پاسخ هاي پيشنهادي كتاب جديد تاليف جامعه شناسي 1 سال دوم رشته انساني

فصل اول

ص 13 : نمونه بياوريد :

سه كنش انساني : احوال پرسي ، انجام تمرينات درس ، پاسخ دادن به سوالات معلم

نمونه براي انواع كنش :

كنش دروني : فكر كردن تصميم گرفتن منفعل شدن خجالت كشيدن

كنش بيروني : امتحان دادن كتاب مطالعه كردن لباس پوشيدن

كنش فردي : دعا نمودن استحمام كردن مسواك زدن

كنش اجتماعي : سرود خواندن مسابقه ورزشي دادن شركت در جشن عروسي

 ص 15 تفسير كنيد : خير - بوق سلام بوق جشن و شادي بوق هشدار و خطر

ص16 تحليل كنيد :غفلت : بي توجهي يا كم توجهي و بدون آينده نگري و به حقايق توجه نكردن انسان را غافل مي سازد . غفلت امروز ما ريشه در ديروز ما دارد ما حصل هر آنچه ديروز انجام داده ايم  اگر ديروز غفلت كرده ايم پس امروز حاصلي نداريم و هر اينه كه امروز غفلت كنيم فردا نيز بي حاصل خواهيم بود به عبارت حميد مصدق بهتر آن است كه غفلت نكنيم از آغاز ... 

پيامد هاي سحر خيزي : از بيماري مغزي جلو گيري مي كند براي قلب مضر و موجب پيري زود رس مي شود ( دانشمندان ژاپني ) طراوت روحي و فكري انسان را زياد مي كند بهترين وقت براي درك مطالب علمي است.

ورزش صبحگاهي :

طراوت روحي و آمادگي و سلامت جسمي انسان را بيشتر مي كند كسالت را برطرف مي كند . 

ص19 پاسخ دهيد :

–       اقتصاد : چون كنش انساني را در حيطه توليد و توزيع و مصرف بررسي مي كند.

–       تاريخ : چون به مطالعه احوال انسان و وقايع اجتماعي در گذشته مي پردازد.

–       حقوق : چون به بررسي قواعد مدون و رسمي حاكم بر روابط اجتماعي اقدام مي كند .

ص 19 تفسير كنيد :فيزيكدان صداي انساني را ارتعاش تارهاي صوتي مي داند كه به گوش مي رسد در حالي كه زبان شناس صداي انساني را مجموعه علايم منظم مي داند كه به فرد امكان مي دهد فكر و معاني ذهني خود را بيان كند .

ص20 پاسخ دهيد : ·        بلي  ·        امتناع تضاد محال بودن اجتماع و ارتفاع نقيضين تاثير و تاثر متقابل

ص 23 تحليل كنيد :

–       اقتصاد و فرهنگ ادب : در گذشته فرصت شغلي داشت و حالا كمتر دارد

–       نقشه كشي ساختمان : در گذشته فرصت شغلي نداشت حالا فرصت شغلي زيادي دارد .

–    حقوق زبان خارجه يا در ايران در سال‎‎هاي دهه شصت، علوم پزشكي از موقعيتي برتر نسبت به ساير علوم برخوردار بودند و در سال‎‎هاي اخير برخي از رشته‎‎هاي ديگر جاي آن را گرفتهاند

-  شان اجتماعي در آمد تفاوت در فوايد :. 1- فهم و شناخت معاني كنش‎‎هاي آدميان.

3- ايجاد تحول در كنش‎‎هاي انساني و ديالكتيك با موضوع خود. 2- پيشبيني كنش‎‎ها و پيامدهاي آنها جهت پيشگيري و كنترل كنشهاي نامناسب و غيرمطلوب 4- شناخت فضيلت، عدالت، سعادت و راه صحيح زندگي و ارزشگذاري درباره كنش‎‎هاي خوب و بد 6- رها كردن و آزادسازي از ظلم‎‎ها و اسارتهايي كه در اثر كنش انسانها پديد ميآيد. 5- انتقاد از كنش‎‎هاي ناپسند و ظالمانه انسانها. 7- نشان دادن شيوه صحيح استفاده از علوم طبيعي و دانش‎‎هاي ابزاري.

فوايد علوم طبيعي : 1- شناخت طبيعت؛ 2- پيشبيني حوادث طبيعي؛ 3 - رهاسازي انسان از اسارت طبيعت؛

ص26 : داوري كنيد : ·        خطر درگيري هسته اي –  آلودگي و بحران محيط زيست

·        الف

ص29 : نمونه بياوريد :·        احوال پرسي رفع اشكال درسي لباس پوشيدن

·        دوستان معلم برآوردن انتظارات آنها

·        كسب و حفظ وجه

 

ص31 تمرين كنيد :

·        تعريف هنجار ارزش انتظارات نظام اجتماعي طبق كتاب  مطالعات اجتماعي

·        نظام اجتماعي

ص 32 تحقيق كنيد

·        ارزشهايي چون : اصل و نسب حشمداري خودكفايي سنت گرايي

·        توزيع مساوي امكانات آموزشي برابر مقررات به طور مساوي با همه رفتار نمودن

 

ص35 تفسير كنيد :

نسبت جزء و كل

ص38 : تحليل كنيد :

از طريق پيشبيني كنش‎‎ها و پيامدهاي آنها جهت پيشگيري و كنترل كنشهاي نامناسب و غيرمطلوب راه صحيح زندگي و ارزشگذاري درباره كنش‎‎هاي خوب و بد را نشان دادن  - انتقاد از كنش‎‎هاي ناپسند و ظالمانه انسانها.

