى که به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش کردند، و از نورى که با او نازل شده پيروى نمودند، آنان رستگارانند.

سوره صافات آيات 138-137 :  وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ (و شما پيوسته صبحگاهان از کنار (ويرانه‏هاى شهرهاى) آنها مى‏گذريد... ) وَبِاللَّيْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ (و (همچنين) شبانگاه؛ آيا نمى‏انديشيد؟!)

اشاره به آثار باقيمانده شهر سدوم است كه طبق آيات قرآن در مسير راه كاروانهاى مردم حجاز قرار داشت ، و تا زمان ظهور پيامبر اسلام (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) نيز باقى بود ، چنانكه در آيات فوق شما صبح و شام از كنار آنها مى‏گذريد آيا انديشه نمى‏كنيد ؟!

به طور مسلم، تعقل در باب امم گذشته از منظر قرآن كريم، اصالت و استقلال ندارد، بلكه به عنوان مقدمه امر ديگرى مطرح است. اگر تأمل و تعقل درباره اين امت ها به منظور فراگيرى شيوه هاى ناشايست و اعمال نادرست ايشان باشد، بدون شك از ديدگاه قرآن امرى ناشايست و زشت است كه نبايد صورت گيرد. و هم چنين تأمّل در زندگى و سرنوشت ايشان صرفاً براى فهم داستان يك قوم خاص بدون هرگونه نتيجه گيرى نيز مدنظر قرآن نيست، زيرا قرآن در بيان داستان ايشان دست به گزينش خاصى مى زند و معمولا اعمال نادرست، عقايد خرافى و سرنوشتى را كه در اثر چنين عقايد و اعمالى گريبان گيرشان شد، مطرح مى سازد. اين ها نشان گر آن است كه تعقل، به منظور پى بردن به قانون مندى هاى حاكم بر ايشان و استفاده بهينه از اين قانون مندى ها در جهت سعادت خود و ديگران است و اين امر، بالملازمه بر قانون مند بودن پديده ها و امكان كشف و به كارگيرى آن ها دلالت دارد.

ص 118 گفتگو كنيد :  رابطه فرد و جامعه از ديد قرآن

انسان در میان تمامى جانداران موجودى است كه باید اجتماعى زندگى كند و این مطلب احتیاج به بحث زیاد ندارند، چرا كه فطرت تمامى افراد انسان چنین است یعنى فطرت تمام انسانها این معنا را درك مى كند و تا آنجا هم كه تاریخ نشان داده هر جا بشر بوده اجتماعى زندگى مى كرده و آثار باستانى هم (كه از زندگى قدیمى ترین بشر آثارى بدست آورده) این مطلب را ثابت مى كند. قرآن كریم هم با بهترین بیان در آیاتى بسیار از این حقیقت خبر داده، از قبیل آیه:

«یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى ، وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا ...» ترجمه: هان اى مردم ما شما را از یك مرد و یك زن آفریدیم و شعبه شعبه و قبیله قبیله تان كردیم تا یكدیگر را بشناسید ( سوره حجرات آیه: 13)

و آیه: «نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا، وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ، لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا» ترجمه: مائیم كه معیشتشان را در بینشان (در زندگى دنیا) تقسیم كردیم و بعضى را بدرجاتى ما فوق بعضى دیگر قرار دادیم، تا بعضى بعضى دیگر را مسخر خود كنند (سوره زخرف آیه: 32)

ص 119 تامل كنيد :   بلي

زيرا سنت يعني قوانين ثابت واساسي تکويني يا تشريعي الهي که هرگز دگرگوني ندارد. سنت هاي الهي براساس قوانين خاص و روابط علي و معلولي در جامعه جاري اند. انسان ها وجوامع انساني با اعمال اختياري فردي وجمعي خود در تحقق سنت الهي يا تعجيل و تأخير آن نقش دارند و با عقل و تجربه مي توان آنها را كشف نمود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 14:42  توسط حسین بیکی  | 


سوالات همراه با پاسخ درس 1 تا6

1-مفهوم جهانی اجتماعی را با ذکر مثال بیان کنید. به کلیه ی پدیده هایی که در زندگی اجتماعی انسان ها اثر می گذارد

2-چگونه می توان پدیده های جهان طبیعی و فراطبیعی را جزء جهان اجتماعی به کار برد؟ پدیده ها تا زمانی که در زندگی اجتماعی انسان ها اثر داشته باشند ، و موجب ارتباط انسان ها شوند جزء جهان اجتماعی محسوب می شوند.مانند: جنگل ها ، بیابان ، فلزات (طبیعی) ایمان ، آخرت ، روح ، افسانه (فراطبیعی)

3-پدیده های زلزله ، خشکسالی و آب و هوا چگونه درون جهان اجتماعی قرار می گیرند؟ از جهتی که موجب برقراری ارتباط انسان ها و تغییر شیوه ی زندگی مردم می شود ، درون جهان اجتماعی می باشد.

4-جهان اجتماعی چگونه بسط می یابد؟انسان ها از طریق تجسم ذهنی و تحت تاثیر قرار گرفتن پدیده ها جهان اجتماعی خود را گسترش می دهند مثلا تا زمانی که انسان پدیده ی الکتریسیته را نمی شناخت جزء جهان اجتماعی او نبود.

5-چرا شناخت خداوند و فرشتگان جزء جهان اجتماعی محسوب می شود؟چون ارزش ها و آرمان های جهان اجتماعی انسان ها را تغییر می دهد.

۶- قنات با آب و هوای ایران چه ارتباطی دارد و دارای چه ابعاد اجتماعی می باشد ؟ باتوجه به  نیمه بیابانی بودن ایران وکمبود آب ، ایرانیان قنات را ابداع کردندکه درزندگی اجتماعی وروابط  مردم تاثیرگذاربوده است .قنات درایران موجب شکل گیری شبکه ای ازروابط اجتماعی وفرهنگ سخت کوشی ، تعاونی وهمیاری  شده است.

7- چگونه پدیده های گذشتگان و آیندگان  درون جهان اجتماعی قرار می گیرند؟ چرا؟ عبرت گرفتن از سرنوشت دیگران درزندگی  اجتماعی ما تاثیر دارد .( گذشتگان )  تلاش می کنیم مایه ی عبرت دیگران نشویم ( پس با آیندگان ارتباط  وتاثیر متقابل اجتماعی داریم .)  

 درس دوم

 1-ساختار جهان اجتماعی چیست؟به چگونگی ارتباط بین پدیده های اجتماعی ساختار اجتماعی می گویند.

۲-جهان اجتماعی چیست؟به کل پدیده هایی که در زندگی اجتماعی انسان ها تاثیر می گذارد ، جهان اجتماعی می گویند. 3

-نظام اجتماعی چیست؟به نمود عینی پدیده های اجتماعی از نظر ساختار و اجزا نظام اجتماعی گفته می شود. (به  جمع  اجزاء وپدیده های اجتماعی و نحوه ی روابط بین  این اجزاء نظام اجتماعی گفته می شود . ) مثال: معلم ، دانش آموز ، مشاور و... عناصر اچتماعی هستند( پدیده های اجتماعی ) که این عناصر با یکدیگر رابطه برقرار می کنند و به این رابطه ساختار اجتماعی می گویند. وقتی این عناصر از طریق برنامه و مقررات شکل مدرسه به خود می گیرند ، نظام اجتماعی مدرسه به وجود می آید.

 4-جهان اجتماعی چه تفاوت هایی با نظام اجتماعی دارند؟1-جهان اجتماعی بزرگ تر است 2- مفهوم جهان اجتماعی بیشتر ذهنی است ولی مفهوم نظام اجتماعی عینی تر است. 3-جهان اجتماعی نظام کل است و نظام اجتماعی خرده نظام کل است 4-جهان اجتماعی به جمع پدیده ها اشاره می کند اما نظام اجتماعی به جمع پدیده ها و روابط آن ها اشاره می کند.

 5-خرده نظام چیست؟به اجزای نظام اجتماعی کل که باارتباط بین آن ها نظام هایی به وجود می آید ، خرده نظام گویند.

