بانك سوالات اقتصاد
نمونه سئوالات تستي درس اقتصاد سال دوم ادبيات وعلوم انساني
1- در شكل زير قيمت و مقدارتعادلي را مشخص كنيد؟
|
مقدار عرضه |
مقدار تقاضا |
قيمت |
|
600 |
800 |
100 |
|
700 |
700 |
200 |
|
800 |
600 |
300 |
الف )200 و 600 ب) 700 و 200 ج) 600.و 200 د) 200 و 700
2- كداميك از موارد توضيحداده شدهي زير منحني تقاضاي معمولي را مشخص ميكند ؟
الف ) منحني تقاضا از چپ به راست صعودي است ب)منحني تقاضا از چپ به را ست نزولي است ج) منحني تقاضا عمودي است د) منحني تقاضا افقي است
3- …… عبارتست از ارزش پولي كليهي كالاها و خدمات نهايي كه در طول يك سال در محدوده مرزهاي جغرافيايي يك كشور توليد ميشود .
الف ) توليدناخالص داخلي ب) توليد ناخالص ملي ج) درآمدملي د)درآمدسرانه
4- جمعيت فعال شامل افرادي كه سن آنها …… است.
الف )زير 15سال ب) بين 15 تا 65 سال ج) بالاي 65 سال د) بين 30 تا 50 سال
5- مجموع اسكناسها و مسكوكات موجود در دست مردم و سپردههاي ديداري وغيرديداري آنها نزد بانكهاست... ناميده ميشود.
6- الف ) ججم پول ب) شبه پول ج) نقدينگي د) ذخاير قانوني
7- كداميك از موارد زير جزو اوراق بهادار است ؟
الف ) سهام ب) اوراق قرضه ج) اسناد خزانه د)هر سه مورد
8- كدام يك از موارد زير كمترين خطر (ريسك) را دارد؟
الف ) اوراق مشاركت ب) سهام شركتهاي عضو بورس ج) اوراق قرضه د)اسناد خزانه
9- رشد صرفاً به معناي افزايش توليد و مفهومي …… است اما توسعه در كنار افزايش توليد بر پديده ديگري نيز دلالت داشته و مفهومي …… است.
الف ) كمي – كمي ب) كمي - كيفي ج) كيفي - كمي د)كيفي – كيفي
10 - هزينههايي كه دولت به منظور تأمين اجتماعي ، ايجاد توازن و رفع نابرابري صرف ميكند مانند حقوق ايام بيكاري را……. گويند .
الف ) پرداختهاي انتقالي ب) هزينههاي پرسنلي ج) هزينههاي اداري د)هزينههاي عمراني
11- با توجه به محتويات كتاب ، مهمترين سرمايهگذاري دولت ، سرمايهگذاري ……است .
الف ) مولد ب) زيربنايي ج) اجتماعي د)براي جبران استهلاك
12-پايين آوردن نرخ ذخاير قانوني يك سياست ……. و افزايش مالياتها يك سياست …….. است.
الف ) پولي انبساطي – مالي انبساطي ب) پولي انبساطي – مالي انقباضي ج) پولي انقباضي – مالي انبساطي د) مالي انقباضي - انبساطي
13- متن پيشنهادي بودجه را كه توسط سازمان مديريت و برنامهريزي كشور تدوين و پس از تصويب هيئت دولت به مجلس تقديم ميشود …… ناميده ميشود.
الف ) بخشنامه بودجه ب) طرح ج)قانون بودجه د)لايحهي بودجه
14- هزينههايي كه صرف ساخت و احداث جادهها ، سدسازي ، ساخت نيروگاهها را ميتوان سرمايهگذاري ...ناميد.
الف ) مولد ب) زيربنايي ج) اجتماعي د)براي جبران استهلاك
15- سازمان اقتصادي كه ايران در آن عضويت داشته و جايگزين سازمان اقتصادي « آر سي دي » شد، چه نام دارد؟
الف ) اكو ب) آ . سه . آن ج) يونيدو د) سازمان تجارت جهاني
16- اگر با تغيير درآمد يا دارائي افراد ، تمامي درآمد شخص مشمول نرخ ماليات شود آن را نرخ …. مالياتي گويند.