ص38 : تحليل كنيد :

منطق جغرافيا ادبيات

علوم انساني : چون موضوع آن مربوط به كنش انساني است .

ص42 : تحليل كنيد : علوم تجربي

چون منابع معرفت آنها غير از حس و تجربه بود ( منابع معرفتي عقل و وحي )

ص43 تحليل كنيد :

چون ارزشها را به عنوان پديده هاي اجتماعي بررسي مي كند .

 

ص 44  مقايسه كنيد :

معيار - نوع

پوزيتيويستي

تفهمي

انتقادي

موضوع

جامعه و پديده هاي اجتماعي

كنش انساني

كنش هاي انساني

روش

تجربي

تفهم

استدلالهاي غير تجربي

هدف

پيش بيني و كنترل

پيش بيني و كنترل

داوري ارزشي

 

ص48 با هم بيانديشيد :

از نظر ابن سينا موضوع علم نظري مستقل از ما است در حالي كه علم عملي براي ما كاربرد دارد و هدفش تزكيه نفس است و در جهت شناخت خير مي كوشد . علوم نظري شامل معلوماتی است که منشأ تشکیل آن ها را عقل و فکر و احساس انسان تشکیل می دهد.  مانند فلسفه، منطق، ریاضیات، ادبیات و نظایر این ها.  گروه دوم شامل معلوماتی است که منشأ آن ها را رفتار انسان تشکیل می دهد، روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، مدیریت و مانند این ها. علوم  نظری آگاهی از چیزهایی است که شایسته دانستن هستند در حالی که علوم  عملی آگاهی از اموری است که سزاوار به کار بستن‌اند. علوم  نظری علم به احوال موجوداتی است که وجودشان در اختیار آدمی نیست. حال آنکه علوم عملی علم به احوال موجوداتیست که تحققشان در حیطه اختیار آدمی است .

- متافيزيك جزو علوم نظري است زيرا موضوع  متافيزيک هستی آن گونه که هست می باشد که با هر آن چه وجود دارد اشتراک دارد.

- علوم انساني و اجتماعي جزء علوم عملي مي باشد زيرا : موضوع اش مستقل از ما نيست و درباره هستي ها و موجوداتي بحث مي كند كه با اراده و اگاهي انسان ايجاد مي شود .

و درپي بردن به چيزهايي كه در تصرف و قملرو عمل و توانايي بشر است. مانند: عدل، ظلم، تدبيرات، سياسات، صناعات، عبادات و...

ص  49 تفسير كنيد :

·    تفاوت عقل عملي و نظري : عقل عملي: اموري را ادراك مي‏كند كه مربوط به چگونگي عمل انسان است، مانند اين كه مي‏گوييم: "توكل به خدا نيكو است" و "صبر و پايداري پسنديده است"، "نماز واجب است" قيام به عبادت در شب مستحب است و...  عقل عملي عهده دار بيان بايسته ها يا شايسته بودن انجام عملي و يا ترك آن است .

عقل نظري: عبارت است از تعقل اموري كه هدف، علم به آن‏ها است و تعلق به عمل ندارد مانند علم به موجوديت خالق و وحدانيت او و اين كه صفات او عين ذات او مي‏باشد.

تاثير عقل عملي بر علوم اجتماعي :

·    مشكلات علوم اجتماعي را براي داوري هاي ارزشي و فعاليت تدبيري حل مي كند و راز تفاوت پديده هاي اجتماعي و انساني را با پديده هاي طبيعي مي گشايد.

ص 50   هم انديشي كنيد :     دو پديده اعتباري : 1- ازدواج : پيامد : گسترش شبكه خويشاوندي  2 مالكيت خصوصي :  پيامد:  شكاف طبقاتي    ·        خير : زيرا هستي آن ها مستقل از اراده ماست .

 فصل دوم : ص 54 نمونه بياوريد : مو دندان  پديد مي آيد

ناف دم از بين مي رود. 

ص 56 تحليل كنيد :

دانش آموزي : مزيت : برخورداري از مدرك تحصيلي و امكان استخدام ، فرزندي : مزيت : برخورداري از حمايت خانواده

چون جهان اجتماعي پديده ارادي و اعتباري است و موجوديت آن در خارج ازما به ازاء ندارد. جهان اجتماعي يك سلسله امورقراردادى‏اند. بشر در زندگى اجتماعى خود، چاره‏اى از برخى قراردادها ندارد.

ص 58 : گفتگو كنيد :  خانواده : ارزشهايي چون اطاعت از بزرگترها ،  نام گذاري شيوه غذا خوردن -  زبان آموزي

مدرسه : ارزشهاي سياسي حاكم بر جامعه هنجار هاي رسمي اعتقادات مذهبي علوم جديد . نظام آموزش و پرورش یکی از کارگزاران مسئول و فراگرد پرورش سیاسی است.آموزش و پرورش رسمی ، نگرشها ، ارزشها ، سازگاریهای ذهنی ، رفتارها ، و مهارتهایی در فرد ایجاد می‌کند که شاید در زمینه‌های اجتماعی دیگری غیر از مدرسه انجام پذیر نباشد.