 6-نظام اجتماعی  کل چیست؟هرگاه نظام اجتماعی با اجزای درون آن (خرده نظام ها) در نظر گرفته می شود ، نظام ، نظام کل است مثل : یک شهر نظام اجتماعی کل است که هر کدام از بخش های اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی ، آموزشی و خانواده جزء خرده نظام آن می شوند. 7-نهاد اجتماعی چیست؟به خرده نظام هایی که نقش تعیین کننده ای در نظام اجتماعی کل دارند و نیازهای اساسی جامعه را برطرف می کنند ، نهاد اجتماعی می گویند مانند: سیاست ، اقتصاد ، آموزش و خانواده سوالات درس سوم 1-جامعه و فرهنگ را تعریف کنید.فرهنگ به شیوه ی عملی و نحوه ی عملکرد هر جامعه و نهاد فرهنگی گویند. جامعه به گروهی از انسان ها اطلاق می شود که در طی سالیان متمادی با یکدیگر زندگی می کنند. 2-ویژگی های فر هنگ را بنویسید.-فرهنگ آگاهی بر شناخت مشترک است. 2-فرهنگ  آموختنی و آموزش پذیر است. 3- فرهنگ قابل انتقال است. 4-هر جامعه ای دارای فرهنگ است. 5-فرهنگ قابلیت تغییر دارد. 3-رابطه ی فرهنگ و جامعه را توضیح دهید.فرهنگ و جامعه جدای از یکدیگر نمی توانند باشند. جامعه ی بدون فرهنگ وجود ندارد و فرهنگ نیز بدون جامعه پدید نمی آید.جامعه و فرهنگ را به جسم و جان یک موجود زنده می توان تشبیه کرد. جامعه در حکم جسم و کالبد و فرهنگ در حکم جان و روح است. 4-فرهنگ عمومی و خرده فرهنگ را تعریف کنید.بخش مشترک فرهنگ که در جامعه غالب است را فرهنگ عمومی و بخشی از فرهنگ مخصوص یک گروه ، قوم یا طبقه است. مثلاٌ در ایران ، فرهنگ اسلامی ، ایرانی فرهنگ عمومی و فرهنگ قوم های ترک و لر و پلوچ و یا فرهنگ مشاغل مختلف مانند جامعه ی مهندسان خرده فرهنگ است. 5-در چه صورتی خرده فرهنگ به ضدفرهنگ تبدیل می شود؟در صورتی که ارزش ها ، عقاید ، و هنجارهای خرده فرهنگ مخالف با فرهنگ عمومی باشد مانند گروه بزهکاران و سارقانی که نظم جامعه را زیر پا می گذارند. (در صورتی که خرده فرهنگ به لایه های اصلی وعمیق یک فرهنگ حمله کند به ضدفرهنگ تبدیل می شود.) 6-منظور از نهادهای فرهنگی چیست؟نهادهایی که به تولید فرهنگ می پردازند ، فرهنگ را در جامعه  استمرار می دهند و آن را در جامعه عمق می بخشند مانند: خانواده ، مساجد ، آموزش و پرورش ، دانشگاه ها  و رسانه ها. 7-هر نهاد اجتماعی چه رابطه ای با فرهنگ دارد؟هر نهاد اجتماعی علاوه بر آن که تابع فرهنگ عمومی جامه است ، دارای خرده فرهنگ خاص خود می باشد. مثلاٌ نهاد اقتصادی دارای عقاید و ارزش ها ، هنجارها (ضرب المثل ها) خاص خود می باشد. 8-با ذکر مثال تاثیر فرهنگ در نهادهای اجتماعی را توضیح دهید.مثلاٌ در فرهنگ اسلامی ایران ، نهاد اقتصادی فعالیت های اقتصادی و ثروت اندوزی را در مسیر ارزش های الهی قرار می دهد ، بنابراین ربا حرام است یا در فرهنگ دنیوی سرمایه داری فرهنگ غرب، چون اررزش جامعه لذت گرایی و کسب سود بیشتر است ربا حرام نیست. 9-در نظام سرمایه داری ارزش های نهاد اقتصادی  با ارزش های نهاد اقتصادی نظام اسلامی چه تفاوت هایی دارد؟ در نظا سرمایه داری افزایش ثروت و انباشت سرمایه هدف اصلی است ولی در نهادهی اقتصادی اسلامی عدالت و قسط ارزش های اصلی است. 10-چرا خانواده یک نهاد فرهنگی است؟چون به تولید ، استمرار و عمق فرهنگ کمک می کند. سوالات درس چهارم جامعه شناسی 2 جدیدالتالیف 1-فرهنگ واقعی و فرهنگ آرمانی را تعریف کنید.بخشی از فرهنگ که مردم به آن عمل نی کنند فرهنگ واقعی جامعه است.بخشی از فرهنگ که مردم  از آن جانبداری می کنند و رعایت آن را لازم می دانند اما به آن عمل نمی کنند فرهنگ آرمانی است. 2-ملاک های تشخیص فرهنگ حق از باطل چیست؟-قابل دفاع باشد 2-مطابق فطرت و وحی باشد.3-از عقلانیت برخوردار باشد. 3-در فرهنگ اسلامی مهم ترین ارزش های اجتماعی کدامند؟1-عمل به حق 2-پرهیز از باطل 4-چگونه بخشی از فرهنگ آرمانی خارج از فرهنگ واقعی قرار می گیرد و بخش های داخل یک فرهنگ آرمانی کدامند؟با مثال تفسیر کنید.یخش هایی از فرهنگ آرمانی توسط مردم رعایت می شود و به آن عمل می کنند که داخل فرهنگ واقعی است مثلاٌ خون ریزی نکردن و به ناحق خون نریختن که هم در فرهنگ واقعی و هم در فرهنگ آرمانی (یا احترام به والدین و...) اما بخش هایی از فرهنگ فقط آرمانی است و در عمل رعایت نمی شود یعنی خارج از فرهنگ واقعی است مثلاً غیبت نکردن و صرفه جویی و دروغ نگفتن که به صورت فرهنگ آرمانی است ولی در عمل اکثر مردم آن ها را رعایت نمی کنند. 5-دو ابزار مهم برای شناخت عقاید در ارزش ها چیست؟ 1-عقل 2-وحی 6-حقیقت را با واقعیت مقایسه کنید. 1-حقیقت خارج از وجود انسان است ولی واقعیت درون تصور انسان است. 2-حقیقت پدیده ای ثابت است و تحت تأثیر قرار نمی گیرد ولی واقعیت پدیده ای است که روی داده و تحت تاثیر قرار می گیرد. 7-در چه صورتی جوامع فرهنگ حق را از دست داده و به سوی باطل گام برمی دارند؟ اگر جوامع به حقیقت ایمان نیاورند و بر اساس آن عمل نکنند یا اگر ایمان خود به حقیقت و کنش هایی که براساس آن سازمان داده اند تغییر دهند فرهنگ حق را از دست داده و به سوی باطل گام برمی دارد. 8-تعدادی از ارزش های فرهنگ باطل را نام ببرید. قدرت طلبی ، شرک ، نژادپرستی ، ثروت اندوزی ، انکار مبدأ الهی ، شقاوت ، تجاوز به حقوق دیگران ، دنیا پرستی ، ظلم ، بی عدالتی   9-تعدادی از اررزش های فرهنگ حق را نام ببرید. دفاع از عدالت-حمایت ارز مظلومان-توحید- ربوبیت خداب سبحان نسب به همه ی مخلوقات - آزادی انسان ها و موانع سعادت. 10-مدیران و برنامه ریزان فرهنگی جامعه از چه طریقی فرهنگ آرمانی را به عرصه ی فرهنگ واقعی وارد می کنند؟ از طریق تحقق شرایط امر به معروف و نهی از منکر - استفاده بیشتر از افراد متخصص در عرصه ی رسانه ها - به مقتضیات زمان و مکان و نحوه ی ورود عناصر فرهگی به جامعه توجه کنند - کمک به جامعه پذیری افراد جامعه 11- کدام بخش از فرهنگ حق وکدام بخش باطل است؟ بخش هایی ازفرهنگ که از نظر علمی قابل دفاع نباشد وبراساس خرافات شکل گرفته باشد باطل وبخش هایی که از نظر علمی صحیح ومطابق فطرت انسان باشد حق است. 12- نقش مدیران وبرنامه ریزان فرهنگی درجامعه چیست؟ تلاش می کنند از طریق نهادهای فرهنگی، تعلیم وتربیت لازم رابرای ورود فرهنگ آرمانی به عرصه فرهنگ واقعی فراهم آورند. 13- چراماناچار به پذیرش حکمت الهی ووحی درتشخیص حق وباطل هستیم ؟ چون عقلانیت ابزاری نسبی ومحدوداست. 14- کدام جوامع نمی توانند ازحق یا باطل بودن عقاید وارزش ها سخن بگویند؟ چرا؟ جوامعی که علم را محدود به دانش تجربی وآزمون پذیری می دانند وعقل ووحی رابه عنوان دو وسیله ی معرفت علمی معتبر نمی دانند وارزش ها وعقاید اجتماعی راصرفا پدیده های تاریخی می دانند که ملاکی برای داوری نسبت به درست وغلط بودن آنها نداریم . 15- چندنمونه ازعناصر فرهنگ حق که دراغلب جوامع حضورداردرانام ببرید : وفای به عهد، راستگویی، پرستش خدا، عدالت خواهی، گذشت ، رعایت پوشش، دفاع از مظلوم ، احترام به همنوع، کمک به هم نوع ، 16- چه تفاوتی بین فرهنگ آرمانی وفرهنگ حق وجود دارد ؟ حق یا باطلل بودن فرهنگ ( عقاید، ارزش ها ، هنجارها، کنش ها) براساس آگاهی یا جهل، علاقه یا بی توجهی  مردم  جوامع  مختلف نسبت به آنها تعیین نمی شود.ولی فرهنگ آرمانی با  اعتباردادن وتوجه  مردم شکل می گیرد . 17- دیدگاه فارابی درخصوص مدینه فاضله چیست؟  جامعه ای که از فرهنگ حق برخوردار باشد مدینه ی فاضله است . 18- دیدگاه فارابی  نسبت به رابطه جامعه وفرهنگ حق چیست ؟ جامعه ای که از فرهنگ حق برخوردارباشد مدینه ی فاضله وجامعه ای که از فرهنگ حق محروم ودارای عقاید باطل باشد جامعه ی جاهله وفاسقه می نامد . 19- عناصری از فرهنگ باطل که درفرهنگ آرمانی  وواقعی ما وجوددارد را بنویسید: قبیله گرایی ، تجمل گرایی ، پارتی بازی ، قدرت طلبی ، مال اندوزی ، خودخواهی ، برتری طلبی ،  خودمحوری 20- آیا حقیقت با عدم تایید مردم درجامعه باطل می شود ؟ خیر اگر حقیقت به واقعیت درنیاید نشان دهنده ی باطل بودن آن نیست. 21- درچه صورتی حقیقت به حوزه فرهنگ واقعی راه پیدا می کند؟  درصورتی که جوامع عقاید وارزش های حقیقی را به عرصه فرهنگ آرمانی درآورند وسپس به انها شکل هنجاروکنش دهند( حقیقت را به ارزش وعمل درآورند.) حقیقت به حوزه ی فرهنگ واقعی راه پیدا می کند . 22- چرا حقیقت درقلمرو واقعیت ثابت نیست ؟ چون ممکن است حقیقت به صورت عقاید آرمانی  وهنجارهای عملی ( فرهنگ واقعی ) درنیامده باشد .جامعه ممکن است از حقیقت انحراف داشته باشد وبه سوی باطل برود. درس پنجم کتاب جدید التالیف جامعه شناسی 2( چاپ 90 ) 1-هویت چیست؟به مجموعه ویژگی ها و خصوصیات هر فرد هویت او گفته می شود. 2-افراد در موقعیت های مختلف خود را چگونه معرفی می کنند؟باهوش ؛ زرنگ ، تنبل ، بی نظم ، فهمیده ، بی مبالات ، کارمند ، سریع ، پزشک ، معلم و... 3-انواع ویژگی های هویت را نام ببرید.اکتسابی ، انتسابی ، ثابت ، متغیر ، فردی ، اجتماعی 4-هر یک از ویژگی های هویتی ، انتسابی ، اکتسابی ، فردی ، اجتماعی ،ثابت و متغیر را با ذکر مثال توضیح دهید. ویژگی هایی که در ایجاد ان موثر نبوده ایم پس از آن هم نمی توانیم در آن موثر باشیم ، ویژگی های انتسابی اند مانند پسر بودن ، دختر بودن ، پسردایی ، دخترعمه ، متولد تهران ، سفید پوست ، سایه پوست ، زشت بودن ، زیبا بودن ، آفریقایی تبار ، چینی تبار ایرانی ، برره ای ، نوحوان ، کودک ویژگی هایی که در ایجاد آن ها موثر هستیم ویژگی های اکتسابی اند ، مانند: پدر ، مادر خوش اخلاق ، مهندس معلم ، کشاورز ، بخشنده ، خون گرم ، تنبل ، سر به هوا ، امین ، فهمیده ، وراح ، بی نظم ، وقت شناس ویژگی هایی که شخصی و متلق به یک فرد است، ویژگی های فردی هستند.مانند: مرد ، زن ، پسر ، بچه ، قدبلند ، تپل ، کله پوک ، پزشک ، قصاب ، راست گو ، چلمنگ ، باشخصیت ، شیرفرهاد ویژگی هایی که بدون حضور در اجتماع به دست نمی آید ، ویژگی های اجتماعی اند مانند: ایرانی ، روستایی ، شهری ، رئیس جمهور ، فوتبالیست. ویژگی هایی که قابل تغییر نیستند را ویژگی های ثابت گویند مانند: پسر ، دختر ، زن ، مرد ، ایرانی الاصل ، آمریکایی تبار ، متولد تیرماه ، سیاه پوست ویژگی هایی که قابلیت تغییر در موقعیت های مختلف را دارند ویژگی های متغیر هستند مانند: دانشجو ، دانش آموز ، زرنگ ، کشاورز ، معلم ، مهربان ، نماینده مجلس ، رئیس جمهور ، تاجر ، معلم 5-نسبت هوی فرهنگی و هویت اجتماعی را تحلیل کنید.هر فردی با زندگی اجتماعی به تدریج نسبت به توانایی های خود شناخت و هویت پیدا می کند اگر اجتماع نبود افراد نمی توانستند هویت خود را شناسایی کنند.برخی ابعاد هویت ما در جامعه به وجود می آید مانند ایرانی بودن ، مهربان بودن ، متمدن بودن. 6-خودتان را از ابعاد مختلف هویتی معرفی کنید.پسر ، 16 ساله ، شهرضایی زرنگ ، چاق ، قد متوسط ، درس خوان ، شوخ، خوش اخلاق با مرام ، ایرانی ، نوجوان ، شهری ، پولدار 7-در چه صورتی هویتی استمرار نخواهد داشت؟در صورتی که همه ی ابعاد هویت انسان تغییر پیدا کند. 8-آیا هویت افراد ابعاد تقریباٌ ثابتی دارد؟هر رد با آن که در طول زندگی خود تحولات و تغییرات بسیاری را پشت سر می گذارد می داند همان شخصی است که همه ی آن تغییرات را پذیرفته است مثلاٌ با وجودی که دوران کودکی و نوجوانی را پشت سر گذاشته ایم می دانیم همان فردی هستیم که الان 40 ساله شده ایم. 9-چرا هویت همواره ابعاد ثابتی دارد؟چون با وود تغییرات و تحولات زندگی ویژگی های ثابت ما تغییر نمی کنند.مثلاٌ مرد بودن ، پسر حاج حسین بودن ، ایرانی بودن ، متولد 1347 بودن. 10-بخش آگاه (آشکار) و ناآگاه (پنهان) هویت را با ذکر مثال توضیح دهید. بخشی از هویت ویژگی های ما که آ ها را می شناسیم یا دیگران به آن پی می برند. مثلاٌ می دانیم که دروس حفظ کردنی قوی تر از دروس محاسباتی و حل کردنی هستیم. بخشی از هویت و ویژگی هایمان که از آن ها بی اطلاع هستیم هویت پنهان و ناشناخته ماست.مثلاٌ تا امروز نمی دانستم که سریع ترین دونده ی کلاسم ولی با شرکت در مسابقه ی جمعی به این نکته پی بردم .شاید اگر در مسابقه شرکت نمی کردم هرگز به این موضوع پی نمی بردم. 11-ما درباره ی ویژگی هایمان که از وجودشان آگاه (واقف) نیستیم چگونه عمل می کنیم؟ تامل می کنیم (فکر می کنیم) و گاهی از دیگران برای شناخت بهتر از خودمان کمک می گیریم و درباره ی نقاط قوت و ضعفمان آگاه می شویم.مثلاٌ نزد مشاوره ، روان کاو ، جامعه شناس ، پزشک ، روان شناس می رویم. 12-جامعه شناسان و انسان شناسان درباره ی کدام ابعاد انسان بحث می کنند؟ درباره ی ابعاد اجتماعی و فرهنگی هویت انسان ها. 13-وجود نظریات مختلف درباره هویت افراد نشان گر چیست؟ در شناخت هویتی خود و دیگران دچار خطا و اشتباه شده ایم. 14-پیامبران و اولیای الهی درباره ی کدام ابعاد هویتی انسان ها سخن گفته اند؟ ابعاد الهی ، فردی و اجتماعی انسان ها و غفلت و فراموشی از هویت حقیقی انسان ها 15-مطالبی بیان کنید که نشان دهنده ی نظریات پیامبران الهی ، فیلسوفان ، روان شناسان ، انسان شناسان و جامعه شناسان درباره ی غفلت و فراموشی انسان ها از هویت واقعی شان باشد. نظر جامعه شناسان: غفلت از هویت ملی می تواند باعث تزلزل نظام اجتماعی شود. نظر انسان شناسان : هویت فرهنگی کلید فهم نظام اجتماعی است و غفلت از هویت فرهنگی تهدیدی جدی برای جامعه است. نظر پیامبران: مردم خوابند وقتی می میرند بیدار می شوند (حضرت محمد صل الله علیه و آله) حضرت امام حسین-علیه السلام- در دعای عرفه : کسی که تو را یافت چه چیزی را گم کرد و کسی که تو را گم کرد چه چیزی را یافت. انسان ظرفیت زیادی دارد و انسان می تواند خلیفه ی الهی در زمین باشد. نظر روان شناسان : فراموشی توانایی ها و شناخت انسان ها را کاهش می دهد و موجب بیگانگی از خود می شود. نظر فیلسوفان : فراموشی و یکنواختی موجب بیگانگی از خود و بیگانگی از جامعه می شود به نحوی که فرد هویت جمعی و جایگاه اجتماعی خود را گم می کند. 16-در مراسم خواستگاری خانواده ی دختر و پسر در پی شناخت چی مواردی هستند؟ شناخت شغل - موقعیت خانوادگی ، ویژگی های ظاهری و اخلاقی دیگری هستند.     درس ششم   از کتاب جدیدالتالیف جامعه شناسی 2 سوم ادبیات و علوم انسانی 1-انواع هویت فردی را با مثال توضیح دهید.هویت فردی جسمانی که شامل مواردی از قبیل وزن ، قد ، گروه خونی ، سال تولد ، رنگ چشم ، رنگ مو ، تیپ و هیکل زنگ بدن ، نوع مو می شود. هویت فردی غیرجسمانی که شامل صفات اخلاقی و روانی به طور کلی نفس آدمی است مانند : پشت کار ، دل گرمی ، اخلاص ، ایمان ، شاکر بودن ، تقوی ، بی دینی ، مهربانی ، ترش رویی و عبوس ، خیالاتی ، عصبی ، افسرده ، مجنون ، عاب ، پرهیزکار ، سخاوتمند. 2-منظور از هویت اجتماعی چیست؟با ذکر مثال توضیح دهید.شناخت و هویتی که با حضور دیگران شکل می گیرد و جامعه و قواعد آن را تعریف می کند.صفاتی که ریشه در جامعه و فرهنگ دارد و در جهان اجتماعی شکل می گیرد.مثلاٌ پدرخانواده ، پسر ارشد خانواده ، دختر کوچک خانواده ، مادربزرگ ، زن عمو ، دایی ، عمه 3-چند نقش خانوادگی خود را نام برده و برای هریک وظیفه ای (تکالیف) و حقوقی بنویسید. فرزند ، دختر خانواده ، پسر خانواده ، برادر ، خواهر تکالیف : کمک به والدین ، کمک به خواهر و برادران ، احترام به گذاشتن اطاعت کردن ، همدلی با اعضای خانواده ، حقوق نقش :تامین هزینه های زندگی توسط والدین ، تربیت صحیح ، نام نیکو داشتن ، مورد مشورت قرار گرفتن. 4-منظور از جهان های سه گانه چیست؟جهان طبیعی (طبیعت و بدن انسان) جهان اجتماعی ، جهان نفسانی (روان انسان) 5-آیا بخش های فردی و اجتماعی هویت با یکدیگر ارتباط دارند و بر هم اثر می گذارند؟ بله هر یک از این دو بر یکدیگر اثر می گذارند.جامعه در برابر ویژگی های فردی ما واکنش نشان می دهدو آن را تایید یا رد می کند.هویت فردی افراد هم در جامعه در روابط اجتماعی مردم تاثیرگذار است. 6-بین ویژگی های جسمانی افراد و خصوصیات روانی افراد چه رابطه ای وجود دارد؟در این رابطه مثال بزنید. بین ویژگی های جسمانی و ویژگی های روانی رابطه ی متقابل وجود دارد و هر یک بر دیگران اثر می گذارد.بسیاری از بیماری های جسمانی سلامت روانی انسنان را به خطر می اندازد مثلاٌ زیادی غده ی تیروئید موجب عصبانی شدن انسان و کم کاری غه تیروئید موجب تنبلی فرد می شود و یا اضطراب ها ریشه در عوامل جسمانی دارند. همچنین با تقویت روحیه ی روانی می توان برخی بیماری ها را کاهش داد. 7-با اشاره به حدیثی از حضرت امام صادق -علیه السلام- درباره ی ارتباط قوای روحی با قوای جسمانی توضیح دهید. بدن نسبت به آنچه که نیت و عزم آدمی برآن قوی شده باشد احساس ضعف نمی کند.مثلاٌ حضرت علی -علیه السلام- با قوای -روحی خود در قلعه ی خیبر را جدا می سازد. 8-تاثیر متقابل جهان اجتماعی و طبیعت (بدن انسان) را با ذکر  مثال توضیح دهید. محیط طبیعی و جغرافیایی بر مناسبات و روابط اجتکاعی اثر می گذارد.شزایط طبیعی و خصوصیات بدنی انسان فرهنگ های مختلفی را شکل می دهد مثلاٌ آب و هوای مرطوب و گرم جنوب کشور در هنر موسیقی ، شیوه ی زندگی ، معماری ، شیوه ی غذا پختن و فعالیت های اقتصادی مردم اثر گذاشته است. فعالیت ها و کنش های اجتماعی انسان ها هم موجب بهبود محیط زیست یا نابودی آن می شود مثلاٌ با فعالیت های کارخانه آب و هوا آلوده می شود. 9-دانشمندانی را نام ببرید که به تاثیرات جغرافیا و طبیعت بر زندگی اجتماعی انسان پرداخته اند.اخوان الصفا درقرن چهارم هجری - منتسکیو اندیشمند فرانسوی-ابن خلدون تونسی 10-تاثیر متقابل جهان اجتماعی و ویژگی های انسانی و روانی افراد جامعه را تحلیل کنید. این دو با یکدیگر تعامل و تاثیر متقابل دارند. خصوصیات روحی روانی افراد مسیر زندگی اجتماعی و تحولات فرهنگی تاریخی انسان را دگرگون می سازد مثل انسان های باتقوایی که جهان را تغییر می دهند یا انسان های با شقاوتی که جهانی را نابود می کنند.جهان اجتماعی هم در خصوصیات روحی افراد اثر می گذارد و امکان رشد برخی فضایل یا رذائل را از بین می برد یا افزایش می دهد. 11-آیا هر نوع هویت اجتماعی با هر نوع هویت فردی سازگار است؟ خیر هر جهان اجتماعی براساس عقاید و آرمان ها و ارزش های خود هماهنگ باشد سازگار است. 12-هر جهان اجتماعی بر چه اساسی شکل می گیرد؟و چگونه سازمان می یابد؟ هر جهان اجتماعی براساس عقاید ، آرمان ها و ارزش های کلان خود شکل می گیرد و براساس آن ها قواعد ، هنجارها نهادها و سازمان های جامعه سازمان می یابد. 13-هویت اجتماعی هر فرد چگونه شکل می گیرد؟ هویت اجتماعی هر فرد براساس عقاید و ارزش های جهان اجتماعی که در آن زندگی می کند شکل می گیرد. 14-در جامعه ی قبیله ای هویت جمعی افراد بر چه مبنایی مشخص می شود؟ بر مبنای جایگاه قبیله ی آن ها 15-در جامعه ی سرمایه داری هویت اشخاص بر چه مبنایی شناخته می شود؟ بر مبنای ثروت و توان اقتصادی آن ها 16-در جامعه ی دینی هویت جمعی افراد بر چه مبنایی قرار دارد؟ بر مدار ارزش هایی است که آن دین مقدم می شمارد.مثلاٌ اسلام در فرهنگ آرمانی خود هویت افراد را با علم ريال تقوی ، و عدالت ارزیلبی می کند. 17-نگاه جهان متجدد به طبیعت را با نگاه جهان معنوی مقایسه کنید. جهان متجدد به طبیعت به عنوان یک ماده ی بی جان برای تصرف و خدمت گرفتن نگاه می شود و به دنبال بهره وری بیشتر از طبیعت است در جهان معنوی اسلام طبیعت موجودی زنده نشانه ی خداست و انسان به عنوان خلیفه ی خدا بر اساس اراده خدا تصرف در طبیعت دارد و حق ندارد مخالف اراده ی الهی در طبیعت و جسم خود تصرف کند. 18-جهان اجتماعی چگونه زمینه ی پیدایش و رشد هویت را فراهم می سازد؟با مثال توضیح دهید. هر جهان اجتماعی با وی اخلاقی و روانی خاص سازگار است و زمینه ی پیدایش و رشد همان هویت را فراهم می اورد و امکان پیدایش و رشد انواع دیگر ویژگی ها و هویت را از بین می برد.مثلاٌ جهان غرب با هویت اخلاقی و الهی انسان ها سازگار نیست و آن را رشد نمی دهد. 19-جهان اجتماعی غرب چه نوع هویت اخلاقی و روانی را رش می دهد؟جهان غرب با رویکرد این جهانی خود با آن دسته از اوصاف (هویت) اخلاقی سازگار است که در ارتباط با آرمان ها و ارزش های دنیوی آن شکل می گیرند و با هویت روانی و اخلاقی معنوی سازگار است. 20-جهان اجتماعی و دنیوی با چه نوع هویتی سازگار است و آن را رشد می دهد و با کدام هویت ناسازگار است؟ با هویت هایی که با آرمان ها و ارزش های دنیوی سازگار باش و هویت جمعی دنیوی را شکل می دهد (جهان مدرن) و با هویت الهی و اخلاقی معنوی انسان ها ناسازگار است. 21-اخلاق پهلوانی را با اخلاق قهرمانی در ورزش جهان مقایسه کنید.ایثار-گذشت -مروت -تواضع-جوانمردی-انسانیت= اخلاق پهلوانی جهان اسلام دلالی - دوپینگ - سود - معروف شدن - شهرت و فخرفروشی = اخلاق قهرمانی جهان جدید.   22-اخلاق قهرمانی و اخلاق قهرمانی با کدام ارزش های اجتماعی تناسب دارند؟ اخلاق پهلوانی با ارزش های جهان معنوی سازگار است که باورهای معنوی در آن اولویت دارند و باورهای جسمانی در رده ی دوم هستند و وسیله ای برای ارزش های متعالی دینی اند. اخلاق قهرمانی با ارزش های جهان دنیوی سازگارند که در ان باورهای جسمانی مهم اند و هدف هستند نه وسیله. درس هفتم 1-   صحیح یا غلط بودن هر یک از عبارات زیر را مشخص کنید؟ الف) نهادهای اجتماعی به هنگام تولد هر فرد ، بخشی از هویت اجتماعی او را تعیین می کند.    صحیح¨   غلط ¨ ب) امر به معروف و نهی از منکر از فرایندهای جامعه پذیری و کنترل اجتماعی نقش مهمی دارند.       صحیح¨   غلط ¨     ج)انسانها دارای اختیارند و می توانند هویتی که دارند نپذیرند و بر خلاف قواعد و هنجارها حرکت کنند.    صحیح¨   غلط ¨ د)تشویق و تنبیه بیشتر در مورد کسانی که ارزشهای فرهنگی را به میزان کمتری درونی کرده اند به کار برده می شود. صحیح¨   غلط ¨ 2) گزینه مناسب را انتخاب کنید. الف)فرد اولین و مهمترین آشنایی را با جهانی که  در آن متولد شده است ،چگونه کسب می کند؟ 