الف ) تصاعدي كلي ب) تصاعدي طبقهاي ج) ثابت د) تنازلي
17- انگيزه توليدكنندگان ( در تمامي جهان ) در شركت در فعاليتهاي توليدي چيست؟
الف ) كمك به اقتصاد كشور ب) سود ج) كمك به سياستهاي دولت د) هر سه مورد
18- فقر …. درآمد افراد يك جامعه را نسبت به يكديگر سنجيده ميشود فقر ….. شامل افرادي است كه درآمدلازم را براي بقا و حفظ سلامت جسمي و روحي خود را ندارند.
الف ) مطلق - نسبي ب)مطلق - مطلق ج) مطلق - مطلق د)مطلق - نسبي
19- منظور از دخالت دولت در اقتصاد چيست ؟
الف )عرضهي كالا و خدمات ب)وضع قوانين وسياستگذاري در اقتصاد ج) هر دومورد د)هيچكدام
20- دستگاهي كه كليهي ادارات و دستگاههاي وصول درآمد بايد ، درآمدهاي خود را به آن تحويل دهند….است.
الف ) خزانه ب) ديوان محاسبات ج) سازمان بازرسي د) كميسيون بودجه مجلس
21- هدف دولت ها از اخذ ماليات چيست ؟
الف ) منبع درآمدي ب)براي توزيع عادلانه ج) براي سياستگذاري اقتصادي د)هر سه مورد
22- اين كه گفته ميشود هر منطقه يا بايد كالائي را توليد كند كه هزينه آن در مقايسه با ساير نقاط كمتر است را اصل ……. گويند.
الف ) مزيت نسبي ب)بازدهي صعودي ج) بازدهي نزولي د)بازدهي ثابت
23- درآمد سرانه به صورت تقسيم ……… محاسبه ميشود.
الف ) جمعيت بر درآمد ملي ب) درآمد ملي بر جمعيت ج) درآمدملي بر سرمايهگذاري د)سرمايهگذاري بر درآمدملي
24- كداميك از موارد زير در حسابداري ملي در نظر گرفته ميشود ؟
الف )تعمير لوازم خانگي توسط خود فرد ب)كالاهاي قاچاق ج) فعاليتهاي غيرقانوني د) كارهاي خدماتي
نوشته : در ساعت <#time#> روز چهارشنبه، 29 آذر، 1385
بارم بندي درس اقتصاد سال دوم ادبيات و علوم انساني
|
|
نوبت اول |
|
نوبت دوم |
|
شهريورماه |
|
|
فصل |
متن |
فعاليت |
متن |
فعاليت |
متن |
فعاليت |
|
اول |
5/6 |
1 |
|
|
5/3 |
|
|
دوم |
4 |
5/1 |
4 |
1 |
2 |
5/1 |
|
سوم |
7 |
|
|
|
3 |
|
|
چهارم |
- |
- |
5 |
|
3 |
|
|
پنجم |
- |
- |
5/5 |
5/1 |
4 |
1 |
|
ششم |
- |
- |
3 |
|
2 |
|
|
جمع |
5/17 |
5/2 |
5/17 |
5/2 |
5/17 |
5/2 |
شاخص توسعه انساني (HDI[1][1]) و تحول آن در ايران:
چکیده:
بررسی حاضر به معرفی شاخص توسعه انسانی ، روش اندازه گیری آن می پردازد و میزان شاخص HDI ایران را در سال های مختلف مختلف بررسی می کند.
واژه های کلیدی: شاخص توسعه انسانی،رتبه ایران ، برنامه توسعه سازمان ملل
شاخص توسعه انسانی:
از ميان شاخصهاي اندازهگيري توسعه ، شاخص توسعه انساني يكي از بهترين شاخصهاي موجود ميباشد كه توسط برنامه ی توسعه سازمان ملل[2][2] (UNDP) تهيه و منتشر ميشود. در اينجا در نظر است به طور اجمالي شاخص توسعه انساني معرفي شده و ميزان آن در سالهاي مختلف مورد بررسی قرار گیرد.