در گذشته فرزندان حرفه ها را دركنار والدين خود در خانه و مزارع هنگام كار از آنها ياد مي گرفتند كارها ساده و به دور از تخصص و تقسيم كار پيچيده بود  .  اما امروزه جوامع به نیروی کار ماهر و متخصص دارد. در تربیت حرفه‌ای و تخصصی افراد آموزش و پرورش نقش مهمی در گزینش و تخصیص افراد به مقامات و مشاغل اجتماعی ایفا می‌کند.     ص61  تمرين كنيد :

شهر : عيني       هديه دادن براي روز تولد يك دوست : خرد    عدالت اجتماعي : ذهني

ص63  پاسخ دهيد :  خانواده نظام تعليم و تربيت

 

ص 64 نمونه بياوريد :

نماد ها : خانه روسري چادر ي

هنجار ها : همزيستي زن و شوهر و فرزندان ازدواج نكرده در كنار هم تامين معاش همسر و فرزندان

ارزشها : همبستگي بالاي اعضا - برخورداري از محبت، امنيت، معيشت

عقايد : بدون تشكيل خانواده ادامه زندگي اجتماعي ممكن نيست

ص 68 مقايسه كنيد

                                                                                                ارزشهاي انساني :

جامعه آپارتايد

جهان اجتماعي اسلام

جدا گزيني مكاني

عدم جداگزيني مكاني

ممنوعيت ازدواج سياه و سفيد

رواج ازدواج سياه و سفيد

تفاخر به سفيدي

لفو تفاخرها و امتیازات نژادی و تاكيد بر تقوا

تفاخرات نسبی و قبیلگی

ارزشمندي عمل

برتری طلبي و حق سیادت بر دیگران

خدامحوري

وطن پرستی

وطن دوستی

تعصب قومي و خويشاوندي

تعصب ايماني

 ص 70 گفت وگو كنيد :  تفاوت در وضو گرفتن - تفاوت در اذان و اقامه اختلاف نظر در مورد خلفاي راشدين

 ص72 مقايسه كنيد :   خدا پرستي در مقايسه با بت پرستي -   تساوي طلبي در مقايسه با  تبعيض نژادي   

نقش و رنگ را در مقابل عزم و آهنگ

سياه و هماهنگي       سفيد و همرنگي

 

 

 

ص 75 تحليل كنيد :

زمان برگشت مسافران نوروزي يا مسافران چند روز تعطيل پشت سرهم كه ترافيك سنگين باشد .

برخي رانندگان مجبور مي شوند براي آمدن به تهران مسير هاي ديگري را انتخاب كنند .

ص 76  گفت وگو كنيد :جهان اسلام جهان مسيحيت جهان غرب جهان تشيع جهان متجدد جهان معنوي

 ص 78 تحليل كنيد :                                                    جهان متجدد :

فرصت

محدوديت

افسون زدايي

رويكرد دنيوي

توسعه عقلانيت ابزاري

زوال عقلانيت ذاتي

 

قفس آهنين

 

عصر جدید تقلای «ولگرد» برای زندگی در دنیای مدرن و صنعتی است. وي تصوير انسان خرد شده در جوامع صنعتي را نشان مي دهد .

ص 81 تحليل كنيد :   پیش‌رفت مفهومی ‌است که بر دیدگاهی تک خطی از تاریخ بنا شده است. اغلب نظریه پردازان تطورگرا معتقدند که همه جوامع انسانی در طول زمان پیشرفت و ترقّی می کنند. الگوي پيشرفت جوامع عقب مانده جوامع غربي است . جوامع غربي بايد جهان عقب مانده را متمدن سازد و به انتقال فرهنگ و تكنولوژي خود اقدام كند .

 ص 82 بينديشيد :خودباختگي

ص 84  گفت و گو كنيد :

سكولار يعني آن چه به اين جهان تعلق دارد به همان اندازه از خداوند و الوهيت دوراست. از نظر اصطلاح اين واژه در سير تاريخ ، معاني گوناگوني به خود گرفته است: اولين بار در معاهده وستفالي  (1684) به مفهوم خروج سرزمين هايي از تملك كليسا به كار رفت. پس از آن به مرور، معاني ديگري همچون ، ترخيص كشيشان، تفكيك دين از سياست ، تفوق دولت بر كليسا ، تقليب دين، و در نهايت طرد دين از ساحت حيات اجتماعي انسان را به خود گرفت.

نظام سرمايه داري يا كاپيتاليسم و نظام سوسياليستي:

كاپيتاليسم يا سرمايه داري يك سيستم اقتصادي و مربوط به دوران مدرن است؛ كه در آن بخش عمده فعاليت اقتصادي ? به ويژه مالكيت و سرمايه گذاري براي توليد- در دست افراد و مؤسسات خصوصي (غير دولتي) است كه از طريق رقابت اقتصادي جهت كسب سود فعاليت مي كنند. اين سيستم اقتصادي كه به اقتصاد بازار نيز مشهور است، در دوران انقلاب صنعتي (1750- 1850) در اروپاي غربي و آمريكا حاكم شد و به تدريج به كشورهاي غيرغربي راه يافت.

نظام سوسياليستي ، سياستي كه هدف خود را مالكيت يا نظارت كل اجتماع بر ابزار توليد (سرمايه، زمين ، دارايي و غيره )در جهت تامين منافع همگاني قرار مي دهد و يا از اين مالكيت و نظارت حمايت مي كند. پس بدين ترتيب و بطور خلاصه ، سوسياليسم در صدد اجتماعي كردن ابزار توليد است.