1)مدرسه ¨         2) رسانه های جمعی ¨       3) گروه همبازی ¨       4)خانواده ¨    ب) روش های .......... ،در تشویق و تنبیه آثار عمیق تری دارد؟ 1) رسمی ¨        2)غیر رسمی ¨           3) سازمانی ¨             4) موسسات اجتماعی¨                                                       ج) کدام جمله صحیح می باشد؟ 1) تشویق و تنبیه نسبت به پدیده ها ی مختلف فرهنگی یکسان انجام نمی شود. 2) هر پدیده ی فرهنگی به میزان اهمیتی که دارد از تشویق یا تنبیه کمتری برخوردار است. 3) تشویق و تنبیه نسبت به پدیده های مختلف فرهنگی یکسان انجام می شود. 4) هر پدیده فرهنگی به میزان اهمیتی که دارد از تشویق یا تنبیه کمتری برخوردار نیست. د) شکل غیر رسمی پاداش و تنبیه بیشتر در کدامیک از موارد زیر اعمال می شود؟ 1) سازمان ها و موسسات ¨         2)ادارات و پلیس ¨          3) خانواده و دادگاه ¨        4)خانواده و همسالان ¨ 3) هر یک از عبارات زیر را با کلمات مناسب کامل کنید؟ الف) ............ روشی است که به واسطه آن فرهنگ در افراد درونی می شود. ب) ............. و...........  دو عنصر فرهنگی در آموزه های اسلامی هستند. ج) جهان اجتماعی برای تداوم حیات خود، اعتقادات، ارزشها و هنجارها از طریق ................ به افراد آموزش می دهد. د) به رفتارهایی که بر خلاف عقاید، ارزشها و قواعد و هنجارهای جامعه هستند،...................  می گویند. به سوالات تشریحی زیر پاسخ مناسب بدهید. 4) تشویق و تنبیه به چند صورت اعمال می شود؟ 5) هر جامعه برای تداوم جامعه پذیری و برای پیشگیری و کنترل کجروی های اجتماعی از چه روش هایی استفاده می کند، نام ببرید؟ 6) جهان اجتماعی چه اموری را برای حیات خود، باید آموزش دهد؟ 7)مفهوم کنترل اجتماعی را بنویسید؟ 8) کجروی اجتماعی را تعریف کنید؟ 9) منظور از جامعه پذیری چیست؟ 10) چه نوع جامعه و فرهنگی در معرض آسیب ها و نا هنجاری های بیشتری قراردارد و دوام و بقای آن تهدید می گردد؟ 11) منظور از اینکه جهان اجتماعی به هنگام تولد هر فرد، بخشی از هویت اجتماعی او را تعیین می کند، چیست؟ 12) هر یک از موارد زیر را در صورت رسمی و غیر رسمی از اشکال تشویق و تنبیه دسته بندی کنید؟خانواده- دادگاه-پلیس-همسالان-عموم افراد جامعه-ادارات 13) بنظر شما کدامیک از روشهای تداوم جامعه پذیری بهتر است و چرا؟ 14) دو روش تداوم جامعه پذیری در تشویق و تنبیه را با هم مقایسه کنید؟ 15) چه فرهنگ هایی از قدرت اقناعی بیشتری برخوردارند؟ 16) دو شکل رسمی و غیر رسمی تشویق و تنبیه را باهم مقایسه کنید؟ 17) قدرت اقناع چه ارتباطی با فرهنگ یک جامعه دارد؟ 18) آیا امر به معروف ونهی از منکر دارای مراتب و روشهای یکسانی است؟ 19) مسولیت امر به معروف و نهی از منکر به عهده چه کسانی می باشد؟ 20) آیا همیشه همه افراد به عقاید و ارزشها وآرمانها عمل می کنند در صورت عمل نکردن به چه عنوانی معروف هستند؟  جواب پرسشها 1-  الف)غلط                   ب)صحیح               ج) صحیح                   د) صحیح 2- الف)4-خانواده                ب)2-غیررسمی          ج) 1                            د)خانواده و همسالان 3- الف)اقناع       ب)امربه معروف و نهی ازمنکر            ج)نهادهای فرهنگی  د)کجروی اجتماعی 4- رسمی-غیررسمی 5-  1- تبلیغ و اقناع 2- تشویق و پاداش 3- تنبیه و مجازات 6-اعتقادات ،ارزشها وهنجارها 7- به مجموعه فعالیت هایی که برای پذیرش فرهنگ و انطباق دادن افراد با انتظارات جامعه انجام می شود. 8- به رفتارهایی که بر خلاف عقاید ، ارزشها و قواعد و هنجارهای جامعه هستند. 9- به فرایندی که هرفرد برای مشارکت در زندگی اجتماعی دنبال می کند و مسیری برای تکوین و شکل گیری هویت اجتماعی افراد طی می شود. 10- جامعه و فرهنگی که روشهای مناسبی برای تبلیغ،تشویق و تنبیه نداشته باشد. 11- یعنی آن فرد را به عنوان یکی از اعضای خود به رسمیت می شناسد و برای او شناسنامه ای متناسب با موقعیتی که در آن قرار گرفته است،در نظرمی گیرد و فردبه تدریج با هویتی که جامعه برای او در نظر گرفته است آشنا می سازد. 12- رسمی غیر رسمی ادارات خانواده پلیس همسالان دادگاه عموم افراد جامعه 13-تبلیغ و اقناع،زیرا روشی است که به واسطه آن فرهنگ در افراد درونی می شود و هم فرد با میل خود ارزشها را انجام می دهد و هم عمیق تراست وهزینه آن برای جامعه هم کمتر است. (یا هر مورد دیگر) 14- الف)تشویق در پاداش: جامعه افرادی که مطابق ارزشها عمل کننداستفاده می کند- در وجه دوم تداوم جامعه پذیری قرار دارد. ب)تنبیه و مجازات:جامعه کسانی را که به انحراف اجتماعی دچار شده باشند استفده می کند- در درجه سوم تداوم جامعه پذیری قرار دارد. 15- فرهنگ هایی که زمینه منطقی و عقلانی بیشتری دارند و با فطرت آدمیان سازگارترند. 16- الف)شکل غیررسمی-درخانواده،بین همسالان یا عموم افراد جامعه صورت می گیرد-آثارش عمیق تر ب)شکل رسمی-سازمان ها و موسسات اجتماعی مثل ادارات،پلیس و دادگاه و زندان صورت می گیرد-عمیق تر نیست. 17-هرچه قدرت اقناع یک فرهنگ بیشتر باشد افراد رفتارهای متناسب با آن فرهنگ رابهتر انجام می دهند و آن جامعه از نظر فرهنگی موفق تر است. 18- خیر-مراتب و روشهای مختلفی دارد که برخی از روش های آن تبلیغی و برخی تشویقی یا تنبیهی است. 19- برخی از آن به عهدی همه ی افراد جامعه و برخی از آن به عهده ی سازمان های رسمی و حکومتی 20- خیر-افراد کجرو و منحرف    درس8 1- فرصت هایی که افراد در جهان های مختاف برای تحرک اجتماعی کسب می کنند یکسان است.  2-  هرجامعه به تناسب ............ که دارد برخی از تغییرات هویتی را تشویق می کند. 3- تعارضات فرهنگی ............... اجتماعی فراوانی رابه همراه دارند. 4- تعارضات فرهنگی بیرونی در اثر ..........از فرهنگ های دیگر به وجود می آیند. 5- در جامعه ...........هویت معنوی نمی تواند ظهور کند. 6- در بدو تولد انسان دارای چه نوع هویتی است ؟و به چه شکل آن را می پذیرد؟ 7- تحرک اجتماعی چیست ؟ 8- تحرک اجتماعی به چند دسته تقسیم می شود؟ 9- هویت اکتسابی اجتماعی افراد چگونه شکل می گیرد؟ 10- افراد چگونه  موقعیت های اجتماعی جدید را بدست می آورند؟ 11- مشخص کنید هریک از موارد زیر از چه نوع تحرک اجتماعی می باشند؟ * تغییر شغل وکالت به مهندسی              * تغییرشغل از کارمندی به ریاست           * تغییر شغل از کارفرما به کارگر 12- مشخص کنید هرکدام از موارد زیر از تحرکات اجتماعی درون نسلی یا میان نسلی هستند؟ * معلمی که استاد دانشگاه شود.          * فوتبالیستی که پدرش نجار بوده است.      * نماینده ی شهری که وزیر می شود. 13- فرصت های اجتماعی در یک جامعه سکولار و جامعه معنوی را با هم مقایسه کنید؟ 14- تغییرات هویتی چه موقع مورد تشویق و تائید جامعه قرار می گیرند؟ 15- تعارض فرهنگی چگونه ایجاد می شود؟ 16- علل تعارضات فرهنگی چیست؟ جواب، سوالات  درس هشتم 1- غلط  2- عقاید و ارزش ها  3 - اضطراب و نگرانی های  4- تاثیر پذیری 5- سکولار 6- انسانها در بدو تولد ، دارای هویت اکتسابی هستند ، که اغلب آن را به صورت انفعالی از محیط خانواده یا غیر آن ، می پذیرند. 7- جابجایی افراد از یک موقعیت اجتماعی به موقعیت اجتماعی دیگر را تحرک اجتماعی می گویند. 8- تحرک اجتماعی به صورت درون نسلی و میان نسلی و به شکل های صعودی ، نزولی و افقی می باشد. 9-  انسانها در بدو تولد ، دارای هویت اکتسابی هستند ، که اغلب آن را به صورت انفعالی از محیط خانواده یا غیر آن ، می پذیرند ،آنها پس از مدتی به گونه ای  فعال با محیط اجتماعی خود برخورد می کنند و با برخورد های فعال هویت اکتسابی اجتماعی خود را بدست می آورند. 10- افراد با کسب هویت های اکتسابی اجتماعی جدید ، موقعیت های اجتماعی نوینی را بدست می آورند. 11-             الف : افقی                              ب : صعودی                                     ج : نزولی 12-              الف : درون نسلی                        ب : میان نسلی                           ج : درون نسلی 13- در یک جامعه سکولار هویت های دینی و معنوی افراد نمی تواند در جامعه بروز و ظهور اجتماعی داشته باشد ، دراین جهان فعالیت هایی که هویت دینی افراد را آشکار کند منع می شود . در جوامع سکولار و دنیوی امکان رای دادن به قوانین معنوی والهی وجود ندارد. در یک جامعه دینی نیز هویت هایی که ابعاد متعالی و الهی و انسان را نفی می کنند به رسمیت شناخته نمی شود.  14- تا هنگامی که هویت جمعی افراد در چارچوب عقاید و ارزش های  کلان جامعه شکل گیرد ، تغییرات هویتی در درون یک جهان اجتماعی واحد رقم می خورد ، این تغییرات نه تنها در تعارض  با هویت فرهنگی جامعه قرار نمی گیرند بلکه می تواند مستلزم گسترش و توسعه فرهنگ اجتماعی باشد و به همین دلیل این گونه تغییرات  می تواند مورد تشویق و تایید جامعه نیز قرار گیرند. 15 – اگر تغییرات هویتی مطابق عقاید و ارزش های  جامعه نباشند و فراتر از فرصت هایی باشد که در یک جهان اجتماعی وجود دارد تعارض شکل می گیرد. 16- تعارضات می تواند علل مختلفی داشته باشند ، برخی از علل آن ، درونی است و به نوآوری ها و فعالیت های افرادی که در درون فرهنگ اجتماعی حضور دارند باز می گردد و برخی از علل بیرونی است و در اثر تاثیر پذیری از فرهنگ های دیگر به وجود می آید.     درس نهم سوالات صحیح و غلط 1-هویت فرهنگی بر مدار هنجارها شکل می گیرد. 2-هویت فرهنگی جامعه پدیده ای گسترده تر از هویت اجتماعی افراد است. 3-هویت اجتماعی افراد همواره در پرتو هویت فرهنگی  جامعه شکل می گیرد. 4-هویت فرهنگی تا زمانی که عقاید و ارزشهای مربوط به آن مورد پذیرش افراد جامعه نباشد دوام می آورد. 5-اگر شیوه ی زندگی،سازگار با عقاید و ارزشهای  اجتماعی یک فرهنگ تداوم پیدا کند به تزلزل فرهنگی منجر می شود. 6-تحول جامعه ی نبوی به جامعه ی اموی یک تحول فرهنگی مثبت است. 7-یک فرهنگ اگر با کاستی ها و بن بست های درونی مواجه شود گرفتار کهولت و مرگ طبیعی می شود. سوالات کامل کردنی 1-هویت اجتماعی افراد محصول ............ و.............. آنهاست. 2-هویت فرهنگی جامعه بر مدار .............و.............. اجتماعی شکل می گیرد. 3-هویت فرهنگی جامعه پدیده ای .............. از هویت اجتماعی افراد است. 4-تزلزل فرهنگی با ................همراه است. 5-بحران هویت می تواند به ............و........... هویت فرهنگی منجر شود. 6-یک فرهنگ اگر پس از تحقق و شکل گیری با کاستی ها و بن بست های درونی مواجه شود گرفتار .............و............. میشود. سوالات چهار گزینه ای 1-هویت فرهنگی جامعه بر چه مداری شکل می گیرد؟ الف-عقاید                 ب-ارزشهای اجتماعی                    ج-عقاید و ارزشهای اجتماعی           د-هنجارها 2-هویت اجتماعی افراد همواره در پرتو.............جامعه شکل می گیرد. الف-هویت فرهنگی          ب-هویت اقتصادی                 ج-هویت سیاسی               د-هویت گروهی 3-اگر مبادی هویت ساز فرهنگ ثبات و استقرار خود را در متن فرهنگ از دست بدهد چه هتفاقی می افتد؟ الف-ثبات فرهنگی            ب-گسترش فرهنگی              ج-تهاجم فرهنگی             د-تزلزل فرهنگی 4-تحول جامعه جاهلی به جامعه نبوی و تحول جامعه نبوی به اموی به ترتیب چه نوع تحول فرهنگی می بالشد؟ الف-منفی-مثبت           ب-مثبت – منفی                    ج-منفی-منفی                 د-مثبت-مثبت 5-علل و عواملی که بحرانهای فرهنگی را بوجود می آورد به چه بخشهایی تقسیم می شود؟ الف-درونی-بیرونی           ب-عام-خاص                   ج-اجتماعی-غیر اجتماعی           د-ارادی-غیر ارادی سوالات تشریحی 1-هویت فرهنگی بر چه مداری شکل می گیرد؟ 2-هویت فرهنگی چگونه شکل می گیرد؟ 3-هویت اجتماعی افراد چگونه شکل می گیرد؟ 4-هویت های اجتماعی متفاوت چگونه بوجود می آیدو در برابر چه چیزهایی مقاومت می کند؟ 5-هویت فرهنگی تا چه زمانی دوام می یابد و چه زمانی نابود می شود؟ 6-تزلزل فرهنگی چگونه پدید می آید؟ 7-چرا هنگامی که تزلزل  فرهنگی بوجود می آید بحران هویت پیش می آید؟ 8-تغییرات فرهنگی و تمدنی به چند دسته تقسیم می شود؟ 9-تحولات فرهنگی مثبت و منفی را مقایسه کنید. 10-یک نمونه تحول فرهنگی مثبت و یک نمونه تحول فرهنگی منفی مثال بزنید. 11-علل و عوامل بوجود آورنده ی بحرانهای فرهنگی به چند  دسته تقسیم می شود؟توضیح دهید و مثال بزنید. 12-مرک طبیعی فرهنگ چه زمانی بوجود می آید؟ 13-به نظر شما چرا بعضی از افراد دچار آسیب هایی مانند یاس ،نا امیدی و خود کشی می شوند؟ 14-چه زمانی فرهنگ با بحرانهای زیست محیطی،اقتصادی و معیشتی به بن بست می رسد؟ 15-کاستی و خلا معنوی اندیشوران را به چه چیزی فرا می خواند؟             پاسخنا مه سوالات صحیح –غلط 1-غ        2-ص     3-ص      4-غ        5-غ         6-غ       7-ص سوالات کامل کردنی 1-اجتماعی و گروهی       2-عقاید و ارزشها      3-گسترده تر      4-بحران هویت      5-دگر گونی و تحول     6-کهولت و مرگ طبیعی سوالات چهار گزینه ای 1-ج      2-الف      3-د    4-ب     5-الف      سوالات تشریحی 1-بر مدار عقاید و ارزشهای اجتماعی 2-هر گاه نوعی از عقاید و ارزشها از سوی افراد جامعه پذیرفته و به رسمیت شناخته شود،هویت فرهنگی بر مدار آن عقاید و ارزشها پدید می آید. 3-در پرتو هویت فرهنگی جامعه 4-هویت فرهنگی به اقتضای بخش های اجتماعی فرصت شکل گیری هویت های اجتماعی متفاوتی را پدید می آورد و در برابر انواع هویت های اجتماعی که با عقاید و ارزشهای آن  ناسازگار باشند مقاومت می کند. 5-هویت فرهنگی تا زمانی که عقاید و ارزشهای مربوط به آن مورد پذیرش افراد جامعه و برای آنها مهم باشد دوام می آورد و هر گاه عقاید و ارزشها اهمیت و اعتبار خود را از دست بدهند زایل  و نابود می شود. 6-تزلزل فرهنگی هنگامی رخ می دهد که مبادی هویت ساز فرهنگ،یعنی عقاید،ارزشها و آرمانها،ثبات و اسقرار خود را در متن فرهنگ از دست بدهد. 7-زیرا بحران هویت در جایی بوجود می آید که جامعه توان حفظ و دفاع  از عقاید و ارزشهای اجتماعی خود را نداشته باشد. 8-مثبت –منفی 9-اگر فرهنگی که گرفتار تزلزل ،بحران و تحول می شود،اولا"فرهنگی باطل باشد ثانیا" جهت تغییرات نیز به سوی فرهنگ  حق باشد ،تحولات فرهنگی مثبت است و اگر فرهنگی که رسمیت و اعتبار اجتماعی خود را از دست می دهد ،فرهنگ حق باشد یا آن که جهت تحولاتی که در فرهنگ واقع می شود به سوی فرهنگ حق نباشد تحول مثبت نیست. 10-تحول جامعه جاهلی به جامعه نبوی تحول فرهنگی مثبت و تحول جامعه نبوی به جامعه اموی تحول فرهنگی منفی است. 11-به دو بخش درونی و بیرونی.علل درونی یا به کاستی ها و بن بست ها یی که در هویت خود فرهنگ وجود دارد باز می گردد و یا به ابداعات  و نو آوری های مثبت و منفی افرادی که در درون آن فرهنگ و تمدن قرار دارند مربوط می شوند.علل بیرونی به مواجهات و ارتباطات بین فرهنگ باز می گردد. 12-مرگ طبیعی فرهنگ هنگامی رخ می دهد که آن فرهنگ به سبب به کار گیری تمامی ظرفیت های خود،با هویت جسمانی و معنوی فرد اصطکاک پیدا کند و از پاسخ به نیازهای طبیعی و جسمانی یا فطری و معنوی انها باز ماند. 13-زیرا فرهنگی که متناسب با نیازهای معنوی ،روحی افراد عمل نکند و پرسش های وجودی آدمیان را درباره ی معنای زندگی و مرگ پاسخ ندهد و در مسیر غفلت از این پرسش ها روزگار بگذارند یا با شکاکیت و پوچ انگاری مواجه شود نشاط زندگی خود را از دست می دهد و با انواع آسیب ها مانند یاس ،ناامیدی و خود کشی رو یاروی می شود. 14-زمانی که  فرهنگ نتواند نیازهای جسمانی و طبیعی آدمیان را سازمان دهد . 15-به باز اندیشی در با ره ی بنیانهای عقیدتی و ارزشی فرهنگ  فرا می خواند و آنها را برای عبور از مرزهای هویت فرهنگی جامعه تشویق می کند. درس:دهم سوالات تشريحي 1-      ارتباطات بين فرهنگي به چند طريق صورت مي پذيرد؟1-به دو طريق. 1-در محدوده هنجارها و شيوه هاي زندگي يك فرهنگ.2-در سطح عقايد، ارزش ها و آرمان هاي اجتماعي. 2-      اگر عقايد، ارزشها و آرمان هاي اجتماعي يك فرهنگ، در طي ارتباطات بين فرهنگي ثابت بماند، چه اتفاقي براي آن فرهنگ مي افتد؟ 2-اگر در ارتباطات بين فرهنگي، عقايد، ارزش ها و آرمان هاي اجتماعي يك فرهنگ ثابت بماند، آن فرهنگ مي تواند در محدوده هنجارها عناصري از فرهنگ هاي ديگر را اخذ كند و در صورت لزوم تغييرات و تصرفات لازم را نيز در آنها پديد آورد. 3-      چه زمان در جامعه اي خود باختگي فرهنگي رخ مي دهد؟ 3-اگر افراد يك جامعه مبهوت و مقهور جامعه ديگر شوند و در نتيجه آن، حالت فعال و خلاق خود را در گزينش عناصر فرهنگي ديگر از دست بدهند، در آن جامعه خود باختگي فرهنگي رخ مي دهد. 4-      جامعه اي كه دچار خود باختگي فرهنگي شده است چه ويژگي هايي دارد؟ 4-جامعه اي كه در طول تاريخ به خود باختگي فرهنگي گرفتار مي شود، عناصر فرهنگ ديگر را در سطوح مختلف، بدون تحقيق و گزينش و به گونه اي تقليدي فرا مي گيرد و به اين دليل كه ارتباطش را با فرهنگ و تاريخ خود از دست مي دهد و به روش تقليدي عمل مي كند، نه امكان تداوم و بسط فرهنگ  گذشته خود را دارد و نه توان عبور و گذر از آن را، و نه مي تواند به فرهنگ ديگري كه مبهوت آن شده است، ملحق شود. 5-      غرب زدگي چيست؟ 5-بسياري از جوامع غير غربي در رويارويي با فرهنگ غرب به دليل اين كه مرعوب قدرت اقتصادي و سياسي برتر غرب شدند، به خود باختگي فرهنگي دچار شدند. خود باختگي جوامع غير غربي در برابر فرهنگ غرب را، غرب زدگي مي نامند. 6-      انواع از خود بيگانگي فرهنگي را توضيح دهيد؟ 6-معناي اول از خود بيگانگي فرهنگي اين است كه يك جامعه، فرهنگ تاريخي خود را فراموش كند، جوامع خود باخته اي كه در مواجهه با فرهنگ ديگر هويت خود را از ياد مي برند به اين معناي از خود بيگانگي گرفتار مي شوند. معناي دوم از خود بيگانگي اين است كه، عقايد و انديشه هاي يك جامعه مانع آشنايي درست افراد جامعه با انسان و جهان مي گردند. 7-      فرهنگ هايي كه براساس فطرت انسان شكل نگرفته اند، چه تأثيري بر انسان ها دارند؟ 7-فطرت هايي كه بر اساس فطرت انساني شكل نگرفته اند و از عقايد و ارزش هاي درستي برخوردار نيستند، نمي گذارند كه انسان ها به تفسير و شناختي صحيح از عالم و آدم نايل شوند. 8-      يك فرهنگ چه موقع به داد و ستد و تعامل فرهنگي مي پردازد؟ 8-زماني كه افراد متعلق به آن فرهنگ، به گونه اي فعال بر اساس نيازها و مسائل درون فرهنگي با فرهنگ ديگر رويارو مي شوند. سوالات چهار گزينه اي 1-      اگر در ارتباطات بين فرهنگي، عقايد، ارزش ها و آرمان هاي اجتماعي يك فرهنگ ثابت بماند، آن فرهنگ...  . الف-در محدوده ارزش هاي خود عناصري را اخذ مي كند. ب- ارزش هاي خود را از دست مي دهد. ج-در محدوده هنجار هاي خود عناصري را اخذ مي نمايد. د- تغييراتي در آرمان هاي خود پديد مي آورد. -          جواب سوال يك چهار گزينه: ج 2-      وقتي كه فرهنگي با حفظ عقايد، آرمان ها و ارزش هاي خود با فرهنگ هاي ديگر به داد و ستد و تعامل بپردازد، چه اتفاقي براي آن فرهنگ خواهد افتاد؟ الف-پيشرفت مي كند.     ب-تنزل مي يابد.     ج-ارزش هايش را از دست مي دهد.     د-ارزش هايش تغيير مي كند. -          جواب سوال دو چهار گزينه:الف 3-      در چه زماني جامعه دچار خود باختگي فرهنگي خواهد شد؟ الف-اگر افراد آن جامعه، جوامع ديگر را تحت تأثير قرار دهند. ب-اگر افراد آن، مبهوت و مقهور جوامع ديگر شوند و توان گزينش عناصر فرهنگ ديگر را نداشته باشند. ج-اگر افراد آن به طور فعال به گزينش عناصر فرهنگي ديگر بپردازند. د-اگر افراد آن مبهوت جوامع ديگر شده و به گزينش عناصر آن جوامع بپردازند. -          جواب سوال سه، چهار گزينه:ب 4-      كدام يك از موارد زير از ويژگي هاي جامعه اي كه دچار خودباختگي فرهنگي شده است، نيست. الف- جامعه خود باخته، عناصر فرهنگ ديگر را در سطوح مختلف، بدون تحقيق و گزينش فرا مي گيرد. ب- جامعه خود باخته به اين دليل كه ارتباطش را با فرهنگ و تاريخ خود از دست مي دهد امكان بسط و تداوم فرهنگ گذشته خود را ندارد. ج- جامعه خود باخته نمي تواند به فرهنگي كه در مقابلش قرار گرفته و مبهوت و مقهور آن شده است، ملحق شود. د- جامعه خود باخته به اين دليل كه ارتباطش را با فرهنگ و تاريخ خود از دست مي دهد، امكان عبور و گذر از آن را دارد. -          جواب سوال چهار، چهار گزينه:د 5-      بر اساس نگاه قران، انسان هنگامي به شناخت حقيقت خود و حقيقت جهان مي رسد كه با چه نگاهي به انسان و جهان بنگرد؟ الف-نگاه واقع بينانه          ب- نگاه توحيدي        ج- نگاه حقيقي           د-نگاه علمي -          جواب سوال پنج، چهار گزينه:ب 6-      قران كريم فراموش كردن خداوند را سبب فراموشي... مي داند. الف-انسان از خود        ب- انسان از خدا          ج- انسان از ديگران        د- انسان از پيامبران -          جواب سوال شش چهار گزينه:الف سوالات صحيح يا غلط 1-      فرهنگي كه با حفظ عقايد و آرمان ها و ارزش هاي خود با فرهنگ هاي ديگر تعامل و داد و ستد داشته باشد، زمينه هاي پيشرفت خود را فراهم مي آورد. -          جواب سوال يك صحيح-غلط:صحيح 2-      فرهنگي كه با حفظ عقايد و آرمان ها و ارزش هاي خود با فرهنگ هاي ديگر تعامل و داد و ستد داشته باشد، باعث سقوط خود خواهد شد. -          جواب سوال دو صحيح-غلط:غلط 3-      اگر افراد يك جامعه مبهوت يك جامعه ديگر شوند و توان گزينش عناصر فرهنگي ديگر را از دست بدهند به اين حالت، خود باختگي فرهنگي گفته مي شود. -          جواب سوال سه صحيح-غلط:صحيح 4-      خود باختگي جوامع غربي در برابر جوامع غير غربي را غرب زدگي مي نامند. -          جواب سوال چهار صحيح-غلط:غلط 5-      قران كريم فراموش كردن خداوند را سبب فراموشي انسان از خدا مي داند. -          جواب سوال پنج صحيح-غلط:غلط 6-      قران كريم فراموش كردن خداوند را سبب فراموشي انسان از خود مي داند. -          جواب سوال شش صحيح-غلط:صحيح 7-      فرهنگ هاي مشركانه اساطيري و فرهنگ هاي سكولار و دنيوي آدمي را هم از حقيقت جهان و هم از حقيقت خود بيگانه مي گردانند. -          جواب سوال هفت صحيح-غلط:صحيح پرسش هاي كتاب: ارتباطات و داد و ستدهاي فرهنگي مي تواند شكل هاي مختلفي داشته باشد. كدام نوع از ارتباطات فرهنگي به توسعه و بسط يك فرهنگ منجر مي شود و كدام نوع از ارتباطات، تحولات فرهنگي را به دنبال دارد؟ اگر در ارتباطات و داد و ستدهاي فرهنگي، يك فرهنگ عقايد و آرمانها و ارزش هاي خود را حفظ كرده و تنها در محدوده هنجارها عناصري از فرهنگ هاي ديگر را اخذ نمايد، آن فرهنگ زمينه گسترش و توسعه خود را فراهم كرده و  تحول مي يابد. جهان غرب در قرون وسطي پس از مواجهه با فرهنگ اسلامي چه عكس العمل هايي نشان داد؟ كدام بخش از فرهنگ اسلامي را نپذيرفت و كدام بخش را قبول كرد؟ جهان غرب در قرون وسطي پس از مواجهه با فرهنگ اسلامي، به ترجمه كتاب هاي فيلسوفاني چون :ابن رشد و ابن سينا پرداخت و زمينه تحولات عظيم عقلاني و فلسفي را در خود بوجود آورد، و در مقابل جنبه هاي معنوي و روحاني و عرفاني فرهنگ اسلام را نپذيرفت. برخي از جوامع در مواجهه با فرهنگ هاي ديگر ممكن است دچار خودباختگي فرهنگي شوند.آيا مي دانيد خود باختگي فرهنگي چيست و چه تأثيري در تعاملات فرهنگي دارد؟ خود باختگي فرهنگي يك آسيب عميق فرهنگي است كه مانع تعامل و داد و ستد فرهنگي مي شود. جامعه يخودباخته بدون تحقيق و گزينش و به صورت تقليدي عناصر فرهنگ هاي ديگر را اخذ مي كند.ارتباطش را با فرهنگ و تاريخ خود از دست مي دهد. امكان بسط و توسعه فرهنگ خود را از دست مي دهد. به فرهنگ مقابل كه مقهور آن شده است ملحق مي گردد. به نظر شما جوامع غرب زده براي دستيابي به تعامل فرهنگي با جهان غرب بايد چه مسيري را بپيمايند؟ بايد ضمن پايبندي به آرمان ها و ارزش هاي خود تنها آن دسته از عناصر فرهنگ غرب را اخذ كنند كه با آرمان هاي شان هماهنگي دارد و در ضمن باعث بسط و توسعه فرهنگي آن ها مي گردد.       درس يازدهم جامعه شناسي -صحيح يا غلط بودن عبارات زير را مشخص كنيد:   الف) انقلاب اسلامي ايران حاصل مقاومت هويت اسلامي جامعه در برابر هجوم سياسي و اقتصادي غرب بوده است.                                                                                                               صحيحq    غلطq ب) بازگشت ايران به اسلام بازگشت به خويشتن الهي و توحيدي بود. صحيحq    غلطq ج) هويت ايراني قبل از ظهور اسلام و بعد از ظهور اسلام ثابت بوده است.                                                                                                                   صحيحq    غلطq         به کلیه ی سؤالات زیر به صورت خوانا و دقیق پاسخ دهید:     هويت ايراني قبل از ظهور اسلام چگونه بوده است؟     3 اسلام چه تأثيري در هويت ايراني گذاشت؟     4 واكنش فرهنگ اسلامي در مقابل جنگ هاي صليبي و حمله مغول چگونه بود؟     5 جهان غرب چه تأثيري در هويت فرهنگ ايراني داشته است؟     6 واكنش متفكران ايراني در مقابل رويكرد تقليدي به فرهنگ غرب چه بود؟     7 انقلاب اسلامي چه تأثيراتي را در هويت ايراني پديد آورد؟     8 انقلاب اسلامي چه تأثيري در احياي هويت جهان اسلام داشته است؟     ردیف ریز بارم نمره   1 الف) صحيح                                  ب) صحیح                                         ج) غلط                                                                                                                                                          2 هويتي ديني و آميخته با اساطير، اقوام ايراني با آن كه هويت هاي اجتماعي متفاوتي داشته اند و عقايد و ارزش‌هاي آيين زرتشت كه با آموزه هاي اساطيري در آميخته بود، هويت واحدي پيدا كردند.     3 ايرانيان با پذيرش اسلام به تفسيري توحيدي از هويت خود دست يافتند. ارزش هاي توحيدي اسلام، ايران را به جهان اسلام ملحق ساخت و هويت ايراني به صورت هويت اجتماعي بخشي از جهان اسلام درآمد، زبان فارسي به عنوان زبان فرهنگي دوم جهان اسلام در مناطق مختلف گسترش يافت.     4 فرهنگ اسلامي در جنگ هاي صليبي به دفع مهاجمان پرداخت و در حمله مغول، مهاجمان را درون خود جذب و هضم كرد.     5 جهان غرب در نخستين رويارويي، ذهنيت مسلمانان را به خود باختگي فرهنگي دچار ساخت كه باعث شد تصويري كه تاريخ نگاران غربي از هويت اسلامي القا مي كردند، در بين جوامع اسلامي و ايراني رواج پيدا كند كه اين هويت توحيدي و حتي اساطيري نبود بلكه هويتي بود سكولار و دنيوي، اين هويت در قالب عناوين قوم گرايانه و ناسيوناليستي امت اسلامي را به اقوام مختلف فارس،ترك و عرب تقسيم مي كرد.     6 متفكران ايراني از دهه30 به بعد آثاري در نقد اين رويكرد و هويت هاي كاذبي كه از اين طريق ساخته مي شد، پديد آوردند مانند غرب زدگي، بازگشت به خويشتن و...     7 انقلاب اسلامي موجب بازگشت فرهنگ ايراني به خويشتن الهي و توحيدي خود گرديد و بازگشت هويت اسلامي به رهبري امام خميني با استفاده از آموزه هاي قرآن و اهل بيت، مطرح شدن ايران به عنوان قلب تپنده بيداري اسلامي از ديگر تأثيرات انقلاب اسلامي بود.     8 انقلاب اسلامي موجب گرديد اسلام به عنوان يك قطب فرهنگي جديد در جهان ظاهر شود و افق هاي جديدي بر روي انديشمندان غربي باز شود تا آنها كه سكولاريزم دنيوي شدن را به عنوان سرنوشت حتمي بشريت مي دانستند به بازبيني نظرات پيشين خود بپردازند.     نمونه سئوالات درس 12جامعه شناسي (2)      (قدرت واقتدار) 1-صحيح يا غلط بودن عبارات زير رامشخص نمائيد. الف ) هنگامي كه قدرت بر خلاف حكم وقانون الهي باشد و تبعيت از قدرت هم از روي رضايت نباشد اقتداري غير مشروع شكل      مي گيرد .   ص            غ ب) وقتي كه قدرت براساس حكم وقانون الهي بر فردي اعمال شود كه به اكرا ه آن را مي پذيرد قدرت مشروع فاقد مقبوليت است .        ص             غ ج) قدرتي كه با استفاده از زور وهم با رضايت طرف مقابل به دست مي آيد داراي مقبوليت است .        ص            غ 2-از بين گزينه هاي زير ،گزينه صحيح را انتخاب كرده وبا علامت ضربدر مشخص نمائيد. 1-مدار مشروعيت چيست ؟ الف ) آرماني و واقعي بودن ب) خواست و اراده فردي كه بر ديگران اعمال قدرت مي كند . ج)خواست و اراده كساني است كه قدرت بر آن ها اعمال مي شود . د)حق وباطل بودن 2- مقبوليت در حالي است كه ؟  الف ) قدرت براساس شريعت و موافق با حكم خداوند اعمال شود. ب)قدرت با اكراه وبا رضايت فردي باشد كه قدرت را مي پذيرد . ج )قدرت بدون اكراه و بدون رضايت فردي باشد كه قدرت را مي پذيرد . د) قدرت بدون اكراه و با رضايت فردي باشد كه قدرت را مي پذيرد . 3- جاهاي خالي را با كلمات وعبارات صحيح پر كنيد . الف ) قدرتي كه با مقبوليت همراه باشد وبه صورت رسمي پذيرفته شده باشد ................... ناميده مي شود . ب) قدرتي فردي انسان ................... است به گونه اي كه نمي تواند نياز هاي خود را به تنهايي انجام دهد . 4-پاسخ سئوالات زير را نام ببريد ؟ 1-انواع قدرت در انسان را نام ببريد ؟ 2- تبعيت اراده يك انسان از انسان ديگر به چند صورت مي تواند باشد ؟نام ببريد ؟ 3- تنها راهي كه باعث مي شود افراد فعاليت ارادي خود را مطابق اراده و ميل ما انجام دهند و قدرت اجتماعي به وجود آيد چيست؟ 5- مفا هيم زير را تعريف كنيد . 1-      اقتدار 2-      مشروعيت قدرت 3-      مقبوليت قدرت 6- درچه صورت مي گوئيم يك موجود داراي قدرت است ؟ 7- چرا انسان كنشگري قدرتمند محسوب مي شود ؟ 8- قدرت فردي انسان به چه صورت است با مثال بيان كنيد ؟ 9- قدرت اجتماعي چگونه پديد مي آيد ؟ 10- چه كساني از قدرت اجتماعي بيشتري بر خوردارند؟ 11- منظور از تبعيت با كراهت چيست وآنرا باتبعيت با رضايت مقايسه كنيد ؟ 12- تفاوت دو وازه مشروعيت و مقبوليت قدرت چيست ؟ 13-مدار مقبوليت چيست ؟ 14- درچه صورتي يك قدرت مقبول است ودرچه صورت قدرت مقبوليت ندارد؟ 15- درچه صورتي قدرت مشروع و درچه صورت غير مشوع است ؟ 16- اقتدار غير مشروع چگونه شكل مي گيرد ؟ 17- چه زماني قدرت مشروع فاقد مقبوليت  است يك مثال ذكر كنيد ؟ 18-درچه حالتي مشروعيت و مقبوليت با يكديگر جمع مي شوند؟ 19-قدرتي كه با اكراه طرف مقابل انجام مي شود تا چه زماني مي تواند ادامه داشته باشد؟ 20-به دو واژه مشروعيت ومقبوليت بيندشيد به نظر شما تفاوت اين دو در چيست ؟ مشروعيت و مقبوليت بر چه مبنايي شكل          مي گيرند؟ 21- به نظر شما آيا درجامعه اي كه فرهنگ عمومي مردم ، فرهنگي ديني باشد ،قدرت نا مشروع مي تواند مقبوليت داشته باشد ؟ دليل خود را بيان كنيد ؟       طراح: زهره   درس13 جامعه شناسی به سوالات زیر بادقت پاسخ دهید. 1-سیاست چیست و چه ارتیاطی با قدرت دارد؟ هر گاه قدرت برای رسیدن به هدفی معین سازمان پیدا کند سیاست پدید می آید، زیرا سیاست اعمال قدرت  سازمان یافته،برای هدفی معین است. 2-سیاست در معنای عام راباذکر مثالی شرح دهید. سیاست در معنای عام خود،شامل هر نوع تدبیر وسازمان دادن قدرت است.وقتی گفته می شود نهاد آموزش وپرورش دارای سیاست است،یعنی کنش هایی که در این تهاد انجام می شود،برای رسیدن به اهداف آموزشی خاص ،سازمان یافته است   3-میان نظام اجتماعی ونظام سیاسی چه ارتباطی وجود دارد؟ هر نظام اجتماعی به تناسب هویت وفرهنگ خود آرمان هاوارزشهای ویژه ای دارد وهیچ نظامی نمی تواند بدون، سیاستی مناسب به ارزشها وآرمان های خود دست یابد.مجموعه ساز وکارهایی که در نظام اجتماعی برای اعمال سیاست های آن وجود دارد، نظام سیاسی راشکل می دهد    4-حکومت چیست؟ حکومت مجموعه عواملی هستند که سیاستهای مربوط به کل جامعه را پیش می برند. 5-حکومت از چه راه هایی سیاست های نظام را اعمال می کند؟   1-وضع قوانین 2- اجرای قوانین 3- نظارت بر قوانین - نظام فرهنگی چه تا ثیری بر نظام سیاسی با دارد؟ نظام فرهنگی عقاید،ارزشها واصول حاکم بر نظام سیاسی راتعیین می کند واگر عملکرد نظام سیاسی در جهت عقاید وارزشهای فرهنگی جامعه باشد،نظام فرهنگی مقبولیت نظام سیاسی رانیز تامین می کند واگر نظام سیاسی به دلایل داخلی ویاتحت تاثیر وفشار سیاست های خارجی از اصول وارزشهای فرهنگی عدول کند نظام فرهنگی زمینه ی مقبولیت آن راکاهش می دهد.  7-تاثیرات نظام سیاسی بر نظام فرهنگی رابیان کنید. نظام سیاسی اگر بر ارزشهای فرهنگی جامعه وفادار بماند،با استفاده از مدیریت سیاسی خود،بر بسط وتوسعه ی فرهنگ می افزاید.اگر از ارزشهاوآرمان های فرهنگی دور شود زمینه ی تعارضات ،تزلزل وبحران های فرهنگی وهویتی را پدید می آورد.   8-تاثیرات نظام سیاسی بر نظام اقتصادی رابیان کنید. 1- براساس ارزش های پذیرفته شده  خود به وضع قوانین ومدیریت اجرایی می پردازد،برای نمونه باوضع قوانین ومقررات مالی از گردش ثروت بین قشر های محدودی از جامعه پیشگیری کندیا رفاه عمومی رادر سقفی معین برای همگان تامین نماید.2-اگررویکرد آن در جهت بازار آزادوحاکمیت سرمایه باشدبر شکاف طبقاتی می افزاید وفرصت های مناسب تحرک اجتماعی را از قشرهای مختلف سلب می کند. 9-تاثیرات نظام اقتصادی بر نظام سیاسی را بیان کنید. نظام اقتصادی می تواند با حمایت های ویژه از حکومت ودولت،قدرت آن را تحکیم می بخشدیا آن که با بحرانهای واقعی یا کاذب زمینه فروپاشی نظام سیاسی را فراهم کند. 10- چند نمونه از اهداف وارزشهایی که نظام های مختلف با آن سنجیده ویا داوری می شوند رانام ببرید. عدالت،امنیت،استقلال،آزادی،رفاه،عزت،سعادت،فضیلت،حقیقت،سلطه برطبیعت ودیگران،تشکیل امپراطوری وحکومت جهانی. 11-نظر مکاتب سکولاریزم درباره ارزش ها واهداف نظام های سیاسی چیست؟ آنان معرفت علمی رابه دانش حسی وتجربی محدود میکنندومعتقدند که اولا هر یک از ارزش های فوق تنها در چارچوب زندگی دنیوی واین جهانی می توانند قابل دسترسی باشندوثانیا به دلیل این که علم تجربی نمی تواند داوری ارزشی داشته باشد ما روش علمی برای گزینش وارزیابی هیچ یک از این ارزشها را نداریم. 12-نظر مکاتب دینی –دنیوی درباره ی ارزش هاواهداف نظام سیاسی چیست؟ این گروه شناخت علمی را به دانش تجربی وحسی منحصر نمی دانند بنابراین اولا ضمن توجه به آثار دنیوی این جهانی هر یک از ارزشهای مزبور،ابعاد متعالی وفوق طبیعی آنه را در نظر می گیرندوثانیا با استفاده از شناخت عقلانی ووحیانی ،به تفسیر علمی نسبت به هر یک از ارزش های یاد شده می پردازند -سه قوه ی مقننه،مجریه وقضائیه با..............................لز یک دیگر تفکیک پیدا می کنند. ج- گستردگی حکومت 14- هر نظام سیاسی اراده های اجتماعی رابه سوی ....................و.................متناسب خود راهبری می کند. ج- ارزش ها واهداف 15 داوری درباره ی اهداف وارزش های نظام های مختلف مبتنی بر...........و.................... افرادی است که به داوری می پردازند. ج- عقاید وجهان بینی   سوالات درس چهاردهم جامعه شناسی2         1- با چه ملاک هایی مي توان نظامهای سیاسی را دسته بندي کرد؟ 1)       کمیّت افراد تصمیم گیر و تأثیرگذار 2 )  روش تصمیم گیری و تأثیر گذاری 3) دینی یا دنیوی بودن   2- براساس کمیّت افراد تصمیم گیر و تأثیرگذار حکومتها به چه دسته های تقسیم می شوند؟ الف) نظامها و حکومتهایی که یک فرد در آنها حاکمیت دارد. ب) نظامهایی که اقلیتي از مردم در آن تصمیم مي گيرند.. ج) حکومتهایی که اکثریت مردم در سرنوشت سیاسی آن دخیل هستند.   3- براساس روش تصمیم گیری و تأثیر گذاری نظامهای سیاسی چند نوع اند؟  کسانی که در تصمیم گیری های سیاسی دخیل هستند؛ یا  الف) براساس خواسته ها و اغراض شخصی خود، تصمیم می گیرند؛ یعنی هر نوع تصمیمی را برای خود جایز و مباح می دانند؛ یا  ب)  بر مدار حقیقت و فضیلت و با موازین عقلی، رأی خود را اظهار می کنند. 4- بر اساس دینی یا دنیوی بودن نظامهای سیاسی چند نوع اند؟ نظام سیاسی دینی بر مدار احکام و قوانین الهی سازمان مي يابد. نظام سیاسی سکولار و دنیوی، فقط ارزشها و آرمان های دنیوی و این جهانی را مدّ نظر قرار می دهد.   5- ارسطو از چه ملاکهایی برای دسته بندی نظامهای سیاسی استفاده می کند، وبر این اساس از چند نوع حکومت نام می برد؟ 2)       کمیّت افراد تصمیم گیر و تأثیرگذار 2 )  روش تصمیم گیری و تأثیر گذاری گونه شناسی ارسطو از نظامهای سیاسی بر اساس ملاک اوّل و دوّم. ارسطو  از شش نوع حکومت نام می برد. در سه نوع آنها حاکمیت یک فرد، یک اقلیت یا اکثریت بر مدار خواست های نفسانی آنها شکل می گیرد و در سه نوع دوم، حاکمیت يك فرد، يك اقليت يا اكثريت برمدار حقیقت و عقلانیّت استوار است.   6- تفاوت حکومت دموکراسی و جمهوری از دیدگاه ارسطو چیست؟ دموکراسی از دید ارسطو: ارسطو، حاکمیت اکثریت را در صورتی که بر مدار خواسته های آنها باشد، دموکراسی می نامد. زیرا دموکراسی به معنای حاکمیت مردم است و در این نوع حاکمیت، مردم براساس آراء خود حکومت می کنند. جمهوری از دید ارسطو: ارسطو حکومتی را که در آن اکثریت مردم براساس حقیقت و فضیلت حضور و فعالیت دارند، جمهوری می خواند 7- جدول زیر را کامل کنید:                                 شیوه حکومت  تعداد حاکمان                      بر اساس فضیلت بر اساس خواست و میل افراد فرد             ............. (مونارشی) تیرانی(استبدادی) اقلیت ..................(اریستوکراسی) الیگارشی اکثریت پولیتی(جمهوری)      ....................( دموکراسی) 8- فارابی مدینه فاضله و جاهلی را بترتیب، چه جامعه ای می داند؟ فارابی مدینه فاضله را جامعه ای الهی می داند که براساس سنت و قانون الهی شکل می گیرد. از نظر او حقیقت با ارادۀ الهی تعیین می شود و با کمک عقل و وحی شناخته می شود. در اندیشه فارابی جوامعی که ارزش ها و آرمانهای آنها عقلانی و الهی نباشد، جوامع جاهلی هستند. او جوامع جاهلی را براساس نوع آرمان ها و ارزشهایی که دارند به انواعي تقسیم می کند.   9- لیبرالیسم و دموکراسی هر کدام به چه معنایی است؟توضیح دهید. لیبرالیسم به معنای اباحیّت و مباح دانستن همۀ امور برای انسانهاست. لیبرالیسم آزادی و خواست انسانها را به عنوان مرجع و ملاک نهایی برای ارزشها و آرمان های اجتماعی می داند. دموکراسی به معنای حاکمیت مردم است.   10- لیبرال دموکراسی چه نوع نظام سیاسی است و این نظام با کدام فرهنگ سازگار است؟ لیبرال دموکراسی نوعي نظام سیاسی است که ادعا می کند با خواست و ارادۀ اکثریت مردم سازمان مي يابد. این نظام سیاسی، حقیقت و فضیلتی را كه مستقل از خواست مردم باشد به رسمیت نمی شناسد و حکومتی دنیوی و این جهانی است. این نظام سیاسی با فرهنگ جهان غرب که رویکردی دنیوی به عالم هستي دارد و شناخت علمی ارزشهای اجتماعی را انکار می کند، سازگار است.                                                                                                                                                   11- لیبرال دموکراسی چه موقع دچار تناقض می شود؟ لیبرال دموکراسی وقتی با مردمی مواجه می شود که ارزش های دیگر، نظیر عدالت را مهمتر از ارزش آزادی می دانند یا حقیقت را به ارادۀ الهی باز می گردانند و از مسئولیت انسان در برابر این حقیقت سخن می گویند دچار تناقضي مي شود که از حلّ نظری آن عاجز است.                                                                                                                                                        12- برخی از نظریه پردازان لیبرال دموکرات چه کسی را شایسته رأی دادن نمی دانند؟ برخی از نظریه پردازان لیبرال دموکرات، فردی را که از حدود این نظام سیاسی خارج شود، شایستۀ رأی دادن نمی دانند 13- منظور از پارادوکس دموکراسی چیست؟ دانشمندان علوم سیاسی از تناقضی که از نارضایتی مردم نسبت به نظام سیاسی لیبرال دموکراسی به وجود می آید، با عنوان پارادوکس دموکراسی یاد می کنند.                                                                                                                              14- جمهوری اسلامی نوعی نظام سیاسی است که در جهان ................... مورد توجه امت اسلامی قرار گرفته است.                                                                                                                                         15- عنوان «جمهوری» به معنای به رسمیت شناختن حضور موثر مردم در نظام سیاسی است.                                                                                                                                      صحيح ¢           غلطo                                                                                      16- برخی از ارزشهای اجتماعی اسلام در نظام جمهوری اسلامی را نام ببرید ؟ عدالت، آزادی، استقلال، نفی وابستگی، نفی تسلط بیگانگان بر امت اسلامی، امنيت، تأمين اجتماعي و تکافل عمومی، تلاش برای عمران و آبادانی، عقلانیت، مشورت و مشارکت در امور عمومی، توسعۀ معرفت و آگاهی نسبت به اسرار و حقایق آفرینش از جمله ارزش های اجتماعی اسلامی است.   17- به چه دلیل عمل به ارزشهایی مانند عمران و آبادانی در نظام جمهوری اسلامی رفتاری صرفاً دنیوی یا اجتماعی نیست؟ بر اساس هستی شناسی توحیدی اغلب این ارزش ها با آن که ناظر به مسائل اجتماعی دنیوی هستند، تفسیری دنیوی و سکولار ندارند، بلکه سیرتی الهی و دینی دارند؛ و به همین دلیل عمل به آنها رفتاری صرفاً دنیوی یا اجتماعی نیست بلکه یک وظیفۀ الهی است؛ و مانند عبادات فردی سبب تقرب انسان به خداوند می شود.   18- برخی از درسها و آموزه های اسلامی را فهرست کنید؟5 مورد در اندیشۀ دینی اسلام، هر مسلمانی که شب را به صبح برساند و به فکر امت اسلامی نباشد مسلمان نیست و مسلمانان موظفند همۀ مستضعفان و مظلومان را ياري كنند. در آموزه های اسلامی هنگامی که عبادات بُعد اجتماعی پیدا می کنند، ارزش بیشتري می یابند. در برخی از روایات، مسئولیت امت اسلامی در برابر امامت و رهبری امت اسلامی به عنوان مهمترین مسئولیت یاد شده است. امت اسلامی باید از پذیرش طاغوت و قدرتهای غیرالهی خوداری کند و در شکل گیری امامت و ولایت الهی براساس موازین و ارزشهای اسلامی هوشمند و فعال باشد.   19- در برخی از روایات، مسئولیت امت اسلامی در برابر ................. امت اسلامی به عنوان مهمترین مسئولیت یاد شده است. ¢     الف) امامت                     ب) رهبری                       ج( مردم               د) گزینه الف و ب صحیح است         16- صحیح یا غلط بودن جملات زیر را مشخص کنید. الف-در یک جهان اجتماعی نظام سیاسی می تواند از از نظام های اجتماعی دیگر مستقل باشد.                غ  o                                    صo  ج- غلط ب-عدول نظام سیاسی از اصول ارزش های فرهنگی سبب کاهش مقبولیت این نظام می شود.                غ  o                                    ص o ج-صحیح گزینه صحیح راانتخاب وباعلامت ضر بد ر مشخص کنید. 17-دوری نظام سیاسی از ارزش هاوآرمان های فرهنگی چه نتیجه ای به همراه دارد؟ الف -زمینه مقبولیت نظام فرهنگی را فراهم می کند. ب- زمینه تعارضات وتزلزل وبحران های فرهنگی وهویتی را پدید می آورد. ج- به بسط وتوسعه فرهنگ کمک می کند. د- زمینه فروپاشی خود را با بحران واقعی یاکاذب فراهم می کند. جواب:گزینه ب صحیح است.  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 14:17  توسط حسین بیکی  | 