در 1990 برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) نخستين گزارش سالانه توسعه اقتصادي را كه معيار متفاوتی از پيشرفت اقتصادي ملتهاست، منتشرکرد كه الزاماً مطابق با معيار معمول رشد درآمد سرانه نمی باشد،. چنان كه گزارشUNDP بيان ميدارد هرچند رشد GNP ميتواند همه اهداف ضروري انساني را پاسخگو باشد ، اما كشورها در روشي كه رشد را به توسعه انساني تبديل ميكنند، متفاوت هستند. UNDP توسعه انساني را فرايند « افزايش انتخابهاي افراد » تعريف ميكند. اين تعریف تنها وابسته به درآمد نيست بلكه شاخصهاي ديگر اجتماعي نظير وضعيت بهداشت، تعليم و تربيت، زمان فراعت و غيره را در بر ميگيرد. بنابر اين UNDP با تركيب کردن شاخص درآمدسرانه ، اميد به زندگي، برخورداري از آموزش(نرخ باسوادي) ، شاخص توسعه انساني را اندازه می گیرد. كشورها با استفاده از اين شاخص رتبهبندي شده و با درآمدسرانه مقايسه می شوند.
شاخص توسعه انساني (HDI) به شكل زير ساخته ميشود:
در ابتدا شاخص محروميت براي هر يك از سه متغير درآمدسرانه ، اميد به زندگي وسطح باسوادي ساخته ميشود. شاخص محروميت از تفاوت بين سطح مطلوب (حداكثر) شاخص ومقدار واقعي شاخص، تقسيم بر تفاضل بين سطوح مطلوب(حداكثر) و حداقل شاخص بدست ميآيد. تفاوت بيشتر بين مقدار مطلوب و واقعي ، درجه محروميت بيشتر را نشان ميدهد. شاخصهاي محروميت متوسط هستند و شاخص توسعه انساني به صورت یک منهای شاخص محروميت به دست می آید. براي مثال : اگر حداكثر شاخص مطلوب باسوادي 100درصد باشد و حداقل آن 50 درصد ، مقدار واقعي 70 درصد باشد ، آن گاه معيار محروميت آن به صورت زير محاسبه ميشود:
Þ
حال اگر دو شاخص ديگر را به روش مشابهاي محاسبه كنيم مقادير شاخص محروميت متوسط كل را ( كه ميتوان شاخص محروميت اميد به زندگي با نماد و شاخص باسوادي رابا نشان داد) با فرمول زير ميتوان محاسبه كرد:
اگر فرضاً عدد فوق برابر با (0.5) باشد ، آن گاه HDI را به دست ميآوريم:
HDI = 1 – DI = 1 – 0.5 = 0.5
شاخص HDI بين صفر و يك تغيير ميكند. عدد نزديكتر به يك، سطح بالاتر توسعه انساني را نشان ميدهد.
شاخص توسعه انساني سطوح مطلق توسعه انساني را در هر كشور اندازهگيري نميكند ، بلكه براي يك دوره معين ، كشورها را نسبت به يكديگر رتبهبندي ميكند. رتبه ی شاخص توسعه انساني يك كشور در داخل توزيع جهاني آن قرار دارد ، بر اين اساس كه آن كشور چگونه از حداقل ارزش شاخص توسعه انساني ( يعني صفر) به سمت حداكثرارزش شاخص(یعنی 1)حركت كرده است. كشورهاي داراي شاخصي با ارزش عددي پايينتر از 5/0 ، جزو كشورهاي با توسعه انساني پايين قرار ميگيرند ، كشورهاي داراي شاخص عددي بين 5/0 و 8/0 ، توسعه انساني متوسط و كشورهاي داراي شاخصي با مقدار عددي بيش از 8/0 داراي سطح بالاي توسعه انساني هستند. برخي از كشورها رتبه شاخص توسعه انساني آن ها بسيار بيشتر از رتبه درآمدي آن هاست اين امر نشان ميدهد كه اين كشورها از درآمدشان در جهت بهبود قابليتهاي مردم عاقلانهتر استفاده كردهاند.