سوسياليسم به معناي مالكيت اشتراكي زمين و سرمايه (ابزار توليد)، تحت يك شكل دموكراتيك حكومت است و مستلزم آن است كه توليد به سمت و سوي استفاده جمعي و نه سودجويي فردي هدايت شود. بعلاوه تقسيم توليدات بايستي به طور برابر انجام گيرد؛ و در صورتي كه اين امر ميسور نباشد بايد به گونه اي باشد كه لااقل بتوان اين نابرابري در توزيع را با تأمين منافع عمومي توجيه كرد.

فصل سوم

زبان به معناي اعم آن عبارت است از تمام وسايل لفظي و غيرلفظي كه براي ايجاد ارتباط و تفاهم ميان موجودات زنده به كار مي رود. زبان مجموعه اي از علايم و نشانه هاي قراردادي است كه هر ملت براي تفهيم نظرات و نيات خود آنها را به كار مي گيرد.

شناخت عمومي

شناخت علمي

سخن گفتن در همه جا مناسب نيست.

انديشه مستلزم به كار بردن زبان است .

توانايي به كارگيري زبان از تفاوتهاي مهم بين انسان و حيوان است

در اكثريت افراد، زبان به نيمكره چپ مربوط مي گردد نه نيمكره راست. «مارك داكس» براي اولين بار در مقاله اي نوشت كه فلج شدن ناحيه راست بدن اغلب با از بين رفتن قدرت تكلم همراه است.

زبان وسيله سخن گفتن است .با اين وسيله درست سخن بگوييم نه دروغ.

زبان در اجتماع ساخته و پرداخته مي شود و يكي از پيوندهاي محكم اجتماعي است كه بين اجتماعات وحدت ايجاد مي كند .

براي درست انديشيدن، بايد زبان آموخت و براي خوب سخن گفتن و خوب خواندن بايد درست گوش داد وبراي خوب نوشتن بايد خوب خواند

اگر زبان كودكان به خوبي سخن نگويد، در مسير رشد عمومي، رشد اجتماعي و اخلاقي وي مشكلات مهمي ايجاد مي گردد و مشكلات تربيتي فراواني براي خانواده، خود و اجتماع فراهم مي سازد.

ص 92 پاسخ دهيد : جزميت و جمود پيشداوري تعبد- رياضت - ذهن گرایی سنت گرايي

علوم سياسي علوم نظامي و فضانوردي زمين شناسي زيست شناسي  زيرا بشربه رشد آنها نيازمند شد.

 

 ص 95 : هم انديشي كنيد : خير : دراواخر قرن پنجم قبل از ميلاد جماعتي از اهل نظر در يونان پيدا شدند که جستجوي کشف حقيقت را ضروري نميدانستند، بلکه آموزگاري فنون را بر عهده گرفته ، شاگردان خويش را در فن جدل و مناظره ماهر ميساختند، تا در هر مقام خاصه در مورد مشاجرات سياسي بتوانند بر خصم غالب شوند. ص 96 جستجو كنيد :

دو پديده اجتماعي غير حسي : مانند عدالت - آزادي

دو پديده اجتماعي حسي : مانند ازدواج تيم فوتبال مدرسه

ص 98 شناسايي كنيد :

كندوسازي زنبور عسل لانه سازي پرندگان پارس نمودن سگها

 

                                                   تفاوتهاي انواع شناخت علمي

معيار - نوع

تجربي

عقلي

شهودي

ابزار

حواس

عقل

دل و قلب آْدمي

منبع

عالم طبيعت

حقايق طبيعي و غير طبيعي

وحي و الهامات

روش

مشاهده و احساس

تفكر و استدلال

رياضت و تزكيه نفس

ص 101 مقايسه كنيد :

علم در اين معنا بخشي ازعلم به معناي اول را تشكيل  مي دهد و به سخن ديگر علم تجربي نوعي از انواع دانستنيهاي بسياري است كه در اختيار بشر مي تواند قرار گيرد. رشد علم به معناي دوم عمدتا از آغاز دوره رنسانس به بعد است در حاليكه علم به معناي مطلق آگاهي (معناي اول) تولدش با تولد بشريت هم آغاز است.

واژه «علم» در قرآن كریم به چند معنا به كار رفته است:

الف: علم به معنای عام: دانستن در مقابل ندانستن و معناي مطلق آگاهي : آيه قرآني «خلق الانسان علمه البيان» (خداوند رحمن انسان را آفريد و بيان را به وي تعليم داد/ رحمن/4و3) بهترين مويد اين معناست.قرآن كریم می‏فرماید: «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ» (زمر / 9 ) . «آیا كسانی كه می‏دانند و كسانی كه نمی‏دانند برابرند.»

به نظر می‏رسد مقصود از «علم» در این آیه مطلق علم و دانش است كه شامل همه اقسام علم مفید می‏شود.

از اين منظر به همه دانستنيها صرف نظر از نوع آنها علم گفته مي شود مطابق اين معنا، اخلاق، رياضیات، فقه، ‌دستور زبان، مذهب، زيست شناسي و نجوم همه علم اند... كلمه  Knowledge   در انگليسي و Connaissance  در فرانسه معادل اين معنا علم اند.

ب: علم به معنای خاص یعنی «الهیات» :

قرآن كریم هدف آفرینش جهان را آگاهی انسان از «علم و قدرت الهی» معرفی می‏كند.( طلاق / 12 ) یعنی آگاهی از صفات خدا را به عنوان علم اعلی و هدف خلقت برشمرده است.

و نیز در برخی آیات قرآن از علم «لدنی» یعنی دانشی كه خدا به انسان آموزش می‏دهد سخن گفته شده است.( وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْماً. (كهف / 65).