              بخش اول: مقدمات                          فصل اول: اقتصاد چيست؟

1-      منبع رفع نيازهاي مادي انسان در زندگي چيست؟ (دانش)

2-      دليل فعاليت و تلاش اقتصادي انسان چيست؟ (دانش)

3-      به چه دليل گفته مي‌شود انسان موجودي سيري ناپذير است؟ با ذكر مثال توضيح دهيد. (درك و فهم)

4-      4 نمونه از نيازهاي مختلف انسان را نام ببريد. (دانش)

5-      به 2 نكته مهم درباره‌ي منابع و امكانات موجود در جهان اشاره كنيد؟ با ذكر مثال براي هر كدام. (دانش و درك و فهم و كاربرد)

6-      منظور از «قابليت مصرف متعدد» در مورد منابع و امكانات چيست؟ با ذكر 2 نمونه (درك و فهم و كاربرد)

7-      به چه دليل انسان بايد ابتدا آن گروه از نيازهاي خود را كه اولويت بيشتري دارند برطرف سازد؟ (درك و فهم)

8-      بهترين روش استفاده از منابع و امكانات كدام است؟ (دانش)

9-      دليل بوجود آمدن «انديشه‌ي اقتصادي» در زندگي انسان چيست؟ (درك و فهم)

10-   تصوير ساده‌اي از اقتصاد جامعه را ارائه دهيد؟ (دانش)

11-   4 نمونه از پرسش‌هايي را كه در محدوده مطالعات اقتصادي قرار مي‌گيرند را بيان كنيد؟ (دانش)

12-   4 مورد از موضوعات مورد بحث علم اقتصاد را نام ببريد؟ (دانش)

13- ضرورت وجود نهاد دولت در عرصه اقتصاد چیست؟ (درک و فهم )

14- نمونه هایی از دخالت دولت در عرصه اقتصاد را ذکر کنید . (کاربرد )

15- ضرورت وجود سازمانهای اقتصادی بین المللی چیست ؟ (درک و فهم )

16- نمونه هایی از سازمان های اقتصادی بین المللی را نام ببرید . (دانش )

17- چهار گر وه بازیگر و فعال در عرصه ی اقتصاد جهان را نام ببرید .(دانش )

18-   اقتصاد دانان چگونه به مطالعه مسائل اقتصادي موجود در جامعه‌ مي‌پردازند؟ (درك و فهم)

19-   آيا اقتصاد علم است؟ چرا؟ (درك و فهم)

20- نتایج استفاده از روشهای علمی و مدلهای ریاضی در مطالعات اقتصادی چیست؟ (درک و فهم )

21-   علم اقتصاد را تعريف كنيد؟ (دانش)

22-   به 3 نكته‌ي مهم در تعريف علم اقتصاد اشاره كنيد؟ (دانش)

23-   هدف علم اقتصاد چيست؟ (دانش)

24-   اهميت اقتصاد از ديدگاه اسلام را بيان كنيد؟ (درك و فهم)

25-   يكي از علل اهميت روز افزون مسائل اقتصادي در جهان امروز چيست؟ (درك و فهم)

26- ایا فرض نامحدود بودن نیازهای انسان با الگوی مصرف اسلامی لزوما ناسازگار است ؟ (درک و فهم )

27- ایا پذیرفتن فرض محدود بودن منابع در دسترس انسان با اعتقاد به بی حد وحصر بودن نعمت های الهی  ناسازگار است ؟ (درک و فهم )

29-   دلايل محدوديت منابع چيست؟ ذكر 2 مورد. (درك و فهم)

28- ایا بین پیش فرضهای علم اقتصاد وتعالیم اسلامی تقابلی وجود دارد؟ (درک و فهم)

29-   كالا چيست؟ با ذكر مثال. (دانش)

30-   خدمات چيست؟ با ذكر مثال. (دانش)

31-   شباهت و تفاوت كالا و خدمات را مشخص نمائيد. با ذكر مثال براي هر كدام. (تجزيه و تحليل)

32-   كالاهاي مصرفي را تعريف كنيد؟ با ذكر مثال. (دانش)

33-   كالاهاي واسطه‌اي را تعريف كنيد؟ با ذكر مثال. (دانش)

34- ایا طبقه بندی کالا بر اساس مصرفی و واسطه ای نیز در مورد خدمات نیز صدق میکند ؟با ذکر مثال (کاربرد )

35- منظور از کالای بادوام چیست ؟با ذکر مثال (دانش)

36- منظور از کالای سرمایه ای چیست ؟با ذکر مثال (دانش)

37-   كالاهاي ضروري را تعريف كنيد؟ با ذكر مثال. (دانش)

38-   كالاهاي تجملي را تعريف كنيد؟ با ذكر مثال. (دانش)

39-   هزينه فرصت را تعريف كنيد؟ با ذكر مثال. (دانش)

40-   در يك زمين كشاورزي با امكان كاشت دو محصول گندم و پنبه، هزينه فرصت كاشت گندم چگونه به دست مي‌آيد. (كاربرد)

41- یک دانش اموز میتواند فرصت زمانی را که در اختیار دارد را به سینما رفتن یا به مطالعه و یاد گیری اختصاص دهد  هزینه فرصت سینما رفتن وی را مشخص نمایید. (کاربرد)

 بخش اول فصل دوم فصل دوم: آشنایی با شاخص های اقتصادی

1-      به چه دليل ميزان توليد كالا و خدمات در جامعه نشان دهنده‌ي قدرت اقتصادي آن جامعه است. (درك و فهم)

2-      به چه دليل دولتها سعي مي‌كنند با به كارگيري سياستهاي گوناگون توليد كالا و خدمات را در جامعه افزايش دهند؟ (درك و فهم)

3-      حسابداري ملي را تعريف كنيد؟ (دانش)

4-      بررسي و اندازه‌گيري ميزان فعاليتهاي اقتصادي در سطح ملي در چه شاخه‌اي از مطالعات اقتصادي انجام مي‌پذيرد؟ (دانش)

5-      موارد مورد بررسي در حسابداري ملي چيست؟ ذكر 4مورد. (دانش)

6-      اهميت حسابداري ملي چيست؟ (درك و فهم)

7-      منظور از «توليد كل» در جامعه چيست؟ (دانش)

8-      دليل اهميت آگاهي از ميزان توليد كالا و خدمات در جامعه چيست؟ (درك و فهم)

9-      از ديدگاه حسابداري ملي فعاليت توليدي را تعريف كنيد؟ (دانش) با ذكر مثال. (كاربرد)

چرا -آيا فعاليت موسساتي كه به عرضه‌ي ميوه و سبزيجات بسته‌بندي شده مي‌پردازند فعاليت توليدي محسوب مي‌شود؟

11-   آيا فعاليتهاي خدماتي نيز با عنوان توليد شناخته مي‌شوند چرا؟ (درك و فهم)

12-   آيا حمل محصولات كشاورزي به مراكز مصرف و عرضه‌ي آن در سطح جامعه كار توليدي به حساب مي‌آيد؟ چرا؟ (درك و فهم)

13-   4شرط براي محاسبه و سنجش فعاليتهاي توليدي در حسابداري ملي بنويسيد؟ (دانش)

14-   شرط «از بازار عبور كند» براي محاسبه فعاليتهاي توليدي در حسابداري ملي را توضيح دهيد؟ با ذكر مثال. (دانش و درك و فهم)

15-  اگر لوازم خانگي منزل شما به تعمير نياز داشته باشد و پدر شما خودش آنها را تعمير كند، آيا يك فعاليت توليدي صورت گرفته است و ارزش آن در حسابداري ملي محاسبه مي‌شود؟ چرا؟ (كاربرد)

16-   به چه دليل فعاليتهايي كه به توليد كالا يا خدمات «نهايي» منتهي شوند در حسابداري ملي مورد محاسبه قرار مي‌گيرند؟ (درك و فهم)

17- در محاسبه‌ي توليد كل جامعه از ارزش كالاهاي واسطه‌اي استفاده مي‌شود يا كالاهاي نهايي؟ چرا؟ (درك و فهم)

18 -كداميك از فعاليتهاي زير در حسابداري ملي مورد محاسبه قرار مي‌گيرد؟ چرا؟ (كاربرد)

الف) توليد موتور اتومبيل                      ب) توليد اتومبيل

19- در حسابداري ملي، همه‌‌ي اشكال توليد با يك معيار سنجيده مي‌شود آن معيار كدام است؟ (دانش)

20 -شرط «توليد در محدوده‌ي مكاني معيني صورت گيرد» در حسابداري ملي به چه معناست؟ (دانش) 

21- تفاوت توليد داخلي و توليد ملي چيست؟ (تجزيه و تحليل)

22 -فعاليت توليدي يك فرد ايراني در خارج از كشور، توليد ناخالص داخلي ايران محسوب مي‌شود يا توليد ناخالص ملي؟ چرا؟ (كاربرد)

23 -توليد توسط خارجيان مقيم ايران جزء توليد ناخالص داخلي ايران محسوب مي‌شود يا توليد ناخالص ملي؟ چرا؟ (كاربرد)

24-   در محاسبه كدام شاخص اقتصادي، توليد آن گروه از مردم كشور كه در خارج اقامت دارند منظور نمي‌گردد؟ (دانش)

الف) توليد ناخالص داخلي                      ب) توليد ناخالص ملي

25-   چرا فعاليتهاي توليدي كه در حسابداري ملي مورد محاسبه قرار مي‌گيرند بايد قانوني و مجاز باشند؟ ذكر 2 دليل. (درك و فهم)

26-   فعاليتهاي غيرقانوني نظير قاچاق كالا جزء توليد كشور محاسبه نمي‌شود؟ ذكر 2 دليل. (درك و فهم)

27-   مفهوم استهلاك سرمايه را توضيح دهيد؟ (دانش)

28-   منبع تامين هزينه‌هاي جاي گزيني سرمايه‌هاي فرسوده شده يك كشور چيست؟ (دانش)

29-   منظور از هزينه‌ استهلاك سرمايه چيست؟ (دانش)

30-   تفاوت توليد خالص ملي و توليد ناخالص ملي چيست؟ (تجزيه و تحليل)

31-   توليد خالص ملي چگونه محاسبه مي‌شود؟ (دانش)

32-  در يك جامعه فرضي كالاهاي زير در مدت يك سال توليد شده است، با توجه به رقم توليدات، توليد ناخالص داخلي و توليد خالص داخلي را محاسبه كنيد؟ (كاربرد)

 الف) مواد غذايي 50 تن از قرار هر تن 3000000 ريال

ب) ماشين‌آلات 500 دستگاه از قرار هر دستگاه 5000000 ريال

ج) پوشاك 1500 عدد از قرار هر عدد 50000 ريال د) خدمات ارائه شده 60000000 ریال

هـ) هزينه استهلاك  75000000 ریال

33-   شاخص‌هاي زير به اختصار چه ناميده مي‌شوند؟ (دانش)

الف) توليد ناخالص ملي

ب) توليد ناخالص داخلي

34- «توليد ناخالص ملي» را تعريف كنيد؟ (دانش)

35- «توليد ناخالص داخلي» را تعريف كنيد؟ (دانش)

36- براي انجام تحليل‌هاي مختلف اقتصادي از وضعيت كشورها از چه شاخص‌هايي استفاده مي‌شود؟ (دانش)

37- كدام شاخص‌ها در تعريف با هم تفاوت دارند اما معمولا مقدار آنها به هم نزديك است؟ (دانش)

38- در کدام کشورها مقدار دو شاخص تولید ناخالص ملی و تولید ناخالص داخلی بهم نزدیک نیستند ذکر دو مورد(دانش)

39- درآمد ملي سرانه نشاندهنده چيست؟ (دانش)

40- درآمد ملي را تعريف كنيد؟ (دانش)

41- اقلام مختلف درآمدي را نام ببريد؟ (دانش)

42- چگونه مي‌توان شاخص‌هاي اقتصادي را به صورت سرانه محاسبه كرد؟ (دانش)

43- درآمد سرانه چگونه محاسبه مي‌شود؟ (دانش)

44- منظور از توليد سرانه و درآمد سرانه چيست؟ (دانش)

45- به چه دليل محاسبه‌ي شاخص‌ها به صورت سرانه مي‌تواند معيار بهتري براي مقايسه‌ي سطح زندگي و رفاه افراد جوامع مختلف باشد؟ (درك و فهم)

46- تصويري ساده از اقتصاد جامعه را رسم كنيد كه بوسيله آن بتوان ارزش كل توليدات جامعه را به روش هزينه‌اي و درآمدي محاسبه كرد؟ (دانش)

47- روش هزينه‌اي را در محاسبه‌‌ي ارزش كل توليدات جامعه با رسم شكل توضيح دهيد؟ (درك و فهم)

48- روش درآمدي را در محاسبه‌ي ارزش كل توليدات جامعه با رسم شكل توضيح دهيد؟ (درك و فهم)

49- «روش توليد» يا «روش ارزش افزوده» را در محاسبه‌ي ارزش كل توليدات جامعه با ذكر يك مثال شرح دهيد؟ (درك و فهم)

50- چرا براي محاسبه توليد كل جامعه حداقل از 2 روش استفاده مي‌كنند؟ (درك و فهم)

51- براي محاسبه ارزش كل توليدات جامعه چه روشهايي وجود دارد آنها را نام ببريد؟ (دانش)

52- ميزان توليد كل جامعه در طي سه سال متوالي به ترتيب 1000، 1100، 1250 ميليارد ريال مي‌باشد آيا افزايش اين ارقام را مي‌توان به حساب افزايش مقدار توبيد كل جامعه گذاشت؟ به چه دليل؟ (درك و فهم)

53- براي جلوگيري از اشتباه ناشي از افزايش قيمت در محاسبه‌ي توليد كل جامعه چه بايد كرد؟ (درك و فهم)

54- براي ارزيابي وضعيت اقتصادي كشور از كدام شاخص استفاده مي‌گردد‌‌‌‌‌‌‌‌؟ به چه دليل؟ (درك و فهم)

الف) محاسبه توليد كل به قيمت جاري                   ب) محاسبه توليد كل به قيمت ثابت

55- دریک جامعه فرضی میزان تولید کل در طی سه سال متوالی به ترتیب 3000 و 3300 و 3750 میلیارد ریال است . با انتخاب سال اول به عنوان سال پایه مقدار تولید جامعه در سه سال مورد نظر بر حسب قیمتهای سال اول به ترتیب3000 و 3210 و 3420 می باشد . بر اساس این محاسبات "میزان واقعی افزایش تولید" و "میزان افزایش رقم تولید ناشی از افزایش قیمتها " در سال دوم نسبت به سال اول را محاسبه نمایید. (کاربرد)

بخش دوم(توليد و بازار)  فصل اول: توليد

1-      كالاها و خدماتي كه مورد استفاده‌ي ما قرار مي‌گيرند چگونه تهيه مي‌شوند؟ با ذكر مثال. (درك وفهم و كاربرد)

2-      توليد را تعريف كنيد.(دانش)

3-      آيا محصولات مؤسسات توليدي تماما به مصرف خانوارها مي‌رسد؟ توصيح دهيد. (درك و فهم)

4-   چه ارتباطي بين توليد كنندگاني كه محصولاتشان به صورت مستقيم يا غيرمستقيم به مصرف مردم مي‌رسد وجود دارد؟ با ذكر مثال. (درك و فهم و كاربرد)

5-   به چه دليل صاحبان مشاغل مختلف به فعاليت خود ادامه مي‌دهند و در نتيجه مصرف كنندگان دچار كمبود و دشواري‌هاي حاصل از آن نمي‌شوند؟توضيح دهيد. (درك و فهم)

6-      توليد كنندگان با چه هدفي به توليد و عرضه كالا و خدمات مورد نياز مردم مي‌پردازند؟ (دانش)

7-      «هزينه‌هاي توليد» چيست؟ (دانش) با ذكر مثال. (كاربرد)

8-      «درآمد» چيست؟ (دانش)

9-      در چه صورت توليد كننده از فعاليت خود سود برده است؟ (درك و فهم)

10-   سود چگونه محاسبه مي‌شود؟ (دانش)

11-  اگر توليد كننده‌اي در طول يك دوره‌ي زماني معين (مثلا يك سال) براي فعاليتهاي توليدي خود ده ميليون ريال هزينه كرده باشد و كالاهاي توليد شده را به مبلغ 12ميليون ريال بفروشد چقدر سود برده است؟ (كاربرد)

12-   در چه صورت توليد كننده متحمل زيان مي‌شود؟ (درك و فهم)

13-   توليد كنندگان چگونه مي‌توانند از وضعيت زيان دوري كنند؟ (يا سود خود را افزايش دهند) (درك و فهم)

14-   توليد كنندگان از چه راههايي مي‌توانند هزينه‌هاي توليد خود را كاهش دهند؟ (درك و فهم)

15-   توليد كنندگان چگونه مي‌توانند درآمد خود را افزايش دهند؟ (درك و فهم)

16-  توليد كنندگاني كه به جاي كسب سود در كوتاه مدت به فكر سود در سالهاي آينده هستند ممكن است چه اقداماتي را انجام دهند؟ (درك و فهم)

17-   چرا گروهي از توليد كنندگان ممكن است كالاهايشان را با قيمتي پائين‌تر عرضه كنند؟ (درك و فهم)

18-   چرا گروهي از توليد كنندگان بجاي كاهش در هزينه‌هاي توليد سعي در تهيه و عرضه‌ي كالاهايي با كيفيت بهتر دارند؟ (درك و فهم)

19-   به چه علت بعضي از توليد كنندگان از بخشي از سود فعلي خود صرف نظر مي‌كنند؟ (درك و فهم)

20-   عوامل توليد كدامند؟ آنها را نام ببريد. (دانش)

21-   آيا نيازهاي توليد كنندگان كالاهاي مختلف با هم يكسان است؟ با ذكر مثال توضيح دهيد. (درك و فهم و كاربرد)

22-   نيازهاي عمده‌ي توليد كنندگان كالا و خدمات مختلف را به چه دسته اصلي مي‌توان تقسيم‌بندي كرد؟ آنها را نام ببريد. (دانش)

23-   به چه دليل منابع طبيعي به عنوان يكي از عوامل توليد در نظر گرفته مي‌شود؟ (درك و فهم)

24-   منابع طبيعي در اقتصاد با چه عنوان ديگري معرفي مي‌شود؟ (دانش)

25-   به چه دليل نيروي انساني به عنوان يكي از عوامل توليد در نظر گرفته مي‌شود؟ (درك و فهم)

26-   به چه دليل نقش نيروي انساني در جريان توليد بسيار مهم است؟ (درك و فهم)

27-   كداميك از عوامل توليد مهمتر است؟ به چه دليل. (درك و فهم)

28-   نيروي انساني را با توجه به تجربيات و مهارت‌ها و تحصيلات به چند دسته مي‌توان طبقه‌بندي كرد آنها را نام ببريد؟ (دانش)

29-   از نيروي انساني در اقتصاد با چه عنوان ديگري ياد مي‌شود؟ (دانش)

30-   انسان براي بهره‌برداري از منابع طبيعي به چه چيزهايي نيازمند است؟ (دانش)

31-   «سرمايه‌» را تعريف كنيد؟ (دانش)

32-   توليد كنندگان جريان توليد را چگونه شكل مي‌دهند؟ (درك و فهم)

33-   پولي كه توليد كنندگان براي خريد عوامل توليد مي‌پردازند با چه عنوان‌هايي نصيب خانواده‌ها مي‌شود؟ (دانش)

 

فصل دوم   بازار

1-      هدف توليد كنندگان از توليد كالا و خدمات چيست؟ (دانش)

2-      انگيزه مصرف كنندگان از خريد كالا و خدمات چيست؟ (دانش)

3-      منظور از رفتار اقتصادي توليد كنندگان و مصرف كنندگان چيست؟ (درك و فهم)

4-      عوامل موثر در تصميم‌گيري مصرف كنندگان براي خريد كالا چيست؟ 4 مورد (دانش)

5-      مهمترين عامل موثر در تصميم مصرف‌كنندگان براي خريد يك كالا چيست؟ (دانش)

6-      رابطه بين قيمت يك كالا و مقدار خريد آن بوسيله‌ي مصرف‌كنندگان چگونه است؟ (درك و فهم)

7-      چرا قيمت يك كالا و مقدار تقاضا براي آن با هم رابطه‌ي معكوس دارند؟ ذكر 2 دليل (درك و فهم)

8-      با اعداد فرضي در يك جدول دو ستوني مقدار تقاضا را به ازاي قيمتهاي مختلف نشان دهيد و منحني تقاضا را رسم كنيد؟ (تركيب)

9-      منحني تقاضا نشان دهنده‌ي چيست؟ (دانش)

10-   نزولي بودن منحني تقاضا به چه معناست؟ (درك و فهم)

11-   تصميم توليدكنندگان در مورد ميزان توليد يك كالا از چه عواملي تاثير مي‌پذيرد؟ ذكر 3مورد (دانش)

12-   مهمترين عامل موثر بر ميزان توليد توسط توليدكنندگان چيست؟ (دانش)

13-   رابطه بين قيمت و ميزان توليد كالا چگونه است؟ (درك و فهم)

14-   به چه دليل به افزايش قيمت يك كالا، ميزان توليد و عرضه آن افزايش مي‌يابد؟ ذكر 2 دليل (درك و فهم)

15-  در يك جدول دو ستوني و با اعداد فرضي مقادير عرضه‌ي يك كالا را له ازاء قيمتهاي مختلف نشان دهيد و منحني عرضه را رسم كنيد؟ (تركيب)

16-   منحني عرضه نشان دهنده‌ي چيست؟ (درك و فهم)

17-   صعودي بودن منحني عرضه به چه معناست؟ (درك و فهم)