شاخص توسعه انسانی در ایران:
بر اساس گزارش سال 1998،UNDP، كشور كانادا داراي بالاترين ميزان شاخص HDI و رتبه اول را داراست، اگر چه از نظر درآمدسرانه اين گونه نيست. كشور سيرالئون در انتها (رتبه 174) قرار دارد و ايران در سطح توسعه انساني متوسط(رتبه78) قرار دارد.
كشور كانادا در سال 1999 نيز داراي بالاترين ميزان شاخص HDI بوده و كشور سيرالئون نيز در انتها قرار دارد در اين سال ايران كماكان در رتبه 78 قرار دارد.
در سال 2001 نروژ دارای بالاترین میزان شاخص و کشور سیرالئون رتبه آخر (رتبه 162) را دارا است و رتبه کشور ایران در این سال 90 است.
در سال 2005 کشور نروژ بالاترین شاخص (رتبه اول) و نیجر دارای کمترین شاخص و رتبه آخر(رتبه 177) است. ایران دارای رتبه 99 است.
ايران در ميان 177 كشور در سال 2006 رتبه 96 را كسب كرده است. در اين سال كشورهاي نروژ ، ایسلند و استراليا رتبه اول تا سوم و مالي، سيرالئون و نيجر رتبه 175، 176و 177 را به خود اختصاص دادهاند.
جدول شاخص توسعه انسانی ایران در سال های مختلف
|
HDI |
سال |
|
567/0 |
1975 |
|
571/0 |
1980 |
|
612/0 |
1985 |
|
651/0 |
1990 |
|
695/0 |
1995 |
|
721/0 |
2000 |
|
732/0 |
2004 |
|
736/0 |
2005 |
|
746/0 |
2006 |
بررسي شاخص توسعه انساني طي سال هاي متمادي در جدول فوق نشان ميدهد كه شاخص توسعه انساني ايران در طي سالهاي مورد بررسي همواره جز توسعه انساني متوسط بوده و مقدار آن در حال افزایش است. اگر چه این مسئله باعث امیدواری است، اما باید در تفسیر آن دقت کرد، زیرا به عنوان مثال اگر چه رتبه شاخص ایران در سال 1998، 87 بوده و در سال 2006 به 96 تغییر یافته است، اما باید در نظر داشت که در سال 1998 کشورهای مورد بررسی 174 ودر سال 2006 ،177 مورد بوده اند.
منابع :
1- کالین کریک پاتریک ، انیس چادهاری "برنامه ريزي و سياست توسعه "، ترجمه علي اكبر هرندي و داريوش حسنوند - دانشگاه آزاد اسلامي واحد بروجرد 1380.
2- WWW.UNDP.ORG
داریوش حسنوند سر گروه آموزشی اقتصاد سازمان آموزش و پرورش استان لرستان
نکاتی در تدریس درس اقتصاد 3
مفهوم میل نهایی به مصرف (MPC) و میل نهایی به پس انداز(MPS): ص 112
میل نهایی به مصرف(MPC) :
با افزایش درآمدقابل تصرف(Yd) میزان مصرف افراد جامعه(C) نیز افزایش می یابد. اما سؤالی که مطرح است این است که با افزایش یک واحد در درآمدقابل تصرف، میزان افزایش مصرف چقدر خواهد بود؟
برای پاسخ به این سؤال از مفهوم میل نهایی به مصرف استفاده می شود. میل نهایی به مصرف(MPC) ، میزان افزایش در مصرف ناشی از افزایش یک واحد در درآمد قابل تصرف تعریف می شود، به عبارت دیگر اگر درآمدقابل تصرف یک واحد افزایش یابد، میزان مصرف چقدر تغییر خواهد کرد؟ یعنی:
MPC =D C/D Yd
مثلاٌ اگر درآمدقابل تصرف 100 واحد افزایش (DYd=100) یابد و افراد مصرف را 80 واحد افزایش دهند(DC=80) آنگاه میل نهایی به مصرف برابر با 80 درصد خواهد بود.