 در قرن نوزدهم علم به معناي خاص به دانش هايي اطلاق مي شد كه بر تجربه مستقيم حسي مبتني باشند... علم در اين جا در برابر همه دانستنيهايي قرار مي گيرد كه آزمون پذير نيستند. شناخت علمي عبارت است از انکشاف واقعیتی که وجود و جریان کلی آن بی نیاز از من و عوامل درک انسانی (حس، خیال، عقل) بوده باشد که با آن ارتباط برقرار نموده است. در عین حال قضیه و مساله ای را که از این نوع انکشاف حکایت کند قضیه علمی گویند. هر نظریه که با هیچ پیشامد قابل تصور نتواند مردود شود، غیر علمی است. ابطال ناپذیری، حسن یک نظریه نیست (که مردمان غالباً چنان تصور میکنند)، بلکه عیب آن است.

دليل تفاوت : نوع نگرش و جهان بيني حاكم بر دنياي غرب و اسلام است .

ص 103 يادآوري كنيد :

مشكلات جامعه شناسي پوزيتويستي :

1- علم تنها شکل معرفت عقلانی و قابل احترام است و اخلاق و متافیزیک بی معنا هستند. در حالي كه چنين نبود .

2- پوزيتويست ها با تضاد عميقي مواجه بودند زيرا از طرفي معتقد بودند كه لازم است طرح ريزي اجتماعي بر مبناي يافته هاي مسلم علمي پايه گذاري شود و از طرف ديگر اعتقادداشتند كه نبايد تنها منقد بود بلكه بايد تصويري  از جهان مطلوب نيز در نظر د اشت .

3- در خواست پوزيتويسم براي بي طرفي نمايشگر احساس جدايي بود كه فرهنگ سودمندگراپديد آورده بود و دران ارزش واقعي چيزها در مقابل ارزيابي متغيري كه حاصل شرايط بازار بود تضعيف ميگرديد .

4- جامعه شناسي پوزيتويستي چون نظر خوبي نسبت به قانون گذاران و روحانيون نداشت در جست و جوي يافتن برگزيدگان بود كه بتوانند آمرانه طرح جديدي براي جامعه ارائه دهد  . از نظر آنها اولياء  برامور جديد كه بايد طرح جامعه را مشخص مي كردند دانشمندان تكنولوژيت ها و صاحبان صنايع بودند .

در مقابل برخورد دو گرايش راستگرا با يكديگر پوزيتويسم برواكنش غير ديني نسبت به جهان تاكيد مي كرد و حتما كسب دانش اجتماعي را ارزشمند مي دانست و مايل بود اجتناب از ارزش هاي ديني و اخلاقي را يك هنجار جهاني بسازد .

ص 104 : تامل كنيد :

خير

ص 107 : گفتگو كنيد

جامعهشناسي پوزيتويستي عقل تجربي و ابزاري را تنها ابزار براي تكوين معرفت علمي و از جمله علم جامعهشناسي ميدانست. جامعهشناسي تفهمي نيز به دليل توقفي كه بر معناي پوزيتويستي علم داشت، بهرغم توجهي كه به هويت معنايي كنش‎‎هاي انساني و زندگي اجتماعي داشت، هيچ يك از مدل‎‎ها و سطوح ديگر عقلانيت را نتوانست در هويت معرفت علمي دخيل بداند. از ديدگاه تفهمي و تفسيري، انواع ديگر عقلانيت درصورتيكه به حوزه زيست و زندگي اجتماعي وارد شده و در فرهنگ و شناخت عمومي حضور به هم رسانيده و در قالب عقل عرفي يا جمعي ظاهر شده باشند، تنها به صورت ابژه و موضوع علم اجتماعي درميآيند.

رويكرد انتقادي برخلاف ديدگاه تفهمي به استقلال عقل ابزاري و تجربي از ديگر حوزه‎‎هاي معرفتي قائل نبود و هويت عقل ابزاري و تجربي را محصول سطوح ديگري از عقلانيت ميدانست كه در شرايط فرهنگي و تاريخي مربوط به خود ظهور يافته بود.

آن بخش از عقلانيت كه زمينه بروز و ظهور اجتماعي عقل ابزاري و تجربي را پديد ميآورد، بدون شك صورتي عرفي و جمعي دارد، زيرا اين سطح از عقلانيت تا هنگامي كه خود استقرار اجتماعي نيافته باشد، نميتواند دروازه ورود سطح ديگري از عقلانيت به حوزه زيست و زندگي اجتماعي بشر باشد.

نوع جامعه شناسي

پوزيتويستي

تفهمي

انتقادي

نوع عقل مورد استفاده

 عقل ابزاري و تجربي

عقل ابزاري و تجربي

عقل عرفي يا جمعي

ص 108 يادآوري كنيد : 1-- ايجاد علم طبیعی جامعه که بتواند هم تحول گذشته نوع بشر را تبیین کند و هم مسیر آن را پیش‌بینی کند.

2- این علوم به جاي تکیه بر مرجعیت سنت ، خود را بر ترکیب مناسبی از استدلال و مشاهده به عنوان تنها وسیله موجه برای کسب دانش متکی ساخت.

3- انسان برای اینکه محیط غیرانسانی‌اش را به نفع خود دگرگون سازد باید قوانین حاکم بر جهان طبیعی را بشناسد به همین سان کنش اجتماعی مفید برای بشر تنها با استقرار قوانین حرکت حاکم بر تکامل بشری امکان‌پذیر است و سامان اجتماعی و توافق مدلی بر یک پایه استوارند.