18-   به چه دليل رفتار اقتصادي توليد كنندگان و مصرف كنندگان بايد با هم هماهنگ باشد؟ (درك و فهم)

19-   عامل ايجاد كننده هماهنگي و تعادل بين رفتار اقتصادي توليد كنندگان و مصرف‌كنندگان چيست؟ (دانش)

20-   منظور از تعادل در بازار يك كالا چيست؟ (دانش)

21-   قيمت تعادلي در بازار يك كالا چيست؟ (دانش)

22-   با رسم يك شكل قيمت تعادلي و نقطه تعادل را در بازار يك كالا مشخص كنيد؟ (تركيب)

23-  جدول زير را كامل كنيد آنگاه نمودار آن را در يك دستگاه مختصات رسم كنيد. نقطه تعادل را روي آن مشخص كنيد؟ (تجزيه تحليل و كاربرد)

 

قيمت (به ريال)

مقدار تقاضا (به كيلو)

مقدار عرضه (به كيلو)

 

 

 

 

 

 

300

30

30

 

 

 

 

 

 

 

24-   در چه شرايطي بازار يك كالا دچار كمبود عرضه مي‌شود؟ (درك و فهم)

25-   در چه شرايطي گفته مي‌شود كه در بازار يك كالا بازار عرضه وجود دارد؟ (درك و فهم)

26-   به چه علت، در سطح قيمت پائين‌تر از قيمت تعادلي در بازار با كمبود عرضه روبرو مي‌شويم؟ (درك و فهم)

27-   به چه علت، در سطح قيمت بالاتر از قيمت تعادلي در بازار با مازاد عرضه روبرو مي‌شويم؟ (درك و فهم)

28-   توضيح دهيد اگر در بازار يك كالا كمبود عرضه وجود داشته باشد چه اتفاقي خواهد افتاد؟ (درك و فهم)

29-   توضيح دهيد اگر در بازار يك كالا مازاد عرضه وجود داشته باشد چه اتفاقي خواهد افتاد؟ (درك و فهم)

30-   در حالت كمبود عرضه در بازار يك كالا، افزايش قيمت تا چه سطحي ادامه مي‌يابد؟ (درك و فهم)

31-   در حالت مازاد عرضه در بازار يك كالا، كاهش قيمت تا چه سطحي ادامه مي‌يابد؟ (درك و فهم)

32-   اگر در بازار قيمت كالايي در حال افزايش باشد به چه دليل مي‌گوييم قيمت به سمت قيمت تعادلي پيش مي‌رود؟ (درك و فهم)

33-   اگر در بازار قيمت كالايي در حال كاهش باشد به چه دليل مي‌گوييم قيمت به سمت قيمت تعادلي پيش مي‌رود؟ (درك و فهم)

34-   در مباحث اقتصادي منظور از بازار يك كالاي خاص چيست؟ (دانش)

35-   وقتي بازار كالايي مانند روغن نباتي را مطالعه مي‌كنيم در واقع چه مواردي را مورد توجه قرار مي‌دهيم؟ (كاربرد)

36-   بازار رقابتي چيست؟ (دانش)

37-  بازاري را كه در آن تعدادي توليد كننده و فروشنده حضور دارند و هر كدام مي‌كوشند كالاي خود را به فروش برسانند چه ناميده مي‌شود؟ (دانش)

38-   بازار انحصاري چيست؟ (دانش)

39-   بازاري را كه در آن يك توليد كننده يا فروشنده حضور دارد و رقيبي در مقابل او فعاليت نكند چه ناميده مي‌شود؟ (دانش)

40-   توليد كننده يا فروشنده‌ي منحصر به فرد را كه رقيبي ندارد چه مي‌نامند؟ (دانش)

41-   در كدام بازار، خريداران قدرت انتخاب دارند و مي‌توانند به سراغ هر يك از فروشندگان بروند؟ (دانش)

42-   تاثير بازار رقابتي بر روي قيمت و كيفيت كالاي عرضه‌ شده در بازار چگونه است؟ (درك و فهم)

43-   در كدام بازار مصرف كنندگان مي‌توانند كالايي با كيفيت مناسب‌تر و قيمت نسبتا پائين‌تر تهيه كنند؟ (درك و فهم)

44-   در كدام بازار تلاش توليد كننده براي بهبود كيفيت كالا چندان ضرورتي ندارد؟ (درك و فهم)

45-   بازار رقابتي و انحصاري را از نظر تعداد فروشندگان و قيمت و كيفيت كالاها با هم مقايسه كنيد؟ (تجزيه و تحليل)

46-   در مقايسه‌ي بين دو وضعيت رقابت و انحصار كدام به نفع مصرف كنندگان است؟ به چه دليل؟ (تجزيه و تحليل)

47-   مزاياي بازار رقابتي نسبت به انحصاري چيست؟ ذكر 2 مورد (درك و فهم)

48-   به چه دليل همكاري توليد كنندگان و عدم رقابت آنها به ضرر مصرف‌كنندگان تمام مي‌شود؟ (درك و فهم)

49-   به چه دليل هر قدر تعداد توليدكنندگان زيادتر و رقابت فشرده‌تر باشد، منافع بيش‌تري نصيب مصرف كنندگان مي‌شود؟ (درك و فهم)

50-   از دو حالت رقابت و انحصار براي خريداران كداميك به نفع فروشندگان است؟ به چه دليل (درك و فهم)

بخش سوم- مدیریت کلان اقتصادی

فصل اول -  دولت و اقتصاد

1-      دولتها در زمان گذشته چه وظايفي داشتند؟ (دانش)

2-      روابط مالي دولتها با شهروندان در زمان گذشته به چند شكل اعمال مي‌شد؟ توضيح دهيد؟ (درك و فهم)

3-      نقش اقتصادي دولتها را در جوامع گذشته و امروز مقايسه كنيد؟ (درك وفهم)

4-      اهداف اقتصادي دولت را نام ببريد؟ (ذكر 4مورد) (دانش)

5-      اشتغال كامل به چه وضعيتي اطلاق مي‌شود. (دانش)

6-      «اشتغال كامل» را به عنوان يكي از اهداف اقتصادي دولت توضيح دهيد؟ (درك و فهم)

7-      به چه علت ايجاد اشتغال كامل از اهداف اقتصادي دولت به شمار مي‌رود؟ (درك و فهم)

8-      دولتها براي ايجاد اشتغال كامل بايد چه شرايطي را فراهم آورند؟ (درك و فهم)

9-      به چه علت ثبات قيمتها يكي از اهداف دولت در عرصه اقتصاد به شمار مي‌رود؟ (درك و فهم)

10-   نقش دولت را در رشد و توسعه‌ي اقتصادي توضيح دهيد؟ (درك و فهم)

11-   سياستهاي اقتصادي دولت چه تاثيري بر حركت به سمت توسعه خواهد داشت؟ (درك و فهم)

12-   به چه علت مقابله با فقر و بهبود توزيع درآمد يكي از اهداف مهم و مورد توجه دولتها به شمار مي‌رود؟ (درك و فهم)

13-   انواع دخالت دولت در اقتصاد را نام ببريد؟ (دانش)

14-   فعاليتهاي دولت در عرصه‌ي اقتصاد را در چند محور عمده‌ مي‌توان بررسي كرد؟ (دانش)

15-   چگونه دولت در زمينه عرضه كالاها و خدمات اقدام به فعاليت مي‌كند؟ (درك و فهم)

16-   به چه دلايلي دولت به عرضه كالا و خدمات مي‌پردازد؟ (ذكر 3دليل) (درک و فهم )

17-   به چه علت دولت بهره‌برداري از برخي منابع و معادن را خود عهده‌دار مي‌شود؟ با ذكر مثال. (درك و فهم و كاربرد)

18-   به چه دلايلي بخش خصوصي در برخي زمينه­ها حاضر به سرمايه گذاري نمي­شود؟ با ذكر مثال. (درك و فهم و كاربرد)

19-   4 نمونه از اهدافي را كه دولت مي‌تواند از طريق طراحي و اجراي سياستهاي مناسب دنبال كند را نام ببريد؟ (كاربرد)

20- بین  اقتصاددانان درباره ی نقش و وظایف دولت در عرصه اقتصاد چه نظریاتی وجود  دارد؟ (درک و فهم )

21- در زمینه دخالت دولت در اقتصادچند گروه فکری را می توان از هم باز شناخت ؟(درک و فهم )

22- تفاوت دیدگاه طرفداران اقتصاد ازاد و مدافعان دخالت دولت در اقتصاد را در زمینه عرضه کالا وخدمات بیان کنید. (تجزیه و تحلیل )

23- تفاوت دیدگاه طرفداران اقتصاد ازاد و مدافعان دخالت دولت در اقتصاد را در زمینه وضع قوانین وسیاست گذاری در اقتصاد بیان نمایید. (تجزیه و تحلیل )

24- چگونه دولت می تواند قوانینی درست و کارامد در زمینه اقتصادی طراحی کند. (درک و فهم )

25- در حال حاضر بسیاری از اقتصاددانان چه دید گاهی نسبت به دخالت دولت در اقتصاد دارند. (درک و فهم )

26- در سال های اخیر در کشور ما چه تغییراتی در زمینه نقش دولت در اقتصاد ایجاد شده است. (کاربرد )

27- کاهش سهم دولت در اقتصاد در چارچوب سیاستهای کدام اصل مطرح شده است. (دانش)

28- چارچوب کلی اصل 44 قانون اساسی را بیان نمایید. (درک و فهم )

فصل دوم : اقتصاد و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

1-     چارچوب کلی نظام اقتصادی اجتماعی و سیاسی هر کشوری چگونه تعیین می گردد .(دانش)

2-     نوع نگاه یک جامعه به اقتصاد و قوانین حاکم بر ان چگونه جلوه گر می شود .(درک و فهم )

3-     تدوین قانون اساسی ایران با رعایت کدام خواست های مردمی انجام گرفته است. (درک و فهم )

4-     کدام فصل و چه اصل هایی از قانون اساسی به مسائل اقتصادی کشور پرداخته است.(دانش)

5-     محورهای کلی و ویژگی های اساسی نظام اقتصادی ایران را از دید قانون اساسی نام ببرید .(دانش)

6-     به چه علت در نظام اقتصادی ایران اقتصاد وسیله است نه هدف ؟ (درک و فهم )

7-     با توجه به مقدمه ی قانون اساسی توضیح دهید نگرش اسلام به اقتصاد چگونه بیان شده است . (درک و فهم )

8-     به چه علت در مکاتب مادی اقتصاد عامل تخریب و فساد وتباهی میشود.(درک و فهم )

9-     چه عاملی موجبات نگرانی بسیاری از نخبگان ایران دوست را در سالهای پایانی عمر رژیم پهلوی را فراهم ساخته بود . (درک وفهم)

10- چهار نکته محوری در اصل 43 قانون اساسی را نام ببرید .(دانش)

11- استقلال سیاسی چیست؟ (درک و فهم )

12- ایا عدم وابستگی سیاسی را می توانیم معادل استقلال سیاسی بدانیم ؟(درک و فهم )

13- ایا عدم وابستگی اقتصادی را می توانیم معادل استقلال اقتصادی دانست؟ به چه علت. (درک و فهم )

14- با ذکر مثال توضیح دهید چگونه وابستگی اقتصادی می تواند دارای مراتب باشد. (کاربرد)

15- درچه صورت یک کشور می تواند از وابستگی فاصله بگیرد و به استقلال اقتصادی نزدیک شود. (درک و فهم )

16- چه کشورهایی را " تک محصولی " مینامیم . (درک و فهم )

17- به چه دلیل کشورهای تک محصولی از استقلال اقتصادی به دورند . (درک و فهم )

18- چگو نه کشوری می تواند به وضعیت استقلال اقتصادی نزدیک شود .( درک و فهم )

19- وضعیت استقلال اقتصادی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را بررسی کنید. ( ارزشیابی )

20- وضعیت ایران را در عرصه علم و فناوری در قبل وبعد از پیروزی انقلاب اسلامی با هم مقایسه کنید. (تجزیه و تحلیل )

21- به چه دلیل در اصل 43 قانون اساسی بر ریشه کردن فقر تاکید شده است .(درک و فهم )

22- به چه علت باید روش های رسیدگی به شرایط زندگی فقرا بر اساس حفظ شان و منزلت انها طراحی گردد . (درک و فهم )

23- برای حفظ شان و منزلت انسانی چه شرایطی باید برای انسانها فراهم گردد. ( کار برد)

24- در خصوص توجه به شان و منزلت انسان در اصل 43 قانون اساسی بر چه نکاتی تا کید شده است (دانش)

25- قانون اساسی مشروع بودن مالکیت را چگو نه مورد توجه قرار داده است. (درک و فهم )

26- به چه علت گروهی از فعالان اقتصادی به ناچار سرمایه هایشان را به کشور دیگری منتقل می کنند؟ (درک و فهم )

27- ضرورت نظارت جدی بر فعالیتهای ثروت اندوزی در جامعه چیست؟ (درک و فهم )

28- در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی چه گروههایی از صاحبان ثروت و فعالان اقتصادی از نظر خلق ثروت در جامعه ما وجود داشتند. (دانش )

29- در چه اصولی ضمن محترم شمردن مالکیت مشروع بر مبارزه با ثروت اندوزی از روشهای غیر قانونی و نا مشروع تاکید شده است. (دانش )

30- امروزه در کشورهای در حال توسعه رشد سریع یک یا چند منطقه از کل کشور باعث بروز چه مشکلاتی برای انها می گردد.(درک و فهم )

31- چگونه مناطق رشد یافته به صورت جزیره در دل کشور توسعه نیافته شکل می گیرند.(درک و فهم)

32- دلیل مهاجرت افراد از روستاها به شهرها چه بوده است.(درک و فهم )

33- قانون اساسی برای رفع تبعیض بین مناطق کشور دولت را به چه کارهایی مکلف کرده است.(دانش)

34- در قانون اساسی به منظور حفظ محیط زیست و توسعه پایدارچه تدبیری اندیشیده شده است. (دانش)

35- چه تجربیاتی محققان و اقتصاددانان را به این نتیجه رساند که توسعه پایدار بدون حفظ محیط زیست امکان پذیر نخواهد بود (درک و فهم )

36- نتیجه بررسی تجربیات بعد از جنگ جهانی دوم در زمینه رشد وتوسعه پایدار توسط محققان و اقتصاددانان چه بوده است. (درک وفهم )

37- کدام اصل قانون اساسی حفاظت از محیط زیست را وظیفه ای عمومی می داند .(دانش )

 

 

فصل سوم :بودجه ی دولت

1-      يكي از عوامل اصلي تعيين كننده هزينه‌هاي دولت را نام ببريد؟ (دانش)

2-      به چه علت دولتها اقدام به تنظيم بودجه مي‌كنند؟ (درك و فهم)

3-      بودجه چيست؟ (دانش)

4-      مهمترين و اساسي‌ترين سند در دستگاه مالي و اداري كشور چيست؟ (دانش)

5-      يك مورد تفاوت بودجه با ساير صورتحسابها چيست؟ (درك و فهم)

6-      4مورد از كاركردهاي بودجه را نام ببريد؟ (دانش)

7-      «ارزيابي اهداف» را به عنوان يكي از كاركردهاي بودجه توضيح دهيد؟ (درك و فهم)

8-      اهداف دستگاه اداري يك كشور چگونه ارزيابي مي‌شود؟ (درك و فهم)

9-      چگونه طرز تقسيم وجوه عمومي بين احتياجات متنوع دستگاههاي اداري كشور تعيين مي‌شود؟ (درك و فهم)

10-   «هماهنگ ساختن نظريات» را به عنوان يكي از كاركردهاي بودجه توضيح دهيد؟ با ذكر مثال. (درك و فهم و كاربرد)

11-   چگونه بودجه باعث هماهنگ ساختن نظريات مختلف درباره طرز تقسيم وجوه عمومي در كشور مي­شود . (درك و فهم)

12-   در چه صورت متصديان امور خود را به پيروي و اجراي بودجه مكلف مي‌دانند؟ (درك و فهم)

13-   «كسب مجوز قانوني براي دولت» را به عنوان يكي از كاركردهاي بودجه توضيح دهيد؟ (درك و فهم)

14-   كدام يك از كاركردهاي بودجه از نظر سياسي اهميت زيادي دارد؟ به چه دليل. (درك و فهم)

15-   « ارتباط فعاليتهاي دولتي و غيردولتي را به عنوان يكي از كاركردهاي بودجه توضيح دهيد؟ با ذكر مثال. (درك و فهم و كاربرد)

16-   مراحل چهارگانه بودجه از آغاز تا انجام را نام ببريد؟ (دانش)

17-   در كليه كشورها كدام قوه مسئول تهيه و پيشنهاد بودجه است؟ (دانش)

18-   لايحه بودجه چيست؟ (دانش)

19-  متن پيشنهادي بودجه توسط سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور تدوين و پس از تصويب هيئت دولت به مجلس تقديم مي‌شود چه نام دارد؟ (دانش)

20-   متن پيشنهادي بودجه توسط كدام سازمان تدوين مي‌شود؟ (دانش)

21-   منظور از ماده واحده و تبصره‌ها در بودجه چيست؟ (دانش)

22-   امروزه در بيشتر كشورها چه نهادي وظيفه‌ي تصويب بودجه را به عهده دارد؟ (دانش)

23-   طبق قانون دولت موظف است لايحه بودجه را تا چه زماني به مجلس تقديم كند؟ (دانش)

24-   لايحه بودجه قبل از طرح در جلسه علني مجلس در كجا مورد بررسي قرار مي‌گيرد؟ (دانش)

25-   طبق قانون مجلس بايد لايحه بودجه را تا چه زماني تصويب كند؟ (دانش)

26-   چگونه لايحه بودجه به قانون بودجه تبديل مي‌شود؟ (دانش)

27-   عملكرد مالي يك سال بخش دولتي در چه محدوده‌اي انجام مي‌پذيرد؟ (دانش)

28-   نظارت بر اجراي بودجه بر عهده كدام ارگان است؟ (دانش)

29-   در چه صورت تصويب بودجه اهميت خود را از دست مي‌دهد؟ (درك و فهم)

30-  ازطرف مجلس شوراي اسلامي نظارت براجراي بودجه برعهده كدام ارگان گذاشته شده­است واعضاي آن چگونه انتخاب مي­شود؟(دانش)

31-   وظيفه ديوان محاسبات چيست؟ (دانش)

32-   خزانه چيست؟ (دانش)

33-   يكي از مهمترين دستگاههاي مالي كه در اجراي بودجه نقش اساسي دارد را نام ببريد؟ (دانش)

34-   5مورد از منابع درآمدهاي دولت را نام ببريد؟ (دانش)

35-   يكي از ابزارهاي مؤثر كسب درآمد براي دولتها چيست؟ (دانش)

36-   مشخصات ماليات در هر كشوري تابع چه عواملي است؟ (دانش)

37-   امروزه در اكثر كشورها قانون ماليات چگونه وضع مي‌شود؟ (دانش)

38-   ماليات را تعريف كنيد؟ (دانش)

39- در چه صورت مالیات یکی از ابزارهای موثر در رفع نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی است (درک و فهم )

40- بهای خدمات چیست ؟ (دانش)

41-   تفاوت سرمايه‌گذاريهاي زيربنايي و اجتماعي با سرمايه‌گذاري مولد از نظر منبع تامين درآمد براي دولت چيست؟ (تجزيه و تحليل)

42-   كداميك از انواع سرمايه‌گذاريها منبع تامين درآمد دولت به شمار مي‌رود؟ (درك و فهم)

43-   در چه شرايطي دولت مجبور به استقراض مي‌شود؟ (درك و فهم)

44-   انواع استقراض توسط دولت را نام ببريد؟ (دانش)

45-   در چه صورت بانك مركزي مبادرت به انتشار اسكناس جديد خواهد كرد؟ (درك و فهم)

46-   در چه صورت انتشار اسكناس موجب تورم خواهد شد؟ (درك و فهم)

47-   در چه حالت نشر اسكناس موجب رونق اقتصادي مي‌شود؟ (درك و فهم)

48-   هدف دولتها از اخذ ماليات چيست؟ 3مورد. (دانش)

49-   مالياتها را از نظر چگونگي وصول  توسط دولت به 2 دسته طبقه‌بندي كنيد؟ (دانش)

50-   ماليات مستقيم چيست؟ (دانش)

51-   براي ماليات مستقيم 3نمونه ذكر كنيد؟ (كاربرد)

52-  ويژگي‌ های ماليات مستقيم را  بنويسيد؟ (درك و فهم)

53-        در كدام نوع از انواع نرخ ماليات اين امكان وجود دارد كه از اشخاصي كه درآمد و ثروت بيشتري دارند ماليات بيشتري گرفته شود؟ (دانش)

54-   ماليات برحقوق و ماليات بر ثروت و ماليات بر ارث جزؤ كداميك از انواع ماليات‌هاست؟ (كاربرد)

55-   ماليات غيرمستقيم چيست؟ با ذكر مثال. (دانش و كاربرد)

56-   آيا مالياتي را كه شركت دخانيات به دولت مي‌پردازد به عنوان ماليات بر شركت دخانيات است؟ توضيح دهيد. (درك و فهم)

57-   2ويژگي براي ماليات غيرمستقيم بنويسيد؟ (درك و فهم)

58-   تفاوتهاي ماليات مستقيم و غيرمستقيم را بنويسيد؟ ذكر 2مورد. (تجزيه و تحليل)

59-   به طور كلي چند نوع نرخ مالياتي وجود دارد؟ (دانش)

60-   نرخ ثابت ماليات چيست؟ (دانش)

61-   در كدام نوع از انواع نرخ مالياتي، در وضع نسبي افراد قبل و بعد از پرداخت ماليات تغيير بوجود نمي‌آيد؟ (دانش)

62-   يكي از اهداف ماليات توزيع عادلانه درآمدهاست كدام نوع ماليات چنين هدفي را تحقق نمي‌بخشد. (دانش)

63-   نرخ تصاعدي ماليات چيست؟ (دانش)

64-   نرخ تصاعدي ماليات به چند صورت اعمال مي‌شود؟ آنها را نام ببريد؟ (دانش)

65-  جدول مالياتي زير مفروض است. ماليات پرداختي توسط 2نفر را كه اولي ماهيانه 000/10 ريال و دومي 000/80 ريال درآمد دارند را محاسبه كنيد؟ (به روش نرخ تصاعدي كلي) (كاربرد)