MPC = DC/D Yd = 80 /100 =0.80
یعنی از هر 100 تومان افزایش درآمد قابل تصرف، افراد80 تومان آن را مصرف خواهند کرد.
میل نهایی به پس انداز (MPS) :
با افزایش درآمدقابل تصرف(Yd) میزان پس انداز افراد جامعه(S) نیز افزایش می یابد. اما سؤالی که مطرح است این است که با افزایش یک واحد در درآمدقابل تصرف، میزان افزایش پس انداز چقدر خواهد بود؟
برای پاسخ به این سؤال از مفهوم میل نهایی به پس انداز استفاده می شود. میل نهایی به پس انداز(MPS) ، میزان افزایش در پس انداز ناشی از افزایش یک واحد در درآمد قابل تصرف تعریف می شود، به عبارت دیگر اگر درآمدقابل تصرف یک واحد افزایش یابد، میزان پس انداز چقدر تغییر خواهد کرد؟ یعنی:
MPS = DS/ DYd
مثلاٌ اگر درآمدقابل تصرف 100 واحد افزایش (DYd=100) یابد و افراد پس انداز را 20 واحد افزایش دهند( ) آنگاه میل نهایی به پس انداز برابر با 20 درصد خواهد بود.
MPS = DS/ DYd = 80 /100 =0.80
یعنی از هر 100 تومان افزایش درآمد قابل تصرف، افراد20 تومان آن را مصرف خواهند کرد.
نکته قابل توجه این است که مجموع میل نهایی به مصرف MPC و میل نهایی به پس انداز MPS برابر با یک است. یعنی:
MPS + MPC = 1
به عبارت دیگر در این مثال، هرگاه درآمدقابل تصرف افراد 100 تومان افزایش یابد، 80 درصد آن (یعنی 80 تومان) را مصرف و 20 در صد آن(یعنی 20 تومان) را پس انداز خواهند کرد.
تفاوت میل نهایی به مصرف MPC و میل نهایی به پس انداز MPS در افراد پر درآمد و کم درآمد:
افراد با درآمد بالا نیازهای اولیه و حتی نیازهای بالاتر خود را تا حدود زیادی برطرف کرده اند، لذا میل و تمایل آنها به مصرف شدید نبوده و عجله ای در مصرف ندارند، به عبارت دیگر میل نهایی به مصرف(MPC) آنها پایین بوده و در نتیجه میل نهایی به پس انداز( MPS) آنها بالا است.
اما در مقابل افراد کم درآمد، حتی نیازهای اولیه خود را نیز برطرف نکرده اند، لذا میل و تمابل آنها به مصرف شدید بوده و به علت ارضا نشدن نیازهایشان ، در مصرف کردن کالاها عجله دارند، به عبارت دیگر میل نهایی به مصرف(MPC ) آنها بالا و در نتیجه میل نهایی به پس انداز( MPS) آنها پایین است.
برخی از اقتصاددانان اعتقاد دارند اگر توزیع مجدد درآمد شود، یعنی از افراد پردرآمد مبلغی گرفته شده و به افراد کم درآمد داده شود، به دلیل اینکه افراد پردرآمد میل نهایی به پس اندازشان بیشتر و افراد کم درآمد میل نهایی به پس اندازشان کمتر است، پس انداز جامعه کاهش می یابد. از طرفی چون شرط لازم برای سرمایه گذاری و رشد اقتصادی ، پس انداز است. لذا کمتر شدن پس انداز باعث کاهش رشد اقتصادی کشورها می شود.
شایان ذکر است بیان نظریه فوق به معنی تأیید آن توسط گروه آموزشی نیست و نظریات متضادی نیز همانگونه که در کتاب مطرح شده وجود دارد. از جمله این نظریات می توان به نظریه نئوکلاسیک ها می توان اشاره داشت که اعتقاد دارند توزیع مجدد درآمد باعث رشد اقتصادی بیشتر می شود.
نوشته : در ساعت <#time#> روز چهارشنبه، 8 آذر، 1385
نکاتی در تدریس درس اقتصاد2
با توجه به نظرخواهی انجام شده از اساتید و همکاران محترم آموزشی در مورد عدم وضوح برخی از مطالب کتاب، در اینجا مطلبی دیگر از کتاب سال دوم رشته ادبیات و علوم انسانی توضیح داده می شود.