4- اگر علوم انساني بتواند به انسان‌ها بیاموزد که قوانین دگرگونی ناپذیر تحول و نظم را در امور بشری باز شناسند در آن صورت انسانها یادخواهند گرفت که چگونه این قوانین را در جهت مقاصد همگانی شان به کار برند.

5- روش مقایسه‌ای ، مشاهده و آزمایشگری در علوم اجتماعی کاربردپذیر است.

ص108 بحث كنيد : خير زيرا اين علم با استفاده از عقل عملي، اول به هويت معنادار كنش‎‎هاي انساني و واقعيت‎‎هاي اجتماعي پي ميبرد؛ دوم ارزش‎‎ها و احكامي را كه براي رسيدن به آرمان‎‎هاي انساني و اجتماعي مورد نياز است، ميشناسد و سوم به صدور احكام تجويزي ميپردازد.

علوم اجتماعي عقلي با كمك حس و تجربه و همچنين با در نظر گرفتن شناخت عمومي و فهم عرفي كه ناظر به وضعيت موجود جامعه انساني است، شناخت مورد نياز را براي تدبير پديده‎‎هاي اجتماعي تأمين ميكند.

ص 112 تحقيق كنيد :فرهنگهاي اساطيري :

در اوستا Avesta و خرده اوستا Khurtak Avesta اكثر ايزدان و فرشته هاي ياد شده يا با طبيعت در ارتباط بوده و به شكلي از مظاهر طبيعت به شمار مي روند. «آبان يشت، خرداد يشت، مهريشت، ماه يشت، آتش يشت، خورشيد يشت.» همه گواه بر اين ادعا هستند. نخستين آفريدگان اورمزد شش امشاسپندان A-mesha-Spenta كه در آغاز فقط تجلي صفاتي از ذات اورمزد بودند، در مراتب تكامل نه تنها صاحب شخصيتي مستقل شدند بلكه با پديده هاي طبيعي زمين وابستگي و ارتباط يافتند. مثلا اورمزد با انسان، بهمن با جانوران. ارديبهشت با آتش. شهريور با فلزها، سپندارمذ با زمين، خرداد با آب و امرداد با گياه ارتباط پيدا كردند. بنابراين همه اين موجودات در خور نيايش و احترام هستند و انسان همواره سعي داشته با روشهايي جادويي و آئيني با مظاهر پيوند يا به داد و ستد عاطفي با آنها بپردازد.  

شيطان پرستي و عرفانهاي كاذب مربوط به جهان اساطيري هستند .

علل گسترش شيطان پرستي :

انسان معاصر، به دنبال گمشده خود در اقليم و مملكت روح است. در فضاي زندگي مدرن همه دستاوردهاي زندگي بشري در اعلي جايگاه خود محقق شده است، دوران مدرنيته، دوران سيطره، كميت است. دوراني است كه در فضا و موقعيت بشري، فقدان امكانات و دستاوردهاي علمي بر بشر تحميل نمي‌شود بلكه در فضاي مدرن و موقعيت‌ جاري امروز، نوعي تفرعن را بوجود آورده كه اين تفرعن موجب شده تا به تعبير كتاب مقدس او در برج بابل (در دوران مدرن) سر بر آسمان به‌سايد و در برابر خداوند سركشي كند. سركشي انسان در دوران مدرن و در فضاي زندگي امروز، از جانب ديگري فقدان معنويت را هم به بار آورده است، يعني انسان معاصر، انسان گسسته از آسمان هست اما در عين حال نمي‌تواند به فطرت خود پشت كند. انسان امروز، در فضاي زندگي مدرن، خود را ارضا شده نمي‌بيند، هنوز هم نقاط پنهاني هست كه مدرنيته و پست مدرنيته به آنها پاسخ نداده و هنوز هم فضاهاي تاريكي وجود دارد كه تكنولوژي نتوانسته پاسخ روشني به آنها بدهد. اين اقليم، اقليم گم شده روح است.اگر دوران قرن بيستم را به تعبير نيچه، دوراني بدانيم كه خدا مرده است و در عين حال ديوانه‌ نيچه با شمشير آخته در شهر، فرياد مي‌زند: كه خدا را كشته‌ام.

علل گسترش عرفان هاي كاذب

انسان مدرن امروزي نمي تواند غافل از عالم معنويت به حيات خويش ادامه دهد . بشر همواره در جستجوي پاسخ پرسش هاي اساسي خود است تا دنيا را براي خود معنادار کند. امروزه واقعيتي به نام «خلاء معنويت» در زندگي انسان مدرن، علي رغم اثبات واقعيت اميد بخش عطش شديد انسان معاصر به حقايق ماوراي طبيعت، آسيب هاي جدي را نيز با خود به همراه دارد؛ يعني هم دست افراد، گروه ها و قدرت هاي فرصت طلب را براي بهره برداري و سوء استفاده از اين احساس نياز معنوي باز مي‌ گذارد و هم دلخوشي و تشبث به هر سرابي را براي اين انسان تشنه، توجيه مي‌کند. در اين روزگار، بعضاً نسل تشنه معنويت، نادانسته عطش خود را با سراب‌هاي عرفان نما فرو مي‌نشاند.