درآمدهاي تا               000/20 ريال با نرخ 5درصد

درآمدهاي تا               000/50 ريال با نرخ 10درصد

درآمدهاي تا و بيشتر    000/70 ريال با نرخ 12درصد

66-  تفاوت محاسبه‌ي ماليات بر اساس نرخ تصاعدي طبقه‌اي با نرخ تصاعدي كلي چيست؟ (تجزيه و تحليل)

67-  جدول فرضي نرخهاي مالياتي به قرار زير است، ماليات قابل پرداخت اشخاصي را كه ماهيانه 000/50 ريال و 000/200ريال و 000/450ريال و 000/500 ريال درآمد دارند را محاسبه كنيد؟ (بر اساس نرخ تصاعدي طبقه‌اي) (كاربرد)

درآمدهاي تا   000/100 ريال در ماه از پرداخت ماليات معاف‌اند

درآمدهاي تا   000/200 ريال در ماه با نرخ 2درصد نسبت به مازاد 000/100 ريال

درآمدهاي تا   000/400 ريال در ماه با نرخ 4درصد نسبت به مازاد 000/400 ريال

درآمدهاي بالاتر از000/400 ريال در ماه با نرخ 6درصد نسبت به مازاد 000/400 ريال

68- پنج مورد از انواع ماليات را نام ببريد؟ (دانش)

69-   براي ماليات بر درآمد 4نمونه ذكر كنيد؟ (كاربرد)

70-   براي ماليات بر دارايي 3نمونه ذكر كنيد؟ (كاربرد)

71-   ماليات بر نقل و انتقالات دارايي چيست؟ با ذكر مثال. (دانش و كاربرد)

72-   حقوق و عوارض گمركي چيست؟ (دانش)

73-   ماليات بر تجارت خارجي چه نام دارد؟ (دانش)

74-  انواع مالياتها را در موارد زير مشخص كنيد؟ (كاربرد)

ماليات بر حقوق- ماليات بر درآمد املاك- ماليات بر املاك- ماليات بر اتومبيل- ماليات بر ارث- ماليات بر كالاهاي صادر شده

75-   عوارض شهرداري چيست؟ با ذكر مثال. (دانش و كاربرد)

76-  «مخارج عمومي» چيست؟ (دانش)

79-   «يارانه» چيست؟ با ذكر يك مثال آن را توضيح دهيد. (دانش كاربرد)

80-   بودجه‌ي «يارانه» از چه منبعي تامين مي‌گردد؟ (دانش)

81- نمونه هایی از مخارج دولت را نام ببرید .(درک و فهم )

82-   معمولا هزينه‌هاي دولت را به چند دسته عمده تقسيم مي‌كنند؟ آنها را نام ببريد؟ (دانش)

83-   هزينه‌هاي جاري يا عادي دولت چيست؟ (دانش)

84-   به چه دليل كمتر موردي پيش مي‌آيد كه هزينه‌هاي جاري سير نزولي داشته باشند؟ (درك و فهم)

85-   طبقه‌بندي هزينه‌هاي جاري يا عادي دولت را با ذكر مثال بنويسيد؟ (دانش و كاربرد)

86-   هزينه‌هاي پرسنلي چيست؟ با ذكر 2نمونه (دانش و كاربرد)

87-   هزينه‌هاي اداري چيست؟ با ذكر 2نمونه (دانش و كاربرد)

88-   پرداختهاي انتقالي چيست؟ با ذكر 2نمونه (دانش و كاربرد)

89-   هزينه حقوق و مزاياي كليه كاركنان دولت چه ناميده مي‌شود؟ (دانش)

90-   هزينه‌هاي چرخش كار جاري ادارات دولتي چه ناميده مي‌شود؟ (دانش)

91-   هزينه‌هاي ايجاد توازن اجتماعي و رفع نابرابريها چه ناميده مي‌شود؟ (دانش)

92-   هر كدام از موارد زير جزء كداميك از انواع هزينه‌هاي جاري يا عادي است؟ (كاربرد)

حقوق و مزاياي نظاميان هزينه­هاي حمل­ ونقل ادارات دولتي طرح شهيد رجايي - يارانه

93-   هزينه‌هاي سرمايه‌اي چيست؟ (دانش)

94-  به چه علت هزينه‌هاي استهلاك به عنوان يكي از ضرورتهاي سرمايه‌"ذاري جديد در هر سال در نظر گرفته مي‌شود؟ با ذكر مثال توضيح دهيد. (درك و فهم و كاربرد)

95- برای بلدوزری که 10 سال عمر مفید دارد هر سال چند درصد استهلاک برای ان در نظر می گیرند.(کاربرد)

96-   طبقه‌بندي هزينه‌هاي سرمايه‌اي را با ذكر مثال بنويسيد؟ (دانش و كاربرد)

97-   سرمايه‌گذاري مولد چيست؟ با ذكر 2نمونه (دانش و كاربرد)

98-   سرمايه‌گذاري زيربنايي چيست؟ با ذكر 2نمونه (دانش و كاربرد)

99-   سرمايه‌گذاري اجتماعي چيست؟ با ذكر 2نمونه (دانش و كاربرد)

100-   سرمايه‌گذاريهايي كه باعث ايجاد و استقرار كارخانه‌ها و صنايع دولتي مي‌گردد چه ناميده مي‌شود؟ (دانش)

101-   كدام سرمايه‌گذاريها توسط دولت مستقيما به توليد كالاها و خدمات نمي‌انجامد اما باعث تقويت بنيه اقتصادي كشور مي‌گردد؟ (دانش)

102- هر يك از موارد زير جزء كداميك از انواع هزينه‌هاي سرمايه‌اي دولت به شمار مي‌رود؟ (كاربرد)

ايجاد كارخانجات نساجي- ساخت راه‌آهن- ساخت نيروگاه- ساخت دانشگاه

103- اهميت سرمايه‌گذاري اجتماعي چيست؟ (درك و فهم)

104- مهمترين نوع سرمايه‌گذاري دولت چيست؟ به چه علت؟ (درك و فهم)

105- تفاوت فاحش بين كشورهاي صنعتي با كشورهاي جهان سوم از نظر پيشرفت اقتصادي مربوط به چه عواملي است؟ (درك و فهم)

بخش چهارم :توسعه اقتصادی   فصل اول :مفاهیم و معیارهای توسعه

1-      منظور از كشورهاي پيشرفته و كشورهاي عقب‌مانده چيست؟ (درك و فهم)

2-      رشد اقتصادي را تعريف كنيد. با ذکر مثال  (دانش و کاربرد)

4-      چرا رشد اقتصادي يك مفهوم كمي است؟ (درك و فهم)

5-      توسعه اقتصادي چيست؟ (دانش)

6-      توسعه اقتصادي مفهومي كيفي است يا كمي؟ به چه دليل. (درك و فهم)

7-چگونه یک جامعه میتواند در مسیر رشد اقتصادی گام بردارد.(درک و فهم)

8- دستیابی به توسعه مستلزم دستیابی به شاخص ها یی مباشد. (درک و فهم )

9-      آيا توسعه اقتصادي بر رشد نيز دلالت دارد؟ به چه دليل. (درك و فهم)

10-      آيا هر افزايش توليدي را مي‌توان توسعه اقتصادي دانست؟ (آيا هر رشدي، توسعه است؟) (درك و فهم)

11- مثالی از رشد اقتصادی در یک جامعه بیان کنید.(کاربرد)

12- کدام موارد از نشانه های توسعه یافتگی یک کشور محسوب می گردد. (درک و فهم )

13- ایا دستیابی به توسعه همواره نیازمند داشتن رشد است .(درک و فهم)

14-   مشاهده نتايج حاصل از رشد اقتصادي با نتايج حاصل از توسعه اقتصادي از لحاظ زماني مقايسه كنيد؟ (تجزيه و تحليل)

15-   به چه دليل گفته مي‌شود كه توسعه اقتصادي فرآيندي بلندمدت است؟ (درك و فهم)

16-   مفاهيم رشد و توسعه اقتصادي را با هم مقايسه كنيد؟ (تجزيه و تحليل)

17-        اقتصاددانان معمولا در شاخص رشد و توسعه‌ي اقتصادي جوامع را با چه معيارهايي اندازه‌گيري مي‌كنند؟ به چه علت؟ (دانش و درك و فهم)

18-   نتايج استفاده از معیارهای کمی برای اندازه گیری دو شاخص رشد و توسعه چیست .ذکر دو مورد (درک و فهم)

19-   بهترين معيار براي سنجش رشد اقتصادي چيست؟ به چه علت؟ (دانش و درك و فهم)

20- نتایج استفاده از درامد سرانه برای سنجش رشد اقتصادی چیست. دو مورد (درک فهم)

21-   به چه علت بايد درآمد سرانه‌ي كشورهاي مختلف را برحسب واحد پولي يكساني محاسبه كنيم؟ (درك و فهم)

22-   درآمد سرانه‌ي تمامي كشورهاي جهان با كدام واحد پولي محاسبه مي‌شود؟ (دانش)

23-   چگونه مقايسه سطح درآمد سرانه در جوامع مختلف فراهم مي‌آيد؟ (درك و فهم)

24-   به چه علت براي تعيين توسعه يافتگي كشورها، استفاده از شاخص درآمد سرانه به تنهايي نادرست به نظر مي‌رسد؟ (درك و فهم)

25-   معيارهاي اندازه‌گيري توسعه اقتصادي چيست؟ (دانش)

26- شاخص تو سعه انسانی چیست (دانش)

27- معادل انگلیسی شاخص توسعه انسانی چیست (دانش)

28- دلیل تفاوت شاخص H.D.I  در کشورهای مختلف چیست ؟ (درک و فهم )

29-  با بررسي جدول زير مشخص كنيد چه رابطه‌اي بين شاخص رشد و شاخص توسعه اقتصادي در كشورهاي ژاپن و موزامبيك وجود دارد. يا (با بررسي جدول زير بيان كنيد به چه علت مي‌توان از درآمد سرانه به عنوان معياري براي سنجش توسعه نيز استفاده كرد) (كاربرد و تجزيه و تحليل)

 

     شاخص‌ها  

كشور‌ها

نرخ مرگ و مير نوزادان (در هر هزار تولد)

اميد به زندگي

(سال)

نرخ بيسوادي بزرگسالان( به درصد)

تولید ناخالص داخلی سرانه ( دلار)

ژاپن

2.8

82

كمتر از 1 درصد

38320

موزامبيك

109.9

40.9

52.2درصد

302

 

30-   به چه علت با قدري مسامحه مي‌توان از درآمد سرانه به عنوان معياري براي توسعه نيز استفاده كرد؟ (درك و فهم)

31-  مي‌توان از درآمد سرانه به عنوان معياري براي سنجش توسعه استفاده كرد. البته در اين ميان دو گروه از كشورهاي استثناء محسوب مي‌شوند.آنها كدامند؟ (دانش)

32-   كدام كشور با وجود درآمد سرانه نسبتا پايين، توانسته است شاخص‌هاي توسعه خود را بهبود دهند؟ (دانش)

33-   امروزه يكي از معيارهاي بسيار رايج براي طبقه‌بندي كشورهاي مختلف دنيا چيست؟ (دانش)

34-  از جمله شاخص‌هاي مهم و تعيين كننده كه بر اساس آن كشورها به دو دسته‌ي توسعه يافته و در حال توسعه طبقه‌بندي مي‌شوند را نام ببريد؟ (دانش)

35-   به چه علت مي‌توان براي آسان‌تر شدن مقايسه توسعه يافتگي كشورها از درآمد سرانه استفاده كرد؟ (درك و فهم)

36-   تفاوت موجود بين كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه از نظر وضعيت معشيت با استفاده از كدام معيار آشكار مي‌شود؟ (دانش)

37-   آيا تفاوت و شكاف عميق بين كشورهاي در حال توسعه و توسعه نيافته به سطح درآمد سرانه محدود مي‌شود؟ توضيح دهيد. (درك و فهم)

فصل دوم :توزیع درامد وفقر

1-      در گذشته هدف اصلي برنامه‌ريزيهاي اقتصادي چه بوده است؟ (دانش)

2-      تفاوت گروههاي بالاي درآمدي با افراد كم درآمد از نظر ميل نهايي به مصرف و ميل نهايي به پس انداز چگونه است؟ (درك و فهم)

3-      آيا نابرابري در توزيع درآمد همواره سبب رشد اقتصادي در تمام كشورهاي جهان مي‌شود؟توضيح دهيد.(درك و فهم)

4-      رشد اقتصادي مي‌تواند در كاهش «فقر مطلق» موفق باشد؟ توضيح دهيد. (درك و فهم)

5-      رابطه‌ي نابرابري در توزيع درآمد و رشد اقتصادي را مورد تجزيه ئ تحليل قرار دهيد؟ (تجزيه و تحليل)

6-      آيا رشد اقتصادي مي‌تواند در ريشه‌كن كردن و يا كاهش «فقر مطلق» موفق باشد؟ توضيح دهید. (درك و فهم)

7-      در حال حاضر يكي از اهداف اصلي برنامه‌ريزيهاي اقتصادي در كشورهاي در حال توسعه چيست؟ (دانش)

8-      «رفاه اجتماعي» چيست؟ (دانش)

9-      بهترين ملاك براي تعيين سطح رفاه اجتماعي در يك جامعه چيست؟ به چه دليل. (دانش و درك و فهم)

10-   كلمه فقر به طور عام مفهومي نسبي است يا مطلق؟ توضيح دهيد. (درك و فهم)

11-   در مفهوم «فقر نسبي» چه كساني فقير محسوب مي‌شوند؟ (دانش)

12-   در مبحث توسعه‌ي اقتصادي مفهوم نسبي فقر مورد نظر است يا مفهوم فقر مطلق؟ (دانش)

13-   در اصطلاح اقتصادي فقير (مطلق) چه كسي است؟ (دانش)

14-   در يك جامعه چه افرادي زير «خط فقر» قرار دارند؟ (دانش)

15-   خط فقر چيست؟ (درك و فهم)

16-   خط فقر نشان دهنده چيست؟ (درك و فهم)

17-   سطح حداقل معيشت در تمام كشورها يكسان است؟ توضيح دهيد. (درك و فهم)

18-   تفاوت در سطح حداقل معيشت در كشورهاي مختلف منعكس كننده چيست؟ (درك و فهم)

19-   در هر جامعه با توجه به چه مواردي ميزان حداقل درآمد براي خط فقر تعيين مي‌گردد. (دانش)

20-   اندازه و وسعت فقر در هر كشوري تابع چه عواملي است؟ (دانش)

21-   با در نظر گرفتن كدام شاخص‌ها مي‌توان وسعت و اندازه‌ي فقر را در هر كشور به دست آورد؟ (دانش)

22-   رابطه سطح درآمد و ميزان فقر چگونه است؟ (درك و فهم)

23-   رابطه توزيع درآمد و ميزان فقر چگونه است؟ (درك و فهم)

24-   ار جمله مشكلات اساسي بر سر راه توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي در كشورهاي در حال توسعه چيست؟ (دانش)

25-   نظر تحليل‌گران اقتصادي اجتماعي در مورد تاثير فقر در پيشرفت اقتصادي چيست؟ (درك و فهم)

26-   به چه دليل اختلاف درآمد و فقر مانعي قوي بر سراه پيشرفت اقتصادي است؟ (درك و فهم)

27-   يكي از معيارهاي ساده براي سنجش وضعيت توزيع درآمد در جامعه چيست؟ (دانش)

28-   شاخص دهك چيست؟ (دانش)

29-   معيار دهك چگونه به دست مي‌آيد؟ (دانش)

30-   با محاسبه نسبت كدام دهكها، شاخصي براي مقايسه‌ي وضعيت توزيع درآمد به دست مي‌آيد؟ (دانش)

31-   هر چه نسبت دهك دهم به دهك اول بيشتر باشد، توزيع درآمد مناسبتر است يا نامناسبتر؟توضيح دهيد. (درك و فهم)

32-   از مهمترين ابزارهاي مقابله با نابرابري توزيع درآمد چيست؟ (دانش)

33-   اصلاح ساختار توزيع درآمد و مقابله با فقير مستلزم بهبود وضعيت اقتصادي در چه زمينه‌اي است؟ (دانش)

34-   به چه دليل سرمايه گذاري در زمينه نيروي انساني به بالا رفتن درآمد ملي منجر مي‌شود؟ (درك و فهم)

35-   به چه علت با وجود توزيع ناعادالانه درآمد و وجود فقر، برنامه‌ريزي براي توسعه موفقيت‌آميز نخواهد بود؟ (درك و فهم)

36-   چگونه مي‌توان انسجام و همكاري بيشتري در اجراي برنامه‌هاي توسعه پديد آورد؟ (درك و فهم)

فصل سوم :دولت وتوسعه

1-      به چه علت، بحث مربوط به نقش دولت در جريان توسعه‌ي اقتصادي جوامع بحثي جدي و پراهميت است؟ (درك و فهم)

2-      دو ديدگاه عمده در رابطه با نقش دولت در اقتصاد را ذكر كنيد؟ (دانش)

3-      ديدگاه طرفداران اقتصاد آزاد براي اثبات ادعاهاي خود به چه شواهدي در طول زمان اشاره مي‌كنند؟ (دانش)

4-      طرفداران اقتصاد آزاد براي اثبات ادعاهاي خود به چه شواهدي در طول زمان اشاره مي‌كنند؟ (دانش)

5-      ديدگاه طرفداران مداخله‌ي دولت در اقتصاد را بيان كنيد؟ (درك و فهم)

6-   از ديدگاه طرفداران مداخله‌ي دولت در اقتصاد به چه علت جوامع در حال توسعه بدون حضور دولتها نمي‌توانند در مسير توسعه گام بردارند؟ (تجزيه و تحليل)

7-   در كشورهاي در حال توسعه دولت چگونه مي‌تواند حركت به سمت توسعه را تا حد ممكن افزايش دهد؟ (از ديدگاه طرفداران مداخله‌ي دولت در اقتصاد) (درك و فهم)

8-      در چه كشوري نقش دولت در جريان توسعه بسيار و مشهور بوده است؟ (دانش)

9-      كارشناسان هر يك از دو ديدگاه مداخله‌ي دولت در اقتصاد را چگونه ارزيابي مي‌كنند؟ (ارزشيابي)

10-   امروزه كارشناسان و تحليل‌گران چه نظري در رابطه با نقش دولت در اقتصاد دارند؟ (درك و فهم)

11-   به چه علت كارشناسان رابطه‌ي دولت و بخش خصوصي را به رابطه‌ي پدر و مادر با فرزندشان تشبيه مي‌كنند؟ (درك و فهم)

12- به چه دلیل کشور ما در شرایط حاضر از کشورهای در حال توسعه محسوب می گردد .(درک و فهم )

13- در جریان بررسی روند توسعه ایران تاریخ معاصر را می توانچگونه تقسیم بندی کرد. (دانش)

14- نقش دولت در جریان توسعه را در سالهای قبل از 1300ش در ایران را توضیح دهید. (درک و فهم )

15- دوران حکومت صفویه در ایران مصادف با چه دورانی در اروپا بوده است. (دانش )

16- دلایل تسریع جریان پیشرفت در کشورهای اروپایی چه بوده است. (درک وفهم)

17- به چه علت در سالهای قبل از1300  ش حاکمان ایران نتوانستند جریان توسعه و نو سازی را اغاز کنند. (درک و فهم)

18- دولت ایران در سالهای قبل از1300 هزینه های خود را چگونه تامین می کرد. (دانش)

19- به چه علت در سالهای قبل از 1300ش عمده تلاش حکام صرف خلق اثار هنری و معماری شده است. (درک وفهم)

20- عمده تلاش حاکمان بعد از دوران صفویه معطوف به چه اموری بوده است. (دانش)

21- به چه دلیل در دوران قاجار فرصت طلایی ایران برای جبران عقب ماندگی نسبت به اروپا از بین رفت .(درک وفهم)

22- به طور مختصر حاکمان ایران از صفویه تا قاجاریه چه خصوصیاتی داشتند. (دانش)

23- نقش دولت در توسعه ایران از 1300 تا 1357ش را بیان نمایید. (درک و فهم )

24- ویژگی عمده حکومت رضا خان و سلسله پهلوی چه بوده است. (دانش)

25- وظیفه عمده دولت پهلوی در جریان توسعه چه بوده است. (درک وفهم)

26- در زمان پهلوی دولت چگونه به عنوان یک کارفرمای بزرگ در عرصه اقتصاد مطرح شد.(درک وفهم)

27- نتیجه روند توسعه در دوران پهلوی را به طور مختصر بیان نمایید.(درک و فهم)

28- نقش دولت در توسعه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را بیان نمایید. (درک و فهم )

29- به چند دلیل در سالهای اول بعد از پیروزی انقلاب حضور دولت در اقتصاد افزایش یافت.(درک وفهم )

30- به چه علت بعد از انقلاب تعداد قابل توجهی از کارخانه ها و موسسات تولیدی تجاری به تملک بانکها و دولت در آمد.(درک و فهم)

31- چگونه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران باعث تبدیل دولت به یک کارفرمای بزرگ اقتصادی شد؟(درک و فهم )

32- نقش دولت در اقتصاد  دهه دوم عمر انقلاب اسلامی چه بوده است (درک وفهم )

33- نقش دولت در سالهای اخیر در عرصه اقتصاد چه بوده است. (درک وفهم )

بخش پنجم-نهادها و بازارهای مالی  فصل یک :پول

1.      قبل از آنكه پول به عنوان وسيله‌ي مبادله مورد استفاده قرار گيرد مبادلات به چه صورت انجام مي‌گرفت؟ (دانش)

2.       مشكلات مبادلات پاياپاي را با ذكر مثال توضيح دهيد؟ (درك و فهم و كاربرد)

3.       چند نوع از كالاهايي را كه به عنوان اولين پول مورد استفاده قرار گرفتند نام ببريد؟ (دانش)

4.       كالاهايي كه به عنوان وسيله مبادله مورد استفاده قرار مي‌گرفتند چه مشكلاتي را به‌همراه داشته است؟ (درك و فهم)

5.       چرا انسان فلزات طلا و نقره را به عنوان پول برگزيد؟ (درك و فهم)

6.       انتخاب فلزات به عنوان پول چه پيامدهاي مثبتي را به دنبال داشت؟ (درك و فهم)

7.       انتخاب فلزات به عنوان پول چه مشكلاتي را به همراه داشت؟ (درك و فهم)

8.       به چه دليل پول فلزي نتوانست نياز جامعه بشري را براي هميشه برآورده سازد؟ (درك و فهم)