الف) محاسبه تولیدکل جامعه روش مخارج یا هزینه (ص 21 کتاب):
معمولاٌ در کتاب های دانشگاهی برای توضیح الگوی دایره ای و محاسبه تولیدکل به روش مخارج، از مدل دو بخشی، سه بخشی یا جهاربخشی استفاده می کنند.
منظور از تعداد مدل ها ، تعداد بخش ها و قسمت هایی است که در اقتصاد از بازار تقاضا داشته و خرید می کنند.
در مدل دو بخشی فرض بر این است که تنها دو بخش از بازار تقاضا داشته و خرید می کنند، بخشی برای مخارج مصرفی (با نماد C) و بخشی برای سرمایه گذاری (با نماد I). در مدل دو بخشی فرض بر این است که دولت (G) وجود نداشته و اقتصاد بسته است. یعنی صادرات و واردات (X و M) وجود ندارد. لذا برای محاسبه تولید کل داریم:
Y = C + I
در مدل 3 بخشی فرض بر این است که سه بخش از بازار تقاضا داشته و خرید می کنند، بخشی برای مخارج مصرفی (با نماد C) ، بخشی برای سرمایه گذاری (با نماد I) و بخشی برای هزینه هایی دولتی (G) . در اینجا کماکان فرض بر این است که اقتصاد بسته است. لذا برای محاسبه تولیدکل داریم:
Y = C + I + G
در مدل 4 بخشی، کامل ترین حالت، تمام بخش های موجود در اقتصاد در نظر گرفته شده و صادرات (X) و واردات (M) نیز به آنها اضافه می شود(البته باید توجه داشت که افزایش واردات باعث کاهش تولید داخلی و روی آوردن مردم به کالاهای خارجی می شود، لذا M با علامت منفی در تابع وارد می گردد). در عمل در روش هزینه از مدل چهاربخشی استفاده می شود . لذا برای محاسبه تولیدکل داریم:
Y = C + I + G + X – M
اما در کتاب اقتصاد سال دوم ادبیات و علوم انسانی، هیچ یک از الگوهای بیان شده به کار نرفته است. بلکه تنها مجموع مخارج (هزینه) خانوارها را برابر با تولیدملی در نظر گرفته می شود. اگر چه این کار به منظور ساده سازی صورت گرفته است اما می تواند گمراه کننده باشد.
لذا با توجه به مطالب بیان شده، باید درس رادر قالب یکی از مدل های فوق و به شکلی ساده تدریس کرد.
نکاتی در تدریس درس عرضه و تقاضا- اقتصاد سال دوم رشته ادبیات و علوم انسانی
مقدمه :
بدیهی است که مشکلاتی در تدریس درس اقتصاد وجود دارد که با همدلی و همکاری می توان اثرات برخی از آنان را کاهش داد. در اینجا در نظر است با اظهار نظر و همکاری دبیران محترم اقتصاد برخی از مطالب درسی را که نیاز به توضیحات بیشتر دارد، تشریح کنیم.
اهداف :
- تحلیل بهتر نکاتی از کتاب
- کمک به فرایند آموزش تدریس درس عرضه و تقاضا
- جلوگیری از برداشت غلط مطالب توسط دانش آموزان
این اهداف محقق نمی گردد مگر با ارسال نظرات اصلاحی و تکمیلی همکاران ارجمند به این سایت که باعث سپاس فراوان می گردد.
فصل سوم کتاب اقتصاد سال دوم رشته ادبیات و علوم انسانی
بخش اول
تقاضا:
توضیح کتاب در مورد عوامل تاثیرگذار بر تقاضا و رابطه بین قیمت و مقدار تقاضا نسبت به کتاب قبلی اقتصاد بهبود نسبی یافته است، اما هنوز نمی تواند از برداشت نادرست دانش آموزان از این مفهوم جلوگیری کند.