ص 113 تحقيق كنيد

علم و عقل در جهان توحيدي :

نمود اصلي جهان توحيدي فرهنگ قرآني است . قرآن كريم با عبارات مختلفي از عقل تجليل كرده و مؤمنان را به تفكر و تعقل در موضوعاتي تشويق نموده است و از همه مهم تر آنكه سنگ بناي اصول دين را عقل مي داند و اعتقادي را كه از طريق تقليد نه تحقيق بدست آيد به رسميت نمي شناسد. بنابراين ارزش و اهميت عقل را در اسلام و قرآن از موقعيتي كه تعقل و تفكر در مجموعه تعاليم اسلام بدست آورده است مي توان كشف كرد. نمونه هاي زير نشانه هائي از اين جايگاه بلند است:

1- تعقل زيربناي اصول دين است :

2- تشويق به تفكر و تعقل در قرآن و سنت :

3-حمايت قرآن از عقل در برابر عادات اجتماعي :

4-حمايت از عقل درمقابل اكثريت :

قرآن كريم از دو طريق مخاطبان خود را به تعقل دعوت نموده است و از اين طرق ارزشمندي احكام صادره از سوي عقل را رسميت بخشيده است. يكي به طريق مستقيم و به دلالت مطابقي و دوم به طريق غيرمستقيم و به دلالت التزامي.

در روش مستقيم قرآن صريحا دعوت به تعقل كرده است و كساني را كه عقل خود را به كار نمي گيرند مذمت نموده است. در قرآن كريم كلمه عقل و مشتقات آن 94 بار بكار برده شده است.

قرآن مي فرمايد: «ان شر الدواب عند الله الصمم البكم الذين لايعقلون»بدترين جنبده ها كساني هستند كه كر و گنگ و لايعقلند. البته واضح است كه منظور قرآن از كر و لال، كر و لال عضوي نيست. بلكه منظور آن دسته از مردم است كه حقيقت را نمي خواهند بشنوند و يا مي شنوند و به زبان اعتراف نمي كنند. گويي كه از شنيدن حقايق عاجز است و صرفا براي شنيدن مهملات و خزعبلات آمادگي دارد از نظر قرآن كر است و زباني كه تنها براي چرندگويي به كار مي افتد به تعبير قرآن لال است. لايعقلون نيز كساني هستند كه از انديشه خود سود نمي گيرند. قرآن اينگونه افراد را كه نام انسان زيبنده آنها نيست در سلك حيوانات و بنام چهارپايان مخاطب خويش قرار مي دهد.

در يك آيه ديگر ضمن طرح يك مسئله توليدي در مورد توحيد افعالي و توحيد فاعلي مي فرمايد: «و ما كان لنفس ان تومن الا باذن الله؛ هيچكس را نرسد كه ايمان بياورد مگر به اذن الهي.»

به دنبال طرح اين مسئله غامض كه هر ذهني ظرفيت تحمل و درك آن را ندارد و براستي انسان را تكان مي دهد آيه را چنين دنبال مي كند: «ويجعل الرجس علي الذين لايعقلون؛ و بر آنانكه تعقل نمي كنند پليدي قرار مي دهد.»

در اين دو آيه كه به عنوان نمونه ذكر كردم، قرآن به اصطلاح اهل منطق به دلالت مطابقي دعوت به تعقل نموده است.

اما در روش غيرمستقيم، قرآن به نكاتي اشاره مي كند كه پذيرش آنها بدون به رسميت شناختن عقل ممكن نيست و به عبارت ديگر لازمه منطقي اظهار اينگونه مطالب، اعتراف به حجيت و سنديت عقل است. استاد مطهري درباره اين شيوه قرآن مي فرمايند:

آيات بسيار ديگري نيز وجود دارند كه قرآن به دلالت التزامي سنديت عقل را امضا مي كند به عبارت ديگر سخناني مي گويد كه پذيرش آنها بدون آنكه حجيت عقل پذيرفته شده باشد امكان پذير نيست، مثلا از حريف استدلال عقل مي طلبد: «قل هاتوا برهنكم»

علم در جهان توحيدي

در نخستین سوره ای که بر پیامبر (ص) نازل گردید چنین می خوانیم : بخوان به نام پروردگارت که آفرینش را آغاز کرد ( از عدم بوجود آورد) آدمی را از خونی بسته ایجاد نمود . بخوان - و آن پروردگار بسیار بخشنده ات - همان کسی است که نوشتن را بیاموخت و الهام فرمود - آدمی را به آنچه نمی دانست دانا ساخت .(علق 1-5)

و در آغاز سوره الرحمن نیز می خوانیم : خدای مهربان قرآن را ( به پیامبر ) یاد داد- و انسان را خلق گرد و به او سخن گفتن آموخت .

در این دو آیه - ابتدا عنایت به علم شده و سپس به خلقت انسان .در آیات بسیاری ار این قبیل نیز دانشمندان را تشویق و مورد خطاب قرار داده - مانند : او کسی است که ستارگان را برای شما قرار داد تا به وسیله آنها از تاریکیهای خشکی و دریا هدایت شوید-ما آیات و نشانه های خود را برای کسانی که می دانند ( اهل فکر و اندیشه اند) شرح دادیم .(انعام -97)

و در آیه دیگر می فرماید : او کسی است که شما را از یک نفس آفرید در حالی که بعضی از انسانها از نظر ایمان یا خلقت کامل و پایدارند و بعضی ناپایدار- ما آیات خود را برای کسانی که می فهمند بیان نمودیم (انعام-98)

و در باره خلقت آدم ابوالبشر چنین می فرماید : و همه علم اسماء (علم اسرار آفرینش و نام خواص موجودات ) را به آدم آموخت . سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود : اگر راست می گوئید اسامی اینها را برشمارید .(بقره -31)

اسلام تمامي انسانها را به فراگيري دانش فرا مي‏خواند. جمع آوري آيات و رواياتي كه در زمينه علم و دانش است چندين جلد كتاب مي‌شود. در قرآن حدود 780 بار لفظ علم و مشتقات آن به كار رفته است و به صراحت تاكيد مي‏كند كه دانا و نادان يكسان نيستند. رسول خدا(ص) مي‏فرمايد «طلب العلم فريضة علي كل مسلم و مسلمة»(فراگيري علم و دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است).