9.       توضيح دهيد پول كاغذي چگونه بوجود آمد؟ (درك و فهم)

10.    به چه دليل در زمانهاي گذشته مردم پولهاي فلزي خود را به صرافان معتبر مي‌سپردند؟ (درك و فهم)

11.    در زمانهاي قديم پشتوانه نخستين اسكناس‌ها چه بوده است؟ (دانش)

12.    به چه دليل دولتها چاپ و انتشار اسكناس را بر عهده گرفتند؟ (درك و فهم)

13.    پول ثبتي يا تحريري چيست؟ (دانش)

14.    چه رابطه‌اي بين استفاده از چك و پيشرفت اقتصادي كشورها وجود دارد؟ (درك و فهم)

15.    امروزه در كشورهاي پيشرفته مردم در معاملات خود براي پرداخت از چه شيوه‌هايي استفاده مي‌كنند؟ (دانش)

16.    سپرده چيست؟ (دانش)

17.    انواع سپرده را نام ببريد؟ (دو مورد) (دانش)

18.    سپرده‌ي ديداري چيست؟ (دانش)

19.    سپرده غير ديداري چيست؟ (دانش)

20.    انواع سپرده‌ي غير ديداري را نام ببريد؟ (دو مورد) (دانش)

21.    سپرده‌ي مدت‌دار چيست؟ (دانش)

22.    سپرده پس‌انداز چيست؟ (دانش)

23.    منظور از ميزان نقدينگي در اقتصاد كشور چيست؟ (دانش)

24.    اهميت پول در اقتصاد امروز را توضيح دهيد؟ (درك و فهم)

25.    به چه علت اقتصاد كنوني را اقتصاد پولي مي‌نامند؟ (درك و فهم)

26.    فعالان صحنه اقتصاد چه كساني هستند؟ (دانش)

27.    وظايف پول را نام ببريد؟ (4مورد) (دانش)

28.    «وسيله‌ي پرداخت در مبادلات» را به عنوان يكي از وظايف پول توضيح دهيد؟ (درك و فهم)

29.    نقش اصلي پول در مبادلات چيست؟ (دانش)

30.    «وسيله سنجش ارزش» را به عنوان يكي از وظايف پول شرح دهيد؟ (درك و فهم)

31.    «وسيله‌ي پس‌انداز و حفظ ارزش» را به عنوان يكي از وظايف پول شرح دهيد؟ (درك و فهم)

32.    «وسيله پرداخت‌هاي آتي» را به عنوان يكي از وظايف پول شرح دهيد؟ (درك و فهم)

33.    در چه صورت پول مي‌‌تواند وسيله‌ي مناسبي براي پرداختهاي آتي باشد؟ (درک وفهم)

34.    خريداري اقساطي و رد و بدل كردن حواله‌هاي بانكي جزء كداميك از وظايف پول مي‌باشد؟ (کاربرد)

35.    در چه صورت مي‌گوييم قدرت خريد پول دستخوش تغيير شده است؟ (دانش)

36.    قدرت خريد پول به چه عاملي بستگي دارد؟ (دانش)

37.    رابطه سطح عمومي قيمتها و قدرت خريد پول چگونه است؟ (درك و فهم)

38.    يكي از دلايل كاهش قدرت خريد پول در يك جامعه چيست؟ (درك و فهم)

39.    رابطه حجم پول با قدرت خريد پول در يك جامعه چيست؟ (درك و فهم)

40.    كاهش قدرت خريد پول در يك جامعه نتيجه چيست؟ (درك و فهم)

41.    تورم را تعريف كنيد؟ (دانش)

42.    يكي از نظريه‌هاي اصلي درباره‌ي علت تورم را بنويسيد؟ (دانش)

43.    اگر افزايش حجم پول در جامعه با افزايش توليد هماهنگ نباشد چه نتيجه‌اي خواهد داشت؟ (درك و فهم)

44.    چگونه پول مي‌‌تواند عامل ايجاد تورم باشد با ذكر مثال توضيح دهيد؟ (درك و فهم و كاربرد)

45.  فرض كنيد دولت براي تامين هزينه‌هاي خود اسكناس جديدي چاپ كند تزريق اين پول جديد به اقتصاد چه نتايجي به دنبال خواهد داشت؟ (كاربرد)

46.  اگر قیمت کالایی در ابتدای سال 1000ریال باشد و در انتهای سال قیمت ان به 1200ریال افزایش یابد . طی این سال چند درصدتورم در قیمت این کالا داشته ایم (کاربرد)

47.    سياستهاي پولي چيست؟ (دانش)

48.    انواع سياستهاي پولي را نام ببريد؟ (دانش)

49.    در چه زماني بانك مركزي سياست كاهش حجم پول در گردش را به كار مي‌گيرد؟ (درك و فهم)

50.    عمده ‌ترين روشهايي كه بانك مركزي براي كاهش حجم پول به كار مي‌گيرد را نام ببريد؟ (سه مورد) (دانش)

51.    افزايش نرخ سپرده‌هاي قانوني چه تاثيري در حجم پول در گردش جامعه دارد؟ (درك و فهم)

52.    افزايش نرخ تنزيل مجدد چه تاثيري در حجم پول در گردش جامعه دارد؟ (درك و فهم)

53.    سياست بازار باز چيست؟ (دانش)

54.    سياست بازار باز چه تاثيري در حجم پول در گردش جامعه دارد؟ (درك و فهم)

55.    در چه صورت بانك مركزي از سياست بازار باز استفاده مي‌كند؟ (درك و فهم)

56.    در چه صورت بانك مركزي از سياست افزايش حجم پول در گردش (سياست انبساطي پول) استفاده مي‌كند؟ (درك و فهم)

57.    سياست انبساطي پول چيست؟ (دانش)

58.    زماني كه اقتصاد دچار ركود باشد بانك مركزي براي رهايي از اين وضعيت چه سياستي را اتخاذ مي‌كند؟ (درك و فهم)

59.    روشهايي كه بانك مركزي براي افزايش حجم پول به كار مي‌گيرد را نام ببريد؟ (سه مورد) (دانش)

60.    پايين آوردن نسبت ذخاير قانوني چه تاثيري بر حجم پول در گردش دارد؟ چگونه؟ (درك و فهم)

61.    پايين آوردن نرخ تنزيل مجدد چه تاثيري بر حجم پول در گردش دارد؟ چگونه؟ (درك و فهم)

فصل دوم : بانك

1.      در چه زماني تجارت در اروپا رونق گرفت؟ (دانش)

2.       مراكز مهم تجاري در قرون 16 و 17 را نام ببريد؟ (دانش)

3.       كار اصلي موسسات بازرگاني و مالي در قرون 16 و 17 چه بوده است؟ (دانش)

4.       دليل اعتبار موسسات بازرگاني و مالي در قرون گذشته چه بوده است؟ (دانش)

5.       با گذشت زمان مديران موسسات مالي (در قرون گذشته) متوجه چه نكات مهمي شدند؟ (دو مورد) (دانش)

6.    چه مواردي، مديران موسسات مالي (در قرون گذشته) را به اين فكر واداشت كه پولهاي را كه درصندوق راكد مانده بود را بكار گيرند؟ (دو مورد) (دانش)

7.       چرا مديران بانكها سپرده گذاران را به سپرده گذاري هر چه بيشتر تشويق مي‌كردند؟ (درك و فهم)

8.       پيدايش بانك را به اختصار توضيح دهيد؟ (درك و فهم)

9.       اعتبار چيست؟ (دانش)

10.    اسناد اعتباري چيست؟ (دانش)

11.    برخي از اسنادي كه در بانكها و موسسات اعتباري جريان دارند را نام ببريد؟ (4مورد) (دانش)

12.    اسناد اعتباري را با توجه به زمان بازپرداختشان در سه گروه طبقه‌بندي كنيد؟  (دانش)

13.    اسناد اعتباري ديداري چيست؟ (دانش)

14.    به كدام يك از انواع اسناد اعتباري چك يا پول تحريري گفته مي‌شود؟ (دانش)

15.    اسناد اعتباري كوتاه مدت چيست؟ (دانش)

16.    سفته جزء كداميك از انواع اسناد اعتباري می باشد(دانش)

17.    سفته چيست؟ (دانش)

18.    منظور از پشت نويسي(ظهرنويسي) سفته چيست؟ (دانش)

19.    فعاليتهاي مختلف بانكها را نام ببريد؟ (4مورد) (دانش)

20.    عمليات اعتباري بانكها چيست؟ (درك و فهم)

21.    بانكها چگونه منابع لازم براي دادن اعتبار به اشخاص و موسسات را تامين مي‌كنند؟ (درك و فهم)

22.    عمليات اعتباري بر چند نوع است؟ آنها را نام ببريد؟ (دانش)

23.    منظور از تخصيص اعتباري كوتاه مدت بانكها چيست؟ (درك و فهم)

24.    عمل تنزيل توسط بانك به چه معناست؟ (دانش)

25.    شرايط تنزيل ورق بهاداري مانند سفته توسط بانك چيست؟ (دو مورد) (دانش)

26.    دريافت اعتبار از سوي بازرگاني كه در يك بانك حساب جاري باز كرده‌اند جزء كداميك از انواع تخصيص اعتباري است؟ (دانش)

27.    دو مورد تخصيص اعتباري كوتاه مدت توسط بانكها را نام ببريد؟ (دانش)

28.    تخصيص اعتباري بلندمدت چيست؟ (درك و فهم)

29.    منابع تامين تخصيص اعتباري بلندمدت توسط بانكها چيست؟ (درك و فهم)

30.    بانكها از چه منابعي به ايجاد بنگاه اقتصادي يا خريد سهام ساير بنگاهها به سرمايه‌گذاري اقدام مي‌كنند؟ (دانش)

31.    عمليات مالي بانكها چيست؟ (دانش)

32.    خريد و فروش ارز را به عنوان يكي از خدمات بانكها توضيح دهيد؟ (درك و فهم)

33.    بانكها با خريد و فروش ارز نياز چه افرادي را بر طرف مي‌كنند؟ (درك و فهم)

34.    خدمات بانكي را نام ببريد؟ (4مورد) (دانش)

35.    بر اساس فقه اسلامی ربا چیست. (دانش)

36.    مجلس شوراي اسلامي در چه سالي قانون عمليات بانكي بدون ربا را تصويب كرد و از چه سالي آن را به اجرا در آورد؟ (دانش)

37.    قانون عمليات بانكي بدون ربا چيست؟ (دانش)

38.    طبق قانون عمليات بانكي بدون ربا بانكها درآمد خود را از چه راههايي كسب مي‌كنند؟ (دانش)

39.    بانكها چگونه مي‌توانند به طور غير مستقيم در سرمايه‌گذاري شركت كنند؟ (درك و فهم)

40.    4مورد از عقود اسلامي مجاز را كه بانك‌ها تحت آن‌ها مي‌توانند به اشخاص تسهيلات مالي اعطا كنند را نام ببريد. (دانش)

41.    ميزان موفقيت بانكها به چه عواملي بستگي دارد؟ (سه مورد) (دانش)

42.    يكي از راههاي كسب سود بانكهاي تجاري چيست؟ (دانش)

43.    چگونه بانكها مي‌توانند زمينه بروز تورم را بوجود آورند؟ (درك و فهم)

44.    براي جلوگيري از بوجود آمدن زمينه بروز تورم توسط بانكها وظيفه بانك مركزي چيست؟ (درك و فهم)

45.    4 نمونه از وظايف بانك مركزي را نام ببريد؟ (دانش)

46.    انتشار اسكناس و تنظيم حجم پول در گردش وظيفه كدام بانك است؟ (دانش)

47.    انجام دادن عمليات تصفيه حساب بين بانكها وظيفه كدام بانك است؟ (دانش)

48.  اجراي سياست پولي و كنترل حجم اعتبارات وظيفه كدام بانك است؟ (دانش)

بخش 5 فصل سوم:

1- بازار بورس چیست؟

2- اوراق بهادار چیست؟ و به چند دسته تقسیم می شود؟ نام ببرید.

3- بر روی ورقه سهام چه مواردی درج می شود؟

4- سهام را تعریف کنید.

5- اوراق مشارکت به چه منظوری منتشر می شود؟

6- تأثیر بورس بر اقتصاد جامعه را بنویسید. (4 مورد)

7- به بازاری که در آن کالا یا کالاهای ........................................ مورد معامله قرار می گیرند بورس کالا می گویند.

8- فقط شرکت های سهامی ........................................ در بورس پذیرفته می شوند.

9- بورس مرکزی است مطمئن که بین عرضه کنندگان و تقاضا کنندگان ........................................ ارتباط بر قرار می کند.

10- مهمترین ویژگی اسناد خزانه کدام است؟

1) پر خطر بودنr         2) بدون خطرr         3) متنوع بودنr         4) گران بودنr

11- بورس چگونه در کاهش نرخ تورم موثر است؟

1) با قیمت گذاری سهامr                                       2) ایجاد ارتباط بین افرادr

3) با جذب سرمایه های راکدr                4) با تشویق به پس اندازr

12- شرکت سهامی شرکتی است که برای امور ........................................ تشکیل می شود.

13- تفاوت اوراق مشارکت و اوراق قرضه در چیست؟

1) ریسک پذیری r                                               2) حجم سرمایه گذاری و جذب سرمایهr

3) محدودیت بکارگیری وجوه دریافتیr       4) زمان سررسیدr

بخش 6- فصل اول:

1- به نظر شما چرا کشورها به تجارت بین الملل روی می آورند؟

2- چگونه مصرف کنندگان از تجارت بین الملل سود می برند؟

3- تجارت بین الملل برای تولید کنندگان داخلی چه منافعی دارد؟

4- چرا امروزه هزینه های تجارت کاهش یافته است؟

5- چرا در گذشته هزینه های تجارت زیاد بود؟

6- اگر کشوری به مزیت نسبی توجه نکند چه مشکلاتی پیدا خواهد کرد؟

7- انواع سیاستهای تجاری را نام ببرید، در چه مواردی از آنها باید بهره جست؟

8- شرایط اقلیمی چگونه بر تجارت بین الملل تاثیر می گذارد؟

9- کدام عامل در گذشته موجب شد تا افراد در طول عمر اغلب کالاهای تولیدی منطقه خود را مصرف نمایند؟

10- ........................................ موجب می شود که از منابع تولید کشورها حداکثر استفاده به عمل آید و ........................................ در جهان افزایش یابد و قیمت کالاها ........................................ شود.

11- کشورهای صاحب فناوری، فناوری خود را با کسب ........................................ و صرف ........................................ فراوان و ........................................ مختلف بدست آورده اند و آن را مجانی به کشورهای دیگر نمی دهند.

12- امروزه تجارت بین کشورها با روشهای ........................................ انجام می شود.

13- چرا امروزه ملت ها به تجارت روی می آورند؟

1) یکسان بودن منابع تولیدr                                  2) شرایط اقلیمی یکسانr

3) یکسان نبودن کشورها از نظر فناوریr     4) مزیت نسبیr

14- در تقسیم کار بین المللی ایران در کدامیک از کالاهای زیر تخصص دارد؟

1) نفتr                2) پنبهr                 3) خشکبارr         4) فرش و پستهr

سئوالات بخش 6 فصل دوم:

1- هدف اولیه و اصلی ایجاد موسسات زیر را بنویسید.

1) صندوق بین المللی پول                                       2) بانک بین المللی ترمیم و توسعه

2) دو مورد از اهداف اکو را بنویسید.

3- اصل دولت کامله الوداد در سازمان تجارت جهانی به چه موضوعی اشاره دارد؟

4- چه عواملی از گسترش روابط بین کشورهای عضو اکو جلوگیری می کند؟

5- مهمترین اهداف سازمان تجارت جهانی را بنویسید.

6- دامپینگ یعنی چه؟

7- بانک بین المللی ترمیم و توسعه به چه منظوری بوجود آمد؟

8- ارتقاء سطح اشتغال در کشورهای عضو از اهداف کدامیک از موسسات اقتصادی وابسته به سازمان ملل است؟

1) موسسه مالی بین المللیr                                  2) سازمان خواربار و کشاورزیr

3) سازمان بین المللی توسعهr                                4) صندوق بین المللی پولr

9- کدام سازمان اقتصادی وابسته به ملل متحد در زمینه توسعه صنعتی فعالیت دارد؟

1) یونیدوr               2) سازمان تجارت جهانیr                3) فائوr             4) سازمان بین المللی توسعهr

10- کدامیک از کشورهای زیر عضو اکو نمی باشد؟

1) ازبکستانr           2) قرقیزستانr                               3) ارمنستانr      4) افغانستانr

11- یونیدو وابسته به کدام سازمان بین المللی است و در چه زمینه ای فعالیت دارد؟

1) سازمان تجارت جهانی- توسعه کشاورزیr         2) سازمان ملل متحد- توسعه کشاورزیr

3) سازمان ملل- توسعه صنعتیr                        4) سازمان تجارت جهانی- توسعه صنعتیr

12- کشور پاکستان (یکی از اعضای اکو) در کدام زمینه دارای تخصص و فناوری بالایی است؟

1) هسته ای- نظامیr                                                             2) غنی سازی اورانیمr

3) صنایع و تجهیزات نفتیr                                    4) صنایع سبک و نیمه سبکr

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 14:14  توسط حسین بیکی  | 

بسمعه تعالي 

مهر آموزشگاه

وزارت آموزش وپرورش

سازمان آموزش وپرورش استان يزد                              

مديرت آموزش و پرورش شهرستان طبس                                                                

 مدت امتحان:65دقيقه                 تاريخ امتحان: 21/10/90

نام ونام خانوادگی:                         نام آموزشگاه  : فاضل

شماره ونام كلاس:                              درس اقتصاد

:    نمره با عدد:                                    نمره باحروف:                                                                                         

امضاء دبير:

 پروردگارا :در جان ما آزادگی- درروحمان بی نیازی- در قلبمان اطمینان- درکارهایمان یکرنگی- در چشممان نور- در دینمان روشن بینی بگذار.

رديف

 

بارم

1

در تعریف علم اقتصاد چند نکته وجود دارد فقط نام ببرید؟رای مصرف

1

2

برای موارد زیر یک نمونه بیاورید.الف) کالای مصرفی ........   ب) کالای ضروری   ............

  ج) کالای واسطه ای ...................    د) کالای تجملی................

1

3

 مورد صحيح را انتخاب كرده علامت ضربدر بگذاريد.

1كدام يك  از كالاهاي زير مصرفي است؟1 پوشاک    2)كار خانه نساجي         3) پشم             4) سنگ معدن

2- - در رابطه با نخود و لوبیا کدامیک فعالیت تولیدی محسوب نمی شود؟   1) حمل به بازار      2) پاک کردن و بسته بندی          3) کشت      4  ) خرید توسط مصرف کننده نهایی          

3- لوستر و تابلوهای قیمتی از نظر اقتصادی چه نوع کالاهایی هستند؟1 مصرفی 2 ) لوکس و تجملی 3) ضروری 4 ) واسطه اي   

4- لازمه ی تحکیم اعتقاد به بی حد و حصر بودن نعمت های الهی چیست؟

1) ارتقاء سطح دانش فنی  2=)پرهیز از مصرف گرایی    3) استفاده ی درست از منابع   4 ) همه موارد    

5- کدام گروه از کالاها به ترتیب: ضروری- واسطه ای و تجملی است؟

1) پوشاک- لاستیک ماشین- فرش دستباف                    2 ) خوراک- آب- لوستر       

3) فرش گران قیمت- گلگیر ماشین- مسکن                          4) مسکن- خوراک- گوشی تلفن        

6- G.D.P نام اختصاری کدام شاخص اقتصادی است؟

1) تولید خالص ملی         2)تولید خالص داخلی                   3) تولید ناخالص ملی                4  )تولید ناخالص داخلی      

 7-کدام دسته از محصولات تولید در واقع به صورت غیرمستقیم بر مصرف مردم اثر می گذارد؟

1) کالاهای مصرفی نهایی         2) کالاهای سرمایه ای          3) کالاهای واسطه ای               4) کالاهای غیراقتصادی  

 8- در كدام توليد  خارجیان مقیم کشور محاسبه می شود؟ 1-توليد ملي 2-تولید داخلی          3) استهلاک      4 تولید سرانه

 

2

4

 سئوالات کامل کردنی:      1- فردی که برای ارتقاء سطح زندگی خانواده اش می کوشد مانند کسی است که ..........می کند.

2-محاسبه کل پولی که از طرف بنگاه ها به سمت خانوارها جریان می یابد، روش ............................... می باشد

3- به مبالغ و وجوهی که در جریان تولید به کار گرفته می شود، ................................ می گویند.

5/1

5

 بر اساس  جدول منحني عرضه و تقاضا را رسم كنيد و نقطه ي تعادل را نشان دهيد.

مقدار عرضه

مقدار تقاضا

قيمت

600

800

100

700

700

200

800

600

300

2

6

منظور از مازاد عرضه و مازاد تقاضا چیست؟

 

1

7

اقدامات توليد كنندگان را براي جلوگيري از ضرر بيان كنيد؟

 

5/1

8

اكر جامعه دچار تورم باشد مقدارتوليد كل محاسبه شده هرسال رقم بزرگ تري را نشان مي دهد:آيا اين به معني افزايش توليد است؟چگونه درحسابداري ملي اين مشكل را حل مي كنند؟ توضيح دهيد؟

2

9

دريك جامعه اي مدت يك سال كالاهايي مطابق جدول زير توليد شده است .هزينه استهلاك380000 ريال مي باشد توليد ناخالص وتوليد خالص را محاسبه كنيد.                             

نام كالا

قيمت به ريال

مواد غذايي

پوشاك

لوازم التحرير

ماشين آلات

70000

600000

90000

8000000

         

1

10

برای محاسبه فعالیت های تولیدی در حسابداری ملی کالاهای واسطه ای را به حساب نمی آوریم؟

 

1

11

چه ارتباطی بین اقتصاد و مسائل فرهنگی و سیاسی یک کشور وجود دارد؟

1

12

عوامل موثر بر تصميم مصرفت كنندگان را در خريد كالا نام ببريد؟

 

5/1

13

بازار انحصاری و بازار رقابتی چه تفاوتی با هم دارند؟

 

1

14

مفاهيم  زير را تعريف كنيد.

  1. خدمات:
  2. استهلاک :
  3. توليد سرانه:

5/1

 

                                                                                                 شاد باشيد وديگران راشاد كنيد........... بيگي                جمع نمرات

                                                                                                                          

20

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 14:12  توسط حسین بیکی  | 

مطالب قدیمی‌تر