کتاب رابطه بین قیمت و مقدار تقاضا را به این شکل بیان کرده است که:
.... به عبارت دیگر، قیمت یک کالا و مقدار خرید آن به وسیله مصرف کنندگان، با هم رابطه ی معکوس دارند، ...
(( ص 28 سطر ماقبل آخر و سطر آخر)) این جمله نمی تواند قانون تقاضا را که مد نظر نویسنده است به طور کامل بیان دارد. در واقع اگر سایر عوامل موثر بر تقاضا همچون: درآمد، سلیقه، انتظارات ، تبلیغات و ... ، ثابت باشند، می توان رابطه فوق مشاهده کرد. اما چنانکه همزمان با قیمت، درآمد هم افزایش یابد، از یک طرف درآمد باعث افزایش تقاضا برای یک کالای خاص (و البته نرمال) می گردد و از طرف دیگر افزایش قیمت اثر کاهنده بر تقاضا دارد. حال اگر اثر فزاینده عامل درآمد بر بیشتر از اثر کاهنده قیمت بر تقاضا تاثیر داشته باشد ، در مجموع تغییر این دوعامل باعث افزایش تقاضا می شود(جدول شماره یک). اگر افراد تغییر در درآمد (یا سایر عوامل موثر بر تقاضا) را در نظر نگیرند، آنچه مشاهده می شود این است که با افزایش قیمت مقدار تقاضا افزایش یافته و رابطه مستقیم بین آنها وجود دارد.
جدول شماره یک
|
قیمت |
مقدار تقاضا |
درآمد |
|
100 |
20 |
100000 تومان |
|
200 |
40 |
200000 تومان |
در این حالت دانش آموزان فکر می کنند بین مطالب کتاب و واقعیات جامعه فاصله وجود دارد. پس انگیزه مطالعه و درک کتاب را از دست می دهد.
پس در هنگام تدریس درس تقاضا، حتماٌ باید جمله (( به شرط ثابت بودن سایر عوامل مؤثر بر تقاضا)) توضیح داده شود تا از برداشت نادرست مطالب جلوگیری شود. در واقع باید توضیح داد که همواره بین قیمت و مقدار تقاضا رابطه معکوس دارد اما تغییر عامل دیگر همچون درآمد ممکن است همتنگونه که ذکر شد باعث عدم نمود( و نه عدم وجود ) این رابطه گردد.
ب) عرضه:
مطالب عنوان شده در مورد تقاضا ، در مورد عرضه نیز مصداق دارد. می دانیم عوامل دیگری همچون هزینه تولید ( قیمت عوامل تولید) ، انتظارات از قیمت، تکنولوژی، مالیات غیر مستقیم و ... بر عرضه کالا و خدمات تأثیر می گذارند. در کتاب رابطه قیمت و مقدار عرضه به این صورت بیان شده است که :
..... با افزایش قیمت یک کالا میزان تولید و عرضه آن افزایش می یابد... ص 30 سطر 14
در اینجا نیز احتمال دارد رابطه مستقیم بین قیمت و مقدار عرضه که معمولاٌ وجود دارد، به دلیل تغییر عوامل دیگر مؤثر بر عرضه همچون هزینه تولید، انتظارات و ... نتوان مشاهده نمود. در واقع در اینجا نیز تنها زمانی می توان این رابطه را درک کرد که سایر عوامل مؤثر بر عرضه ثابت باشند.
کتاب این مسئله را توضیح نداده، لذا ممکن است دانش آموزان برداشت نادرستی از این مطلب داشته باشند.
نتیجه:
در هنگام تدریس مطالب مربوط به عرضه حتماٌ باید جمله (( به شرط ثابت بودن ثابت بودن سایر عوامل مؤثر بر عرضه)) توضیح داده شود.
منابع برای مطالعه بیشتر:
اقتصاد خرد، سالواتوره، ترجمه حسن سبحانی
نظریه اقتصادخرد، فرگوسن، ترجمه محمود روزبهان
اقتصادخرد مهدی تقوی و باقر قدیری اصلی نشر فروردین
...
اظهار نظر و ارسال نظرات موجب امتنان خواهد بود.