 

ص 114 مقايسه كنيد :

تفاوت برخورد جهان توحيدي و جهان اساطيري با مراتب علوم و شناخت هاي عقلي

جهان توحيدي

جهان اساطيري

يكي از منابع شناخت وحي است

منكر وحي به عنوان منبع شناخت است

انسان مي تواند علم لدني داشته باشد

انسان  علم لدني ندارد بلكه رموز برخي كارها در نزد برخي انسانها است

عقل و علم كاشف از حقيقت است

توهم و خيال و تصور كاشف از حقيقت است

 

ص 117  تامل كنيد :

سوره اعراف آيه 157 :

الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.

همانها که از فرستاده (خدا)، پيامبر «امّى» پيروى مى‏کنند؛ پيامبرى که صفاتش را، در تورات و انجيلى که نزدشان است، مى‏يابند؛ آنها را به معروف دستور مى‏دهد، و از منکر باز ميدارد؛ اشيار پاکيزه را براى آنها حلال مى‏شمرد، و ناپاکيها را تحريم مى کند؛ و بارهاى سنگين، و زنجيرهايى را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر مى‏دارد، پس کسانى که به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش کردند، و از نورى که با او نازل شده پيروى نمودند، آنان رستگارانند.

سوره صافات آيات 138-137 :  وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ (و شما پيوسته صبحگاهان از کنار (ويرانه‏هاى شهرهاى) آنها مى‏گذريد... ) وَبِاللَّيْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ (و (همچنين) شبانگاه؛ آيا نمى‏انديشيد؟!)

اشاره به آثار باقيمانده شهر سدوم است كه طبق آيات قرآن در مسير راه كاروانهاى مردم حجاز قرار داشت ، و تا زمان ظهور پيامبر اسلام (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) نيز باقى بود ، چنانكه در آيات فوق شما صبح و شام از كنار آنها مى‏گذريد آيا انديشه نمى‏كنيد ؟!

به طور مسلم، تعقل در باب امم گذشته از منظر قرآن كريم، اصالت و استقلال ندارد، بلكه به عنوان مقدمه امر ديگرى مطرح است. اگر تأمل و تعقل درباره اين امت ها به منظور فراگيرى شيوه هاى ناشايست و اعمال نادرست ايشان باشد، بدون شك از ديدگاه قرآن امرى ناشايست و زشت است كه نبايد صورت گيرد. و هم چنين تأمّل در زندگى و سرنوشت ايشان صرفاً براى فهم داستان يك قوم خاص بدون هرگونه نتيجه گيرى نيز مدنظر قرآن نيست، زيرا قرآن در بيان داستان ايشان دست به گزينش خاصى مى زند و معمولا اعمال نادرست، عقايد خرافى و سرنوشتى را كه در اثر چنين عقايد و اعمالى گريبان گيرشان شد، مطرح مى سازد. اين ها نشان گر آن است كه تعقل، به منظور پى بردن به قانون مندى هاى حاكم بر ايشان و استفاده بهينه از اين قانون مندى ها در جهت سعادت خود و ديگران است و اين امر، بالملازمه بر قانون مند بودن پديده ها و امكان كشف و به كارگيرى آن ها دلالت دارد.

ص 118 گفتگو كنيد :  رابطه فرد و جامعه از ديد قرآن

انسان در میان تمامى جانداران موجودى است كه باید اجتماعى زندگى كند و این مطلب احتیاج به بحث زیاد ندارند، چرا كه فطرت تمامى افراد انسان چنین است یعنى فطرت تمام انسانها این معنا را درك مى كند و تا آنجا هم كه تاریخ نشان داده هر جا بشر بوده اجتماعى زندگى مى كرده و آثار باستانى هم (كه از زندگى قدیمى ترین بشر آثارى بدست آورده) این مطلب را ثابت مى كند. قرآن كریم هم با بهترین بیان در آیاتى بسیار از این حقیقت خبر داده، از قبیل آیه:

«یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى ، وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا ...» ترجمه: هان اى مردم ما شما را از یك مرد و یك زن آفریدیم و شعبه شعبه و قبیله قبیله تان كردیم تا یكدیگر را بشناسید ( سوره حجرات آیه: 13)

و آیه: «نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا، وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ، لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا» ترجمه: مائیم كه معیشتشان را در بینشان (در زندگى دنیا) تقسیم كردیم و بعضى را بدرجاتى ما فوق بعضى دیگر قرار دادیم، تا بعضى بعضى دیگر را مسخر خود كنند (سوره زخرف آیه: 32)

ص 119 تامل كنيد :   بلي

زيرا سنت يعني قوانين ثابت واساسي تکويني يا تشريعي الهي که هرگز دگرگوني ندارد. سنت هاي الهي براساس قوانين خاص و روابط علي و معلولي در جامعه جاري اند. انسان ها وجوامع انساني با اعمال اختياري فردي وجمعي خود در تحقق سنت الهي يا تعجيل و تأخير آن نقش دارند و با عقل و تجربه مي توان آنها را كشف نمود